جمعه 27 آگوست 10 | 14:12

توصیه‌هایی اخلاقی از شهید دستغیب

یكی از علمای نجف لطیفه‏ای جالب می‏فرمود – من تجربه كرده‏ام – عبایم وقتی كهنه است‏ خادم من است، هر وقت عبای نو در بر می‏كنم به عكس می‏شود، من می‏شوم خادم عبایم .


به یكدیگر رحم كنید
رحمت ‏خدا به كسی داده می‏شود كه از رحمت‏ حق در وجودش ظهوری باشد، اگر رحمتی در خودت بود سزاوار رحمت پروردگار می‏شوی; آن وقت‏ بگو «یا رب ارحم‏» خدایا! رحمم كن . اما اگر خدای نكرده رحم نداری، نه به زن و بچه، نه به مشتری، نه به یتیم و زیر دستت رحم نمی‏كنی . هر طور هستی خدا نیز همین طور با تو معامله می‏كند . تا كرم در تو نباشد، توقع كرم از خدا غلط است . كرم خوب است‏یا بد؟ اگر بد است چرا می‏خواهی، اگر خوب است چرا نداری؟

حقایق اشیا
یكی از علمای نجف لطیفه‏ای جالب می‏فرمود – من تجربه كرده‏ام – عبایم وقتی كهنه است‏ خادم من است، هر وقت عبای نو در بر می‏كنم به عكس می‏شود، من می‏شوم خادم عبایم . روایت است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) زیاد این دعا را می‏خواند: «اللهم ارنی الاشیاء كما هی‏» خدایا! حقایق اشیا را آن گونه كه هست‏به من نشان ده . آدمی بفهمد مال زیاد، زیاد شدن ذلت است . فقط كاری كن كه حالا بفهمی نه در گور كه آن وقت دیگر فایده ندارد .

مرد آخربین
روزی وزیر هارون الرشید از كنار قبرستان رد می‏شد; دید جناب بهلول، استخوان‏ها را در قبرستان جابجا می‏كند، و دنبال چیزی می‏گردد، گفت: بهلول! اینجا چه می‏كنی؟ بهلول گفت: امروز آمده‏ام این‏ها را از هم جدا كنم . فرق بگذارم بین وزیر، دبیر، سرهنگ، سرتیپ، تاجر، حمال و … . می‏خواهم ببینم داخل این‏ها كدامشان وزیر است! هر چه نگاه می‏كنم می‏بینم تمام مثل هم هستند . این‏ها بیخود در دنیا بر سر هم می‏زدند (مرد آخربین مبارك بنده‏ای است)

مرتبه ایمان
گاهی انسان در فكر می‏رود آیا ایمان دارم یا نه! اگر مرگم رسید مؤمنم یا نه؟! سخن حضرت صادق (علیه السلام) محك خوبی است ‏برای این كه انسان بفهمد از نخستین درجه ایمان بهره‏ای دارد یا نه . حضرت می‏فرماید: «هركس گناهش او را ناراحت كرد و كار نیكش او را شادمان ساخت، مؤمن است .» معلوم می‏شود كه او باور دارد ثواب و عقاب را .

سوزش آتش
در حالات علامه شیخ مهدی مازندرانی آمده است: این بزرگوار گاهی كه در خودش احساس غفلت می‏كرده به اتفاق پسر و خادمش به خارج شهر و (بیابان) می‏رفته است . آنگاه شیخ به پسر و خادمش می‏گفته آیا لازم است دستور مرا اجرا كنید یا نه؟ پس از اینكه می‏گفتند آری، می‏فرمود: من هیزم جمع می‏كنم شما هم هیزم جمع كنید . آنگاه هیزم‏ها را آتش می‏زد و می‏گفت: مرا كشان كشان به سوی آتش ببرید و بگویید: ای پیر گنهكار! خیال كن روز قیامت‏بر پا شده است، تا بلكه سوزش آتش مرا بیدار كند .

دل‏های بیمار
شاید تجربه كرده باشید، اگر سگی گرسنه رو به شما آورد و همراهتان نان یا گوشت‏باشد، آیا به گفتن چخ، رد می‏شود؟! چوب هم بلند كنی فایده ندارد، او گرسنه است و چشمش به غذا است، چوبش هم بزنند فایده ندارد و دست‏بردار نیست . اما اگر هیچ همراه نداشته باشی، با آن شامه قوی كه دارد چون می‏فهمد چیزی نداری تا گفتی چخ فورا می‏رود .
دل شما نیز مورد نظر شیطان است، نگاهی به دل می‏كند، اگر آذوقه او مانند حب مال و زر و زیور و شهرت و مقام و حسادت و بخل و … در آن باشد می‏بیند به به! چه جای خوبی برای او است، همانجا متمركز می‏شود، اگر صدهزار بار هم «اعوذبالله من الشیطان الرجیم‏» بگویی به این چخ‏ها رد نمی‏شود، چون این دشمن خیلی سرسخت است . «ان الشیطان لكم عدو – انه لكم عدو مبین‏» . بلی اگر طعمه‏اش را دور كردی، آنگاه می‏بیند وسیله ماندن ندارد، و با یك استعاذه فرار می‏كند .

به كوشش: حسن قدوسی‏زاده / پرسمان شماره 15

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.