پنج‌شنبه 29 جولای 10 | 16:30

«هوای نفس»، بلای جان ما در جنگ نرم

در جنگ سخت و هشت سال دفاع مقدس یک حادثه حساب شده از سوی دشمنان، باعث شد ما یک دغدغه مشترک پیدا کنیم و حول محور آن دغدغه مشترک بسیاری از جوانان ما جان خودشان را فدا کنند. آن دغدغه مشترک هم ایران اسلامی بود.


تریبون مستضعفین – دکتر شهرام گیل‌آبادی -در جنگ سخت و هشت سال دفاع مقدس یک حادثه حساب شده از سوی دشمنان، باعث شد ما یک دغدغه مشترک پیدا کنیم و حول محور آن دغدغه مشترک بسیاری از جوانان ما جان خودشان را فدا کنند. آن دغدغه مشترک هم ایران اسلامی بود یعنی برای ایران هرکسی هرچیزی داشت، گذاشت و با قصد قربت حرکت کرد و اوج تکلیف گرایی در نظام ما همان دوره است. کسی به فکر تنوع و تغییر ذائقه خودش نبود اگر هم بودند اندک بودند. اکثر مردم نسبت به دغدغه مشترکشان احساس تکلیف می‌کردند.

در جنگ نرم  نقش هوای نفس بسیار پر رنگ تر است. اگر نفس نبود ما میتوانستیم دغدغه مشترک تعریف کنیم و در بسیاری از موارد از خودمان به خاطر آن دغدغه مشترک بگذریم. همین هوای نفس است که باعث می‌شود که بعضیها بخواهند تا فروپاشی جغرافیای ایران بزرگ هم حرکت بکنند و حتی نقش پدری خودشان را فراموش کنند. به نظر من رئیس یک دولت و نهاد حکومتی در هر نحله و هر زاویه فکری هم که باشد ایرادی ندارد. اگر جمهوری اسلامی را پذیرفته باشد و تبعیت از ولایت و جمهوری اسلامی داشته باشد و طبق قوانین عمل کند باید نگاه به دغدغه مشترک را بتواند در همه به وجود بیاورد. و باید در سطح خودش پدری بکند برای جمهوری اسلامی.

کسانی که آن طرف مرز قرار میگیرند یعنی کسانی که حاضرند تا فروپاشی نظام جمهوری اسلامی پیش بروند انها که تکلیفشان معلوم است و اصلا داخل نظام تعریف نمی شوند. اما آنها که دغدغه مشترک دارند و داخل نظام تعریف میشوند باید بتوانند تحت تاثیر نگاه پدرانه سیستم اجرایی کشور به اندازه خودشان در جنگ نرم عمل گرا باشند.

مقام معظم رهبری تاکید بر این دارند که اختلاف ها باید کنار برود و آدم ها باید کنار همدیگر با دغدغه مشترک کار کنند. هدف باید ارتقا امید درجامعه اسلامی و ایرانی باشد. هدف باید بالا بردن سطح اندیشگی کشور باشد. برای رسیدن به فضاها و گستره های جدی و برای رسیدن به فردا. اما باز می‌بینیم که دوتا مسئول روی دیدن هم دیگر را ندارند و می بینیم بعد از اینکه مردم رای دادند و تمام شد و مدت زیادی گذشته، دوباره در موضع غر زدن و عناد قرار میگیرند. اگر این نفس کنار نرود مشکل ها همچنان پا برجاست.

تفاوت دوره جنگ نرم و دفاع مقدس همین جاست. خیلی ها تحت تاثیر تنوع طلبی و تکثر گرایی و راحت طلبی و توجه به رفاه خودشان از تکلیف گرایی دور شده‌اند و دغدغه کشور را فراموش کردند. اما در آن دوره ملاک اصلی و محک جدی تکلیف است. درآن دوره خیلی ها به فکر خودشان نبودند. می بینم بچه خودش را که تازه به دنیا آمده بغل نمی کند که دل‌بستگی پیدا نکند به آن بچه. و می رود در عرصه دفاع مقدس و در جنگ شهید می‌شود. از این دست و از این نوع موارد زیاد داریم. در فضای جنگ نرم ما باید به دغدغه مشترک فکر کنیم. اگر توانستیم از نفس مان به خاطر دغدغه مشترک بگذریم. و پا فشاری بی خود نداشته باشیم با پشت پا زدن به خیلی مسائل جنگ نرم که هیچ، خیلی از سختیهای دیگر را هم طی کنیم.

ایران فردا امری است که باید در راس دغدغه های مشترک بقیه تعریف بشود. ایران برای رسیدن به فردا نیاز به این دغدغه مشترک و هم افزایی در توان و هم سویی دارد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: