چهارشنبه 26 دسامبر 12 | 11:14

ریش سفیدی که غیبتش سنگین است

پیتر گالبریث، سفیر سابق امریکا در کرواسی در مقاله‌ای که در فارن پالیسی نوشته، آورده است که جلال طالبانی شخصیتی توافقی برای وحدت و مودت میان سیاستمداران عراقی است که غیبتش برای همگان کاملا محسوس است.


مجله امریکایی فارن پالسی مطلبی را درباره آینده عراق در صورت درگذشت جلال طالبانی، رئیس جمهوری عراق نوشته است. جلال طالبانی در حال حاضر بر اثر سکته مغزی در بیمارستانی در آلمان بستری است.

به گزارش وب سایت شبکه خبری الجزیره، در این مقاله که آن را پیتر گالبریث، سفیر سابق امریکا در کرواسی نوشته، آمده است که جلال طالبانی شخصیتی توافقی برای وحدت و مودت میان سیاستمداران عراقی محسوب می شود.

گالبریث که نویسنده کتاب “پایان عراق” درباره عراق نیز است، در این مقاله خود می نویسد که دوستی طولانی ای با رئیس جمهوری عراق دارد و او را از 25 سال پیش می شناسد. وی طالبانی را “نخستین رئیس جمهور منتخب دموکراتیک برای کشوری که هزاران سال مهد تمدن بوده است”، می داند.

به اعتقاد وی طالبانی نه تنها رمز وحدت عراق است بلکه تنها شخصیت نخبه سیاسی عراق محسوب می شود که مورد توافق همگان است، او به خوبی درک می کند که تفاوت بسیاری میان یک شخصیت قومی کردی با رئیس جمهور کشوری مثل عراق که باید از حقوق همه از جمله حقوق کردها در زیر سایه قانون اساسی عراق دفاع کند، وجود دارد. دلیل اصلی آن قدرت شخصیت جلال طالبانی است که توانسته به صورت گسترده ای در کاهش اختلاف ها میان عراقی های سنی و شیعه و کرد نقش آفرینی کند و حتی میان دولت اقلیم کردستان با دولت فدرالی مرکزی میانجیگری کرده و به توافقات در خور توجهی برسد که به موجب آن نیروهای مسلح هر دو طرف از مناطق مورد منازعه از جمله کرکوک خارج شوند. طالبانی حتی بارها میان سنی ها و شیعیان و حتی میان خود شیعیان میانجیگری کرده و از بروز اختلافات بیشتر میان آنها جلوگیری کرده است.

گالبریث همچنین می نویسد: تعاملات طالبانی در نوع خود استثنائی است. مثلا همیشه خود از میهمانانش پذیرایی می کند و شخصا برایشان غذا می آورد. این خصلت ها در کنار زندگی سیاسی طولانی مبارزش با دیکتاتوری از او چهره ای استثنائی ساخته است. این خصوصیات باعث شده تا یافتن چهره ای به جای طالبانی بسیار سخت شود. کردها می خواهند در صورتی که بنا باشد چهره ای به جای او انتخاب شود، فردی از میان خود آنها باشد. اما حقیقت این است که همچنان به تداوم ریاست جمهوری وی اعتقاد دارند چرا که او را مردی میهنی که مورد توافق همگان است، می دانند و در کنار بارزانی یکی از ستون های کردها در عراق به حساب می آورند.

اما حقیقت دیگری نیز در این میان نهفته است. منصب ریاست جمهوری و انتخاب جانشینی برای طالبانی برای کردها از این زاویه چندان مهم نیست، آن چه برای آنها اهمیت دارد، انتخاب فردی به جای او است که بتواند حقوق کردها را در مسائل نفتی به رسمیت بشناسد، بتواند همه پرسی بر سر کرکوک و دیگر مناطق مورد منازعه را برگزار کند و مقابل نوری مالکی که به اعتقاد کردها درصدد دور ساختن آنها از خواسته هایشان است، بایستد. در صورتی که فردی جانشین مالکی شود که نسبت به مطالبات آنها نرمی نشان دهد، احتمالا کردها نسبت به منصب ریاست جمهوری نیز نرمش نشان خواهند داد.

گالبریث اعتقاد دارد که یادآوری این نکته لازم است که جلال طالبانی از چهره های موثر در جلوگیری از سقوط نوری مالکی، نخست وزیر عراق بوده که ایاد علاوی نخست وزیری عراق برای تصاحب جایگاه او خیز برداشته بود.

سفیر سابق امریکا در کرواسی همچنین درباره آینده کردها می نویسد، جلال طالبانی در کنار مسعود بارزانی دو چهره بارز در میان کردها محسوب می شود که دیدارهای او با بارزانی عاملی برای نزدیکی دیدگاه های سیاسی کردها به یکدیگر می شد و باعث می شد تا بسیار از بحران های سیاسی کردها حل و فصل شوند. مثلا توافقات آنها سبب شد تا حضور نیروهای پیشمرگه در کردستان جنبه قانونی و رسمی به خود بگیرد و این نیروها ضامن امنیت کردستان شوند. علاوه بر آن شکوفایی ای که کردستان عراق شاهد آن است باعث شده تا روابط اقتصادی بسیار نزدیکی میان کردها با ترکیه به وجود بیاید در حالی که اختلافات نوری مالکی با کردها از یک سو و ترکیه از سوی دیگر سبب شده است تا وزنه اربیل در برابر بغداد بیشتر شود تا آن جا که به جرات می توان گفت که دولت مرکزی هیچ نفوذی در اربیل ندارد.

بر اساس قانون اساسی عراق پارلمان این کشور در صورتی که ببیند که این لوایح با قانون فدرال عراق تطابق ندارد، می تواند مصوبات پارلمان منطقه کردستان را لغو یا تعدیل کند. اگر چه تا کنون خیلی کم پیش آمده است که دولت مرکزی لوایح پارلمان کردستان را لغو کرده باشد. البته این وضعیت تا زمانی برقرار بوده که جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق بود در غیر این صورت معلوم نیست در صورت نبود طالبانی این وضعیت همچنان ادامه یابد. به ویژه که پیش بینی می شود در غیبت او جایگاه کردها بیش از پیش تضعیف شود.

نویسنده در ادامه همچنین می نویسد که در زمانی که عراق گرفتار جنگ طایفه ای بود طالبانی و بارزانی پناهگاه امنی برای مسیحیان و پیروان دیگر فرقه ها که از خشونت ها در عراق فرار می کردند، ایجاد کرده بودند. حتی قبل از آن که جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق در سال 2005 شود، طالبانی تلاش می کرد که با شیوخ اهل تسنن در تماس دائم باشد تا از احساسات آنها نسبت به برخورد با دیگر اقوام جلوگیری کند. در آن موقع طالبانی از وجود واحدهای اعدام نزد شیعیان که تحت کنترل وزارت کشور بود و سنی ها را هدف قرار می داد، نگران بود. تماس های وی با شیعیان از یک سو و ارتباطات او با سنی ها باعث شد تا سنی ها تاسیس صحوه را بپیذیرند و موفقیتی تازه برای طالبانی رقم بزنند.

اگر چه جلال طالبانی در حل بسیاری از پرونده های دیگر نیز ناکام مانده است اما همچنان یکی از قطب های مهم سیاسی عراق محسوب می شود که ریش سفیدی و نقش پدرانه او توانسته است بسیاری از مشکلات عراق را حل و فصل کند. از این رو نبود او ممکن است خلائی بزرگ ایجاد کند مگر این که چهره ای هم سنگ او یافت شود که بتواند نبود او را جبران کند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: