شنبه 15 دسامبر 12 | 17:15
پاسخ فرزند شهيد لاجوردي به موسوي لاري:

تابلوهاي نفيس انقلاب را نسوزانيد

مؤمني را به خشونت متهم مي كنيد كه در تمام شئون زندگيش مهر و محبت موج مي زد و هر چه نسبت به جنايتكاران فرقه هاي تروريستي و كفار سخت گير بود نسبت به مؤمنين فروتن و مهربان و با تأسي به جد بزرگوارش «اشداء علي الكفار و رحماء بينهم» بود.


فرزند شهيد اسدالله لاجوردي در يك مقاله مبسوط و مستند به ادعاهاي موسوي لاري در مورد اين شهيد پاسخ داد.
اسدالله لاجوردی۲حسين لاجوردي در پاسخ به اين ادعاي موسوي لاري كه شهيد لاجوردي را به خشونت گرايي متهم كرده بود نوشت: مؤمني را به خشونت متهم مي كنيد كه در تمام شئون زندگيش مهر و محبت موج مي زد و هر چه نسبت به جنايتكاران فرقه هاي تروريستي و كفار سخت گير بود نسبت به مؤمنين فروتن و مهربان و با تأسي به جد بزرگوارش «اشداء علي الكفار و رحماء بينهم» بود.

حسين لاجوردي در بخش ديگري از اين مقاله نوشته است: بارها در هنگام تحويل سال نو همراه با ما فرزندانش به سراغ نوجوانان محبوس در كانون اصلاح و تربيت مي رفت تا با اهداء هديه و پرداخت عيدي به آنها دل و قلب آنان را شاد نمايد و چه زيبا بود وقتي اين نوجوانان او را چون نگين انگشتري در حلقه خود جاي مي دادند و پدر صدايش مي زدند.
در ادامه اين نوشتار آمده است: خوب است بدانيد در همان ابتداي دهه 60 كه گروهك هاي محارب فقط در سطح شهر تهران روزي 30 ترور را انجام مي دادند، اين شهيد والا مقام، دستگير شدگان از اين گروهكها را با رفتاري مهربانانه در سالن اجتماعات اوين جمع مي كرد و تا پاسي از شب با آنان به مباحثه مي پرداخت، و هر چه رهبران اين گروهك ها روي احساسات جوانان فريب خورده كار كرده بودند، شهيد لاجوردي با تكيه بر فطرت الهي اين جوانان آنان را نسبت به اعمال مجرمانه شان متنبه مي كرد، لذا عده اي از همين توابين و اعضاي گروه فرقان بعد از آزادي از زندان در جبهه هاي حق عليه باطل حضور يافته و به درجه رفيع شهادت نايل آمدند.

در بخش ديگري از پاسخ مستدل فرزند شهيد لاجوردي با اشاره به اين ادعا كه امام عملكرد شهيد را قبول نداشت آمده است: امام خميني در اين زمينه مي فرمايند: در امور سياسي مدتي تهمت زده مي شد كه احمد طرفدار منافقين است و من در طول مدت انقلاب، مخالفت هايي از او مي ديدم كه ديگر بر آن شدت و قاطعيت نبود و در اين آخر كه قضيه زندان اوين پيش آمد و شكاياتي از آقاي لاجوردي مي شد، غير از احمد كسي را نديدم كه بيشتر از آقاي لاجوردي طرفداري كند و دفاع نمايد و وجود او را براي زندان اوين لازم و بركناري او را تقريباً فاجعه مي دانست.» (صحيفه امام، جلد 7، صفحه 90)

در ادامه حسين لاجوردي به سند ديگري از خاطرات هاشمي رفسنجاني اشاره كرده است.
هاشمي در خاطرات روز 17 بهمن سال 63 نقل كرده است: پيش از ظهر، احمد آقا آمد، درباره مسائل روز مذاكره شد، از جمله اظهار نارضايتي آيت الله منتظري از سخنان امام، گرچه همه }سخنان ايشان{ پخش نشده و گفتند امام از عزل آقاي اسدالله لاجوردي }دادستان انقلاب تهران{ بي اطلاع بوده و راضي نيستند.

حسين لاجوردي همچنين به سخنان موسوي تبريزي دادستان وقت كل كشور به عنوان سند سوم در كذب بودن ادعاي لاري اشاره كرده و مي نويسد: حجت الاسلام موسوي تبريزي دادستان وقت كل كشور در مصاحبه اي بيان مي دارند: «ساعت 2 بعد از ظهر بود كه مرحوم احمد آقا به منزل ما كه ديوار به ديوار خانه ايشان بود آمد و گفت كه نظر امام اين است كه آقاي لاجوردي ابقا شود.» در ادامه اين مقاله آمده است: آقاي لاجوردي در مراسم عزل خود بيان مي دارند كه من اهل استعفا دادن نبودم اما بارها خدمت امام گفتم اگر شما بفرماييد من استعفا خواهم داد، ولي امام فرمودند بمان و با شوراي عالي قضايي همكاري كن.

موسوي لاري در بخش ديگري از مصاحبه خود علت صدور فرمان 8 ماده اي امام را نارضايتي ايشان از عملكرد دادگاه هاي انقلاب و تشكيلات قضايي دانسته بود.
حسين لاجوردي در پاسخ به وي به بند 7 فرمان 8 ماده اي امام استناد كرد و نوشت: در اين بند امام تاكيد كرده اند: «آنچه ذكر شد و ممنوع اعلام شد در غير مواردي است كه در رابطه با توطئه ها و گروهكهاي مخالف اسلام و نظام جمهوري اسلامي است كه در خانه هاي امن تيمي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي و ترور شخصيت هاي مجاهد و مردم بي گناه كوچه و بازار و براي نقشه هاي خرابكاري و افساد في الارض اجتماع مي كنند و محارب خدا و رسول مي باشند.» صحيفه امام، جلد 17، صفحه .141

در پايان اين مقاله مستند با اشاره به وصيت نامه شهيد لاجوردي آمده است: قسمتي از سر نخ عزل شهيد لاجوردي را در وصيت نامه اين شهيد بصير بايد جستجو نمائيد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: