یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹
شنبه ۲۳ مرداد ۸۹ | ۱۰:۳۹

شعري از عليرضا قزوه درباره ماه مبارك رمضان

چند وقت است چراغ شب من كم سوست / رمضاني بوزان در دل من، يا دوست


چند وقت است چراغ شب من كم سوست
رمضاني بوزان در دل من، يا دوست

يا چراغ رمضان! در من روشن باش
من كي‌ام غير چراغي كه شرارش اوست

ديگران در طلب ديدن ابرويش
بر سر بام شدند و روي من اين سوست

ديگران در طلب ابروي ماه او
حجّت شرعي من رؤيت آن گيسوست

هر كجا مي‌گذرم حلقه آن زلف است
هر كجا مي‌نگرم گوشه آن ابروست

ماه من زمزمه در زمزمه پيش چشم
ماه من آينه در آينه رو در روست

ماه را ديدم و گفتم كه صباح الخير
ماه را ديدم و گفتم چه خبر از دوست؟

گفت من نيز به تنگ آمده‌ام از خويش
گفت من نيز برون آمده‌ام از پوست

تشنگانيم ولي تشنه درياييم
در پي تشنگي ما همه جا اين جوست

رمضان فلسفه گم شده بودا
رمضان زمزمه صبح و شب هندوست

رمضان هر رمضان بر لب ما حق حق
رمضان هر رمضان در دل ما هوهوست

گفت و آيينه‌اي از صبح و سلام آورد
گفتمش هر چه كه از دوست رسد نيكوست

غنچه روزه ما در شب عيد فطر
باز خواهد شد اگر اين همه تو در توست

رودي از آينه كن جان مرا، يا عشق
رمضاني بوزان در دل من، يا دوست

برچسب‌ها: ، ،

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: