پنج‌شنبه 29 جولای 10 | 10:39

افشاي 90 هزار سند جنگ افغانستان سرپوش كدام واقعيت؟!

روز يكشنبه ابتدا «وب سايت آمريكايي ويكي ليكس» و سپس سه روزنامه بسيار مهم آمريكايي، انگليسي و آلماني -يعني نيويورك تايمز، گاردين و اشپيگل- از وجود بيش از 90هزار سند «خيلي محرمانه» ارتش آمريكا خبر دادند.


روز يكشنبه ابتدا «وب سايت آمريكايي ويكي ليكس» و سپس سه روزنامه بسيار مهم آمريكايي، انگليسي و آلماني -يعني نيويورك تايمز، گاردين و اشپيگل- از وجود بيش از 90هزار سند «خيلي محرمانه» ارتش آمريكا كه نشان مي دهد فرماندهان يگان هاي نظامي كشورهاي عضو ناتو از يك سو تعداد زيادي از شهروندان غيرنظامي افغاني را در فاصله ژانويه 2004 تا دسامبر 2009- بهمن 1382 تا آذر 1388- بي محابا و مكرر به قتل رسانده اند و از طرف ديگر اطلاعات گمراه كننده اي درباره ميزان توانايي و قدرت طالبان و القاعده در افغانستان به دولت هاي خود ارائه كرده اند.
مديرسايت ويكي ليكس مدعي است كه اين اسناد را يك سازمان غيردولتي (!) در اختيار او قرار داده و بيانگر آن است كه روي اصلي جنگ افغانستان هرگز در رسانه هاي غرب و حتي گزارش هاي رسمي نيامده است. «جوليان اسنج» در گفت وگو با «اشپيگل» مي گويد: «جنايات زيادي توام با نقض حقوق بشر در افغانستان اتفاق افتاده و جان هزاران افغاني بي گناه گرفته شده است» و «يگان سياه» نيروهاي ويژه، رهبران طالبان را بدون محاكمه به قتل رسانده اند و حال آنكه جرم اكثر آنان صرفاً شركت در تظاهرات اعتراضي عليه دولت بوده است»!
ادعاي انتشار بيش از 000/90 سند محرمانه كه تاكنون جز تعداد كمي از آنان در دسترس قرار نگرفته اند، درست در فاصله زماني 3 تا 4 روز پس از برگزار شدن اجلاس كابل صورت گرفته است و جالب اين است كه مباني گزارش منتشر شده در نيويورك تايمز و گاردين و اشپيگل- روزنامه هاي سه كشوري كه شكل دهنده اصلي نيروهاي ائتلاف در افغانستان هستند- قبلاً در اجلاس كابل بصورت جمعبندي نهايي و مبناي تغيير نگرش در مسائل افغانستان به تصويب رسيده است! مهمترين موضوعاتي كه در اجلاس 29 تير كابل به تصويب رسيد عبارت بودند از تغيير رويه ايساف-نظاميان ناتو در افغانستان- نسبت به طالبان و چشم پوشي از تلاش جدي آنان براي بازگشت به حاكميت و زمينه سازي براي تجزيه افغانستان بر مبناي پايه گذاري يك نزاع جدي بين بخش هاي شمالي از بخش جنوبي افغانستان بود. جالب اين است كه در اسناد منتشر شده آمده است كه نيروهاي آمريكايي، فرانسوي و انگليسي به جاي بي طرفي در نزاع بين دولت كرزاي و طالبان عليه يك گروه وارد عمل شده و حال، آنكه اكثر رهبران طالبان كه بدون فراهم شدن شرايط محاكمه به قتل رسيده اند جرمي جز مخالفت با بعضي از تصميمات دولت نداشته اند. يعني در اين اسناد طالبان از حد نيرويي برانداز، شورشي و تروريست به حد «اپوزيسيون» -يعني مخالفي كه با استفاده از روش هاي قانوني درصدد ايفاي نقش سياسي حاكميت است- تنزل داده شده است و اين در حالي است كه همه گزارش ها بيانگر آن است كه در فاصله سالهاي 2004 تا 2009- كه اين گزارش ناظر به اين دوره تاريخي است- آمار جرم و جنايات طالبان از يك سو و ناتو از سوي ديگر فزوني گرفته و در سال 2010 اين آمار به چند صددرصد رسيده است. اين نتيجه گيري ها كاملاً با مصوبات و چرخش هاي اساسي در اجلاس كابل انطباق دارد و نشان مي دهد كه اين دو يكي هستند و البته دومي براي پوشاندن مصوبات اجلاس كابل و توجيه تراشيدن براي عقب گرد ناتو از افغانستان طراحي شده است.
برخلاف ادعاي مدير و صاحب سايت ويكي ليكس- جوليان اسنج- مبني بر اينكه اين حدود 000/90 سند را يك نفر در اختيار سايت او و چند روزنامه مهم غرب قرار داده است كه البته بعضي از سايت هاي ديگر وي را «حميد گل» فرمانده اسبق اطلاعات ارتش پاكستان دانسته اند، پايگاه مهم اطلاع رساني «استرادفورد»- كه يك موسسه مهم اطلاعاتي آمريكايي است ديروز نوشت: «اين اسناد و اطلاعات در «ديتابيس»- پايگاههاي ذخيره اطلاعات هاي گوناگوني نگهداري مي شده و تصور اينكه يك نفر به همه آن ها همزمان دسترسي داشته باشد مشكل است». اين پايگاه مي افزايد: بسياري از اين اطلاعاتي كه منتشر شده اند، اطلاعات آشكار و معمولي- فاقد طبقه بندي- هستند و لذا افشاي اين اطلاعات يك سورپرايز – شگفتي- واقعي نيست بلكه يك سورپرايز جعلي است.»
جالب اين است كه مقامات آمريكايي و افغاني در اين ارتباط اظهاراتي متناقض داشته اند و اين نشان مي دهد كه درباره به نتيجه رسيدن اين «سورپرايز جعلي» ترديد داشته اند. اوباما رئيس جمهور آمريكا روز گذشته در كنفرانس خبري در واشنگتن گفت: هر چند من نگران افشاي اطلاعات حساس از ميدان نبرد هستم واقعيت اين است كه اين اسناد هيچ مسئله اي را فاش نمي كند كه قبلاً در حيطه بحث هاي عمومي درباره افغانستان وجود نداشته است. اين اسناد در واقع به همان چالش هايي اشاره دارد كه باعث شد من سياست آمريكا را درباره افغانستان در پاييز گذشته بازنگري كنم.»
حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان هم كه ظاهراً بايد در برابر جنايات افشا شده و اسناد موضع قاطعي بگيرد، كاملاً شبيه رئيس جمهور كشوري كه نيروهاي آن به اين جنايات دست زده اند، موضع گرفته است. «وحيد عمر» سخنگوي حامد كرزاي- دو روز پيش قبل از آنكه اوباما موضعگيري كند! – اعلام كرد: «واكنش فوري رئيس جمهور – كرزاي – اين است كه بيشتر اطلاعات اين اسناد نو نيست بلكه بيشتر آنها مسايلي است كه در گذشته درباره آنها بحث شده و ما راجع به آنها با شركاي بين المللي خود هميشه صحبت كرده ايم.»
در واقع آنچه اوباما و كرزاي گفته اند در اين جمله خلاصه مي شود: «براي اجتناب از جنايات بيشتر، استراتژي امنيتي خود را در افغانستان تغيير داده ايم.» انتشار اين تعداد سند كه آنچه افشا شده هرگز به صدها سند هم نمي رسد چه رسد به دهها هزار براي آن است كه از يك افتضاح سياسي – شكست ابرقدرت غرب از يك گروه كم شمار در استانهاي جنوبي افغانستان – يك اقدام انسان دوستانه بسازند و بر شكست استراتژيك نام تغيير در تاكتيك بدهند.
آمريكا و انگليس در افغانستان قرار است كرزاي و طالبان را در مقابل 15 استان شمالي شامل ازبك ها، هزاره ها، تاجيك ها و شيعيان كه بيش از 40 درصد از جمعيت اين كشور را شامل مي شوند قرار دهند و جنگي داخلي را بار ديگر در اين سرزمين كليد بزنند. همه مي دانند كه قدرت گرفتن طالبان، دولت كرزاي را به حاشيه آورده و يا آن را با رقيب سابق خود – طالبان – منطبق مي گرداند و اين در متن خود حذف مجاهدين و نيروهاي شمال به حساب مي آيد و اين يعني آغاز دوباره جنگ داخلي. محمد محقق رئيس حزب وحدت اسلامي افغانستان دو هفته پيش – پس از حذف كانديداي شيعه و هزاره از انتخابات وزرا – با صراحت اعلام كرد كه ما در مقابل پشتونيزاسيون كشور مي ايستيم و از اين پس با تصميمات دولت مقابله مي نمائيم.
نزاع ماههاي آينده ميان گروههاي شمال و جنوب افغانستان – اگر پيشگيري نشود – ممكن است كار را به تجزيه افغانستان بكشاند. تجزيه اين كشور، دو دولت كوچك را به وجود مي آورد كه هر دو به حمايت خارجي نيازمند باشند. آمريكايي ها با شركت دادن پاكستان و عربستان به يك سيستم ادغامي منطقه اي – داخلي مي انديشند به گمان آنها اين سيستم ادغامي به كنترل طالبان مي انجامد ضمن آنكه به يك موي دماغ عليه ايران تبديل مي كند. انگليس و آمريكا در اين صحنه به دنبال آنند تا نيروهاي خود را در افغانستان به حداقل برسانند و صرفا در حد «مشت آهنين» – IRON Fist – براي محافظت از نيروهاي سياسي و امنيتي خود در كابل و يكي دو شهر ديگر نگه دارند. اين سياست درگيري ها را از شكل افغاني-غربي به شكل پشتون-تاجيك تغيير مي دهد و نزاع داخلي را تشديد مي كند.
آمريكايي ها به خوبي دريافتند كه توسل به جنگ هاي پر شدت و حتي كم شدت قادر نيست آنان را به اهداف خود برساند. در اين دوره 10 ساله آنان، جنگ را بطور مستقيم راه انداخته اند؛ جنگ بين المللي افغانستان در آغاز پاييز 2001 و جنگ بين المللي عراق در آغاز بهار 2003 اين دو جنگ پرشدت نزديك به 10 سال آمريكا و انگليس را درگير خود كرده و به استهلاك نيروهاي آنان انجاميده است. كما اينكه دو جنگ منطقه اي 33 و 22 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان و غزه هم نشان داد كه غرب قادر نيست جنگهاي منطقه اي را هم تا دستيابي به موفقيت مديريت نمايد بر اين اساس آنان از جنگ هاي پرشدت بين المللي يا منطقه اي به جنگ هاي داخلي تغيير مسير داده اند جنگهايي كه براي آنان هزينه اي در برندارد اما مي تواند مخالفان آنان را تا حد بسيار زيادي ضعيف گرداند. درگيري طالبان با تاجيك ها، درگيري ساكنان 3 استان سني عراق با 9 استان شيعي اين كشور، درگيري الحوثي ها با دولت صنعا و يا درگيري شمال و جنوب در يمن، درگيري سني ها با شيعيان ذيل موضوع دادگاه بين المللي رسيدگي به ترور رفيق حريري در لبنان و انواع ديگري از درگيري هاي داخلي يك استراتژي كم ضرر براي آمريكا، انگليس و فرانسه به حساب مي آيد.
بر اين اساس اسنادي منتشر مي شوند تا زخم ها سر باز كنند و نظاميان غرب به خانه هاي خود برگردند اين چيزي است كه ديروز موسسه اطلاعاتي «استراد فورد» در خاتمه گزارش خود به آن اشاره مي كند: «ما اين ماجرا را با اين معني به پايان مي رسانيم، چه كسي همه اين اسناد – بيش از 90 هزار – را جمع آوري كرده و يا وقت كافي براي جمع آوري آن داشته و اجازه داشته بصورت رسوا كننده اي آنها را منتشر نمايد؟ چه كسي امكانات خروج و جابجايي آن به جهان خارج را داشته و نقض پروتكلهاي امنيتي آمريكا براي او مشكلي نداشته است؟»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.