چهارشنبه 11 آگوست 10 | 10:31

آيا اسلام “گم” مي‌شود؟

امام پاي اسلام ايستاده‌اند ملت به پشتوانه اين حركت در دفاع از اسلام فرزندان خودشان را تقديم كردند. صحبت از مكتب ايران مي‌شود و بعد هم توجيه مي‌كنند كه نظر آقايان ناسيوناليسم ايراني نبوده, بلكه بحث عشق است و عشق است و عشق. مگر در اسلام عشق نيست؟


حجة الاسلام احمد سالك سخنگوي جامعه روحانيت مبارز و حجةالاسلام حميد پارسانيا استاد دانشگاه در ميزگردي در برنامه “بدون خط خوردگي ” راديو گفتگو به بررسي مكتب جديد التاسيس ايران پرداختند متن‌ اين گفت‌وگوي راديويي به شرح ذيل است:

بحث پيرامون مكتب اسلام و ايران انتقادات فراواني ايجاد كرده است. در اين باره با حجةالاسلام احمد سالك سخنگوي جامعه روحانيت مبارز گفتگو مي كنيم. آقاي سالك نظر شما را درباره اظهارات اخير مي شنويم.

سالك: بحثي مطرح شد, تحت عنوان مكتب ايران و مكتب اسلام و پرداختن به معرفي مكتب ايران به جاي مكتب اسلام. اين بحث به مسائل مهمي مرتبط است. نكته اول اينكه انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني(ره)مبتني بر تجربه ارزشهاي ديني و قرآني است. نكته دوم تكيه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري و همه علما بر اسلام ناب است.

تلاش همه علما از تاريخ صدر اسلام تا الان به تبعيت از پيغمبر اكرم(ص) و ائمه هدي(ص), حاكم كردن دين خدا در بين مردم است. و براي دفاع از مكتب اسلام ما شاهديم كه كتابهاي فراوان نوشته شده, بسياري از علما و بزرگان ما در پاي اسلام و تبعيت از رهبران ديني به شهادت رسيدند. جمع بندي من از اين مطلب اين است كه تاريخ پر است از دفاع از اسلام ناب و انقلاب اسلامي ما كه پاي اسلام ايستاده اند. اسلام براي هدايت بشريت از گمراهي و ضلالت امده است. اگربه اوايل انقلاب توجه كنيم نهضت آزادي و جريانات ديگر فرياد زدند كه جمهوري اسلامي بدون اسلام ,جمهوري ايراني. يا فرياد زدند جمهوري دموكراتيك اسلامي, يا جمهوري اسلامي دموكراتيك و حضرت امام (ره) فرمودند, جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد.

امام پاي اسلام ايستاده اند ملت به پشتوانه اين حركت در دفاع از اسلام فرزندان خودشان را تقديم كردند. صحبت از مكتب ايران مي شود و بعد هم توجيه مي كنند كه نظر آقايان ناسيوناليسم ايراني نبوده, بلكه بحث عشق است و عشق است و عشق. مگر در اسلام عشق نيست؟ مگر در اسلام علاقه و محبت قلبي نسبت به مباني اسلامي نيست كه ما امروز يك خط فكري جداگانه اي بدهيم. من احساس مي كنم كه بحث ساختارگرايي و پسا ساختارگرايي مطرح است. قويترين ساختار را در نظام حكومتي, ما در سطح دنيا داريم. به دليل اينكه مباني ما ديني است, رهبري داريم. پسا ساختارگرايي اين گونه القا مي كند كه حكومت منهاي رهبري, منهاي دين, منهاي مسائل ديگر.

بحث ايران است و ايران است و ايران. افتخار ما اين است كه انقلاب اسلامي با پشتوانه تاريخي وسيعي كه در ايران است و در اين نقطه از جهان به رهبري يك روحاني بزرگواري مثل حضرت امام(ره) سازمان يافت. افتخار ايران به اسلام است. اين ايران است كه كلمه اسلام پشت آن مي آيد لرزه بر اندام استكبار جهاني مي اندازد. من يك جمله اي اينجا اضافه كنم, بعد از صحبت هايي كه آقايان كردند , اولين شبكه وهابيت در عربستان سعودي توسط يكي از علماي وهابي استفاده كاملي از اين صحبت ها كرد و فرياد زد كه ما 30 سال است مي گوييم ايران براي ايران دارد كار مي كند سخن از اسلام و شيعه و اينها نيست, يكي از مقامات حكومتي راجع به ايران صحبت كرده و بحث اسلام ندارد و مي گويد از اين پس مكتب ايران مطرح است به جاي مكتب اسلام و اين نكته، نكته نگران كننده اي است, خوراكي شد براي دشمنان اسلام و بايد هر كسي محدوده حركت خود را بشناسد. ايشان 7 مسئوليت دارند الحمدا… من نمي دانم چگونه تقسيم كار كردند كه به اين نوع نظريه پردازي ها هم هراز چندگاهي مي پردازند و مشكلاتي را درست مي كنند. همه علما ناراحت هستند. يك دغدغه اي براي متدينين روي اين مسئله درست مي شود و سوالاتي مطرح مي شود.

راديو گفتگو: آقاي پارسا نيا يكي از انتقاداتي كه مطرح است اين است كه اسلام يك دين جهان شمول است و به يك قوم يا نژاد خاصي تعلق ندارد. براي تبيين اين موضوع بايد به چه نكاتي توجه كنيم؟

پارسا نيا: اسلام به عنوان يك حقيقت يك برنامه زندگي كه متن اراده تشريعي خداوند است، در مقام خود عنايت و لطف و هدايت الهي است . اما اين مسئله اگر بخواهد در عرصه زندگي تحقق يابد , قاعدتاً انسانها نقش دارند، زيرا انسان است كه بايد ايمان بياورد ودر مسير تحقق و واقعيت بخشيدن آن عمل مي كند. حالا در سطح زندگي فردي و شخصي, افرادي كه ايمان مي آورند, تعبير قرآن اين است كه اينها منتي بر اصل و حقيقت اسلام ندارند, چون اسلام را اينها خلق نمي كنند بلكه اسلام را اينها مي پذيرند.

گاهي هم از حوزه فرد فراتر رفته و به عرصه فرهنگ مي رسد , قاعدتاً قوم و جامعه اي كه به اسلام ميگروند, مسير حضور اسلام در عرصه فرهنگ مي شوند. اين هم از ناحيه اين سنت الهي است كه خداوند به لحاظ تكويني اراده كرده كه اراده تشريعي او از مسير اراده انسانها باشد و پس از تحقق به عرصه تاريخ بيايد.

راديو گفتگو: چقدر حضور اسلام در اين رابطه تأثيرگذار بوده؟

پارسانيا: حيات امت و هويت جامعه ايران از طريق ايمان آن به اسلام و حقيقت است.جامعه ايران با گرويدن به اسلام و ايماني كه آورد, مجراي اين شد كه اسلام به عرصه تاريخ بشري حضور به هم برساند. اين نكته را شهيد مطهري در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران به خوبي بيان كردند.

راديو گفتگو: آقاي سالك ابتدا معتقد بودند كه ايران تأثير زيادي در نشر اسلام داشته نظر شما را مي شنويم.

سالك: اگر به تاريخ اسلام بازگرديم از صدر اسلام ما شخصيت بزرگواري را مثل حضرت سلمان داريم. كه از ايران حركت كرده و به پيغمبر اكرم(ص) پيوسته و سابقه طولاني در اين جهت دارد و پيغمبر اكرم(ص) هم عنايت ويژه اي به اين بزرگوار داشتند. بعد از آن علماء بزرگواري داشتيم كه اينها دنباله روي حركت اسلام بودند.

راوياني داشتيم كه احاديث بزرگان و اهل بيت(ع) را نقل مي كردند و همه اين شخصيت ها در قرون مختلف تا زمان امام حسن عسگري(ع) و حضرت مهدي (عج) حضور داشتند . ايراني ها از استعداد فوق العاده اي برخوردارند ، شعرا ,ادبا ، ,شخصيت ها و فقها و راويان بزرگوار,كساني بودند كه اسلام را به جاهاي ديگر و نقاط ديگر گسترش دادند و اين فرهنگ عظيم را در سطح كشورهاي مختلف به اشكال مختلف منتشر كردند.

اين سابقه عظيم و اين اعتبار بسيار مهم را با توجه به انقلاب اسلامي و نقش اساسي و كليدي حضرت امام(ره) در قرن حاضر, به گونه اي است كه گسترش دهنده فرهنگ اسلام ناب كه محوريت و تجلي آن در يك حكومت ديني است, در كنار حكومت هايي كه در جهان مطرح هستند, چنان قدرتي را بوجود آورده كه امروزه ابتكار عمل دست اسلام است آن هم در ايران , در دست رهبري علما و بزرگان است. اين ظلم بزرگي است كه ما بياييم اين را كنار بزنيم, و برويم سراغ مسائل ملي و جغرافيايي سياسي. اين كار صحيحي نيست و اين ظلمي است كه به اسلام, ملت مسلمان در ايران خواهد شد.

لذا بايد دفاع كرد از اصل اسلام. اين مسئله تجلي حديث ثقلين است, قرآن و عترت. اين دو از هم جدا شدني نيستند. استاد قرآن اهل بيت، راسخون در علم هستند. عالمان هستند و قرآن هم مشخص است, قانون الهي است. كلام نوراني حضرت حق است. اين دو با هم هستند. بنابراين در شرايط كنوني كه دشمنان و استكبار تلاش مي كند دين را ابزار كند,مسجد و محراب را ابزار كند,آقاي مايكل برانت مي گويد روحانيت و عاشورا و اينها را بايد گرفت و انحرافي ايجاد كرد.

تلاش استكبار بر اين مبنا است كه يك حكومت منهاي دين,منهاي اسلام مطرح باشد. با تمام رشد فرقه و شبه عرفانهاي نويني كه بواسطه جنگ نرم درجامعه مطرح است ، صحيح نيست كه يك مقامي در نظام ما بيايد و با صراحت بگويد يك خط انحرافي ديگر را مطرح كند. البته بعيد مي دانم ملت ايران و مردم و علما اجازه دهند.

راديو گفتگو: آقاي سالك مقام مسئولي كه اشاره كرديد، ما به صورت كتبي هم از ايشان دعوت كرديم كه در برنامه ما حضور يابند متأسفانه حاضر نشدند.

سالك: من مي خواهم مطلبم را جمع بندي كنم. اينكه موضوع علم قرآن و اسلام انسان است. يعني شريعت اسلام واخلاق اسلام در جهت سير كمالات و كسب ملكات اخلاقي و مسائل تعالي علمي و ديني و غيره است. موضوع خاك و جغرافيا نيست. بحث خاك و جغرافيا و كشور, نعمتهاي الهي است در اختيار انساني كه اشرف مخلوقات است با قيد تدين.

راديو گفتگو: اقاي سالك اشاره به اين موضوع داشتيد كه ملت ايران قبل از اينكه به حمايت از ايران بپردازد از اسلام تبعيت و حمايت كرده است. به نظر شما هرگونه اظهار نظر جهت تقسيم بندي اسلام در كشورها نمي تواند منجربه سوءاستفاده فرقه هايي مثل وهابيت شود؟

سالك: طرح مطالبي كه جامعه اسلامي را فرقه فرقه كند خيانت است آن هم به ملت مسلمان شهيد داده ايراني و اين موضوع به هيچ وجه قابل تحمل نيست.در حالي كه تمام دشمنان از زمين و آسمان منتظر چنين سوژه هايي هستند كه عليه اسلام به جريان بياندازد.

كما اينكه از صحبتهاي اين آقا همين استفاده را وهابي ها در شبكه عربستان كردند در شب گذشته و ما شاهد آن همه بي ادبي آنها بوديم و توهين هايي كه كردند. لذا صحيح نيست. اينكه ايشان به عنوان يك مقام مسئول و در تريبون رسمي جمهوري اسلامي آن هم در جمع يك عده ايراني كه برخي از آنها هم ضد انقلاب بودند و به ايران آمدند, صحبتهايي كنند كه اسلام را زير سوال ببرند و خواسته وهابيت و ديگران مطرح شود اين جاي نگراني است.

راديو گفتگو: خيلي ممنون. آقاي پارسا نيا اگر اظهار نظري درباره صحبتهاي آقاي سالك داريد بفرماييد.

پارسا نيا: وقتي ما يك حرفي را مي زنيم مخصوصاً كه اگر يك موقعيت اجتماعي هم داشته باشيم,آن حرف صرف نظر از اينكه حقيقت است يا باطل است, يك بازتابهاي تاريخي و اجتماعي و سياسي نسبت به محيط خودش دارد.

بايد آن شناخته شود و با منطق خودش بحث شود. به هر حال امروز بحث انقلاب اسلامي ايران است و نقشي كه ايرانيان در احياي تفكر اسلامي از يك سو,بيداري اسلامي از يك طرف و بلكه احياي معنويت در جهان امروز داشته و دارند.بدون شك در اين حركتي كه رخ داده, قدرت انقلاب ما روي بعد اسلامي آن و پيوندي است كه با جهان اسلام دارد.

اين يك حركت استراتژيك و مسئله استراتژيك براي ماست. يعني انقلاب اسلامي ايران اگر منزوي شود, اولاً چندان قدرتي نخواهد بود,يعني به سرعت سركوب خواهد شد,و از اهداف خودش هم دور خواهد شد. يعني قوت و قدرت ما در پيوندي است كه با جهان اسلام و امت اسلامي داريم. در تقابل جهاني كه با استكبار جهاني وجود دارد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: