دوشنبه ۱۸ دی ۹۱ | ۱۷:۴۰
«پوستین وارونه» در جشنواره عمار

مستندی از دردسرهای دین‌داری بی‌دردسر مدرسه علوی و انجمن حجتیه

محمد ثقفی

«پوستین وارونه» به کارگردانی «محمدمهدی خالقی» با ریتمی جذاب و پرکشش ما را با نیروهای قدیمی مدرسه‌ی علوی، هم‌نشینان پیش از انقلاب انجمن حجتیه و انقلابیون و فعالان فرهنگی و دینی همراه می‌کند تا داستان تلخ دین‌داری بی‌دردسر گروهی را ببینیم و بشنویم که دردسرهای زیادی برای انقلاب و نظام انقلابی داشتند ودارند.


 تریبون مستضعفین- محمد ثقفی

فیلم «پوستین وارونه»، مستندی ۹۰ دقیقه‌ای به کارگردانی «محمدمهدی خالقی» است که به بررسی کارنامه و دیدگاه‌های «انجمن حجتیه» و «مدرسه علوی» پرداخته است.

دوربین این مستند -که در سومین جشنواره مردمی فیلم عمار به نمایش درآمد و با استقبال قابل تأمل مخاطبین مواجه شد-، به همراه طلبه‌ی جوان و خوش‌سیما «رضا اکبری آهنگر» با ریتمی جذاب و پرکشش ما را با نیروهای قدیمی مدرسه‌ی علوی، هم‌نشینان پیش از انقلاب انجمن حجتیه و انقلابیون و فعالان فرهنگی و دینی همراه می‌کند تا داستان تلخ دین‌داری بی‌دردسر گروهی را ببینیم و بشنویم که دردسرهای زیادی برای انقلاب و نظام انقلابی داشتند ودارند.

روایت خالقی از پوستین وارونه‌ی دین‌داری بر قامت انجمن حجتیه

انجمن حجتیهانجمن حجتیه تشکلی بود که پیش از انقلاب برای مقابله با بهائیت تشکیل شد و مدعی بود که اعضای خود را از دخالت در سیاست باز می‌دارد چرا که تبلیغ تشیع را در اولویت اصلی خود می‌داند. این دیدگاه در خلال درگیری خونین انقلابیون با رژیم شاه، باعث بدبینی انقلابیون به این مجموعه شد که تا سال‌های پس از انقلاب نیز ادامه پیدا کرد. بیانات انتقادی امام خمینی نسبت به دیدگاه‌های این گروه گرچه باعث تعلیق داوطلبانه این تشکیلات شد، ولی منتقدین معتقدند جلسات زیرزمینی و نیروسازی این گروه به همان شکل سابق ادامه دارد و دین‌مداری خاص آن‌ها که به عقیده منتقدین، بی‌تفاوت نسبت به بی‌عدالتی‌ها و در پیوند با سرمایه‌سالاری‌ست خطری بزرگ برای آینده‌ی انقلاب است، چه این گروه، به دلیل ظاهر مؤمنانه‌شان، در بسیاری از نهادهای نظام نفوذ کرده اند.

محمدمهدی خالقی، مستندساز عدالت‌خواه که پیشتر در مستند «پایان فراموشی» به بهانه‌ی رأی بالاتر استانِ زادگاهِ هاشمی رفسنجانی به رقیب انتخاباتی‌اش احمدی‌نژاد، به زیبایی محرومیت مردم این استان را تصویر کرده بود (+) و در اولین جشنواره مردمی فیلم عمار برگزیده شده بود، با مستند کوتاه «روایت یک زندگی» در دومین جشنواره مردمی فیلم عمار نیز شرکت کرد که در آن بدون هرگونه مصاحبه و نریشن، زندگی طلبگی را به زیبایی به تصویر کشید.

خالقی این بار با پوستین وارونه به سومین جشنواره مردمی فیلم عمار آمد. مستندی که گرچه در آن مهارت خود را در ساخت مستند به تمامی عرضه کرده است، دست روی موضوعی حساس یعنی انجمن حجتیه و سوژه‌ای حساس‌تر یعنی مدرسه‌ی علوی گذاشته است. مستندی که عنوانش گویاست که از چه دیدگاهی به نقد حجتیه پرداخته است؛ «اسلام را چون پوستین وارونه پوشند.» (نهج‌البلاغه/خطبه۱۰۷)

افشاگری درباره مدرسه علوی از زبان نیروهای قدیمی همان مجموعه

منتقدین، مدرسه‌ی علوی را بازوی تربیتی انجمن حجتیه می‌دانند، که با همراهی مدارس اقماری خود، با جذب کودکان مستعد و تربیت علمی کارآمد آن‌ها، توانسته است بین دانشگاهیان -که نخبگان آینده‌ی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور را تشکیل می‌دهند- گرایش جدی‌ای به افکار موسوم به حجتیه‌ای ایجاد کند.

منتقدین مدرسه‌ی علوی چه در نهادهای دولتی مانند آموزش وپرورش و چه در رسانه‌ها مدعی‌اند که هرگاه به نقد و برخورد با گرایش‌های این مدرسه دست زده اند، هزینه‌های هنگفتی را پرداخته اند.

اما خالقی با هوشمندی، عملکرد مدرسه‌ی علوی را در گفت‌وگو با نیروهای قدیمی و تأثیرگذار خود این مجموعه تصویر می‌کند و می‌کوشد که ادب و انصاف را رعایت کند و برای همین هم از خوش‌نیتی و اخلاق «علامه کرباسچیان» به عنوان پدر معنوی مدرسه علوی و از چهره‌های شاخص انجمن حجتیه بسیار می‌گوید.

علامه کرباسچیان؛ مردی که می‌ترسید

علامه کرباسچیان«علامه می‌ترسید.» این جمله‌ای‌ست که «سیدهادی محدث» معاون و دست راست مدیر راهنمایی علوی (نیک‌پرور) در توجیه پرهیز علامه و مدرسه‌اش از انقلابیون و سیاست می‌گوید. وی علوی و نیکان و مدارس اقماری‌شان را که عموما توسط فارغ‌التحصیلان علوی تأسیس شده اند «در پنجه انجمن حجتیه» می‌داند و با ناراحتی از ساز ناکوک علامه پس از انقلاب –که برایش غیرمنتظره بوده است- سخن می‌گوید.

محدث در این مستند خاطره‌ای تکان‌دهنده را هم نقل می‌کند. مدرسی که پس از پنج سال اصرار برای تدریس به مدرسه علوی آمد و به خاطر نام بردن از امام خمینی به دستور علامه کرباسچیان از مدرسه اخراج شد. اخراجی که با تحصن دانش‌آموزان مواجه شد. علامه از این تحصن «نگران» شد و «ترسید» دوباره از او خواست به مدرسه بازگردد و او متواضعانه بازگشت. معلمی انقلابی که در انفجار دفتر حزب جمهوری در هفتم تیر ۶۰ به شهادت رسید: «سید محمدجواد شرافت».

«داوود محمودخانی» از مدرسان با سابقه‌ی مدرسه‌ی علوی –که نگارنده نیز سابقه‌ی شاگردی در کلاس ایشان را دارد- نیز در این مستند از شیطنت‌هایی که می‌دیده و تنهایی‌اش در جمع مسئولین این مدرسه می‌گوید. اختلافی که با وجود روحیه‌ی منعطف وی و با وجود سابقه طولانی‌اش در مدرسه علوی، به جدایی وی از این مجموعه در سال ۸۰ انجامید.

گفتند کسی که بیانیه امام را منتشر کرد تحویل ساواک می‌دهیم!

«عباس توکلی» زعفران فروش مشهدی که خود پیش از انقلاب از اعضای انجمن بوده است اما خاطره‌ای دردناک‌تر تعریف می‌کند. او از جلسه‌ی مذهبی انجمن حجتیه در سال‌های پایانی مبارزه می‌گوید و مأموریتی که به او سپرده بودند؛ به او گفته بودند در خلال جلسه اگر کسی آمد و خواست بیانیه‌های امام را پخش کند او را بگیر. او می‌پرسد «او را بگیرم که چه کنیم؟» و پاسخ می‌شنود: «تا به ساواک تحویلش دهیم.»

این مستند به مناطق مختلف ایران سفر می‌کند و به مبارزین سال‌های انقلاب که با انجمن حجتیه نزدیک بوده اند تریبون می‌دهد و از این رهگذر بی‌عملی حجتیه‌ای‌ها و نغمه‌ی نامطبوع ساز مخالفشان در زمان نهضت امام خمینی را به وضوح به گوش مخاطب می‌رساند.

«عزت شاهی»، «حیدر رحیم‌پور ازغدی»، «جواد منصوری»، «حجةالاسلام‌والمسلمین فاضل استرآبادی» مدیر مدرسه علمیه بابل، از انقلابیونی هستند که در این مستند از انجمن حجتیه در زمان مبارزات می‌گویند.

اکبری آهنگر؛ و هزینه‌های نقد حجتیه

رضا اکبری آهنگرشاید روایت‌گری طلبه‌ی جوان، رضا اکبری آهنگر و گفت‌وگوی او با مصاحبه‌شوندگان و حتی جست‌وجوهای او من‌جمله سکانس‌های جست‌وجو برای یافتن مزار شهیدی که به ادعای شیخ حلبی مؤسس انجمن حجتیه و دیگران از این تشکیلات بوده است –که به وضوح خلاقیت مستندساز و تسلط او بر مبانی تصویری مستند را نشان می‌دهد- ازعوامل جذابیت این مستند باشد.

اکبری آهنگر، خود فارغ‌التحصیل مدرسه‌ي علوی‌ست، از جمله طلاب انقلابی‌ست که به روایت خود چه در آن‌جا و چه بعدا در مدرسه‌های دینی‌اش، هزینه‌ي انتقاد از حجتیه‌ای‌ها را پرداخت کرده است. اکبری آهنگر می‌گوید که تحقیقات مفصلی پیرامون انجمن حجتیه انجام داده و با منتقدین این جریان و هم‌چنین منتقدین مدرسه‌ی علوی ارتباط برقرار کرده است. او توانسته تصویری پذیرفتنی از یک طلبه‌ی حق‌طلب را به مخاطب القا کند. وی هم‌چنین مدیر وبلاگ «حقایقی پیرامون انجمن حجتیه» است.

کارگردان از خلال این مصاحبه‌ها به نوعی پروژه‌ی تاریخ شفاهی انجمن حجتیه را کلید زده است که امید است آن را ادامه دهد و کامل کند، وی هم‌چنین با آوردن صوت برخی سخنان شیخ حلبی و علامه کرباسچیان در لابه‌لای مستند به جذابیت و استناد اثر خود افزوده است.

نقد جریانی و گفتمانی و نه سیاسی و جناحی

خالقی اما به تاریخ‌خوانی اکتفا نمی‌کند؛ «وحید جلیلی»، «سیدعباس نبوی»، «محمدجواد نظافت» روبه‌روی دوربین پوستین وارونه قرار گرفتند و فراتر از عملکرد تشکیلات حجتیه، به نقد و بررسی جریان فرهنگی حجتیه‌ای پرداختند. عقل‌ستیزی، دشمنی با فلسفه و عرفان، وحدت‌ستیزی و منحصر کردن دغدغه‌های مذهبی در دعوای شیعه و سنی، بی‌توجهی به عدالت اجتماعی، تفاوت تقیه با ترس و عافیت‌طلبی، رابطه‌ی پیوند با سرمایه و رفاه‌طلبی با نوع دین‌داری، بی‌توجهی به امر حکومت و برداشت راکد و خمود از مهدویت از عناوینی بود که مستدل و شیوا از زبان این فعالان فرهنگی و مذهبی در نقد دیدگاه حجتیه‌ای تبیین شد.

این مستند خواسته که جامع و مانع باشد؛ برای همین به این اندازه اکتفا نکرده و از برچسب «حجتیه‌ای» که ابزار به ماکیاولیسم سیاسی جناح چپ در دهه شصت شده بود نیز می‌گوید. سیاسی‌کاری‌ای که در آن، مبارزان جنگ و انقلاب از جناح راست و شخصیت‌هایی چون شهید «دیالمه» نیز قربانی می‌شوند. مستند از این رهگذر باز هم تأکید می‌کند که نقدش به حجتیه نقدی گفتمانی و جریانی است نه سیاسی و جناحی. اشاره‌ی اکبری آهنگر به فعالیت حجتیه‌ای ها در حوزه نشر کتاب و اشاره به نویسندگانی چون «نادر فضلی»، «سیدحسین حسینی» و «سید حسن افتخارزاده سبزواری» -که جز در حوزه مذهبی نمی‌نویسند- نیز در همین راستاست.

امروز که در هیاهوهای مبتذل سیاسی، جریان‌های نیمه‌جانی چون انجمن حجتیه در حال قدرت گرفتن اند و به بهانه ناکارآمدی‌ها و سوءمدیریت‌ها، اصل گفتمان اسلام ناب محمدی امام را نشانه گرفته اند، نیاز به انتشار عمومی این‌گونه آثار محسوس است. حال سؤال این‌جاست که نهادهای عریض و طویل فرهنگی ما مانند صدا و سیما که بعضا با محافظه‌کاری و عافیت‌طلبی، برخی تریبون‌های دینی را به متأثرین گفتمان حجتیه سپرده اند، حاضر اند از چنین اثری حمایت کنند؟

آیا صدا و سیما حاضر است مستند پوستین وارونه را پخش کند؟

  1. رضا اکبری آهنگر
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    با عرض سلام و ادب و سپاس از نویسنده ی محترم و دست اندرکاران سایت تریبون مستضعفین؛
    گزارش جامع و جذابی بود. هرچند که چند ایراد جزئی داشت و حقیر نیز لایق این تماجید نبودم. خدا را شاکرم که بر خلاف دیگر اخبار بسیار غلطی که درباره این مستند منتشر شد، خبر شما اولین خبر مبسوط و صحیح بود.
    در پایان خواهشمندم در صورت امکان نظراتی که برای این خبر نوشته می شود را برای حقیر ارسال فرمایید. باتشکر

    • علی
      ۳۰ دی ۱۳۹۱

      دوست عزیز با همان لحن آقای باقی که امروز مغضوب امثال شماست سخن گفته اید. بحث نظام جمهوری اسلامی حداقل امروز معلوم است که بسیاری از نظرات آقای علامه درست بوده است. آنقدر اوضاع خراب شده که محصول انقلاب به نام دکتر احمدی نژاد را به نام حجتیه بودن از خود می رانید.

    • علوی
      ۹ اردیبهشت ۱۳۹۲

      سلام علیکم…در جواب سازنده ی فیلم همین بس که فرزندان رهبر فرزانه هم در همین مدرسه های علوی درس خوانده اند …پس رهبرتان و اعمالش را زیر سوال نبرید………

    • امیرامیر
      ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

      با سلام حالا بعد از این همه تبلیغات این مستند را چگونه می شود دید؟

    • طلبه حقیقت جو
      ۱۵ شهریور ۱۳۹۲

      یه سوال اساسی؟ چرا امام بعد از بازگشت به ایران برای سکونت خود این مدرسه علوی را با این همه انحراف را انتخاب کردند؟ آیا امام از مشی علوی نا آگاه بودند؟ آیا انجمن حجتیه را نمیشناختند؟ آیا خود مبلغ تفکر انحرافی انجمن و علامه کرباسچیان (البته به زعم شما) بودند؟ آیا امام اشتباه کردند؟….

  2. من
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    علامه کرباسچیان مردی که او را نشناختید.
    علامه کرباسچیان کسی نبود که برای دل خودش یا خوشایند دیگران کار کند. وقتی جوان بود از طرف شهربانی به او گفتند فردا برای اعزام به سربازی مراجعه کنید. در منزل با دلی شکسته به امام زمان متوسل شد و عرض کرد مرا از سربازی شاه نجات دهید در عوض قول می دهم سرباز شما باشم. پاسبانی درب خانه آمد و گفت شما برای گرفتن معافیت باید فردا به شهربانی بیایید. و علامه چه خوب به عهد خود وفا کرد. یکی از بزرگترین آثار وی ترجمه ی احکام فقهی حضرت آیة الله بروجردی به زبان ساده در قالب کتابی به نام توضیح المسائل بود که دیگران هم از روی آن رساله احکام خود را منتشر کردند. مدرسه ی علوی هم به دست با کفایت وی با هدف تربیت رجال عالم و الهی تاسیس شد. علامه کسی است که انجمنی ها وی را بی ولایت می دانند و به جهت آنکه فلسفه و عرفان خوانده بود با وی و افکارش مشکل اساسی دارند. به همین جهت و به خاطر نفوذ قوی انجمن در مدرسه و به جهت بیماری، از بعد انقلاب در مدرسه حضور نیافت.
    این جوانی که نه علامه را دیده و نه از اهداف و عملکردش خبر دارد چطور به خود اجازه داده پشت سر یک عالم متعهد دینی حرف بزند و وی را ترسو خطاب کند. علامه از هیچ کس نمی ترسید و بارها جلوی کله گنده های ساواک و ارتش ایستاد تا فرزندان آنان را در مدرسه نپذیرد و گلستان وی به حضور خارهای مغیلان آلوده نشود. حضرت امام هم پس از انقلاب در هنگام حضور در مدرسه علوی اقدامات وی را ستودند و از ایشان تقدیر کردند.
    علامه هیچگاه از انجمن حجتیه نبوده و تنها یکسری از شاگردان او در مدرسه بعد از وارد شدن در انجمن به مهره های اصلی انجمن در مدرسه علوی تبدیل شدند. مگر داوود محمودخانی چند سال با علامه همراه بوده؟ وی در آن زمان جوانی بوده که شاید سه چهار سالی در مدرسه با علامه همزمان بوده. چرا نمی روید از حداد عادل سوال کنید که شاگرد بوده و مدرس هم بوده. چرا از صفار هرندی سوال نمی کنید که شاگرد بوده و با افکار علامه آشنایی دارد؟ چرا از دکتر خرازی سوال نمی کنید؟ یا خیلی های دیگر. به نظر می آید مستند فوق برای باز کردن یک زخم کهنه آنهم در بد زمانی تهیه شده. متاسفانه همیشه اقدامات ضد انجمن حجتیه پختگی لازم را نداشته و بر اساس اطلاعات ناقص بنا شده است.
    برای اطلاع بیشتر از افکار علامه کرباسچیان به سایت allameh.ir رجوع کنید.

    • رضا اکبری آهنگر
      ۱۹ دی ۱۳۹۱

      باعرض سلام و ادب
      سپاسگزارم اگر منتقدان این مستند،انتقاداتشان را از طریق ایمیل و وبلاگ مستقیما با خودم مطرح کنند تا پاسخ منطقی و مستدل دریافت کنند.
      و در اینجا فقط یک سئوال: کسی که هنوز این مستند را ندیده، چگونه درباره ی آن قضاوت می کند!!؟؟

    • leader
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      سوژه به در بخور ( واسه تشیع) برای مستند سازی خیلی فراوونه.
      میشه بفرمایید علت انتخاب چنین سوژه ای برای ساختن مستند چی بوده؟
      مطمئناً چیزی جز بیان و ارائه یک سری عقده ها و کمبود های عاطفی نمیتونسته باشه!!!!!!

    • عباس
      ۴ دی ۱۳۹۳

      دلیلش حب جاه و مقام.
      این طلبه های کم تلاش میخواهند به جای درس خواندن و درخشش در زیر سایه ی تلاش و کوشش خودشون با ساخته و پرداخته کردن بعضی اوهام خودشونو به دل رهبری واردد کنند.
      متاسفانه باید عرض کنم حضرت آقا هم عالم هستند و هم عالم زاده هستند و اگر میخواستند بادمجون دور قاب چین هارو جمع کنند الان توبرشون پر بود.
      برو پسر کمتر اختلاف افکنی کن حضرت امام مثل شیر شجاع بودند و تو همچون …. میخواهی از پسمانده های نیم قرن پیش به نون و نوا برسی در صورتی که هرچیزی تاریخ مصرف داره حتی پسمانده های شیر.

    • H
      ۲۵ دی ۱۳۹۱

      آقای آهنگر عزیز
      درست است بنده خدا مستند ندیده قضاوت کرده ولی شاید به خاطر اولین کامنت جناب عالی که در 19 دی 91 نوشتید (اون بالا) :
      با عرض سلام و ادب و سپاس از نویسنده ی محترم و دست اندرکاران سایت تریبون مستضعفین؛
      گزارش جامع!!!!!!!!!!!!!!!! و جذابی بود.
      وقتی خودتان می گویید جامع است پس ندیده ولی خوانده قطعا می شود قضاوت کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      اللهم عجل لولیک الفرج

    • شيعه
      ۱ مرداد ۱۳۹۳

      آقاي آهنگر جون هركي دوست داري بگو چجوري ميشه اين مستندو تهيه كرد؟

  3. علی
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    علامه هیچگاه از چهره های انجمن حجتیه نبوده و برخلاف سخنان بالا هیچ ساز ناکوکی بعد انقلاب نزد. چرا که وی اصلا در مدرسه حضور نداشت و نظارت اجرایی هم نداشت. تنها به توصیه های اخلاقی و تربیتی به کسانی که نزدش می رفتند می پرداخت.
    چرا بعضی ها همه چیز را با عینک بدبینی می بینند و هر کس را که انقلابی و بسیجی پرور نباشد ضد انقلاب می خوانند؟

    • اشنا
      ۲۱ تیر ۱۳۹۲

      باسلام خدمت رفقاي عزيز جهت اطلاع فقط عرض كنم مدير دبيرستان علوي كيست؟ اقاي حسن كرباسجيان فرزند اقاي علامه و بنده مطلعم از جلسات مرتب مديران نيكان و علوي در منزل اقاي علامه در ونك وبرسي عملكرد مدارس و كذارش داين هاي مرتب!!! 

  4. مازندرانی
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    فقط خدا نویسنده این دروغ ها را لعنت کند و با اجدادش محشور کند
    معلوم نیست از کی پول گرفته که این تهمت ها و دروغ ها را ببافد

  5. امیرمهدی قاسمی
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    ذکر این نکته لازم است که فرزندان بسیاری از بزرگان از جمله رهبر در همین مدرسه تحصیل کرده اند. فرزند رهبر و بسیاری دیگر که دیگر نیازی به نام بردنشان نیست.
    هر مجموعه ای اشکالاتی دارد. اما انصاف چیست؟

    • محمد ثقفی
      ۲۰ دی ۱۳۹۱

      نقد مدرسه علوی به معنای این نیست که هیچ حسنی در آن نیست ویا این که همه فارغ‌التحصیلانش تفکراتی دارند که با اسلام عدالتخواه هماهنگ نیست، چه نگارنده گزارش و راوی مستند هر دو درس‌خوانده ی علوی هستند

    • امیرمهدی قاسمی
      ۲۰ دی ۱۳۹۱

      متن نوشته شده چیزی فراتر از نقد بود. بیشتر شبیه تکفیر بود. این هم که گفتم فرزند رهبر در این مدرسه درس خوانده معنی اش این است که احتمالا ایشان یه مختصر تحقیقی در مورد محل تحصیل فرزندشان کرده اند و اگر نظرشان راجع به مرحوم علامه و مدرسه علوی این طوری که بیان شد باشد، حتما فرزندشان را جای دیگری می گذاشتند. این نکته را هم بگویم که بنده خودم فعل رهبر رو حجت نمی دونم اما برای بعضی ها حجت است؛
      و این که چون هر سه ما (بنده، شما و مستندساز) در همین مدرسه تحصیل کرده ایم انتظار این گونه قضاوت ها را ندارم برادر من. هر چند نقدهایی جدی به مدرسه علوی وارد می دانم.

  6. درود بر حقیقت
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    من که نمیشناسم علامه را ولی با جریان انجمن اشنایی دارم و بزرگترین عیب ان را اولویت نشناسی میدانم وهمیشه بوی عقب ماندگی و عدم شناخت دوست و دشمن از ان به مشام می رسد.

  7. نادر فضلی
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    سلام علیکم
    حضور محترم دست اندکاران سایت تریبون مستضعفین.
    از آن
    پنج شنبه 11/5/90

    • مهدیار
      ۲۸ بهمن ۱۳۹۱

      جناب اقای دکتر فضلی من واقعا از خواندن مقاله ی شما و بیانات سما لذت بردم وانعکاس خلق و خوی حیات علوی گونه را در بیانات سرشار از محبت و فطری شما احساس کردم

      امیدوارم که مثل همیشه خوش بدرخشید و در ظل توجهات امام عصر ارواح شیعته لتراب مقدمه الفداه به تربیت انسان های امام زمان پسندانه برای جامعه ی شیعه اهتمام ورزید

      یا علی

    • دوستان کوثری
      ۱۰ اسفند ۱۳۹۱

      خوبه همیشه حجتیه ای ها از همدیگه لذت میبرند
      خودشون خودشون رو تحویل میگیرند
      کاش که چشمانشون رو به دنیا نمیبستند و توی خودشون بیتوته نمیکردن

    • احسان ازمشهدالرضا
      ۱۲ بهمن ۱۳۹۲

      نه که شما همیشه از عملکردهای خودتون لذت نمی برید و هیچ کس رو جز خودتون قبول ندارید و آدم حساب نمی کنید

  8. نادر فضلی
    ۱۹ دی ۱۳۹۱

    سلام علیکم
    حضور محترم دست اندرکاران سایت
    از آن جا که نام حقیر را در این گزارش آورده اید، لازم می دانم چند نکته را به عرض برسانم:
    1. بنده افتخار داشته ام که از سنّ پانزده سالگی عضو کوچکی از انجمن حجتیّه مهدویّه باشم و شاگردی بس ناچیز و کوچک از صدها شاگردان حضرت آیة الله شیخ محمود حلبی رضوان الله تعالی علیه به شمار بیایم. بر این امر می بالم و کلاه گوشه ام را به آسمان می سایم.
    2. از سوی دیگر، مفتخر بوده ام که سی سال نیز معلم مدرسه ی علوی بوده ام. یکی دیگر از سعادت هایم نیز شاگردی مرحوم مبرور حضرت حجة الاسلام علامه ی کرباسچیان رضوان الله تعالی علیه بوده است.
    3. من البته مستند مذکور را ندیده ام، از این رو بر خلاف بسیاری از کسانی که بی سند و مدرک محکمه پسند به انجمن تهمت می زنند، به خود اجازه نمی دهم تا در باره ی محتوای مستندی که ندیده ام، داوری کنم.
    4. مطالبی که عرض می کنم صرفاً بر اساس گزارشی است که شما از آن مستند عرضه داشته اید.
    اینک سئوالات خویش را تقدیم می کنم و امیدوارم همان گونه که مدعی هستید که تریبون کسانی هستید که هیچ رسانه ای ندارند، آن را منعکس کنید.
    1. آیا مستندساز محترم از آن”طلبه ی جوان و خوش سیما” و از آن “نیروهای قدیمی مدرسه ی علوی” و نیز از “هم نشینان پیش از انقلاب انجمن” و “انقلابیون و فعالان فرهنگی و دینی،” سند و مدرکی هم مبنی بر “دردسرهای زیاد آن دین داران بی دردسر، که برای انقلاب و نظام انقلابی داشتند ودارند” ارائه داده است؟
    بنده مجدّانه از شما عزیزان و نیز از مستندساز محترم درخواست می کنم اگر مدرکی مبنی بر دردسرهای زیاد انجمن برای انقلاب و نظام انقلابی داشتند و دارند، ارائه دهند.
    2. آیا مستندساز محترم به جز آقایان محدث و محمودخانی، از دیگر معلمان مدرسه ی علوی هم راجع به رابطه ی انجمن و مدرسه ی علوی سئوال کرده است؟
    آن طور که در خاطر بنده است آقای محدث به سبب مسائلی دیگر که جای گفتنش این جا نیست از مدرسه ی علوی برید و آقای محمودخانی هم که مدّتی همکار خود بنده در مدرسه ی علوی بود، گویا به سبب اختلافات کاری با مدیر فعلی دبستان علوی که هیچگاه هم انجمنی نبوده است، پس از بازنشستگی، همکاری اش با مدرسه قطع شد. ناگفته نماند مدرسه ی علوی حق بسیار بزرگی بر گردن آقای محمودخانی دارد که خود ایشان خوب می داند.
    3. مستندساز محترم خوب است تاریخ قبل از انقلاب ایران را تورّقی بکند تا بداند که در آن روزگار اگر کسی می خواست کار فرهنگی بکند نمی توانست علناً با نظام شاه در بیفتد. ممکن است از ایشان بپرسید مرحوم شهید بهشتی و شهید باهنر چگونه توانسته بودند کتاب های درسی دینی را در نظام شاه بنویسند؟ گویا ایشان – شاید به سبب کم سالی و جوانی و نیز نخواندن تاریخ- نمی داند که حتی در رساله های توضیح المسائل حاشیه دار [که فتاوای مراجع عظام تقلید را منعکس می کرد] نام امام خمینی به عنوان یکی از مراجع با حرف “خ” نمایانده می شد و طبعا در مدرسه ای که به هر حال زیر نظر آموزش و پرورش زمان شاه فعالیت فرهنگی داشت، نام بردن از امام خمینی کاری بود که کیان مدرسه را به خطر می انداخت و دیگر امثال آقای اکبری آهنگری آن طلبه ی خوش سیما، و نیز آقای ثقفی [که گویا عمو یا برادر بزرگ ترش شاگرد خود من هم بوده است] تربیت نمی شدند که اینک قمه را علیه مدرسه ی علوی از رو ببندند و حق شاگردی را به خوبی ادا کنند!؟
    4. چرا مستندساز محترم افزون بر تحمل رنج سفر به نقاط مختلف ایران و مصاحبه با کسانی که هیچ گاه انجمنی نبوده اند و به قول ایشان از نزدیک با انجمن آشنا بوده اند، به خود زحمت نداده و در همین تهران، با افرادی که خود انجمنی بوده اند و اینک نیز هستند، مصاحبه ای نکرده است؟ آیا این از اصول مستندسازی به دور نیست. اصول مستندسازی که هیچ از اصول انسانی و اسلامی به دور نیست؟
    5. جست وجوی آقای اکبری برای یافتن شهید مورد ادّعای حضرت آیة الله حلبی قدس سره که بر جذابیت مستند افزوده، کاملاً پیداست که جست وجوی جهت داری بوده است؛ چون می توانسته با مراجعه به افراد مطّلع و نیز خواندن برخی از وصیت نامه ها مانند وصیت نامه ی شهید چمران [که البته انجمنی نبوده ولی از مرحوم حلبی به نیکی یاد کرده] یا وصیت نامه ی شهید مصطفی ابراهیمی مجد هم رزم شهید چمران که همه ی خانواده اش انجمنی بوده و هم اینک نیز هستند، و نیز مراجعه به خود بنده که ده ها نفر از شاگردان خودم شهید شده اند، به راحتی از این حقیقت آگاه می شده و شاید چون به این ترتیب مستند مذکور جذابیّت خودش را از دست می داده، آقای اکبری این طلبه ی جوان خوش سیما و حقیقت طلب، دوباره مجبور می شده هزینه ی بس سنگین تری [البته در قبر و قیامت] بابت تهمت های ناروا، بپردازد.
    6. بنده مطلع نیستم که جناب اکبری آهنگری چه هزینه ای بابت نوشته هایش علیه انجمن پرداخته است، اما ممکن است از ایشان درخواست کنید که تحقیقات مفصل ایشان درباره ی انجمن مبتنی بر چه منابع و مدارکی بوده است؟ خودتان قید کرد ه اید که ایشان:
    ” … که تحقیقات مفصلی پیرامون انجمن حجتیه انجام داده و با منتقدین این جریان و هم‌چنین منتقدین مدرسه‌ی علوی ارتباط برقرار کرده است، توانسته تصویری پذیرفتنی از یک طلبه‌ی حق‌طلب را به مخاطب القا کند”
    به راستی “تصویر پذیرفتنی از یک طلبه ی حق طلب” که تنها با منتقدین ارتباط برقرار کرده است، پذیرفتنی است؟ جداً که دست مریزاد!؟
    7. البته از محتوای “عناوین مستدل و شیوا” گزارشی نداده و سخنی به میان نیاورد ه اید و تا زمانی که آن استدلال های شیوا شنیده نشود، جای بررسی ندارد، اما همین اندازه به عرض می رساند که جزوات درسی انجمن موجود است و کتاب های نسبتا پرشماری هم توسّط برخی از دوستان انجمن از جمله حقیر که نام برده اید، تألیف و تدوین شده و لابد مورد مراجعه و مطالعه ی مستندساز محترم و یا مصاحبه کنندگان فاضل هم قرار گرفته است و حتما بر همان اساس هم داوری کرده اند. خدا کند به زودی مستند مذکور به دستم برسد و بیانات عزیزان را بشنوم تا بتوانم داوری کنم. البته گفته باشم از قضا یکی از افتخارات انجمن آموز ه های دینی این مجموعه است که خواهش می کنم به جز شعارهای ژورنالیستی، اگر مورد مستند و مکتوبی از مدّعاهای تکراری سراغ دهید ارائه دهید که موجب کمال امتنان خواهد بود.
    8. معنای مستند جامع و مانع را هم دانستیم که – بر اساس گزارش شما- مبتنی است بر مصاحبه با عده ای مخالف و بریده و سرخورده و ناراحت و عصبانی که برخی از آن ها هم سابقه ی سه بار خودکشی داشته اند و برخی هم که مع الاسف به لباس مقدس روحانیت ملبس اند، اولیه ترین اصول اسلامی را رعایت نکرده و به راحتی و بی هیچ استنادی، تهمت زدن به مسلمانان را افتخار خویش می شمارند و لابد به قبر و قیامت و حساب و کتاب هم معتقدند و قرآن هم خوانده اند که:
    ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ
    [آدمى‏] هيچ سخنى را به لفظ درنمى‏آورد مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مى‏كند]
    7. معنای نقد گفتمانی و جریانی را هم دانستیم. لابد مستحضرید که انجمن همین دو سه شب پیش از سوی صدای آمریکا و با اجرای عرفان ثابتی بهائی کینه توز اسلام و امام زمان، سخت مورد حمله قرار گرفته است. اگر به راستی این نقد، نقد منصفانه ای بود، به این مطلب هم اشاره می کرد که انجمن توسط چه گروه هایی مورد حمله قرار می گیرد. افتخار انجمن آن است که مخالفان اصلی اش بهائیان و توده ای ها و افراد و گروه های معلوم الحال و ضدّ اسلام است و جوسازی های گروه های دینی را هم ناشی از نادانی می داند و امیدوار است خداوند میان مسلمانان الفت برقرار کند.
    8. منظورتان را از این جمله ندانستم: مستند از این رهگذر باز هم تأکید می‌کند که نقدش به حجتیه نقدی گفتمانی و جریانی است نه سیاسی و جناحی اشاره‌ی اکبری آهنگر به فعالیت حجتیه‌ای ها در حوزه نشر کتاب و اشاره به نویسندگانی چون «نادر فضلی»، «سیدحسین حسینی» و «سید حسن افتخارزاده سبزواری» -که جز در حوزه مذهبی نمی‌نویسند- نیز در همین راستاست.
    اگر منظورتان این است که نویسندگان انجمنی جز در حوزه ی دین نمی نویسند، این که افتخار انجمنی هاست. چون آنان یک گروه فرهنگی اند و در حوزه های دیگر صاحب نظر نیستند تا اظهار نظر کنند. اگر هم منظور دیگری دارید، نمی دانم و نظری هم نمی دهم.
    9. یکی از اتّهمات انجمن آن است که در مسائل سیاسی دخالت نمی کند. به این ترتیب لابد می پذیرید که “هیاهوهای مبتذل سیاسی” که به آن اشاره کرد ه اید، به راستی هیچ ربطی به انجمن ندارد. اگر انجمن – که تمامی حرکاتش زیر زره بین که چه عرض کنم، زیر میکروسکوپ رصد می شود- کوچک ترین نقش و دخالتی در آشوب های سیاسی داشت، مطمئن باشید از سوی مدّعیان و مخالفان چنان بزرگ می شد که: مسلمان نشود، کافر نبیند!؟
    10. انجمن و مدرسه ی علوی دو گروه فرهنگی کاملا مستقل اند که هیچ ارتباط ارگانیک و سازمانی با یک دیگر ندارند. البته حضرت آقای علامه رضوان الله تعالی علیه ارادت ویژه ای به حضرت آیة الله حلبی قدس سره داشت و ایشان هم آقای علامه را مردی خدمت گزار به دین و دوستدار آیین می دانست و به او علاقمند بود. ولی من که هم توفیق حضور در مدرسه ی علوی را داشته ام و هم انجمنی بوده ام [و لابد از نظر شما مجرم طباطبایی ام!] شهادت می دهم که این دو مؤسسه کاملا مستقل اند و البته به جهت هم سویی کار فرهنگی، برخی از افراد انجمن در مدرسه ی علوی معلم بوده اند و برخی از دانش آموزان هم به انجمن می آمدند. بافته های مستندساز محترم [البته مبتنی بر گزارش منعکس شده ] نمی دانم مستند به چه مدرک محکمه پسندی است.
    11. آقای ثقفی را نمی دانم چه سنّ و سالی دارد و تا چه اندازه پای بند به اصول اسلامی و حتی انسانی است، لابد ایشان هم مانند آقای اکبری که که لباس روحانیت به بر دارد، متدین و مقید به قید دین است و حتما سزای کسانی را که به مسلمان تهمت می زنند را خوب می داند. به هر دوی این گرامیان و نیز به آقای مستندساز برادرانه توصیه می کنم مراقب قبر و قیامت خود باشند و خدای ناکرده چنان نباشد که از روی جوانی ، سخنانی بگویند که سی سال بعد مانند آقای باقی، پشیمان شوند و در پی آن باشند که از مرحوم آیة الله حلبی، حلالیت بطلبند.
    12. در پایان عرض می کنم: به راستی دین داری ما در این دوران بسی پردردسر بوده، ولی برای خودمان، نه برای نظام، چرا که:
    سی سال است که صدها صفحه در روزنامه ها و سایت های حتی به ظاهر مذهبی، ده ها تهمت ناروا به انجمن و انجمنی زده اند و می زنند؛
    سی سال است که ده ها نفر از انجمنی ها را به صورت کاملا غیرقانونی و خلاف شرع و انسانیت و مروّت، از تحصیلات عالیه و شغل محروم کرده اند و می کنند؛
    سی سال است که انواع تن لرزه ها و مزاحمت ها را برای عدّه ای مسلمان و شیعه ی علی علیه السلام و خانواده هایشان، که فریادرسی به جز امام زمان علیه السلام ندارند، فراهم می کنند؛
    آیا مروت و مردانگی و مسلمانی است که در یک کشور مسلمان و شیعه با حکومتی شیعی و اسلامی که زمام اصلی امور هم در دست روحانیت است، عکس آیة الله حلبی را که به هر حال یک روحانی شناخته شده بوده است، با نیمرخ مسعود رجوی و عبدالبهاء و هرتسل [بنیانگذار صهیونیست] چاپ شود؟
    این است رسم مردانگی ؟ این است آیین خبرنگاری و اطلاع رسانی و مستندسازی؟ این است رسم مسلمانی؟ حبّذا به این مسلمانی و مروت و مردانگی!
    اما، انجمن هیچ گاه وظیفه ی خویش ندانسته است که به این دشمنی های دشمن شادکن، دامن بزند و اگر هم اختلافی باشد، آن را خانگی و مانند جفای برادران، به یوسف می داند و پیوسته در پیِ آن بوده که مبادا با تشدید این گونه دشمنی های یک سویه، نظام جمهوری اسلام ایران، تضعیف شود.
    دعا و درخواست ما آن است که از صمیم دل بگوییم:
    أین جامع الکلمة علی التقوی
    أین قاطع حبائل الکذب و الافتراء
    نادر فضلی

    • م.م
      ۲۱ دی ۱۳۹۱

      عرض سلام و ارادت به نگارندگان و خوانندگان
      بنده که یکی از دانش اموختگان مدرسه ی علوی هستم. متاسفانه هنوز موفق به دیدن مستند نشده ام؛ اما پس از خواندن متن و نظرات چند خطی عرض خواهم کرد:
      1. بنده که اوایل دهه ی هشتاد از این مجموعه فارغ التحصیل شدم، تا جایی که به خاطر دارم حضرت علامه تا پیش از بیماری در دبیرستان علوی حضور مستمر و موثر داشتند. این که نوشته اند ایشان بعد از انقلاب به مدرسه نیامدند یا کمتر می امدند برایم عجیب است!!
      2. به حمدالله بنده در دوران راهنمایی حدود سه سالی افتخار استفاده از بیانات و جلسات و کتب دکتر فضلی را داشته ام؛ سوالی از ایشان دارم: برای ثابت کردن ارتباط ارگانیک بین مدرسه ی علوی و انجمن حجتیه منتظر شنیدن چگونه ادله ای هستید؟!
      آیا جز این است که مبانی اموزشی و تربیتی جاری در مدرسه به صورت کامل بر مبنای عقاید و تفکرات و دیدگاه انجمن حجتیه است؟
      مولفینی که همدرسان شما بوده اند همگی دین مدار هستند و این گفته پذیرفتنی؛ اما سوال این که چرا غیر از کتب اساتید انجمن حجتیه هیچ یک از کتب مولفین دیگر بین دانش آموزان توزیع یا معرفی نمی شود؟ به هر حال اگر کتب شهید مطهری، شهید بهشتی یا مصباح یزدی و … به پای نوشته های اساتید انجمن نرسد، حداقل به عنوان یک کتاب ساده ی دینی ارزش تورق که دارند!!
      آیا جز این است که همه ی انجمنی ها فرزندان خود را بدون استثنا (حتی ان هایی که از لحاظ علمی بسیار ضعیف تر از دیگر دانش اموزان هستند) در مدرسه ی علوی یا مدارس مشابه مثل نیکان و امیر و محسن و … ثبت نام می کنند؟
      آیا جز این است که اکثر فعالین و مسئولین فعلی انجمن حجتیه از فارغ التحصیلان مدرسه ی علوی هستند؟
      این که این چه نوع ارتباط غیر مرتبطی بین علوی انجمن است که چنین حاصلی دارد را باید از شما پرسید؟
      3. وجود فارغ التحصیلانی انقلابی در بین انبوه فارغ التحصیلان این مدرسه عذر موجهی نمایانده می شود برای صرفا انجمنی نبودن مدرسه! اما باید اشاره کرد که این عده افرادی هستند که تحت تاثیر عواملی بیرونی از جمله خانواده و یا نهادهای اجتماعی پیرامونی از جمله مسجد، هیئت، بسیج، رسانه، کتب و … به این حقیقت رسیده اند که هیچ ارتباطی به نگرش یا تلاش مدرسه در این راستا ندارد.
      4. سوال: کدام یک از شهدای دانش آموخته ی این مدرسه، به تشویق یا تهییج مدرسه به جبهه رفته و شهید شده اند؟! لطفا یک خط نوشته یا یک دقیقه صوت از مدیران مدرسه ارائه دهید که در دهه ی شصت، در مدرسه دانش آموزان را به سوی جبهه ی جنگ تحمیلی تشویق و تهییج کرده باشند؟!
      5. فارغ التحصلان انقلابی مدرسه علوی به دو دسته تقسیم می شوند:
      الف: دسته ای که علیه انجمن حجتیه و مدرسه ی علوی اظهار نظری نمی کنند؛ و همواره مصداق و دستاویز مدرسه برای اعلام برائت از انجمن هستند.
      ب: افرادی مثل نگارنده ی گزارش یا طلبه ی راوی که علیه انجمن قدم و قلمی می زنند، و بلافاصله با عنوان “مخالف و بریده و سرخورده و ناراحت و عصبانی” و خطاب می شوند؛ و بعید نیست که بنده هم در پایان با چنین القابی خطاب قرار گیرم!!
      6. بنده که افتخار شاگردی آقای محمودخانی را نیز داشته ام به خوبی در خاطر دارم که در دهه ی هفتاد ایشان افتخاری برای دبستان علوی 2 به حساب می امدند…
      7. بدون شک توانایی های تربیتی و علمی مدرسه ی علوی که منجر به تربیت نسلی در قالب فکری مد نظرش می شود ستودنی است.
      8. مدرسه ی علوی بر گردن امثال بنده نیز حق زیادی دارد؛ اما حقوق و وظایف دیگری هم بر گردن مدرسه علوی بود که متاسفانه ادا نشد…
      9. امیدوارم تلاش های حضرت علامه مقبول حضرتش قرار گیرد و از ایشان به بضاعت بپذیرند.

    • بندۀ خدا
      ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

      آقا یا خانم محترم م.م شما را به مطالعۀ تاریخ اسلام دعوت می کنم.

    • صادق
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      بسمه تعالی
      کارنامه انجمن حجتیه برای محصلینش در مدرسه علوی،‌حداقل در دبیرستان علوی بی مهری و بی توجهی به عصاره نبوت و امامت و فقاهت،‌یعنی انقلاب اسلامی است که هیچگاه بخشودنی نیست و داستانسرایی هیچگاه این ننگ را از چهره اش نخواهد برد.
      من با تمام وجود اینرا در دبیرستان علوی حس کردم و هر محقق و مستندساز و معلم و شاگردی میتواند برود و بررسی کند
      و الله اعلم

    • امیر.ا
      ۵ بهمن ۱۳۹۱

      جالبه!
      یعنی واقعاً همه ی عصاره نبوت و امامت و فقاهت،‌ این انقلابی که ما داریم؟؟؟؟
      این همه پیامبر و امام و فقیه و … که اومدن و این همه سختی کشیدن، همش برای بوجود اومدن این انقلاب بود!؟!؟!؟!؟
      بابا ایول به این بینش.

    • زهرا
      ۲۴ دی ۱۳۹۱

      من از کسانی هستم که هم اکنون هم در بسیج دانشکده ی محل تحصیلم حضور فعال دارم و هم در انجمن عضو هستم…
      علیرغم اینکه همیشه به اعضای محترم انجمن ایراد های اساسی دارم و داشتم معتقدم که این افراد از جهت مبانی دینی دچار کمبود نیستند بلکه عمومشان صرفا بینش سیاسی ندارند!
      معمولا با پیش بردن مبانی ای که از خودشان یادگرفته ایم به سادگی می توانیم ولایت فقیه را اثبات کرده و در مورد سایر مسایل نیز صحبت کنیم. البته عموما به این صحبت نیازی نیست چرا که بسیاری از آن ها این مبانی را قبول دارند.
      بیشتر از هر چیز گمان می کنم این حجم از هجوم به انجمن به معنای اشتباه گرفتن دشمن است
      نمی توانم منکر این موضوع شوم که شاید اگر با ملاطفت و جذب حداکثری عمل می کردیم این جوانان مومن و با دغدغه هم به خیل انقلابیان مخلص می پیوستند…
      و من الله التوفیق

    • بندۀ خدا
      ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

      خدایا چه دارد آن که تو را ندارد و چه ندارد آن که تو را دارد؟! بینش سیاسی؟! چقدر دربارۀ چیزهایی که دانستنشان الزامی است، می دانیم؟! مگر دربارۀ امام زمانمان و خواسته های ایشان چقدر می دانیم که اینقدر راحت دربارۀ ملزومات دانستن سخن می گوییم؟! امام زمان ما از ما بینش سیاسی میخواهند؟!

    • ف.س
      ۲۵ دی ۱۳۹۱

      آقای فضلی فقط مغالطه و فرافکنی کردید !

    • بندۀ خدا
      ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

      شما معنی مغالطه و فرافکنی را نمی دانید.

    • مهدیار
      ۲۸ بهمن ۱۳۹۱

      کجاش مغالطه و فرافکنی بود؟؟؟؟
      تعدا رای های مخالف نشانگر بی انصافی و تعصبات شماست که ان را مغلطه و … می بینید

    • امیرامیر
      ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

      حضورسرور ارجمند واستاد گرامی جناب آقای فضلی:
      اینجانب به شنیدن 1 نکته از حضرتعالی تا قیامت خود را مدیون شمامی دانم. سوال من از شما اینست که اگر همان زمان که مرحوم استاد شیخ محمود حلبی رحمه الله علیه فعالیت انجمن را تعطیل اعلام کردند، شاگردان خلفی چون شما بر این مدعا استوار می گشتند آیا امروز جایی بر اینگونه ادعا باقی می ماند؟
      جناب آقای فضلی آیا ما وظیفه داریم از حریم آقای شیخ محمود حلبی و یا مرحوم علامه دفاع کنیم؟ آیا این بزرگواران خودشان از این کار راضی هستند؟
      شما انجمنی ها به غیر از فرزندان خودتان دوستانتان چه کار فرهنگی برای سایرین انجام داده آید؟ و تا چه زمانی می خواهید در همان تنگ بلورین که برای خودتان درست کرده آید باقی بمانید؟

    • احسان ازمشهدالرضا
      ۱۲ بهمن ۱۳۹۲

      شما انگشت اتهام را ببر جایی که میلیاردها بودجه دارند برای کار اعتقادی و فرهنگی
      آنها علیرغم داشتن اینهمه از امکانات چه خروجی داشته اند
      وهابیت و بهاییت در شهر امام رضا دارند غوغا می کنند و مسئولین مربوطه در خواب تشریف دارند

    • س ب
      ۱۸ بهمن ۱۳۹۲

      سلام خدمت استاد بزرگوار و فرزانه جناب دکتر فصلی،
      بسیار سپاسگذارم از فرمایشات فراقدرتان که در چنین نوشتارهایی مرحمی می شود بر دل های آنان که حقیقت را می دانند ولی سکوت کرده اند،
      و افتخار می کنم که فرزند پدر و پدربزرگی انجمنی هستم و افتخار شاگردی در این مجموعه (هر چند حقیرترین شاگرد) را دارم. خدا خیرتان دهد و خداوند پایه گذاران انجمن را از فیوضات خویش بهره مند سازد که اگر نبود این تعالیم پدران ما هم مثل دیگر گروه ها باید نسل سوم فرزندان خود را از میان انواع فسادهایی که شاهدیم جمع می کردند.

      شاید منظور نگارنده از مزاحمت و دردسرهای انجمن برای انقلاب عذاب وجدانهای ناچیز دنیایی است که گریبان گیرشان شده است به واسطه ظلمی که به عده ای محب حضرت حجة سلام الله علیها روا داشته اند.
      پدر من هم از این الطاف بهره مند بوده اند. بطوریکه ایشان کسی بودند که در هر دو جبهه انقلاب و انجمن فعال بودند و ره آورد انقلابیون برای ایشان مانع تراشی در پیشرفت کاری ایشان شد که در نهایت یکی از خود افراد حراست سازمان ایشان به صراحت اعتراف کرده بود که «همه چیز در شما خوب هست الا اینکه انجمتی هستید و به این جهت ما را از پیشرفت شما منع کرده اند.»
      ولی نه من و نه خانواده و نه دیگر دوستان در تمام این سال ها هیچ گله ای نداست و نداریم که آرمان و هدف چیزی است فراتر و هر عملی را حسابی است.

      و خدا را سپاسگذارم و آرزوی خدمتگذاری محضر شریف امام زمان علیه السلام هچون پدران و اساتید بزرگوار را از خداوند مسئلت دارم.

      الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابیطالب و الائمه المعصومین علیهم السلام

  9. امین
    ۲۰ دی ۱۳۹۱

    آقای فضلی… کتبتان را خوانده ام. خدا عمرتان را پربرکت و قلمتان را استوار در راه دفاع از حریم ولایت نماید.ان شاء الله

  10. نادر فضلی
    ۲۰ دی ۱۳۹۱

    از مروت و مردانگی گردانندگان سایت تشکر می کم و پای بندی ایشان را به اصولی که بیان کرده اند، می ستایم

  11. امین
    ۲۰ دی ۱۳۹۱

    آقای اکبری منتظر پاسختان به آقای فضلی هستیم.

  12. مهدی
    ۲۱ دی ۱۳۹۱

    جناب آقای نادر فضلی؛
    با سلام و احترام؛

    بنده چند عنوان از کتاب‌های شما در باره‌ی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف، امیرالمؤمنین علیه السّلام و حضرت زهرا سلام الله علیها را خوانده‌ام و از آن لذّت و بهره‌ها برده‌ام و حق آن است که در این جا از شما تشکّر کنم و عمری دراز و قلمی پر اثر در دفاع از آستان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام را برایتان آرزو کنم.
    در طول سالیان تدریس، به گاه مواجهه با برخی پرسش‌های نوجوانان و جوانان مشغول به تحصیل در مقطع راهنمایی و دبیرستان و یا در دانشگاه برای دانشجویان، کتاب‌های مناسبی از شما را در موضوع پرسش و یا شبهات ایشان، بارها بدان‌ها معرّفی کرده‌ام و به تجربه برایم ثابت شده که چه مفید و مؤثّر بوده است!
    از این که روشنگری شما را به عنوان شخصی که به فرمایش خودتان هم عضو انجمن حجتیّه بوده‌اید و هم در مدرسه‌ی علوی تشریف داشته‌اید، خواندم و حداقل می‌توانم بگویم یک یادداشت مستند در مورد انجمن حجتیه و مدرسه‌ی علوی، به دور از غرض و مرض‌ها و حدس و احتمال‌ها خوانده‌ام بسیار خشنودم.
    نمی‌دانم با وجود این توضیحات به دور از حدس و گمان، افرادی چون کارگردان این مستند و نویسنده‌ی همین گزارش و یا آن طلبه‌ی خوش سیما، چه توجیهی برای آن‌چه بیان کرده‌اند دارند؛ شاید ایشان یقین کرده‌اند که قیامتی در کار نیست؟!

  13. سرباز گمنام
    ۲۱ دی ۱۳۹۱

    با سلام

    روز قیامتی را تصور می کنم که خدای متعال تک تک افرادی که در این مستند و مستندات دیگر تهمت هایی را به انجمن و منتسبین آن زده اند، را مورد پرسش قرار دهد.

    از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده که فرمودند: «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیهما ما لیس فیه اقامه الله تعالى یوم القیامة على تل من نار حتى یخرج مما قاله»
    کسى که به مرد یا زن با ایمان تهمت بزند و یا در باره او چیزى بگوید که در او نیست، خداوند در روز قیامت او را بر تلى از آتش قرار مى دهد تا از مسئولیت آنچه گفته است در آید.

    به امید آن روز

  14. محسن
    ۲۱ دی ۱۳۹۱

    با سلام خدمت نویسنده محترم و استاد گرانقدر، جناب آقای دکتر فضلی
    کلام دردآلود آقای فضلی را خواندم. در همین نوشتار مختصر که البته بعد از سالها در دفاع از انجمن حجتیه و مدرسه علوی نگاشته شده است، دو مطلب به وضوح نمایان است.
    اول آن که انجمن حجتیه هیچ گاه به دنبال تضعیف نظام جمهوری اسلامی نبوده است. حتی مقاله ای چنین تند و مستندی چنان جانبدارانه را از سنخ خطای برادران یوسف و جفای آنان به برادر کوچکتر می داند.
    دوم آن که گویا، هنوز هم دغدغه‌ی فکری و فرهنگی، اولویت نخست این جریان است و در چنین روزگار و جنین فضای سیاسی ملتهبی، این گونه نگاه ها غنیمت است.
    من به عنوان یک محقق و پژوهشگر در حوزه دین و مذهب، شهادت می‌دهم که کتاب‌های ایشان، همگی در جهت تحکیم بنیادهای اعتقادی شیعه و فارغ از دستته بندی های سیاسی است.
    مطالعه ی این کتاب ها را پیش از نوشتن نقد بر ایشان و پیش از ساختن فیلم در مورد انجمن حجتیه، به دست اندرکاران توصیه می کنم.

  15. علیرضا
    ۲۱ دی ۱۳۹۱

    با سلام،
    چرا برخی فقط دنبال ایراد گیری از یکدیگر هستند؟
    چرا این همه دامن زدن به اختلافات از نوع خانگی؟
    چرا این برادر عزیز باید این همه عمر ارزشمند خود را صرف به چالش کشیدن گروهی کند که مهمترین دشمن سازمان یافته علیه بهاییت صهیونیستی است؟
    مدرسه علوی آنقدر محسنات دارد که آقای خامنه ای- رهبر انقلاب- فرزندان خود را به آنجا سپردند، جهت تربیت.
    جناب آقای اکبری!
    فکر نمیکنید اگر مستندی در همین ارتباط میساختید و مردم را تشویق میکردید، کاری که رهبر انقلاب به آنان آموخته اند را انجام دهند، هرچند به اندازه همه ی عمرتان روی آن وقت میگذاشتید، بیشتر به جامعه شیعه کمک کرده بودید؟!!
    ودل امام زمان را شاد؟

    • علی
      ۲۲ دی ۱۳۹۱

      نزدیکه انتخاباته. باید برای اختلاف افکنی و کمک به دشمن کوشید! پشت سر یه علامه که مراجع تقلید کنونی شاگردش بودن چرت و پرت گفتن شما رو به جایی نمیرسونه. یه سری طالبان شیعه هستن. هرکی با اونا نباشه تکفیر میکنن.

  16. محمّدعلی
    ۲۱ دی ۱۳۹۱

    البته جناب فضلی هم در پاسخ، با فرافکنی‌های متعدد و مظلوم‌نمایی و همچنین اهانت‌ها و کنایه‌ها و تهمت‌های صریح و ضمنی به طرف مقابل خود، سعی در القاء منظور خود داشته‌اند که این به روشنی قابل درک است. لیکن چند سوال داشتم که ذیل متن جدید آقای اکبری درج کردم.

  17. ع
    ۲۱ دی ۱۳۹۱

    با سلام خدمت استاد گرانقدرم، دکتر فضلی و دیگر خوانندگان
    گفتنی‌ها در پست‌های قبل گفته شد، فقط به یک نکته فکر می‌کنم:
    آیا فردای قیامت، مخالفان انجمن خدمتگزار حجتیه، پس از این اظهار برائت‌های انجمنی‌ها از اتهامات و روشنگری‌های ایشان، می‌توانند بهانه کنند که مستضعف فکری بوده و سبیلی به یافتن حق نداشته‌اند؟
    آیا در حالی که لباس غرض را زیر لباس تحقیق پوشیده‌اند، می‌توانند بگویند که ما به فلان شخص غیر معصوم ایمان داشتیم و هر چه او گفت دربست پذیرفتیم و این بود که تحقیقاتمان را به گونه‌ای انجام می‌دادیم که نتیجه‌ی دلخواه خودمان را بگیریم؟

    خیلی خیلی خیلی … خیلی بعید می‌دانم که این بهانه‌ی واهی پذیرفته شود.

  18. حامد
    ۲۱ دی ۱۳۹۱

    اوه چه خبره. چقد انجمن حجتیه یهو هواخواه پیدا کرد؟
    بابا این حجتیه ها چه تشکیلات منسجمی دارن که وقتی یه سایت نه چندان معروف هم یه خبر علیهشون میزنه همشون بو میکشن و زدودن لکه های ناپاکی از دامن انجمن رو تکلیفشون میدونن.

    از قدرت تشکیلاتیشون متحیر و خوفناک شدم بخدا.

    • منتقد
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      من توی یکی از همین مدارس درس میخوندم….
      خدا میدونه چقدر دقیق برنامه ریزی میکنن
      برای بچه ها و تمام اعضای خانوادشون
      حتی بعد از فارغ التحصیلی
      کاش ما هم اینقدر منسجم و برنامه ریزی شده کار میکردیم!

    • حسن رضوی
      ۱ مرداد ۱۳۹۳

      میدونید دلیلش چیه؟
      دلیلش رو باید در ایمان راسخ بانیان فکری و عملی کسانی همچون حاج شیخ علی اکبر کرباسچیان و روزبه و دیگران و نیز بانیان بی شمار اهل خیر از بازاریان و تجار متدینی که همواره به بچه یتیمان امان عصر توجه داشته اند جستجو کنید!
      شما هم می توانید یاد بگیرید!

  19. ا.آ
    ۲۲ دی ۱۳۹۱

    با سلام و تقدیر از استاد نادر فضلی که حداقل با کتاباشون در گردن من حق دارن. من کسی هستم که 25 سال دارم و مصون ماندنم رو در این جامعه مدیون انجمن حجتیه هستم. به راستی در این جامعه آیا مرجعی برای تقویت اعتقادات یا حتی پاسخگویی به جوانان هست؟؟؟آیا کسی دلش برا جوان ها می سوزد؟؟؟دل کسی برای بی اعتقاد شدن و انحراف جوان ها می سوزد؟؟افسوس و صد افسوس که کسایی رو که داغ دین دارن رو با این وضعیت دارن تخریب میکنن. امروز در این جامعه وهابی باشی راحت تر می تونی کار کنی. هر مشکل و هر کاری میشه یه سرش انجمن حجتیه است. بخدای مهدی (عج) قسم اگر به قیامت اعتقاد دارن امثال این افراد بدونن که در قیامت کارشون خیلی سخته و حق الناس بزرگی بر گردنشونه. انجمن حتی یک لحظه و آن از خط فقاهت خارج نشده و نمی شود به حول و قوه الهی.در آخر هم باز برای کسایی که دینشان را به دنیاشان فروخته اند تذکر میدهم که از روز قیامت بترسید. به امید ظهور مولایمان…

  20. محمّدعلی
    ۲۲ دی ۱۳۹۱

    امیدوارم که در این مطلب یک پاسخ منطقی و به دور از مظلوم‌نمایی ببینیم:
    http://www.teribon.ir/archives/190763/دعوت-از-اساتید-انجمن-حجتیه-برای-گفت‌و.html

  21. محمد ثقفی
    ۲۲ دی ۱۳۹۱

    آیا در خلال بحث عالمانه چه در موضوع تاریخی و چه دین‌شناسی، ترساندن مخاطب از قبر و قیامت و در واقع تلویحا او را به دروغ‌گویی و تهمت‌زدن و مغرض بودن متهم کردن و بعضا به صراحت تهمت دین به دنیا فروشی به او زدن رسم ادب و مسلمانی و مباحثه است؟

    • ا.آ
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      بحث های عالمانه؟؟؟عالم کجاست؟؟؟این حرف های منتشر شده در سایت عالمانه هست؟؟عالم ها نظرشون رو راجع به انحمن مکتوب دادن!!دین شناسی؟؟جالبه…

    • علی
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      پس نهی از منکر چه معنا دارد؟

    • محمد ثقفی
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      نهی از منکر زمانی است که فاعل عمل به گناه بودن آن واقف باشد، فلذا شما قبل از یادآوری قبر و قیامت و تهمت مغرض بودن به نویسنده زدن، گفتارش را نقد کنید

    • من
      ۲۸ دی ۱۳۹۱

      ببخشید؟ از کجای اسلام دراوردید که یک مسلمان می تواند در خلال بحث عالمانه! اصول اسلام را فراموش کند؟! مکتب ما مانند مکاتب دست ساز بشر نیست که هدف را فدای وسیله کند. این مهم نیست که شما در بحث پیروز شوید. مهم آن است که دینتان از دست نرود. اگر چنین نبود مولا علی هم بلد بود چطوری پوز معاویه را به خاک بمالد. اما می فرماید اگر تقوا نبود، حتما من زیرک ترین عرب ها بودم. آنهایی که زیاد احساس زیرکی می کنند بدانند مشکلی در تقوایشان هست.

  22. محمد
    ۲۲ دی ۱۳۹۱

    به عنوان یک بازدید کننده تصادفی فقط با خواندن مطالب ( و نه حتی دیدن مستند ) به این نتیجه رسیدم :
    فرد یا افرادی احتمالا با توجه به حسن سابقه و حساسیتهای موجود پیرامون انجمن حجتیه خواسته اند تا با ساخت مستندی پیرامون ایشان انتقادهایی را متوجه کل این گروه نمایند و در این راه از تمام امکانات ژورنالیستی خود نهایت بهره را برده اند.
    حال که فردی به نام دکتر فضلی با چند سوال ماهیت این مستند را به چالش کشیده است. دوستان دست اندرکار به جای پاسخ به سوالات تصمیم دارند با کمک روش فرار به جلو بحث را به موضوعات حاشیه ای ببرند

    • بندۀ خدا
      ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

      شما زیاد فکر نکنید.

  23. محمد هادی
    ۲۲ دی ۱۳۹۱

    سلام
    من هم مثل خیلی از دوستان که اینجا نظر گذاشتن فارق التحصیل مدرسه علوی هستم.
    مستند رو هم ندیدم و امیدوارم این مستند بر روی محکمات ساخته شده باشه تا مصداق ” بد دفاع کردن، بهترین حمله است” نباشد.
    چون انجمن حجتیه عقاید باطل و عملکردهای ناصحیح حتمی ای دارد که بتوان در مورد آنها صحبت کرد و به حرف ها و نقل و قول های این و آن تکیه نکرد و مشکوک حرف نزد.
    باید متقن صحبت کرد.
    به دوستان نکته ای رو عرض می کنم،
    بحث شخصیت آقای علامه کرباسچیان رو از بحث انجمن حجتیه جدا کنید. آقای علامه انسان بزرگی بودن ولی از نظر بنده چند ایراد مهم هم داشتن.
    و ای کاش انجمن همین گونه بود که آقای فضلی گفتن ولی نیست

    “پیوسته در پیِ آن بوده که مبادا با تشدید این گونه دشمنی های یک سویه، نظام جمهوری اسلام ایران، تضعیف شود.”

    بی صبرانه منتظر مناظرات مودبانه و منصفانه درمورد انجمن هستم.
    در پناه حق

    • بندۀ خدا
      ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

      اگر خودتان توسل به مولا امام زمان علیه السلام و بعد در این باره مطالعه بکنید، خیلی ساده به جواب میرسید.

  24. حسین
    ۲۲ دی ۱۳۹۱

    با تشکر از استاد بزرگوار جناب آقای فضلی و آرزوی سلامتی برای ایشان.
    سر چهارراه، پلیس راهنمایی و رانندگی ایستاده بود و منتظر رانندگان متخلفی که کمربند نبسته بودند، بلافاصله خودروی پرایدی که راننده اش هم آدم موجهی بود متوقف و مأمور محترم و معذور راهنمایی و رانندگی وی را جهت اجرای قانون (جریمه)، متوقف کرد و بنده هم شاهد ماجرا.
    در همین حین اتومبیلی گران قیمت با سرعت هر چه تمام تر از چراغ قرمز رد شد و افسر نگاهی انداخت و بی خیال به ادامه جریمه راننده مظلوم پراید مشغول شد. برایم جالب شد نزدیک رفتم و گفتم: تکلیف آن ماشین که فرار کرد چه؟ گفت ما زورمان به این ماشین ها نمی رسد!!!!!!!!!!!!!
    عرض بنده از ذکر این واقعه:
    آقایان منتقدین جریانات فرهنگی، واقعاً تمامی مسائل و مشکلات جور واجوری که تشیع را تهدید می کند را حل کرده اید که حالا نوبت به بررسی مسائل و مشکلات انجمن حجتیه رسیده؟
    مستند سازان محترم، آخر تا کی سر مبارکتان باید زیر برف باشد؟ نکند وقتی که در مملکت شیعی عزیزمان جریانات ضد شیعی مثل سوریه و بحرین اتفاق بیافتد تازه متوجه حساسیت ها می شوید و تشخیص اولویت میدهید که حالا به اولویت های انجمن حجتیه گیر داده اید.
    نه!!! مقصر شما نیستید، اگر شما هم در جامعه و جریاناتی چون پاکستان و عراق حضور می داشتید و شاهد فعالیت ها ی متعدد وهابی ها در این کشورها و ناظر ترورها و حملات انتهاری متعدد ضد شیعیان، شاید به جای این انتقادات و مستند سازی های گوناگونِ بی اثر و فایده کمی مخ کوچکتان تکان می خورد و …
    به امید آن که روزی…
    اللهم عجل لولیک الفرج

    • من
      ۲۸ دی ۱۳۹۱

      بسیار عالی گفتی. واقعیت امر همین است. هرچند انجمن حجتیه (کلیت آن) قبل از انقلاب با انقلاب همراهی نکرد، و هرچند افرادی از انجمن هنوز با انقلاب مشکل دارند، اما رفتار های تند و افراطی بعضی از انقلابیون در سرکوب آنانکه با انقلاب همراهی نکنند باعث تشدید این مشکلات شده. متاسفانه بسیاری از انقلابیون تند، از معارف و تقوایی که عموم انجمنی ها دارند بی بهره اند. واقعیتی است که باید قبول کرد. تهمت زدنها و برچسب زدنها و حمله های فیزیکی و توقیف اموال و … از جمله رفتارهایی است که بر خلاف منویات و دستورات صریح حضرت امام خمینی و امام خامنه ای توسط انقلابیون تندرو انجام شده و آبروی انقلاب را هم خدشه دار کرده است. انقلابیون تند، همواره از امکانات و قدرت استفاده کرده و انجمن را به شدت و در حد تکفیر کوبیده اند.

  25. HMK
    ۲۳ دی ۱۳۹۱

    سلام
    بنده خودم ۱۲سال در مدرسه علوی درس خوانده‌ام. اسم‌م را کاملا ننوشتم چون دوست ندارم در گوگل قابل‌جستجو باشد. و گرنه مثلا رودربایستی‌ خاصی با برخی حضار محترم ندارم. از لحاظ فکری هم می‌شود گفت جزء آن دسته از بچه‌علوی‌ها هستم که علی‌رغم عدم همراهی با انجمن، اهل موضع‌گیری علیه مدرسه علوی و انجمنی‌ها هم نیستم. خدا را نیز شکر می‌کنم که در این مدرسه تحصیل کردم و نسبت به بسیاری از افراد این مدرسه هم ارادت دارم (چه جناب علامه، و چه مثلا جناب محمودخانی و فضلی).
    ندیده حرف زدن شاید اصلا درست نباشد؛ اما فکر نکنم خود مستند چیز خاصی باشد؛ یعنی چیز خیلی «مستند» ی حساب شود. چراکه اگر بود؛ احتمالا اشارات صریح‌تری از مثلا صحبت‌های آقای محدث یا آقای محمودخانی در متن دیده می‌شد.
    سال‌ها است که جماعت‌های مختلفی دارند تلاش می‌کنند علیه دوستان انجمن سند و مدرک رو کنند. از قضا من هم در حد وسع خودم (که احتمالا از حد معمول جامعه وسیع‌تر است) پیگیر مطالب‌شان هستم. دریغ از یک چیز واقعا دندان‌گیر. شاید مفصل‌ترین‌ش همان کتاب «در شناخت حزب قاعدین زمان» عمادالدین باقی باشد که علی‌رغم تفصیل نسبی‌ش، به نظرم همچنان از حیث سند و مدرک، برای رد و تخطئه درست و حسابی یک جریان، لنگ می‌زد. اگر «اتهام» این است که مثلا انجمنی‌ها به اصطلاح رایج در خط امام نبوده‌اند؛ خب این اتهام وارد است! خودشان هم که قبول دارند. نیازی به مستندسازی هم ندارد. همین الان شاید تعداد مهمی از حتا مراجع تقلید، طبق تعریف برخی، خارج از خط امام هستند. اما اگر مثلا حرف این است که اینها مامور رسمی ساواک بوده‌اند؛ حقوق‌بگیر بوده‌اند و … سند لازم است؛ که چیز حسابی‌ای دیده نشده است. کل سندهایی که از نوعی ارتباط و هماهنگی این گروه با ساواک منتشر شده است جند برگ شاید بیشتر نباشد. و اگر بخواهیم مطابق این چند برگ قضاوت کنیم؛ آنگاه شاید لازم باشد که در مورد خیلی افراد و گروه‌های دیگر هم قضاوت کنیم. دقت فرمایید که منظور من آن نیست که ساواکی در بین انجمنی‌ها پیدا نمی‌شده است. کمااینکه در بین گروه‌های دیگر هم ساواکی بوده است (مثلا در جلسات سران روحانیت که مثلا آقای مهدوی کنی و دیگران حضور داشته‌اند نیز یکی از حاضرین که معمم هم بوده است؛ گزارش جلسات را برای ساواک ارسال می‌کرده است).

    اما خب نکته خیلی جالب‌ این گزارش شما برای بنده، پاسخ کسی است که ظاهرا ادعا کرده است آقای فضلی است. برای من کلا باورش سخت است که ایشان، مثلا در قالب یک کامنت پای یک مطلب، وارد گود شده باشد. احتمال می‌دهم به نام ایشان این کار را کرده باشند. اگر دوستان انجمن تصمیم بگیرند (یا گرفته باشند) واقعا به صورت پابلیک پاسخ‌گوی اتهامات بعضا کاملا بی‌سر و ته‌ی باشند که علیه‌شان صادر می‌شود؛ به نظرم اتفاق مبارکی است.

    ان‌شاءالله خیر است.

  26. محمد
    ۲۳ دی ۱۳۹۱

    بنده حقیر نیز 7 سال در مدارسی درس خوانده ام که به نوعی با تفکر انجمنی مدیریت میشد هر چند برخی مدیران آن نسبت به نظام اسلامی پایبند بودند
    نکته ای که در حال حاضر بسیار برایم جالب است؛ از آنجایی که همیشه مطالب سایت وزین تریبون مستضعفین را میخوانم اینکه در انتهای یک گزارش این تعداد نظر گذاشته شود مرا به تفکر واداشت!
    احتمالا در سایتهای داخلی احسان و محسن وو نیکان و … فراخوان برای نظردهی گذاشته اند
    در خصوص صحبت جناب فضلی که گفته اند علوی شهید داشت من نیز با ایشان موافقم اما باید دید این شهدا آیا با تفکر انجمنی که بر همه این مدارس چنبره زده است موافق بوده اند؟؟
    و نکته آخر در خصوص مظلوم نمایی ایشان که انجمنی ها را در ادارات راه نمیدهند بسی تعجب کردم چون با توجه به مدل زندگی و سطح طبقاتی که انجمنی ها دارند بعید است راضی به کار در ادارات دولتی شودند و بیشتر آنها در شرکتهای خصوصی بزرگ مشغول هستند کما اینکه خود نیز به عینه دیده ام

    • عابر
      ۱۱ مرداد ۱۳۹۲

      با عرض سلام.. من خودم یکی از بچه های انجمن رو سراغ دارم که سرپرست قسمتی در وزارت نفت هستن، متاسفانه ایشون فرزند شهیدم هستن

    • محمد مهدی حجت دوست
      ۱۰ شهریور ۱۳۹۴

      در یکی از نظرات نوشته شده بود که این حجم از نظرات برای این مطلب، شاید به این دلیله که احتمالا در سایتهای مدارسی مثل احسان و نیکان و غیره، فراخوان برای نظردهی گذاشته اند…

      من خودم طرفدار حجتیه نیستم، ولی واقعا فکر کردین مدیریت مدارس مذکور اینقدر علاف(!) شده اند که بچه ها رو بسیج کنن بیان اینجا نظر بدن‌؟

      من خودم تو احسان درس میخونم، تو سایت که هیچی نذاشته…

      لااقل دوست عزیز به خودت زحمت بده، به سایتشون نگاهی بنداز، تا از این حرفهای عجیب نزنی، والا!!

  27. محسن
    ۲۳ دی ۱۳۹۱

    از بزرگانمان شنیده بودیم حجتیه ای ها آن نیمه شعبان کذایی را چراغانی کردند. و شنیدیم بعد از انقلاب همان ها فریاد وا اسلاما سر دادند. قبل از انقلاب را نبوده ایم اما این بندگان خدا الحق چه صدایشان در فریاد وا اسلاما بلند است. ما که جناب علامه و باقی را نمی شناسیم اما لطف کنند بگویند در راستای تحکیم نظام اسلامی چه قدمهای برداشته اند و اگر حجتیه آن است که درافکار عمومی می گویند اعلام برائت کنند و بگویند از آنها نیستند و نظورشان چیز دیگریست. راستی سابقه فتنه که ندارید؟

    • بنده خدا2
      ۱۵ مرداد ۱۳۹۲

      سلام من خودم عضو این جلسات هستم بخدای احدو واحد در مورد آقایان خمینی وخامنه ای تا به الان که پ10ساله دارم میرم بحث نشده تازه اگرم بشه مگه اونا معصومن ؟ ما اشکالاتی داریم و انقلابیو ن هم دارن

    • بنده خدا3
      ۸ آبان ۱۳۹۲

      سلام…
      انجمن حجتیه به هیچ عنوان ولایت فقیه رو رد نکرده و نمیکند…
      اصل ولایت فقیه مخصوص امام زمان عج است..
      اگر کسی ولایت فقیه را رد کند که دینش مشکل دارد..
      من تا الان نشنیدم که تو جلسات بحث های سیاسی بشود.حتی اگر هم بحث خارج از جلسه باشد به همدیگر تذکر میدهیم.چون اساسا بحث سیاسی ممنوع میباشد و مداخله نمیکنیم.
      بحث مذهبی تخصص داریم و بحث میکنیم اما دور از عقل است که در کاری که تخصص نداریم و وارد نشدیم بحث کنیم.با تشکر میم ج

  28. شیعه آگاه
    ۲۳ دی ۱۳۹۱

    مستنداتی که از این دست ساخته می شود، و افرادی که از آن حمایت می کنند، دقیقا حمایت از انگلیس و صهیونیسم می کنند. چرا که آنان چنین سیاستی دارند: «تفرقه بیانداز و حکومت کن»
    آخر مسلمان! در این برهه از زمان که دشمنان شیعه و اسلام به هر طریقی سعی در ریشه کن کردن شیعیان و این تنها کشور شیعه دارند، آیا درست است با ایجاد تفرقه، دل دشمنان را شاد کنی؟

    • محمد ثقفی
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      در میان انبوه مطالب یک سایت مطلبی به نقد عاری از توهین و تنفرپراکنی حجتیه اختصاص یافته است، حال اگر می‌خواهید ببینید سیاست «تفرقه بیانداز و حکومت کن» انگلیس کجا به صورت جدی عملی می‌شود، سری به سایت‌ها و جلسات دینی انجمن حجتیه بزنید و ببینید چگونه بین شیعه و سنی تفرقه می‌اندازند و نگاهی هم به جهان اسلام بیاندازید و ببینید انگلیس از اختلاف حزب‌اللهی‌ها و انجمن حجتیه بیشتر سود می‌برد یا اختلاف شیعه و سنی

    • شاگرد
      ۲۳ دی ۱۳۹۱

      آقای ثقفی !!
      کمی هم از قیامت و حساب و کتاب بترسید!!
      ولاتقف ما لیس لک به علم ، إن السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولا
      چرا اینقدر بی پروا سخنان کذب بر قلم جاری می کنید ؟!
      بسیاری از دوستان من در این جلسات اعتقادی رفت و آمد دارند ولی به هیچ عنوان حرفهای شما را تأیید نمی کنند.
      در دوره ای حضرت امام و مقام رهبری از وحدت شیعه و سنی (حتی وهابیت مزدور نامرد) صحبت می کنند و امر می کنند در ایام حج پشت سر یک وهابی دشمن اهل بیت می شود نماز خواند ، ما شیعیان اهل بیت که اینقدر مشترکات داریم باید به جان هم بیافتیم ؟!
      مگر زیر سقف این آسمان چند شیعه دل سوخته وجود دارد که آنها هم به جان هم بیافتند ؟! آقای عزیز مواظب باش دشمن شاد نشویم!

    • آزاد
      ۲۴ دی ۱۳۹۱

      ترور افکار ممنوع….! آقای ثقفی وقتی عصبانی هستید مطلب ننویسید خوانندگان ازکجا برند جلسات انجمن و ببینند که شما تهمت می زنید؟

    • اسدي
      ۲۴ دی ۱۳۹۱

      شما در جلسات انجمن بوده اي و ديده اي كه بين شيعه و سني اختلاف مي اندارند؟ از كسي كه واقعا خودش بوده است شنيده اي؟ چرا من و پدر و مادر و برادرانم و بچه هايمان و دوستانمان تاكنون چنين چيزي را نديده ايم؟ مسلمان! تهمت نزن. جواب دادن شبهه هاي ديني، اسمش تفرقه انداختن نيست.

    • حاج آقا
      ۸ بهمن ۱۳۹۱

      سلام
      محمد اقا
      من سایت مرزداران را دیدم ولی چیزی از اختلاف افکنی بین شیعه و بچه سنی ها ندیدم

    • بندۀ خدا
      ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

      اختلاف را آن کسانی میان شیعه و سنی می اندازند که خواستار عقب نشینی شیعیان از اعتقاداتشان هستند. شما را به خدا قسم، آیا مدرک مستدل دارید یا از روی شنیده ها صحبت می فرمایید؟

  29. ناوارو
    ۲۳ دی ۱۳۹۱

    نخست از بذل توجّه شما در انعکاس نظر حقیر، تشکر می کنم و شجاعت شما را می ستایم. امیدوارم تا پایان این مقال بر همین منوال با بنده هم راهی و هم کاری بفرمایید.
    راستش من در پی آن نیست ام تا مقاله ی آقای ثقفی را نقد کنم و مطالب مستندی را که ندیده ام به چالش بکشم و نیز در آن مقام نیستم که شما را هم حتماً نسبت به انجمن و کارهایش توجیه کنم. چه بسا برخی از عمل کردهای انجمن هم اشتباه بوده است؛ چون می دانم و می دانید که به ما شیعیان از همان دوران کودکی آموخته اند که چهارده معصوم بیش تر نداریم و همه ی ما آدمی زادگان در معرض خطا و اشتباه هست ایم؛ وقتی می گویم همه، یعنی همه، البته به درجات. خطای آدم های کوچک، کوچک است و خطای آدم های بزرگ، بزرگ تر.
    البته به عنوان یک برادر مسلمان لازم می دانم نکته ای را عرض کنم:
    دوست عزیز قرآن می فرماید:
    وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا:
    و به كسى كه نزد شما [اظهارِ] اسلام مى‏كند مگوييد: «تو مؤمن نيستى» [تا بدين بهانه‏] متاع زندگى دنيا را بجويید!؟
    مراقب باشید اگر در باره ی کسانی که حتی به ظاهر، مسلمان اند، با دقت بیشتری سخن بگویید که خدای ناکرده مشمول آیه ی شریفه نشوید.
    به هر حال اجازه دهید به اشاره عرض کنم که اولا مرحوم مبرور حضرت آیة الله حلبی رضوان الله تعالی علیه، فقط یک روحانی معمولی و تنها یک واعظ مشهور نبود. برای آن که از گزافه گویی – که مع الاسف رسم ما ایرانیان است- برحذر باشم، خواهش می کنم به خودتان زحمت بدهید و راجع به پیشینه ی علمی آن بزرگوار تحقیق کنید. همین اندازه می گویم که در حوزه های علمیّه یکی از ملاک های ارزیابی میزان دانش افراد، سوابق تحصیلی آنان و به ویژه توجه به اساتیدی است که آن کس نزد او درس آموخته است.
    اجمالا بدانید که در ادبیات و فقه و اصول و حکمت و عرفان نظری و عملی [= سیر و سلوک شرعی] و علوم غریبه و معارف اهل بیت علیهم السلام، مرحوم آیة الله حلبی از سرآمدان دانش آموختگان این رشته ها بوده و نزد برترین اساتید زمان، دانش دین آموخته است. تنها به عنوان نمونه عرض می کنم که ایشان مبرزترین و نزدیک ترین شاگرد مرحوم شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی بوده که سال ها نزد آن جناب سیر و سلوک شرعی داشته است. به این داستان توجه کنید:
    آیت الله سید موسی شبیری زنجانی می گوید:
    « آقای بهجت نقل می کردند: زمانی که آقا شیخ محمود حلی!؟ [حلبی] به نجف آمدند ما برای دیدن ایشان خدمتشان رسیدیم و ایشان نیز برای بازدید به خانه ما آمدند، وقتی آیت الله خوئی شنیدند که آقا شیخ محمود به منزل ما می آیند برای دیدار ایشان تشریف آوردند تا به اصطلاح دید دیگری ( از نظر معنوی ) به ایشان کنند. آقا شیخ محمود یک ساعت تأخیر کردند و آقای خوئی منتظر نشستند تا اینکه تشریف آوردند. آقای خوئی فرمودند: من دلم می خواست مقداری از آقا حسن علی نخودکی اصفهانی تعریف کنید، تا وقتی ما می خواهیم برای اثبات عالم ماوراء دلیل بیاوریم، تنها از آیات و روایات استفاده نکنیم بلکه از حالات یک شخص هم در این مورد استفاده کنیم.
    آقا شیخ محمود فرمودند: آقا شیخ حسنعلی مختصرات داشت (یعنی مختصری از مطالب و عوالم را داشتند)، و اگر شما به همین کارتان ( تربیت طلاب ) توجه کنید بیشتر می توانید به اسلام خدمت کنید، تازه آقا شیخ حسنعلی مرید یکی از شماها بود. که آقای بهجت می فرمودند: منظورشان آقای بروجردی بود. »
    منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیة الله بهجت رضوان الله تعالی علیه [در ضمن چنان که گفتم من چون به سریال ناوارو علاقه دارم، حس پلیسی ام می گوید قید نام حلی به جای حلبی، اشتباه چاپی نبوده و شاید نویسنده نخواسته نام مرحوم حلبی را بیاورد. خدا کند که اشتباه کرده باشم ولی شما برای اطمینان خاطر می توانید از خود آیة الله شبیری زنجانی که ناقل داستان است بپرسید که ماجرا مربوط به شیخ محمود حلی است یا شیخ محمود حلبی!]
    اگر تحقیق در باره ی پشینه ی علمی مرحوم آیة الله حلبی برایتان دشوار است می توانید به مجموعه ی استفائاتی که از آیات عظام رضوان الله تعالی علیهم در باره ی فعالیت های انجمن در پیش از انقلاب، شده است، نگاهی منصفانه بیندازید تا جایگاه آن مرحوم را از تعبیراتی که آن بزرگان علم و فقاهت از ایشان کرده اند، تا اندازه ای بشناسید.
    اینک از آقای اکبری که یک طلبه ی جوان است و من هم نمی دانم چقدر درس خوانده و اساتیدش
    چه کسانی بوده اند، تذکر می دهم که حدّ و اندازه ی خودش را بشناسد و پایش را به اندازه ی گلیم خودش دراز کند. […]

    • مهدیار
      ۲۸ بهمن ۱۳۹۱

      بسیار زیبا نوشتید
      بله بنده هم به این طلبه ی جوان همین توصیه رادارم

  30. شاگرد
    ۲۳ دی ۱۳۹۱

    با سلام.
    با تشکر از دست اندرکاران سایت.
    من یکی از دانش آموختگان علوی هستم که در جریان این بحث قرارگرفتم و بر خود لازم و تکلیف دانستم که مطالبی را بیان کنم.
    1. در ابتدا لازم است یاد آور شوم که بنده هیچ وابستگی به انجمن حجتیه ندارم و صرفا شاگردی اساتید فرهیخته مؤسسه علوی را نموده ام که البته بعضا از اعضای انجمن بودند.
    2. من و تمامی هم دوره ای هایم که با تمامی آنها مرتبط هستم و در جلسات فارغ التحصیلان ملاقاتشان می کنم بر این باوریم که دین ، اعتقادات و اصول اخلاقی مان را که به آنها مفتخریم مدیون علوی و اساتید گرانقدرش هستیم.
    3. جناب اکبری آهنگر !!
    اصرار شما بر عدم اظهار نظر کسانی که آن فیلم کزایی را ندیده اند ، خنده دار و تأمل برانگیز است.
    استناد من و امثال من صرفا به توضیحاتی است که در متن توضیحی سایت از فبلم آمده است و پاسخی بر آن. حال جنابعالی که اطلاعات بسیار ناقص و نادرستی از چگونگی وضعیت و محتوای مدرسه علوی دارید ، چگونه به خود اجازه می دهید اینگونه بی پروا و بدون رعایت تقوا قلم فرسایی کنید و دوستان نا آگاه تر از خودتان را هم به اشتباه بیاندازید ؟
    4.من و همکلاسی هایم ، قبل و بعد از انقلاب مدرسه علوی را دیده ایم. برای شما این سؤال مطرح نمی شود چرا حضرت امام (ره) هنگام ورود به ایران از بین صدها مکان مختلف ؛ دبستان علوی 2 را جهت استقرار و برپایی نظام جمهوری اسلامی برگزیدند؟ آیا ایشان با آن همه هوش و ذکاوت و اطرافیان با دقت (امثال شهید مطهری و شهید بهشتی و …) نمی دانستند علوی مهد انجمن حجتیه است و به قول شما از سیاست به دور است و دانش آموزانش را از انقلاب دور می کند ؟!!!
    جناب آقای محمودخانی که نامشان برده شد و بنده هم شاگردشان بوده ام خوب این مسأله را به یاد دارند.(حال که نام ایشان را بردم لازم است عرض کنم کسی که قریب 30 سال در یک مؤسسه به صورت تمام وقت مشغول به کار باشد و با تئوری ها و اعتقادات مجمومه مشکل داشته باشد هیچگاه نمی تواند آنها 30 سال تحمل کند . خروج ایشان از مدرسه دلایلی دارد که به جهت حفظ حرمت ایشان عرض نمی کنم. )
    5. از ماجرای بهمن 57 که بگذریم ، احنمالا به علت اطلاعات ناکافی شما و کارگردان فیلم ، باید عرض کنم که اکثریت خدمتگزاران نطام یا خودشان در این مدرسه تحصیل نموده اند و یا فرزندانشان. در سرلوحه همه آنها مقام معطم رهبری هستند که تمامی فرزندانشان در این مجموعه ، قبل و بعد از انقللاب درس خوانده اند و فارغ التحصیل شده اند!!
    لابد ایشان هم نکات ظریف شما را نمی دانستند !!!
    6. برای آنکه از نظرات معلمین و فارغ التحصیلان مدرسه با خبر شوید و از ارائه تخیلات و توهمات ذهنی فارغ شوید چند راه حل خوب پیشنهاد می کنم که امیدوارم شهامت و همت انجامش را داشته باشید.
    الف) شرکت در جلسات فارغ التحصیلان دوره ها ( حدود 50 دوره !!)
    ب) شرکت در مراسم با شکوه سالگرد مرحوم علامه کرباسچیان
    ج) مراجعه به سایت مرحوم علامه و مشاهده نظرات علما ، اساتید و شاگردان (که امثال آقای محدث در برابر آنها باید سر تعظیم فرود آورند)
    7. وقتی از شهدای علوی گفته شد ، یقین کردم اطلاعات دوستان بیش از حذ کم است . فقط در دوره ما 5 شهید ذفاع مقدس وجود دارد که همگی در دوران دانش آموزی به شهادت رسیدند! و بسیاری جانباز و ایثارگر که افتخارات علوی هستند.
    8. واژه ترس و شخصیت مرحوم علامه ، اگر اهانت به آن بزرگوار نباشد لااقل مصداق اجتماع نضیقین است ! بی اطلاعی و کج فهمی و نادانی تا چه حد آقای محترم ؟!!!….. لااقل با جهار تا مطلع از منش و روش مرحوم علامه فحص می کردید ، آن وقت ….
    9. اساتید و بزرگانی که بر گردن ما حق بزرگی دارند و در علوی افتخار شاگردیشان را داشتیم و به زعم شما همگی انجمنی بوده اند و مشکل دار !! ما که جز خوبی ، بزرگی ، متانت ، تدین ، وقار و پاکی از آنها ندیدیم. اگر مصداق انجمن و انجمنی ، علوی و اساتیدش هستند که باید به آنها و مرام و معرفتشان مباهات کرد! …. امثال سرور خوب و بزرگوارم جناب آقای دکتر فضلی که از همینجا دستشان را به ادب می بوسم.
    10. در انتها همه دوستان و عزیزان را به رعایت تقوا و امانت در کلام دعوت می کنم….
    یا علی

  31. شاگرد
    ۲۳ دی ۱۳۹۱

    ا سلام.
    با تشکر از دست اندرکاران سایت.
    من یکی از دانش آموختگان علوی هستم که در جریان این بحث قرارگرفتم و بر خود لازم و تکلیف دانستم که مطالبی را بیان کنم.
    ۱٫ در ابتدا لازم است یاد آور شوم که بنده هیچ وابستگی به انجمن حجتیه ندارم و صرفا شاگردی اساتید فرهیخته مؤسسه علوی را نموده ام که البته بعضا از اعضای انجمن بودند.
    ۲٫ من و تمامی هم دوره ای هایم که با تمامی آنها مرتبط هستم و در جلسات فارغ التحصیلان ملاقاتشان می کنم بر این باوریم که دین ، اعتقادات و اصول اخلاقی مان را که به آنها مفتخریم مدیون علوی و اساتید گرانقدرش هستیم.
    ۳٫ جناب اکبری آهنگر !!
    اصرار شما بر عدم اظهار نظر کسانی که آن فیلم کزایی را ندیده اند ، خنده دار و تأمل برانگیز است.
    استناد من و امثال من صرفا به توضیحاتی است که در متن توضیحی سایت از فبلم آمده است و پاسخی بر آن. حال جنابعالی که اطلاعات بسیار ناقص و نادرستی از چگونگی وضعیت و محتوای مدرسه علوی دارید ، چگونه به خود اجازه می دهید اینگونه بی پروا و بدون رعایت تقوا قلم فرسایی کنید و دوستان نا آگاه تر از خودتان را هم به اشتباه بیاندازید ؟
    ۴٫من و همکلاسی هایم ، قبل و بعد از انقلاب مدرسه علوی را دیده ایم. برای شما این سؤال مطرح نمی شود چرا حضرت امام (ره) هنگام ورود به ایران از بین صدها مکان مختلف ؛ دبستان علوی ۲ را جهت استقرار و برپایی نظام جمهوری اسلامی برگزیدند؟ آیا ایشان با آن همه هوش و ذکاوت و اطرافیان با دقت (امثال شهید مطهری و شهید بهشتی و …) نمی دانستند علوی مهد انجمن حجتیه است و به قول شما از سیاست به دور است و دانش آموزانش را از انقلاب دور می کند ؟!!!
    جناب آقای محمودخانی که نامشان برده شد و بنده هم شاگردشان بوده ام خوب این مسأله را به یاد دارند.(حال که نام ایشان را بردم لازم است عرض کنم کسی که قریب ۳۰ سال در یک مؤسسه به صورت تمام وقت مشغول به کار باشد و با تئوری ها و اعتقادات مجمومه مشکل داشته باشد هیچگاه نمی تواند آنها ۳۰ سال تحمل کند . خروج ایشان از مدرسه دلایلی دارد که به جهت حفظ حرمت ایشان عرض نمی کنم. )
    ۵٫ از ماجرای بهمن ۵۷ که بگذریم ، احنمالا به علت اطلاعات ناکافی شما و کارگردان فیلم ، باید عرض کنم که اکثریت خدمتگزاران نطام یا خودشان در این مدرسه تحصیل نموده اند و یا فرزندانشان. در سرلوحه همه آنها مقام معطم رهبری هستند که تمامی فرزندانشان در این مجموعه ، قبل و بعد از انقللاب درس خوانده اند و فارغ التحصیل شده اند!!
    لابد ایشان هم نکات ظریف شما را نمی دانستند !!!
    ۶٫ برای آنکه از نظرات معلمین و فارغ التحصیلان مدرسه با خبر شوید و از ارائه تخیلات و توهمات ذهنی فارغ شوید چند راه حل خوب پیشنهاد می کنم که امیدوارم شهامت و همت انجامش را داشته باشید.
    الف) شرکت در جلسات فارغ التحصیلان دوره ها ( حدود ۵۰ دوره !!)
    ب) شرکت در مراسم با شکوه سالگرد مرحوم علامه کرباسچیان
    ج) مراجعه به سایت مرحوم علامه و مشاهده نظرات علما ، اساتید و شاگردان (که امثال آقای محدث در برابر آنها باید سر تعظیم فرود آورند)
    ۷٫ وقتی از شهدای علوی گفته شد ، یقین کردم اطلاعات دوستان بیش از حذ کم است . فقط در دوره ما ۵ شهید ذفاع مقدس وجود دارد که همگی در دوران دانش آموزی به شهادت رسیدند! و بسیاری جانباز و ایثارگر که افتخارات علوی هستند.
    ۸٫ واژه ترس و شخصیت مرحوم علامه ، اگر اهانت به آن بزرگوار نباشد لااقل مصداق اجتماع نقیضین است ! بی اطلاعی و کج فهمی و نادانی تا چه حد آقای محترم ؟!!!….. لااقل با جهار تا مطلع از منش و روش مرحوم علامه فحص می کردید ، آن وقت ….
    ۹٫ اساتید و بزرگانی که بر گردن ما حق بزرگی دارند و در علوی افتخار شاگردیشان را داشتیم و به زعم شما همگی انجمنی بوده اند و مشکل دار !! ما که جز خوبی ، بزرگی ، متانت ، تدین ، وقار و پاکی از آنها ندیدیم. اگر مصداق انجمن و انجمنی ، علوی و اساتیدش هستند که باید به آنها و مرام و معرفتشان مباهات کرد! …. امثال سرور خوب و بزرگوارم جناب آقای دکتر فضلی که از همینجا دستشان را به ادب می بوسم.
    ۱۰٫ در انتها همه دوستان و عزیزان را به رعایت تقوا و امانت در کلام دعوت می کنم….
    یا علی

  32. رضا
    ۲۴ دی ۱۳۹۱

    به این فکر می کنم که این طلبه خوش سیما (جناب آهنگر) و سایرین چه خوب روشی جهت افزایش شهرت خویش در بین خاص و عام یافته اند.
    به خوبی می دانند که بحث انجمن حجتیه بخصوص در این ایام، بحث پرمخاطبی است. لذا با طرح مطالب ضد این انجمن سعی در پرجلوه نمودن خود دارند.
    اما دریغ که با این کارها آتش آن روز را برای خود می خرند.

    پشيمان تر از همه مردم در روز قيامت مردي است كه آخرت خود را به دنياي ديگري فروخته است. (نهج الفصاحه ، ح 589)

    • اصفهاني
      ۲۶ دی ۱۳۹۱

      جناب آقا رضا
      اينكه شما نيت خواني ميكني و ادعا ميكني كه اين آقايان صرفا براي شهرت خود اين سخنان را ميگويند بيشتر مستحق عذاب در قيامت است يا سخنان اينان؟

  33. امیرحسین
    ۲۴ دی ۱۳۹۱

    دوستان و عزیزان گرامی
    خواستم چند سطری بنگارم و به عنوان یک انجمنی از تفکر و اعتقادم دفاع کنم ولی به نظرم آمد که دوستان ما به جای پاسخ دادن به این اتهامات در این سالها چه خوب راه خود را یافتند و به جای دامن زدن به این نزاع ها به اصل اعتقاد پرداختند و سعی کردند که حتی اگر توهینی به اساتیدمان شد و یا حتی ما را نجس انگاشتند مسئولیتی که به عهده داریم و آن پاسبانی از حریم تشیع است را ادامه دهیم .
    گویا این مستند سازان و یا ژورنالیست های ما در بطن جامعه نیستند که ببینند به خاطر کم کاری بعضی گروه های مثلا فرهنگی ما چه به روز اعتقادات مردم آمده . شبهات عرفان های کاذب که گاهی رادیو و تلویزیون هم به آن ها دامن میزنند کم نیست ؟ این همه رشد بهائیت که با زور و سرنیزه میخواهند آنها را به اسلام ناب محمدی دعوت کنند کم نیست ؟ اعتقادات وحشیانه وهابیت که جدیدا نمای روشنفکری هم به خود گرفته کم نیست ؟ و …
    حال باز هم به جان چند جوان شیعه بیفتید و مثل آمریکا و انگلیس و bbc و بهائیان و وهابیان و علی الخصوص کمونیسست های قدیم که هنوز بقایای آنان در حکومت هستند و قطعا در ترویج افکار ضد انجمنی _ به علت صدمه شدیدی که خوردند _ دست دارند هم قسم شوید تا نسل تشیع و مراجع را بکنید …
    لکم دینکم ولی دین

    • اصفهاني
      ۲۶ دی ۱۳۹۱

      آقاي اميرحسين خان
      فرمودي پاسداري از حريم تشييع
      بيني و بين الله برو پيش خودت فكر كن ببين اگر اين انقلاب به پيروزي نميرسيد باز هم ميتوانستي الآن از اسلام و تشييع در ايران نام ببري؟ آيا با پيشرفت تكنولوژي و افتادن مردم در دام دنيا و همين عرفان هاي كاذب و وهابيت و بهائيت و ….. اگر اين انقلاب اين بستر را ايجاد نكرده بود براي دفاع من و تو از اسلام و تشييع و اعتلاي كلمه الله؛ آيا اميدي بود كه تفكرات انجمن حجتيه بتواند جلوي اين عرفانهاي كاذب دوام بياورد؟
      رجوع كن به فرموده هاي همان مرحوم آقاي حلبي كه “مشت بر درفش چه می تواند بکند… چه کسی با آمریکا می تواند طرف بشود” با اين نوع نگاه ميخواستيد از حريم تشييع پاسداري كنيد؟
      حداقل بيائيد بدون تحجر و دگم بودن بنشينيم با هم مناظره مكتوب كنيم.

    • بندۀ خدا
      ۱۶ بهمن ۱۳۹۱

      شما خودتون از آقای حلبی شنیدید یا از دیگران؟

  34. احسان
    ۲۵ دی ۱۳۹۱

    بسمه تعالی
    با عرض سلام و احترام خدمت استاد فضلی که بنده یکبار در دبیرستان راه هدایت افتخار شاگردی ایشان را داشتم.
    دوستان گرامی بنده در دبیرستانی درس خواندم که وابسته به دبیرستان علوی تهران بود. به خدا قسم تا به امروز که حدود 10 سال از فارغ التحصیلی اینجانب میگذرد انسانهایی به دینداری و راستگویی و درست کاری این عزیزان ندیده ام.
    بعضی از مطالب دوستان رو خوندم قلبم درد گرفت. دکتر فضلی حاج آقا رسولیان و برادران رسایی پاک ترین صادق ترین و البته بی ادعاترین انسانهایی هستند که بیشتر عمرشان را صرف تعلیم و تعلم امثال من کرده اند. تورو خدا راجع به آدمها اینگونه قضاوت نکنیم.

  35. مجید
    ۲۵ دی ۱۳۹۱

    سلام
    من خودم از نزدیک با این انجمن حشر و نشر نداشتم ولی از یکی از دوستانم که پرسیدم میگفت که کلیات فعالیت های این سیستم مورد تایید آقای وحید و آقای سیستانی هست و حتی بعضی از مدرسین این انجمن در محل درس آقای وحید تدریس مسکنند و حتی خود حضرت آقا هم فعالیت های شون رو در زمینه اسلام تایید میکنند. این مساله با این فیلم چجوری قابل جمع هست. من شخصا به کسی که اطلاعات بالا رو داده اعتماد دارم.

  36. 1
    ۲۵ دی ۱۳۹۱

    در ضمن دلم نیومد این رو هم نگم. اون انسانهای متدین مآبی که هی دارن مینویسن “آقای ثقفی دینت کجاست, مگه به حساب و کتاب و آتش قیامتو… اینا اعتقاد نداری و…. کی گفته انجمن داره بین شیعه و سنی تفرقه ایجاد میکنه و ازین خزعبلات یه روزی که مراسمی هست (ولادتی, شهادتی, چیزی که بهانه ای باشه تا انجمنیا افکارشونو تو مخ ملت تزریق کنن) بیاد یه سر به مدرسه ما بزنه!!!
    دیگه نمیتونین بگین نیس که! من هر روز خدا دارم میبینمش! بفرمایید قدمتونم روی چشم! مدرسه نیکان واقع در الهیه خیابان چناران….
    بیاین ببینین عمه منه دارن زیرآب وحدت شیعه سنی رو میزنه یا این انجمنیا. (خدا چند روز دیگه رو بخیر بگذرونه که به بهانه ۹ربیع چه کارها که نمیخوان بکنن این جماعت آفتاب پرست…)

    • نما
      ۲۷ دی ۱۳۹۱

      عزیز! از مدرسه خسته ای چه دلیلی داره به انجمن گیر بدی؟ برو پی درس و مشقت عمو

    • 1
      ۲۹ دی ۱۳۹۱

      خیلی جواب قانع کننده ای بود.
      انقدر استدلالتون قوی بود که من سکوت میکنم.

    • احسنت
      ۶ بهمن ۱۳۹۱

      شما با نقد علمی مخالفی؟!
      اگر موافقی که داری صحه بر تایید انجمن می گذاری.
      اگر هم مخالفی، دلایل منطقی یتان را بفرمایید تا گفتگو کنیم.
      فرض کن وقتی کسی راجع به آغاز جهان از لحاظ نجومی صحبت می کنه، بقیه از دم تایید می کنند؟ یا نه ! شروع به نقد و بررسی می کنند و نقد علمی و منطقی می نمایند؟!
      دوست خوبم اگر باز هم سوالی داشتی، در خدمتم.یاعلی

  37. شیخ
    ۲۶ دی ۱۳۹۱

    با سلام
    فکر کنم آقای علامه و حاج آقای حلبی این روزهای این نظام و انقلاب رو می دیدند که هیچ وقت حاضر نشدند از مال و جان مردم مسلمان و سهم مبارک امام (ع) برای تبلیغ وتهیج مردم در حمایت چشم بسته از نظام استفاده کنند

    • اصفهاني
      ۲۶ دی ۱۳۹۱

      يا شيخ نشستن بالاي گود و نق و نوق كه كار ساده اي است و علامه وحاج آقا نميخواهد. من هم بلدم از اين افاضه ها بكنم.
      اتفاقا اين روزهاي نظام روزهاي نصرت بدر و خندق است.
      نه اين است؟

    • من
      ۲۸ دی ۱۳۹۱

      آقای اصفهانی، شما در سایه ی امن انقلاب نشسته ای و خبر نداری در همین مملکت به واسطه تندروی های برخی مدعیان، بسیاری از مردم بواسطه تنفر از نظام ، انواع اهانت ها را به خدا و ائمه و پیامبر روا می دارند. مخالفان شیعه و بی دین های خارج را کاری ندارم. اما جواب بی دینی اقشار مردم را باید تندروهایی بدهند که خرابکاری های خودشان را به اسم اسلام و انقلاب تمام کردند و هر کسی که انتقاد کرد را متهم به بی دینی و ضد انقلاب بودن کردند.

    • اصفهاني
      ۳۰ دی ۱۳۹۱

      جناب “من”
      اگر واقعا به همين كه گفته اي اعتقاد داشته باشي تقريبا نصف مشكل حل شده است.
      اولا گفته اي انقلاب سايه امني ايجاد كرده كه من و تو ميتوانيم در آن بنشينيم. اين بركتي است كه ظاهرا شما به آن اذعان داريد و به خوب بود و مطلوب بودن آن اعتراف فرموده ايد
      ثانيا خبر دارم اما به صرف اينكه عده اي چنين ميكنند دليل است كه اصل انقلاب را بد بدانيم؟ خارج از انصاف است.
      گاهي اوقات مشكل برخي دوستان در فهم مطلب اين است كه تفاوتي بين گفتمان و عملكرد قايل نيتند و اگر كسي حرف حقي زد ولي عملش خوب نبود اين دوستان آن حرف حق را هم انكار ميكنند.
      اينكه برخي وجود دارند كه عملكردشان بد است را همه قبول داريم. در تمام طول تاريخ هم چنين چيزي بوده است. حتي در زمان امام معصوم عليه السلام هم بوده اند كساني كه خود را منتسب به اهل بيت سلام الله عليهم ميكرده اند و اعتقاد حقي هم داشته اند اما در ميدان عمل خوب عمل نكرده اند. حالا ما بايد بگوئيم اينها همه چيزشان بد است؟ خير!
      خود اهل بيت سلام الله عليهم اينگونه سيره اي داشته اند؟ مينشستند بالاي گود؟ يا اقدام اصلاحي انجام ميداده اند؟
      خداي مهربان در سوره زلزال ميفرمايد “و من يعمل مثقال ذره شرا يره” هر كسي كه ميخواهد باشد. اما شما به خاطر اشتباهات “برخي” كه نبايد با كل انقلاب و گفتمان حق آن سر عناد داشته باشيد برادر!
      خدا وكيلي هم رهبري عزيز منتقدان را به جهت انتقادشان ضدانقلاب و بي دين خطاب نكرده اند.
      والعقبه للمتقين. لاهل التقوي و اليقين

    • احسنت
      ۶ بهمن ۱۳۹۱

      آقای اصفهانی عزیز.کمی روی ادبیاتت کار کن.آقای “من” نگفته ما در سایه ی امن انقلاب هستیم.بلکه گفته شما(یعنی شخص آقای اصفهانی و امثال شما) زیر سایه ی امن هستید. نه سایرین!

    • شیخ
      ۲ بهمن ۱۳۹۱

      باسلام
      یا اصفهانی
      اولا این شما هستید که کنار نشسته اید به خدمات انجمن حجتیه در مبارزه با ببهاییت و مدرسه علوی در تربیت نیروهای متدیت انقلاب مثل آقا زادگان مقام معظم رهبری نق ونوق می کنید
      دوما شما سخن چه کسی را فصل الخطاب می دانید آیا سخن حضرت آقای خامنه ای را برای خود حجت می دانید تا برای شما ارایه نمایم
      وسوما ….
      جواب تهمت هایتان بماند برای محکمه عدل الهی

    • اصفهاني
      ۳ بهمن ۱۳۹۱

      يا شيخ!
      هه هه هه
      باز هم كه سخن از تهمت شد
      ظاهرا اين نمك كلام شماست! نه؟
      كدام تهمت؟
      البته پيش خداي سبحان هم ميشود دادخواست براي اعاده حيثيت داد. قدري دلت نميلرزد كه اينقدر ديگران را متهم به تهمت ميكني؟ حال آنكه هيچ قصد و غرضي براي تهمت زدن ندارند. داريم با هم حرف ميزنيم مسلمان! اگر اشتباه است بگو اينجايش به اين دليل اشتباه است. نه اينكه پشت سر هم از لفظ تهمت استفاده كني
      اينها هم از خدماتتان به اسلام و جامعه اسلامي و مسلمانانش است؟(البته اگر ما را مسلمان بدانيد)
      لازم به گفتن نيست اما جهت اطلاعتان عرض ميكنم يا شيخ! ما روزي چندين بار كلمات مبارك شهادتين را بر زبان جاري ميكنيم.

  38. علی خواجه
    ۲۷ دی ۱۳۹۱

    یه سوال کوچیک:
    کار سیاسی فقط در جهت تقویت نظام حرام است یا علیه نظام هم حرام است؟

  39. حمیدی
    ۲۷ دی ۱۳۹۱

    از جناب اصفهانی – ثقفی و دوستانشان چند سوال دارم!
    1- نفرمودید مناظره کنیم که چه شود ؟
    2-شما نماینده چه کسانی هستید؟
    3-بر فرض محال اگر شما حرفتان را بر کرسی نشاندید و ثابت کردید انجمن ضد نظام است (ادعای دیگری که ندارید!؟) می خواهید که چه شود؟
    4 – خیر اگر در مناظره انجمن ثابت کرد که اتهامات اساسی شما به انجمن تهمتی نارواست انگاه چه شود!؟
    ایا این همه ازار و اذیت ها رفع خواهد شد
    و ایا مراجع حکومتی که این همه برای افراد مظلوم انجمن مشکلات فراوانی را در حوزه تحصیلات و شغلی فراهم کرده اند از موضع خود عقب خواهند نشست ؟!
    اجازه دهید سوال مهم تری را از شما بپرسم خود شما موضعتان در برابر این همه ظلم به این افراد چیست ؟ ایا میپسندید و یا به دلایلی کاملا اشکار حاضر به پاسخ به این سوال بنده نیستید؟؟؟؟

    • اصفهاني
      ۳ بهمن ۱۳۹۱

      پاسخ به آقاي حميدي:
      ۱- شما فرموده ايد: “نفرمودید مناظره کنیم که چه شود ؟” عرض كرديم مناظره كنيم تا يكديگر را بشناسيم و ديدمان نسبت به هم واقعي تر شود.
      ۲- فرموده ايد: “شما نماینده چه کسانی هستید؟” بنده به نمايندگي از كسي اينجا سخن نميگويم. هفته پيش گذرم به سايت تريبون افتاد(هر از گاهي مي آيم) مطلب را ديدم و آزادانه سر سخن را باز كردم
      ۳-فرموده ايد: “بر فرض محال اگر شما حرفتان را بر کرسی نشاندید و ثابت کردید انجمن ضد نظام است (ادعای دیگری که ندارید!؟) می خواهید که چه شود؟” بنده به دنبال نشاندن حرفم بر كرسي نيستم(خواستيد بپذيريد نخواستيد نپذيريد مسئوليتش را هم در قيامت بپذيريد ولي ديگر حجتي نخواهيد داشت كه كسي به ما نگفت). هم ميخواهم خودم بيشتر از شما بدانم و هم در برخي مسائل فكر ميكنم شما از آنچه برايتان رخ داده نتيجه گيري اشتباه كرده ايد ميخواهم ملتفت شويد و بيائيد با هم دست به دست هم دهيم و در سايه نظام اسلامي ، مدينة النبي بر پا كنيم.
      ۴ –فرموده ايد: “خیر اگر در مناظره انجمن ثابت کرد که اتهامات اساسی شما به انجمن تهمتی نارواست انگاه چه شود!؟ ایا این همه ازار و اذیت ها رفع خواهد شد.” بنده عرض ميكنم: خير! شما بنده را چه كسي فرض كرده ايد؟ من آزار و اذيتي به شما ها نكرده ام كه با قانع شدنم ، آزار و اذيت ها(در صورت وجود) رفع شود. البته اگر به شما نقدي وارد است به تفكرتان نقد وارد است نه به خودتان. لذا با غربال شدن آن تفكر قطعا تاليف قلوب هم حاصل خواهد شد.
      فرموده ايد: “و ایا مراجع حکومتی که این همه برای افراد مظلوم انجمن مشکلات فراوانی را در حوزه تحصیلات و شغلی فراهم کرده اند از موضع خود عقب خواهند نشست ؟!” عرض ميكنيم كه شما مظلوم بودنشان را ثابت كن بعد برايشان گريه كن!
      فرموده ايد: “اجازه دهید سوال مهم تری را از شما بپرسم خود شما موضعتان در برابر این همه ظلم به این افراد چیست ؟ ایا میپسندید و یا به دلایلی کاملا اشکار حاضر به پاسخ به این سوال بنده نیستید؟؟؟؟”
      عرض كرديم كه: لطفا توضيح دهيدكه ظلم چه بوده؟ بعد بگوئيد چه كسي اين ظلم را انجام داده تا خودش بيايد و پاسخ دهد. اگر ثابت شد بنده هم از عمل او تبري ميجويم.

  40. دوستان کوثری
    ۲۷ دی ۱۳۹۱

    به نام خدا
    چقدر این کار عالیه . من مستند رو مثل بقیه ، ندیدم . اما دست شما درد نکنه. کارتون خوب بوده . خوبیش نه از بابت ساخت مستند بلکه از این بابت که متن گذاشتید تا حجتیه ای هایی که به قول خوشون داخل لانه رفته اند بیرون بیان و حرف بزنن. این مستند حتی اگه از نظر کیفت ساخت و محتوا دارای ایراد باشه اما از این بابت که حجتیه ای ها بیان و عقاید خودشون رو بیرون بریزند عالی عمل کرده. به این میگن قدرت تحول آفرینی مستند.
    اما
    چندتا نکته بگم قابل توجه آقایون مدرسه علوی(بخوانید حجتیه )
    1- اولا که بزرگوارانی که اسم بردید در این مدرسه درس میخواندن بخاطر این بوده که سایر مدارسی که چه در قبل از انقلاب وجود داشته و چه بعد از آن ، مدارس زد دینی بودند . و قطعا اگر مدارس دینی دیگری وجود میداشت به آن رجوع نمیکردند
    2- مسئله راجع به این مدرسه این است که محتوی فکری این مدرسه گرایش دادن به آدم ها خاکستری است نه آدم هایی که شخصیت و هویت دارند. مثلا کسی که خانواده انقلابی دارای بینشی داشته باشه و یا اینکه نهاد سالمی داشته باشه وقتی وارد این مدرسه میشود قطعا نه تنها تاثیری نمی پذیرد بلکه همچون امثال این طلبه جوان بنیان های فکری قوی تری خواهد داشت
    3- در رابطه با اینکه پامنبری نشینان مدرسه علوی-بخوانید مکتب خانه حجتیه- انسان های مسلمان اند فقط اهل ورود به سیاست نیستند یا نشان از طبع شوخ نویسنده دارد یا بی اطلاعی ایشان . اتفاقا می خواستم بگویم بسیار سیاسی هستند. از این بابت که اکثر مسئولین سابق به ظاهر مسلمان اما سر در آخور داشته غرب و اکثر فعالین فتنه سال 88 با کمال افتخار فارق التحصیل این مدرسه داشته و اکثر آنها یا دانسته یا نادانسته طرفدار حجتیه هم بودند. کسانی که دوستان بنده که چندسال در این مدرسه تحت شکنجه اعتقادی-تاکید میکنم شکنجه اعتقادی – قرار داشتند اذعان دارند که در سال 88 این مدرسه به صورت غیر مستقیم ذهن بچه ها را با رگباری از احادیث نصفه نیمه میکرد که مثلا زدن برادر مسلمان گناه هست و ما همه برادریم و این بسیجی ها دارند برادر مسلمان رو میزنن و شعار سخیف و دروغ «برادر بسیجی چرا برادر کشی » رو سر میدادند و هی میگفتن پیامبر همه رو در حکومتش جا میداد اما رهبری فعلی …. (اینقدر حرف های سخیف رو در قالب های شیک و اتوکشیده میگفتند که حالم بد میشه وقتی یادم میاد)
    4- مشکل انجمن حجتیه –بخوانید مدرسه علوی- این نیست که مسلمان نیستند بله آن ها هم مثل خواص دوران پیامبر که همه تقریبا از ایشان شناخت دارند مغز ناقصی از اسلام دارند . به قول امام خمینی اسلامی که فقط دنبال چراغانی نیمه شعبان است به درد همان نیمه شعبان بخورد و بعد از نیمه شعبان مثل چراغ هایش خاموش میشود… اسلامی که فقط دنبال قواعد تخلی گاه و طهارت است به درد همان تخلی گاه میخورد … اسلامی که ….. (ادامه بدم اوضاع خراب میشه و اینکه مشخصه منظور امام خمینی از این اسلام ها چه کسانی هست)
    5- آیا تا به حال مدرسه علوی گزارشی از عملکرد مالی خود داده که هزینه اداره مدرسه از کجا پرداخت می شود ؟ یا اینکه این معارف دینی که کم هزینه نیستند تحت حمایت کجا چاپ و تولید می شود؟ شاید پاسخ به این سوال خیلی از سوالات را جواب دهد
    6- فرمودید که بسیاری از دانش آموزان شما به جبهه ها رفتند . شما را به خدا وصیت نامه یکی از این شهدا و یا یکی از کل شهدای مسلمین را بیارید که از انجمن شما و مدرسه شما به خیر و نیکی یاد کرده باشند . حتی یک نفر . اگر شما آوردید بنده حاضرم حجتیه ای شوم. کما اینکه شهیدان که به گفته امام و قرآن نظر میکنند به وجه الله چندین نمونه در وصیت نامه شان فساد این انجمن را به ملت گوشزد کرده اند و میتوان ادعا کرد که اکثریت قریب به اتفاق ایشان از اسلام سیاسی و ولایت فقیه حراست جدی کردند و هدف خودشون از شهادت رو نه آقای حلبی ، بلکه ولایت فقیه بیان کردند
    7- چقدر جالب که خود را دشمن بهاییت می دانید . اما انگار نه تنها مخالف بهاییت هستید بلکه مخالف جمهوری اسلامی هم هستید. چقدر بنده بین شیخ حلبی و شیخ وهبی که وهابیت را در عربستان راه اندازی کرد شباهت میبینم . البته شیخ وهب ماموریت خود را در ایجاد تفرقه در بین اهل سنت (برادران ما) و سرسپردگی به انگلیس خوب انجام داد اما شما با مانعی مثل مطهری و امام خمینی نتوانستید. اگر خواستید در فضایی منطقی این دو نفر را تحقیق خواهیم کرد
    8- شما ارتباط ساختاری با حجتیه را نقض میکنید. خنده دار است. این تفکر کاملا ساده لوحانه است که ارتباط فکری و محتوایی را در فقدان وجود ارتباط ظاهری بپذیریم. مثلا اینکه کسی توقع ندارد شماها مثل حزب بعث عراق یا وهابی های آل سعود همه یکشکل و یک لباس باشید یا همگی کارت عضویت به گردنتان باشد. مهم طرز تفکر است و همسویی محتوایی فکری. عاقلان مسلمان مثل امام خمینی هیچوقت به دنبال همچین ارتباط های ظاهری و سطحی نبودند چون اهل بصیرت بودند مثلا اینکه امام خمینی هیچوقت نیامد به نهضت آزادی بگوید که شما آمریکایی هستید چون بنده اسناد محرمانه ارتباط شما را دیده ام و یا تلفن شماها را شنود کرده ام . اما هرکس اندکی وصیت نامه امام را خوانده باشد در همه جای آن نهضت آزادی را مزدور آمریکا و در ارتباط با آمریکا خطاب نموده اند و ماموریت این نهضت آزادی را تخریب اسلام ناب عنوان نموده اند.
    پس از دیدگاه شما چقدر این آیت الله خمینی آدم نامسلمونی بوده که به نهضت آزادی و گروهک منافقین و … تهمت زده بدون ارائه سند و مدرک . نکند ایشان (طبق فرموده شما) هم بر تل از هیزم آتش جهنم الان هستند؟ پس اگر هستند فکر میکنم که اباعبدالله هم الان روی تل آتش در جهنم قرار دارد . پس اگر تل هیزم آتش جهنم این است خدایا به ما هم عطاکن

    9- اما چند سوال :
    مدرسه علوی بنابر احساس تکلیف -!- در زمان شاه مدرسه اسلامی تاسیس کرد برای آنکه آموزه های اسلامی در مدارس تدریس نیمیشد و حکومت هم فاسق بود و به قول خودشان داشتند مهندس و دکتر مسلمان میساختند. پس چرا بعد از انقلاب تغییر رویه ای داده نشد؟ شما که میفرمایید جمهوری اسلامی حکومت شیعه هست پس چرا هنوز دنبال دور کردن اسلام از سیاست هستید؟ شاه و امام خمینی در نظرتان یکی است که چه در زمان شاه و چه امام خمینی و چه زمان امام خامنه ای شما همچنان همان هستید که بودید؟ یا از ماجرا پرت هستید یا اینکه غرض دارید
    شما که اینقدر فارق التحصیل های مدرسه علوی را خوب میدانید و آمارشان را دارید می شود که آماری از دانش آموزان مدرسه علوی که در فتنه 88 ، عضویت در گروهک منافین نامشان دیده می شود ارائه دهید ؟ کی گفته شما ها دنبال سیاست نیستید؟ پس چرا دانش آموزان مدرسه علوی عمدتا در ستاد های سران فتنه فعال بودند؟
    شما که اینقدر خدمت دینی نمودید و افتخارتان این است که بزرگان نظام در مدرسه شما اسم نویسی کرده اند چرا یک خط و جمله از این بزرگواران مبنی بر تشکر و قدردانی از این مدرسه وجود ندارد. مثلا اینکه مقام معظم رهبری (که از نظر شما بدجوری اهل تهمت به برادر مسلمان هستند) در رابطه با این مدرسه نظر مثبتی ارائه ندادند؟ ایشان که حتی در سفرشان به یزد از نویسنده کتاب “قصه های خوب بچه های خوب” برای نقش آفرینی در آموزش دینی بچه هایشان تشکر کردند و اینقدر ریزبین هستند در مسائل تربیتی فرزندانشان ، تقدیری از مدرسه شما نشده ؟ قطعا اگر عملکرد مثبتی داشتید تقدیر میشدید
    شما که اینقدر شیک هستید و لقلقه زبانتان این است که تهمت نزنیم. در مدرسه میگفتید که انجمن حجتیه که تشکیلاتی ندارد و این جمهوری اسلامی “توهم توطئه” دارد . هزار ماشاالله که تشکیلاتی ندارید اینقدر آدم های مختلف برای شما و تمجید از انجمن نظر دادند چه برسه به اون روزی که تشکیلات علنی داشته باشید.
    سوال اینکه چرا شما که دغدغه دین دارید در این حکومت شیعی درد دینتان هنوز پابرجاست و امثال شیخ حلبی که به کشور های دیگر رفت آمد دارند در آن کشور ها درد دینشان نگرفته است؟ همه ی دنیا گلستان است فقط مانده ایران ؟چرا در کشور ترکیه که آن همه علوی مظلوم دارد کاری نکرده اید؟ چرا برای شیعیان مظلوم عراق مدرسه تاسیس نکرده اید؟ چرا برای شیعیان بحرین؟ شیعیان یمن؟ شیعیان مظلوم عربستان؟ این نکته گرایش آمریکایی بودن و نفوذی بودن حجتیه ها را نشان می دهد

    در آخر باید بگویم قیاس خودتان به حضرت یوسف قیاس مع الفارق است . چون یوسف و برادرانش از یک پدر بودند اما فرق ما با شما در این است که پدر ما شیخ حلبی نیست. پدر ما امام خمینی و خلف صالح ایشان است پدر ما پیامبر و ابی طالب اند نه شیخ حلبی . مطالب درس داده شما در مدرسه تان را یا بهتر بگویم شکنجه های اعتقادی شما در مدرسه تان واقعا حالمان بهم می خورد…. یک سری مسلمان اتوکشیده و شیک که اسلام تو سری خورده و عقده ای و اسلام تو اتاق و اسلام بیخیالی را ترویج می کردند و به جای پرورش دانش آموز پرورش سیب زمینی میکنند . (منظور همه دانش آموزان نیست . بلکه آن هایی که به دام حجتیه افتادند) تنها چیزی که آرام میکردمان کلام امام خمینی بود که میگفت برخی مسلمان اند اما اسلامشان اسلام آمریکایی است ما به دنبال اسلام ناب محمدی هستیم.
    راستی یک جمله از امام یادم آمد در تقدیر ایشان از زحمات حجتیه
    دیروز «حجتیه‏ای»ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحۀ مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمۀ شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابیتر از انقلابیون شده‏اند! «ولایتی»های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته‏اند، و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته‏اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است، امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می‏خورند! راستی اتهام امریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرامها و حرام کردن حلالها، اتهام کشتن زنان آبستن و حِلیّت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‏شود؟ از آدمهای لامذهب یا از مقدس نماهای متحجر و بیشعور؟! فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعنها و کنایه‏ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر آن؟ بگذریم که حرف بسیار است. همۀ اینها نتیجۀ نفوذ بیگانگان در جایگاه و در فرهنگ حوزه‏هاست، و برخورد واقعی هم با این خطرات بسیار مشکل و پیچیده است.

  41. یزدی
    ۲۸ دی ۱۳۹۱

    من نه انجمنیم ته حزب اللهی فقطم اومدم بگم
    آقای اصفهانی بیداری؟!
    بدرو خیبر؟ بیشتر شرایط به قبرستان بقیع شباهت دارد!

    • اصفهاني
      ۱ بهمن ۱۳۹۱

      جناب آقاي يزدي
      بنده كاملا بيدار و هوشيارم و با علم به شرائط زمان ادعا ميكنم كه ما الآن در شرائط بدر و خيبر هستيم.
      شما توانائي هاي نظام در عرصه هاي نظامي، علمي، امنيتي، پزشكي، صنعتي، و ديپلماسي را نگاه كنيد. از اول انقلاب تا حالا چنين شرائطي داشته ايم؟ هر چند شرائط مطلوب قطعا بهتر از اين خواهد بود و بايد تلاش كنيم كه به آن برسيم اما با سياه نمائي هم نميتوان اين حقايق را كتمان كرد.
      اشكالاتي هم وجود دارد كه البته كم هم نيست. اما با نا اميدي و سياه نمائي و بزرگ جلوه دادن اشكالات هيچ وقت نميتوان مشكلات را حل كرد.

    • عباس
      ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

      ادعای انقلاب اسلامی اینه که یک انقلاب فرهنگیست لذا برای ارز یابی موفقیت ان باید از جنبه فرهنگی به نتایج ان نظر کرد. اگرنه پیشرفتهای علمی و تکنولوژی که در امریکا و شوروی زیادتر است . حالا انصافا بعداز سی و چهار سال وضع فرهنگ دینی مردم بهتر شده ؟

    • عمو
      ۱۸ خرداد ۱۳۹۴

      شما صادقانه بفرمائید اگر انقلاب پیروز نشده بود الآن وضع فرهنگی و دینی مردممان چه جور بود؟

  42. مجید
    ۲۸ دی ۱۳۹۱

    سلام
    از دو کامنت آخر دو بزرگوار ” شیخ” و “من” و همچنین برخوردهایی که با تعدادی از فارغ التحصیلان علوی داشتم به این نتیجه رسیدم که یکی از دلایل این دوستان برای عدم دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی فقط همینه:
    “ترس از بی دین شدن یک سری از آدم ها با اشتباهاتی که احیانا توسط کارگزاران نظام صورت می گیره”.
    در نتیجه منتظر معصوم هستند تا بیاید و همه ی کارها یکهو درست شه.
    1.سوالی داشتم از دوستان و اونم این که شما نگران این نیستید که احیانا، خدایی نکرده، زبونم لال، در تبلیغات اسلامی خود و مبارزه خود بر علیه وهابیت اشتباهی در انتقال دین صورت بگیره؟ قاعداتا شما هم معصوم نیستید.اگه با همین ترس و نگرانی بخواییم تصمیم بگیریم، که شما مبارزات خودتون رو باید رها کنید. توجه داریم که حضرت علی (ع) در زمان خلفا که قطعا بر خلاف اسلام عمل می شد، در نقش وزیر حاظر بودن و در پیشبرد جامعه و حکومت کمک می کردن. اون موقع شما با چه توجیهی سکوت کردن رو به خدمت در نظام ترجیح می دین؟
    2. بزرگواران فارغ التحصیل علوی، نیکان و . . .، بعد از فارغ التحصیل شدن و ورود به دانشگاه طبق مشاهدات بنده سه دسته می شن:
    الف. عضو گروه های به اصطلاح منتقد نظام، که فقط نقد کردن رو بلدن(انجمن اسلامی دانشگاه تهران و …) البته چون انصافا از اطلاعات دینی خوبی برخوردارن با حرف خدا و پیغمبر شروع به زدن نظام می کنن. عموما هم در جواب مدافعین نظام مثل همین کامنت ها، هی دم از آخرت و عذاب و پل صراط و … می زنن.
    ب. بی تفاوت نسبت به دین و نظام. چون هدفشون در فعالیت اجتماعی صرفا مبارزه با وهابیت تعریف شده و به نمودهای دیگر مبارزه کاری ندارن و به مرور و کم کم قید و بندهای دینی خود رو کنار می گذارن.
    ج. آدمایی که پای کار نظام و انقلاب هستن.(عموما به دلیل تأثیرات و آموزه های خانوادگی)

    در عمل گروه دوم در مواقع حساس(برای مثال فتنه88) به گروه اول پیوسته و هر دو گروه گفتار و کردارشون می شه شبیه مخالفین و معاندین نظام.
    واقعا دوستان مسئول و معلم در مدرسه علوی اگه یه برآوردی کنن از خروجیهاشون دیگه نمی تونن ادعا کنن که علوی در راستای نظام حرکت می کنه. اگه این ادعا رو هم دارن یه تجدید نظری رو ساختارشون باید بکنن.

    یاعلی

    • دوستان کوثری
      ۲۹ دی ۱۳۹۱

      همیشه جالبترین بخش صحبت های این آدم ها این است که ما نسبت به جمهوری اسلامی شک داریم که کاملا منطبق با اسلام و نظر معصوم باشد و شعار وا اسلاما سر میدن ولی من همیشه موندم که اینا به جمهوری اسلامی شک دارند اما به کافر بودن رسانه های دولتی انگلیس و خود آمریکا که قاعدتا باید شک نداشته باشند. پس چرا برای مقابله با نظامی که کمی تردید در اسلام 100در100 ی اون دارند همیشه تو بغل این کافرا هستند و پازل اون ها رو تکمیل میکنند.
      یه مطلبی هم بگم برای اون هایی که میگن بیاید به این ها کاری نداشته باشید و همه مذهبی ها که قرار نیست طرفدار جاری شدن اسلام در حاکمیت باشند :
      در سال 88 یه تعداد از این فارق التحصیلان فریب خورده مدرسه علوی و نیکان که داشتن توی یکی از دانشکده های دانشگاه تهران به بالا تا پایین نظام فحاشی میکردند جمله ای رو گفتم از یک شهید که بدجوری انگار بهشون برخورد
      شهید پیچک از شهدایی که به شدیدترین وضع ممکن توسط منافقین کشته شد یه جمله داره میگه :
      بگذارید آیندگان بگویند بعد از علی حکومتی بود به نام حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت و سرنگون شد …. مااز سرنگونی نمیترسیم ما از انحراف میترسیم. ….
      یاحق

    • عباس
      ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

      اقا مجید اشکال اعتقادی شما همینه که فکر میکنی که امیرالمومنین علیه السلام برای دستگاه خلافت به منزله وزیر بوده اند.

  43. بی نام
    ۳۰ دی ۱۳۹۱

    دوستان کوثری عزیز .
    مثل اینکه از جامعه کنونی غافل هستید .
    روز به روز اوضاع دارد بد تر میشود .
    من انقلاب مخالف نیستم اما چرا به اسم دین کارهایی صورت می پذیرد که نارواست .
    فقر ، فحشا ، سن ازدواج بالا رفته و ….. و مردم این ها را از دین می بینند و به همین جهت دین زده شده اند .
    ما مسلمانیم ، شیعه ایم ؟
    شیعیان افغانی که در ایران زندگی می کنند از بسیاری از حقوقی محرومند چون که ایرانی نیستند .
    چقدر از تبلیغات گسترده وهابیان و بهائیان در اطراف شهر ها و در شهرهای کوچک با خبر هستید ؟
    هویت شیعی ما دارد به تاراج میرود .

    کلام آخر . کاری نکنیم که اسم اسلام و اسم تشیع را در دید دیگران خراب کنیم !!!

    • دوستان کوثری
      ۳۰ دی ۱۳۹۱

      منظورتون اوضاع جهان هست یا کشور ما ؟
      منظور از بدتر شدن چیه در نظر شما ؟
      اوضاع قبلا این بود که برق و گاز و بنزین و تکنولوژی و دارو و مستشار و استاد و پزشک و سیم خاردار و هزار تا چیز دیگه توی خیالات این مملکت بود نه واقعیت ملموس
      2- زمان اون شاه که انگار رفاقت جانانه ای با حجتیه ای ها داشته شما فکر کردی اسم ظاهری حکومت چی بود ؟ به اسم اسلام همه این غلط ها انجام میشد.
      3- میگی فقر ؟ شما اگر سنتون به قبل از انقلاب نمیرسه برید مطالعه کنید که توی مملکتی که میلیونی واسه سگ های آمریکایی ها غذا خریداری میشد در بین سال های 51 تا 53 دومیلیون نفر توی فقر و گرسنگی مردن
      4- میگی فحشا ؟ توی همین تهران قبل از انقلاب توی هر خیابون اصلی یه فاحشه خانه بود. توی محله جمشید که الان شده میدون رازی و پارک رازی یه شهرک فاحشه خانه ها بود که توش 2500 فاحشه زندگی میکردن
      5- سن ازدواج بالا رفته بخاطر زیاده خواهی همین ملت . پس این همه دانشجو که میرن دنبال تحصیلات رو کی به وجود آورده ؟

      جالبه که این دانش آموزان علوی و نیکان و … اینقدر توی فقر اطلاعاتی […] پرورش پیدا میکنند که فکر میکنند حکومت قبل از جمهوری اسلامی حکومت امیرالمومنین بوده و وا اسلاما از وضع فعلی

      متاسفانه چیزی که عقل گنجشکی بعضی از آدم ها بهش نمیرسه فکر کردن اگه الان حکومت محمد رضا بود همه چی گلستان بود .

      بچه کوچولو ها رو دیدی که بهشون عروسک یا شکلات میدی فکر میکنن دنیا رو بهشون دادی؟؟؟ این حجتیه ای ها هم همینطور هستن که فکر میکنن دوتا برنامه عمرکشون و نیمه شعبان بهشون اجازه فعالیت بدن انگار حق امیرالمومنین رو ادا کردن

      […]

      فعلا که همین جمهوری اسلامی که به نظر شما روز به روز وضع رو بدتر کرده سالی چندصدتا از این ها رو دستگیر و محکوم کرده . شما چه کردید؟یا فقط حرف زدید؟

    • دوستان کوثری
      ۳۰ دی ۱۳۹۱

      واقعا شما ها فکر میکنید که قبل از جممهوری اسلامی امیرالمونین توی این مملکت حکومت میکرده یا الان توی سایر ممالک شیعه و یا سنی الان شیعه و اهل بیت عزیز و مقتدر هستند و شیعیان کشورهای مختلف به راحتی دین داری میکنن؟
      خداییش پاشید چندتا کشور دیگه برید تا بفهمید دنیا چه خبره یا اگه تو خونه هاتون نشستید حداقل یه مطالعه داشته باشید
      والا زشته شیعه اینقدر کوته بین

    • اصفهاني
      ۱ بهمن ۱۳۹۱

      جناب آقاي بي نام
      به فرض كه ما تمام فرضيات شما را در كامنتتان بپذيريم و اوضاع را روز به روز بدتر بدانيم(كه ان قلت هائي روي فرمايشاتتان دارم)
      راه حل شما چيست؟
      از ترس اينكه ديكته ما غلط داشته باشد ميخواهيد اصلا ننويسيم؟ يا صبر كنيم كه حضرت ولي عصر روحي و ارواح العلمين له الفدا تشريف بياورند و خودشان در خدمت جامعه بشري باشند؟؟ اصلا رويتان ميشود اين حرف را بزنيد؟
      چون وهابيان و بهائيان دارند براي تاراج هويت شيعيان تبليغ ميكنند با اين نظام مخالفت كنيم؟
      شما حتي اگر با اين نظام دشمن هم باشيد براي رسيدن به هدفتان (اگر هدف تان دفاع از اسلام باشد) چاره هاي جز همراهي با نظام نخواهيد داشت. عقل من اين را ميگويد.
      بنده فكر ميكنم كار صحيح اين است كه از تضعيف اين نظام خودداري كنم. خويشتن دار باشم.
      ميدانيد چرا؟
      چون اميرالمومنين عليه السلام فرموده اند : “صديقك ثلاث صديقك و صديق صديقك و عدو عدوك”
      حالا دشمن واقعي كيست و چه كسي دارد با آن دشمن واقعي دشمني ميكند را شما بفرمائيد.

    • عباس
      ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

      تضعیف نکردن نظام در مقابل دشمن یک چیزاست و تائید کردن ان چیز دیگر .اولی کاملا درست و واجب است ولی دلایل زیادی وجود دارد که مانع تائید ان بعنوان یک نظام اسلامی است .

  44. ع.م.م
    ۱ بهمن ۱۳۹۱

    با سلام خدمت خوانندگان محترم
    من از فارغ التحصيلان دهه 70 علوي هستم و خدمت آقاي دكتر فضلي نيز شاگردي كرده ام. از طرفي با عقايد انجمن و جزوات و كلاسهايشان آشنايي كامل دارم و از طرفي در دانشگاه با بسيج دانشجويي همكاري داشته و دوستان صميمي در اين گروه دارم.
    در همين حد آشنايي، واقعا جوانان و افراد خالص و معتقدي در هر دو گروه ديده ام كه دغدغه دين و تشيع را دارند. هميشه از اين رنج برده ام كه افراديكه هدف و اعتقادشان اصلاح عقايد مذهبي و اعتلاي نام حضرت حجت (عج) است چرا بجاي آنكه دست به دست هم دهند و با وجود اختلاف سليقه ، يكديگر را در برابر دشمنان امامت و ولايت پشتيباني نمايند با سوء تفاهمات بي ارزش و عدم شناخت صحيح نسبت به عقايد هم، انرژي و توان خود را مستهلك ميكنند ؟
    اگر تمام دوستاني كه اينهمه هزينه مالي ، زماني ، تبليغتي و سازماني در مخدوش نشان دادن انجمن و علوي نمودند ، انرژي خود را در مسير اتحاد عقيدتي و شبهه زدايي از اصول حقه مذهب صرف ميكردند به نتيجه بهتري نميرسيدند ؟
    من از آنجا كه از درون هر دو طيف مخالف سخن ميگويم دلسوخته ام و هميشه با هر دو گروه بر سر اين موضوع نزاع داشته ام كه اختلاف و تفرقه بين شيعيان اثني عشري تنها خواسته شيطان و عوامل اوست.
    نهايتا از دوستان به اصطلاح انقلابي درخواست دارم با ديدي مثبت تر به انجمن نگاه كنند و خدمات صادقانه ايشان را منصفانه قدر بدانند و موارد اختلافي را بدور از جنجال و فعاليت ژورناليستي در محافل دوستانه مطرح نمايند كه صد در صد استقبال خواهد شد.

    • اصفهاني
      ۲ بهمن ۱۳۹۱

      برادر ع.م.م
      ظاهرا دوستان شما در انجمن هيچ اعتقادي به وحدت ندارند و فقط به خاطر اينكه در امورات اجرائي اشكالاتي ميبينند حتي با گفتمان انقلاب هم سر ستيز دارند. به اين موضوع اضافه كنيد عدم تمايلشان به شركت در محافل دوستانه و صحبت مكتوب در خصوص موارد اختلافي را!
      نمونه اش همين مناظره مكتوبي كه سر نگرفت و متهم كردن آنها را به تهمت و …..
      خب بايد از هر دو طرف تمايل به وحدت باشد. ولي شما فقط به يك طرف توصيه ميكنيد.
      طبيعي است كه نتيجه اي محقق نخواهد شد.

    • ع.م.م
      ۵ بهمن ۱۳۹۱

      با سلام مجدد
      من ادعا نكردم دوستان من در انجمن پايبند به وحدت بطور جد مي باشند بلكه عنوان كردم متاسفانه صحبتهايي منافي وحدت نيز در اين مجموعه زحمتكش و خيرخواه بگوش ميرسد كه در حد بضاعت بارها تلاش در رفع آن كردم ولي شايد منصفانه آن باشد كه موضوعي كه بيشتر به چشم ميخورد و وجود دارد، سيل اتهامات و انتقادات ناصواب برادران و عزيزان حامي انقلاب است. من خودم از آنجا كه دوستان مومني در طيف بسيج و تفكرات مشابه آن دارم بارها مشاهده كردم كه ايشان از روي كم اطلاعي چه بدگويي هايي نسبت به انجمن داشتند و بارها فعاليتهاي صد در صد مذهبي انجمن را كه هيچ منافاتي با آرمانهاي انقلاب اسلامي ندارد را مورد هجمه و اختلال قرار دادند.
      از طرفي ديگر نيز قصد ندارم بدبيني هاي دوستان انجمني را نسبت به خدمات عزيزان در انقلاب توجيه كنم و اين همان گلايه من از هر دو گروه است كه بيايييد دست در دست هم بيش از آنكه اختلافات سليقه اي يا حتي عقيدتي را پررنگ كنيم به مشتركان اعتقادي بپردازيم و نگذاريم از اين دريچه امام زمانمان(روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء) غريب تر و دلگير تر گردند.

    • احسنت
      ۶ بهمن ۱۳۹۱

      دوست عزیز شما هنوز 1 بند از سخنان استاد فضلی را جواب ندادی!
      بعد می گی چرا مناظره را شروع نکردید؟!
      ما از بس که روی صندلی مناظره منتظر پاسخ شما بودیم،اونجامون به درد اومده!
      لااقل1 بند از 12 بند رو پاسخ بده.

    • حسین
      ۲ بهمن ۱۳۹۱

      جزاک الله خیرا

    • فارغ‌التحصیل نیکان
      ۳ بهمن ۱۳۹۱

      احسنت. در این جولان دیوانه‌وار دشمنان مشترک، عاقلانه نیست که دعواهای درون‌خانوادگی را بزرگ کنیم.
      در هر گروهی تندروهایی وجود دارد، نباید تندروی‌ها را به پای همهٔ آن گروه نوشت. هر کسی مسئول اعمال خویش است. به هر دو طرف انتقادهایی وجود دارد ولی این انتقادها نباید ما را از مسائل اصلی‌تر غافل کند.

    • حامد
      ۷ اسفند ۱۳۹۱

      بسم الله
      آفرین!
      من هم مثل شما هم انجمنی هستم و هم انقلابی و هیچ تضادی بین اینها نمیبینم و معتقدم توی هر دو گروه افراد تندرویی وجود دارند که با دشمنی نسبت به گروه دیگه آب به آسیاب دشمن میریزند!

  45. ...
    ۴ بهمن ۱۳۹۱

    يك توصيه به خودم، انقلابي ها و حجتيه اي ها:
    قال الصادق عليه السّلام:
    إِيَّاكَ أَنْ تَنْصِبَ‏ رَجُلًا دُونَ‏ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِي كُلِّ مَا قَالَ
    بپرهيز از اين كه فردي غير از امام معصوم را در همه ي گفته هايش تأييد كني.
    الكافي (ط – الإسلامية) / ج‏2 / 298 / باب طلب الرئاسة ….. ص : 297
    حال يك سؤال از انقلابيون:
    آيا آقاي خميني ممكنه در مورد انجمن حجتيه اشتباه كرده باشه؟
    و آيا … ممكنه آقاي حلبي در مورد انقلاب اشتباه كرده باشه؟
    راه گرفتن جواب اين سؤال ها مراجعه به سيره ي معصومين و روايات است.
    تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

    • احسنت
      ۶ بهمن ۱۳۹۱

      شاید یکی از دلایل انجمن ها هم همین باشه که الان چون امام معصوم نداریم، پس تاییدی بر فعالیت های
      آقایون نیست

    • مهدیار
      ۲۸ بهمن ۱۳۹۱

      اقای احسنت عزیز ما که الان امام زمان داریم شمارا نمیدانم؟؟؟؟
      دوست عزیز بهتر است که شما در مرحله اول یعنی قبل از اینکه وارد مباحث ریز بشوی اول دنبال امام زمان بگردی ببینی امام زمان داری ؛ یا نداری
      بعد در مرحله ی دوم معنای *حضور* و *ظهور* را خوب درک کنی

      و بعد شرایط غیبت را خوب متوجه بشوی و ظیفه ی شیعیان را در این شرایط از رویات متوجه بشوی

      بعد از این مراحل کلی به اظهار نظر در مورد جزئیات این مطالب اهتمام بورزی

    • عابر
      ۱۱ مرداد ۱۳۹۲

      جناب مهدیار شما که به خوبی تفاوت “حضور” و “ظهور” رو میدونید بهتر نیست به جای چسبیدن به روایات و مصادره به مطلوب کردن اونها به نفع انجمن، کمی هم متواضعانه قران را با تدبر بخونید و ببینید دستور صریح قران در زمان غیبت چیه؟ متاسفانه مثل وهابی های افراطی که از اونور بوم افتادن و روایات رو رها کرده و فقط ایات قران رو مصادره به مطلوب میکنند انجمن حجتبه نیز با تفریط گرایی قران رو رها کرده و با خود پسندی زاید الوصفی روایات رو مصادره به مطلوب میکنن. در حالیکه پیامبر اسلام در حدیث متواتر ثقلین فرموده اند” انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما”…

    • سعید
      ۲۸ بهمن ۱۳۹۱

      دوستانی که منفی داده اند، با روایت ناسازگارند؟ توضیح بفرمایید؟

    • مسعود
      ۱۶ شهریور ۱۳۹۲

      بحث تفکر انقلابی و اسلام مستضعفان و جهادگران و اسلام انجمنی ، بی درد ، مرفه هست بحث مسابقه امام ره و حلبی نیست.

    • اصفهانی
      ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

      اصلا یه راه حل میمونه و آن هم اینه که دقیقا مثل ابوموسی اشعری وقتی کشور اسلامی با خطر دشمنی دشمنانش روبروست، چون ما نمیتوانیم هیچ کدام را تایید کنیم پس بست بنشینیم تا خود حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بیایند و مشکل حل شود!!!
      این ظلم به حضرات معصومین نیست؟
      پیامبر خدا این کار را از ما خواستند؟
      اصلا آموزه های انقلابی چنین چیزی را تایید میکند یا آموزه های انجمن حجتیه یا هیچ کدام؟
      البته بست نشستنِ مردم هیچ آسیبی به انجمن نمیرساند اما میتواند انقلاب را از پا در آورد چون متکی به مردم است.
      راستی شما میخواهی هر دو را زمین بزنی؟

  46. اباصالح
    ۱۰ بهمن ۱۳۹۱

    شما که دم از این میزنید که ما ته توی انجمن و انجمنی ها رو در اووردیم بهتر نیست که بدونیم انجمن الان در چه حاله و چی کار میکنه؟
    رئیس،مدیر و… اش کیان؟
    طرح درسشون چیه؟
    خواهش به هر چی شنیدید اکتفا نکنید
    انجمنی ها کم نیستند
    بد هم نیستند
    همشون هم پشت همدیگه اند
    (میدونم که میگم)

  47. مهدیار
    ۲۶ بهمن ۱۳۹۱

    با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر جناب اقای دکتر فضلی وخسته نباشید خدمتشان

    واقعا سوالاتی که مطرح کردند تکان دهنده بود و امیدوارم که داستان انجمن حجتیه شبیه به داستان نوش داروی پس از مرگ سحراب نشود و انشالله تمام شیعیان امیرالمومنین به دور از بحث های اختلاف افکن سیاسی و تهمت های ناروا و بی اساس یک صدا ندای :
    اللهم عجل لولیک الفرج
    سر دهند همه دست در دست هم منتظر ظهور آن یار غائب بر اسب سفیدش باشند

    اللهم انا نشکو اليک غيبة نبينا (ولينا) وشدة الزمان علينا ووقوع الفتن بنا وتظاهر الاعداء وکثرة عدونا وقلة عددنا ففرج ذلک يا رب بفتح منک تعجله ونصر منک تعزه وامام عدل تظهره، اله الحق آمين يا رب العالمين

    بار الها! ما به درگاه تو شکوه مي کنيم فقدان پيامبرمان و غيبت وليّ و سرپرستمان و افتادن فتنه ها در ميانمان و همداستاني دشمنان عليه ما و کمي افرادمان را. خداوندا! پس آن را گشايش ده با پيروزي زودرسي و ياري شکست ناپذيري از سوي خودت و امام عدل و دادي که آشکارش سازي، اي پروردگار عالميان

  48. سيد
    ۱۴ اسفند ۱۳۹۱

    باسلام خدمت اقاي اكبري اهنگر
    من فيلم شما را ديده ام به نظر حقير دليل ساختن اين فيلم ومخالفت وجبهه گرفتن انقلابيون درمقابل انجمن ناتواني بيش از حد اين گروه در ارائه اعتقاداتشان ميباشد اين درحاليست كه انجمن توانسته است بدون تخريب گروههاي ديگر شيعه وبا ترويج تعاليم زيباي اهل بيت عليهم السلام افكارعمومي خصوصا جوان متدين را به سمت امام زمانشان جذب كند.با فرض اينكه شما به هدف خود رسيديدوگروه انجمن به فعاليت هاي خود پايان دادحال اين سوال مطرح است شمابراي ترويج تعاليم اهل بيت عليهم السلام وشيعه چه كرده ايد؟ ويا حتي اين فيلم چه كمكي به پيشبرد اهداف انقلاب ميكند؟در زمانه اي كه افكاربسياري از جوانان به سمت اديان ديگر متمايل است وشبهات گروه ضاله وهابيت بيداد ميكندهدف شما از ساخت اين فيلم چيست؟درشرايطي كه رهبرانقلاب بر وحدت بين مسلمانان تاكيد ميكننداين فيلم بيانگر كدام وحدت است؟

    • حامد
      ۲۰ شهریور ۱۳۹۲

      به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد
      بگو تا انتظار این است اسبی زین نخواهد شد

      دوستان انجمنی تا شماها اسمتون منتظره! ظهوری اتفاق نخواهد افتاد!!!!

  49. سيد
    ۱۴ اسفند ۱۳۹۱

    ميشه دليل ساخت اين فيلم را بفرماييد؟باشه انجمنيها در خط امام نيستند خوب حالا كه چي؟مگه فرداي قيامت از خط امام وانقلاب ميپرسند؟چرابه خاطر اختلاف سليقه اينقدر تهمت و توهين؟باشه انجمن گروه انحرافي وشما مستقيم مگه شمارو تو قبر ما ميذارن؟اگه ميگين انجمن مردم را منحرف ميكند خوب اگر ميتوانيدشما هم جذاب باشيد تا جوانان جذب انقلاب شوند.كسي كه نميتواند توانايي هاي خودرا به ديگران معرفي كند به تخريب ديگران ميپردازد ايا اين درست است؟

    • اصفهانی
      ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

      عزیزم
      سید جان
      فرموده ای : “کسی که نمیتواند توانایی های خود را به دیگران معرفی کند به تخریب دیگران میپردازد ایا این درست است؟”
      شما فکر کرده ای این جماعت، حالا چه انجمنی ها چه انقلابی ها دارند خودشان را عرضه میکنند؟
      حداقل میدانم که هر دو گروه دنبال در و دکان برای خودشان نمیگردند و هر دو برای خدا دارند در سر و مغز مبارکشان میزنند فقط در روششان اشکالاتی هست(فارغ از اینکه نظر خودم چیست)
      یعنی این چیزها به اینها نمی چسبد که مردم را به خودشان دعوت کنند. انجمنی ها دارند مردم را به تعالیم مرحوم شیخ حلبی دعوت میکنند و انقلابی ها به فرمایشات حضرت امام؛
      هر کدام، یکی را درست تر یافته اند(البته غیر از کسانی که از روی احساسات تصمیم گرفته اند)
      لذا اگر هم کسی مردم را دعوت به خود کرده باشد و یا اشتباه کرده باشد شاید بزرگان باشند.

  50. زهره
    ۱۴ اسفند ۱۳۹۱

    با سلام وخسته نباشيد
    من مادري هستم با 54 سال سن ومعتقدبه نظام پسرم فارق التحصيل علوي است اگربازهم پسر ميداشتم با افتخار وكمال ميل اورا علوي ميگذاشتم

  51. ع.م.م
    ۱۶ اسفند ۱۳۹۱

    با سلام
    واقعا برايم سوالي كه مطرح شده بود حل نميشود كه حاصل اين همه اختلاف انگيزي و تفرقه افكني در ميان شيعيان اميرالمنين چيست و آيا سود آنرا بجز دشمنان تشيع چه كسي مي برد ؟

  52. مریم
    ۱۶ اسفند ۱۳۹۱

    اقای اکبری شما شدید کاسه داغترازاش؟شماکه ادعا میکنیدانجمن الان فعالیت زیرزمینی دارد خوب است بدانید درفضایی کاملا علنی کلاس ها ومراسم انجمن برگزار میشودواگرکوچکترین قدمی درجهت تضعیف نظام وشخص رهبری ازاین گروه دیده میشدیقین بدانید مانند فتنه 88که ریشه کن شداین گروه را نیزریشه کن میکردندحال انکه ادامه فعالیت این گروه وپابرجایی مدارسی چون علوی.نیکان.فضیلت و…نشان ازصحت فعالیت این گروه است چرا که برخلاف شماکه به تخریب گروه شیعه میپردازید معتقداست دراین زمان تضعیف نظام باعث تضعیف شیعه وشادی دشمنان میشود.حال شما اقای اکبری بفرمایید با فیلم خودبه چه گروهی کمک کرده اید؟

  53. ای بابا!
    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

    سلام

  54. ای بابا!
    ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

    بنده در تاریخ 3/2/92 این مستند رو دیدم
    اول این که اصلا نمی دونم چه جوری موسیقی با آخوند و حرم امام رضا و جمکران جمع میشه! اینم از دین داری کج آقایون انقلابی! اجرشون با امام و شهدا
    بگذریم!
    2 تا سوال مهم از هر عاقلی

    1- متاسفانه مستند جوری ساخته شده که انگار گویای این مطلب است که خداوند شیعیان را به دو دسته ی انجمنی و انقلابی تقسیم کرده و بس! باور کنید بنده خودم یه عالمه آدم می شناسم که واقعا انجمنی نیستند ولی از خانواده های مذهبی هستند که انقلاب رو قبول ندارند! آخه این بدبخت ها چه گناهی کرده اند که الکی باید بهشون انگ بخوره؟!

    2- متاسفانه همه جا (از جمله این مستند کذایی) به هر انقلابی که بر می خوری این جمله ی تکراری رو هی میگه که «شاه مثل تنه ی درخت بود و بهائیت شاخه» اگر تنه قطع بشه شاخه هم می افته! خدا وکیلی نه فقط از انقلابی ها؛ بلکه از هر انسان عاقل و منطقی این سوال رو دارم که پس چرا الان که بیش از 30 سال از انقلاب میگذره، با این که تنه رو دوستان لطف کرده اند و انداخته اند، پس چرا هنوز بهائیت هست و آن هم قوی تر از زمان شاه؟

    • مسعود
      ۱۶ شهریور ۱۳۹۲

      خوب بود متنو می خوندید ایشون از تفکر انجمن می ترسند و می گویند دو تفکر شیعی و انقلابی داریم وگرنه خود انجمن از نظر تشکیلات اهمیتی نداره و بسیارضعیفه.

    • حنیف
      ۶ دی ۱۳۹۲

      آخرش نفهمیدیم این انجمن تشکیلاتش ضعیفه یا قوی … دوستان در کامنت های بالا هول کرده بودن که این انجمن تشکیلات خیلی قوی ای دارد ، همه را از راه به در کرده ، برای خانواده ها برنامه ریزی می کنه و جیزّه … ظاهرا دوستان بعد از این همه کنکاش در مورد انجمن هنوز به اجماعی نرسیده اند و دلیل این همه هارت و پورت هم همینه وگرنه اگه کوچک ترین نشونه دو پهلویی به دست بزرگواران می رسید که می تونستن ازش علیه شیعیان امیرالمومنین(ع) استفاده کنن لحظه ای درنگ نمی کردند

  55. کامران
    ۱۵ تیر ۱۳۹۲

    ای وای ببین تو رو خدا همه چی بر عکس شده! یه عدم که دارن تو این مملکت از امام زمون دم میزنن مجرم شدن.

  56. فاطمه
    ۲۱ تیر ۱۳۹۲

    سلام

    من دانشجوی دانشگاه شاهد هستم و اتفاقا اونجا تعداد قابل توجهی فارغ التحصیل مدرسه علوی وجود داره .
    تا اونجایی که من میدونم و من دیدم ، دانشجوهای فعالی هستند ، کار فرهنگی میکنند ، کار مذهبی ، فعالیت های هنری مثل شعر و ادبیات هم دارند . حتی ظاهرا در چاپ نشریات داخلی دانشگاه هم حضور داشتند و دارند . البته الان دقیق نمی دونم که نشریات حال حاضر دانشگاه چجوریه و دست کیه !
    و باید اضافه کنم که یکی از پسرای مدرسه علوی ، الان هم کلاسی من هستش و تو کلاس و گروه شاگرد اوله . بالاترین معدل رو داره ، درس رو بذاریم کنار ، فرد کاملا مودب ، سنگین و از همه نظر زبانزده . چهره محبوب رشته ی ماست و همه روش حساب می کنند و ما هیچ وقت جز مهربانی ، لطف و محبت از او ندیدیم .
    اگه فارغ التحصیل مدرسه علوی اینطوری باشه که باید به نظرم هرچی مدرسه تو ایرانه مثل علوی باشه چون واقعا چنین داشجویی که من می بینم نماد واقعی یک انسان است . حداقل من که هر روز سرکلاس و دانشگاه هستم هیچگونه و هیچ چیزی به هیچ سبک و شکلی از این همکلاسیم که به نوعی ناهنجاری و نمی دونم بد و ناپسند محسوب بشه ندیدم و میتونم بگم حتی الگوی درسی و اخلاقی و رفتاری کلاس ما شده .

    این ها نظر شخصی بنده و برداشت شخصی بنده از جو کلاس و دانشگاه بود .

    • محمدرضا م
      ۳۰ مرداد ۱۳۹۲

      شما کدوم دانشکده اید؟ عمران؟؟

    • مسعود
      ۱۶ شهریور ۱۳۹۲

      خان مهندس در مورد سیستم داره صحبت می کنه، نه خروجی هاش.

  57. داریوش معتمدی
    ۷ مرداد ۱۳۹۲

    سلام
    من نمی دانم چراگروهی که ازابتدافقفط به نیت دفاع ازحقانیت ومظلومیت اهل بیت تلاش کرده وبسیار زحمت کشیده وافرادی را تربیت کرده که به خوبی دربرابربهائیت ووهابیت ایستاده اینقدر افترامی بندند .
    بله این گروه ازابتداهیچ هدف سیاسی نداشته وندارد این افتخاربزرگی برای آنان است که اهل قدرت وغیر نیستند ولی بااستدلال وبیانهای شیوا ازاهل بیت دفاع کرده اند اینراهردوست دشمنی می داندپس چرا این گروه رارها نمی کنند وبه حال خودشان نمی گذارند درحالیکه دراین سی سال نه بیانیه ای برعلیه نظام نه حرفی ونه ….
    اما باز برعلیه آنان اقدام می شود حرفهای هم که این طلبه جوان گفته طبق کدام سند ومدرک است .
    هرچه هست بیان کرده (که این گفته واینجوردیده )آیااینها قابل قبول است !!!!!!!
    من دوستان خوبی ازمدرسه علوی وانجمن حجتیه دارم که بسیارمومن ومتدین ومقید به رعایت حقوق دیگران .

    • مسعود
      ۱۶ شهریور ۱۳۹۲

      دفاع از اهل بیت ع رو هم فهمیدیم.
      اگر هدف اهل بیت ع غیر از تشکیل حکومت بود پس همه آنها به شهادت رسیدند.

  58. مات
    ۲۱ مرداد ۱۳۹۲

    ” امام صادق علیه السلام : مشرک است کسی که ولایت و امامت ما را با کسی شریک کند ”

    شیخ بزرگوار کلینی رحمت الله علیه در کتاب شریف اصول کافی در باب کسانی که ادعای امامت و ولایت می کنند و لایق آن نیستند روایتی را از وجود مقدس امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت ارواحنا فداه می فرمایند :

    هركس پيشواى غيرالهى را با پيشوايى كه امامتش از جانب خداست شريك گرداند به خدا شرك ورزيده است.

    مَنْ أشْرَكَ مَعَ إمامٍ إمامتُهُ مِنْ عِنْدِ اللّه ِ مَنْ لَيسَتْ إمامَتُهُ مِنَ اللّه ِ كانَ مُشْرِكا باللّه ِ؛

    منابع :
    1 ـ اصول کافی ، ج 1 ، ص 232 ، باب 142 ، ح 6 .
    2 ـ الغیبت نعمانی ، ص 130 ، باب 7 ، ح 8 .
    3 ـ بحارالانوار ، ج 23 ، ص 78 ، باب 4 ، ح 11

    • مسعود
      ۱۶ شهریور ۱۳۹۲

      اگر منظورتون حضرت امام خمینی (روحی فداه) می باشد، اصلا ربطی به موضوع احادیث نداشت.
      در قران کریم اومده ((اللهم جعلنی ائمه …. ))پس طبق حرف برداشت شما این دعای قرانی هم باید اشتباه باشد

    • سید علی
      ۱ آذر ۱۳۹۲

      در این حدیثی که نقل کردید در این جا منظور از امامت و ولایت از طرف خداست . یعنی اگر کسی خود را جانشین مستقیم از طرف خدا …من عندالله… معرفی کند ملعون است همانطور که میدانیم جانشینان مستقیم از طرف خدا فقط ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند . اما حال که جانشین مستقیم غایب است چه؟ آیا نباید سیره ی ائمه را در پیش گرفت؟؟ اگر منظور شما لفظ “امام” برای مقام ولی فقیه است که ما در نماز جماعت هم به پیش نماز “امام”جماعت می گوییم،این یعنی برای ائمه شریک قائل شدیم؟!!

  59. محمدرضا م
    ۳۰ مرداد ۱۳۹۲

    اقو اگه بحث وحدت از جانب مقام معظم رهبری مطرح میشه فقط شیعه و سنی نیست
    خوب نیست دوستان بین شیعیان جدایی بندازند و وحدت را رعایت نکنند

    • سید علی
      ۱ آذر ۱۳۹۲

      خود حجتیه ای ها هستند که مخالف وحدت هستند و وحدت را از بین می برند

  60. محمود
    ۳ شهریور ۱۳۹۲

    با سلام.
    من یک سوال دارم از همه چرا انجمن حجتیه یک سایت رسمی نداره که از نظرات خودش رسما دفاع کند.یا اگر داره معرفی کنید.ممنون میشم.

  61. عبدالله
    ۴ شهریور ۱۳۹۲

    مي شود لطفا لينك دانلود اين مستند را قرار دهيد. چون قطعا نظر سازندگان اين مستند تجارت نبوده است و هدفشان ايدئولوژيك بوده است پس ضرري ندارد اين مستند را براحتي در دسترس قرار دهند… اين طور نيست؟

  62. حسینی
    ۱۷ شهریور ۱۳۹۲

    خداراشکرکه کسی پیداشدکه حجتیه راافشاکنداحسنت

  63. امیرحسین
    ۶ مهر ۱۳۹۲

    به نام خدا

    دوستان سلام
    اول این که بگم من خودم 12 سال در نیکان درس خوندم که می دونید خلف بی واسطه مدرسه علوی بود
    دوم این که پدرم و عموم و دایی ام نیز علوی درس خوندن.
    نه من و نه اونا هیچ وقت جزو انجمن نبودیم
    من هیچ وقت به یاد ندارم که تو نیکان کسی ضد انقلاب حرف بزنه که بر عکس حسابی طرفداری از انقلاب بود.
    هر سال هم 22 بهمن و دهه فجر جشن مفصل برقرار بود
    حتی یادمه دبستان زمان جنگ بارها کمک به جبهه داشتیم و خیلی چیزهای دیگه هست که اگه بخوام بگم حتما آقایون که نمی دونند بسیار شگفت زده می شن. اگر هم بگید خب تو نیکان این جوری بود چه ربطی به علوی داره. خدمتتون می گم نیکان در واقع همون علوی بود تو شمال شهر.
    اما درباره انجمن حجتیه بگم این که ظاهرا هیچ موضوع مهمی نبوده جز این که این دوستان عزیز بیان و درباره انجمنی که خیلی سال پیش منحل شده حرف بزنن.
    اون هم بگن چی.
    بگن چکیده حرف انجمنی ها این بود که می گفتن دین از سیاست جداست یا این که ما با سیاست کاری نداریم.
    خب حالا بگن مگه چی می شه.
    شمایان که زیرک هستید نپذیرید.
    دوستان یه نگاه به تاریخ صد ساله حوزه بیندازید. بیشتر علما حتی همین آقای بروجردی که تا اسمش می آید حتی انقلابی های 2 آتشه هم به به چه چه می کنند اصلا از سیاست گریزان بودند پس همه حتی آقای بروجردی نیز انجمن حجتیه است و تکلیفش معلوم!
    اون روز که در سال 1335 علوی بنیان نهاده شد چقدر تحصیل کرده دیندار بود؟
    اگر شما که مستند می سازید به همین خدمت آقای علامه نگاه می کردی شاید باید شرمگین می شدی که بخواهی از این مرد بزرگ خرده گیری کنی.
    از نظر خود من تفکر آقای علامه در برخی نگاه ها از جمله نگاه های سیاسی پذیرفتنی نیست اما هرگز به خودم اجازه نمی دهم در شخصیت بزرگ او شبهه افکنی کنم و با به رخ کشیدن موضوعی مانند انجمن حجتیه برای بسیاری از افرادی که نسبت به این تفکر واکنش نشان می دهند همه کارهای ارزشمند این تلاشگر بزرک را زیر سوال ببرم.
    اگر ین طور است لطفا مستندی بسازید در مورد شراب خواری و بی حجابی در غرب بعد همه دانشمندان غربی از ادیسون و گراهام بل تا دیگران را زیر سوال ببرید تازه از همه بدتر آنها مسلمان هم که نیستند.
    دوست عزیز شما چه نفعی بردید از ساخت مستندی درباره تفکری که هیچگاه در جامعه نفوذ نیافت و اکنون نیز نفوذی ندارد و از همه عجیب تر آن که بانیان این تفکر همیشه مورد احترام بوده اند و به کسی لطمه نزده اند.
    آنان دیندارانی بودند که به ترویج دین کمک کرده اند که همان شعار انقلاب ما بود یعنی اسلامی بودن و دیندار بودن.
    اما ظاهرا امروزه بر عکس شده است و انقلابی بودن از اسلامی بودن پیش افتاده است.
    به جای مستند ساختن درباره چیزهایی که می تواند به شیعه و دینداری لطمه بزند بروید مسند بسازید که چطور شد از 2 سال پیش که این مستند را ساختید رواج ساپورت پوشیدن آن چنان شد که اگر برهنگی در پوشش بود این گونه تحریک کننده نبود که این ساپورت ها چشمها را هرزه می کنند.
    و خیلی چیزهای دیگر در این جامعه دین گریز.
    اکر امروز آقای دکتر ظریف در آن سر دنیا به ما اعتبار می دهد دست پرورده همان علامه بزرگ است یا اگر دکتر نهاوندیان دست راست دکتر روحانی است در آن مدرسه درس خوانده.
    یا همین رییس جمهوری محبوب فرزندانش را در مدرسه نیکان برای تحصیل گذاشته بود.
    من بر این باورم اگر مدرسه علوی و آثار تاسیس آن نبود هرگز انقلاب ایران شکل نمی گرفت یا اگر می گرفت زود نابود می شد چون همان بچه مذهبی های تحصیل کرده بودند که در آن سالهای نخست پایه های حکومت را با دانش و مذهبشان استوار کردند و هنوز هم برخی از مدیران کلیدی رده اول و بسیاری از مدیران رده میانی که بار اصلی هدایت کشور بر دوش آنان است از دانش آموختگان همین نوع مدرسه ها هستند.
    خدا عاقبت همه را ختم به خیر کند و روح بزرگ مرحوم علامه را در جوار رحمتش قرار دهد.

    • د
      ۲۸ مهر ۱۳۹۲

      با سلام
      وقتی که متدین بودن با انحراف همراه باشه همین میشه که این افراد مذهبی تحصیلکرده به قول شما مسئولیتهای بالای نظام را تصاحب میکنند و با عملکردهای نفرت زا و حق کشی ها و ظلم به مردم هم وجهه نظام را خراب میکنند و مردم را دور از خدا و پیغمبر و بی ایمان و ساپورت پوش میکنند.
      دینداری که به قول امام توسط مارهای خوش خط و خال انجام بشه مثل شمشیری میماند که کمر دین را میشکند.
      سازندگاه این مستند هم نمیخواهند کسی را که انجمن حجتیه است نابود کنند میخواهند که همه به اشتباهاتشان پی ببرند و به راه راست هدایت بشوند و جامعه هم هوشیار باشه و فکر نکند هر مذهبی حتما مومنه…

  64. زهرا
    ۹ آذر ۱۳۹۲

    گیریم که مدرسه علوی حجتیه است . خوب این دقیقا چه مشکلی داره ؟

  65. محمدحسین
    ۲۴ آذر ۱۳۹۲

    با سلام
    من نمی دونم انتقاد به مشی سیاسی علوی از کجا نشات می گیرد ؟ آیا باید بیشتر از این با واقعیت های اجتماعی رو برو شویم؟؟
    فرق تفکر علوی با تفکر انقلاب این بود که علوی می گفت از تربیت فرد به جامعه برسیم ولی انقلاب یک تاثیر شوک گونه بر افراد گذاشت و از جامعه به فرد رسید.
    تفاوت این دو تکفر هم الان کاملا واضح است. همان انقلابیونی که روز اول با شور و حرارت داخل دین شدند “به طور مثال دانشجویان خط امام” آن همه انسانی که یک شبه محجبه شدند آن افرادی که یک دفعه ای و به واسطه ی حرکت انقلاب مسلمان شدند امروز بعد از سی و چند سال وضعیت دیگری پیدا کردند. به فرموده ی امیرالمومنین ع کسانی به واسطه ی افراد داخل دین شوند همان افراد آن ها را از دین خارج می کنند.
    از این طرف هم شما می توانید ملاحظه بفرمایید در حال حاضر یکی از متنفذین اقتصاد این مملکت مرد پخته ای مثل آقای نهاوندیان هست که از تربیت سالم فردی به اجتماع وارد شده و با علم و آگهی به معتقدات خودش پای بند هست.
    یا شخص دیگری مثل آقای دکتر ظریف مگر کم کسی است؟!! همین ایشون در مدرسه ی علوی کنار دروس معمول و خاصی که علوی دارد مدتی به صورت اختصاصی درس حوزوی هم خوانده اند. این آدم هست که بعد از 40 سال حتی اگر در آمریکا هم زندگی کند فردی با اعتقادات راسخ باقی می ماند. هرگز نان به نرخ روز خور، ریاکار و دروغ گو نخواهد بود.
    از آن افرادی که به تعبیر خودشان با یک سخنرانی یا اعلامیه مسلمان شدند و در یک جریان بدون آگاهی حرکت نمودند.
    آیا همین آقای حداد، لاریجانی،هاشمی ها، خامنه ای، حتی پسر آقای شریعت مداری کیهان هم که هم دوره ای ما در نیکان بود دلیل بر راستی مشی علوی نیست؟؟
    شما را فقط به خدا وا گذار می کنم.

    • ناشناس
      ۱۲ اسفند ۱۳۹۲

      البته اگر آمار فارغ التحصیلان این مدرسه را بگیرید متوجه میشوید علوی در تربیت دینی افراد به صورت فردی نیز چندان موفق عمل نکرده، ذکر چند عنوان نشانه خروار نیست.

  66. مادر نگران
    ۱۵ دی ۱۳۹۲

    ما بچه هامون را برای تحصیل علم و دانش به این مدرسه می فرستیم دیگر بقیه با خودتان ولی وای به روزی که بدون آکاهی پدران و مادران آموزهایی را به فرزندانمان یاد دهید و فرزندانمان را از ولایت دور کنید . و بی تقوایی و لجبازی جزئی نگری را به فرزندانمان یاد دهید و آنها را از بصیرت اصلی دور کنید. و شمامسئولین را به خدا واگذار مکنیم.

  67. رمضان
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۲

    آقایان انجمنی ره سپاریم با ولایت تا شهادت همین و بس دیکه ساکت

    • عباس
      ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳

      مرسی چماق

  68. فرید
    ۱۷ بهمن ۱۳۹۲

    این همه هیاهو بر سر چه ؟
    هر کس به هر اندازه ای که فهمی از آیات دارد در این آیه تأملی کند
    فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّىٰ عَنْ ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا
    ذلک مبلغهم من العلم
    بر این چند مفهوم تآمل کنید
    تولا ( روی گردانی )
    ذکر
    زندگی پست
    علم
    در خانه اگر کس است توجه به این آیه کریمه بس

  69. ناشناس
    ۱۸ بهمن ۱۳۹۲

    به روح مطهر مجاهد متقی وولایتمدار مرحوم استاد سید هادی محدث صلوات

  70. ناشناس
    ۲۰ اسفند ۱۳۹۲

    شما اولیه‌ترین اصول اسلامی را رعایت نکرده و به راحتی و بی هیچ استنادی، تهمت زدن به مسلمانان را افتخار خویش می‌شمارید.»
    اقای اهنگر
    به دلیل این افترا و مشکلات روانی که دارید هزینه سنگینی را در قبر و قیامت میپردازید.

  71. حامد حيدري
    ۱۱ فروردین ۱۳۹۳

    سلام و از چه طريق مي شود اين مستند را ديديد ؟ ايا جايي براي تهيه اين مستند براي ديدين هست ؟

  72. حمید پرتوی
    ۱۶ فروردین ۱۳۹۳

    اگرچه به شخصه با خط مشی انجمن موافق نیستم اما از آنجایی که مستند رو دیدم حرف های دکتر فضلی رو در رابطه با این خطای مستند که صرفا به سراغ مخالفان انجمن رفته تایید می کنم. شاید این کار آقای خالقی کارگردان و اکبری آهنگر راوی از روی غرض و شاید هم از روی ساده لوحی بوده. اما در هر صورت فیلمی که بیرون داده اند را نمی توان نام واقعی مستند بر آن گذارد چرا که دلیل و سند کافی در آن ارائه نشده است.
    بگذریم. من همیشه چند سوال برام بی جواب مونده. از اعضای انجمن بویژه جناب آقای دکتر فضلی میخوام که در صورت امکان پاسخ بدن.
    اول اینکه آیا انجمن حجتیه با به طور کلی با حکومت اسلامی و به طور خاص با نظام اسلامی ایران مخالف است؟
    آیا شما لعن علنی مقدسات دیگر مذاهب رو تایید می کنید؟ شما قمه زنی در عصر حاضر رو تایید می کنید؟
    آیا شما معتقدید که جهان باید سرشار از ظلم و جور شود تا آقا ظهور کند یا اینکه این تفکر صرفا چیزی است که به انجمن حجتیه نسبت می دهند؟
    متشکرم

    • حسن رضوی
      ۱ مرداد ۱۳۹۳

      برادر یه چیزی نوشتی که نه میشه منفی داد بهش نه مثبت! یعنی هم مطلبی داره که منفی میخوره هم مطلب دیگه ای که مثبت!

  73. حسين
    ۱ مرداد ۱۳۹۳

    اگر دقت كنيد كامنت هايي كه در دفاع از مدرسه علوي هستند بيشتر لايك ميخورند!

  74. مسعود
    ۳ مرداد ۱۳۹۳

    اشتباه ما این است که زندگی کردن در خارج از حاکمیت امام را به عنوان یک
    حقیقت پذیرفته و قبول کرده ایم و با این مساله کنار آمده ایم.

    یکی شده انجمن حجتیه و می گوید ما کاری به سیاست نداریم و می رویم
    سرخودمان را در لاک خودمان می کنیم و هر جمعه دعای ندبه می خوانیم! این
    یک نوع پذیرش وضعیت حاضر و زندگی است.

    یک نفر دیگر می گوید حالا که امام نمی آید ما باید برای خودمان حکومت و
    تمدن اسلامی درست کنیم . البته اینها هم نیت خیلی مقدسی دارند اما اینهم
    نوع دیگری از پذیرش این شرایط است.

    هر دو رفتار فوق یک معنی دارد. برای ما تنفس در دنیایی که زیر حکومت
    امام نباشد عادی شده است.

    درحالی که گزینه سومی هم هست. می شود همین الان فرج را برسانیم.

    تا زمانی که فکر می کنیم فرج ما در روی کار آمدن افرادی مانند امام خمینی
    یا احمدی نژاد است و یا مردم خیال می کنند فرج در ارزان شدن دلار و پسته
    و پراید است، فرج حاصل نخواهد شد.

    ما باید به این نقطه برسیم که به جز ظهور امام زمان عج الله تعالی فرجه
    هیچ راهی برای اصلاح امور وچود ندارد و هیچ کسی – هر چه قدر هم صالح –
    نخواهد توانست مشکلات ما را حل کند.

    باید ایمان بیاوریم که خدا اراده کرده است که نشود و نتوانیم.
    همه این مصایب هم لطف الهی و کاسه شکستن لیلی است که ما را به سمت آن
    معشوق حقیقی ببرد.
    اما ما هنوز خیال می کنیم می شود و می توانیم!
    والله غیرت خدا اجازه نمی دهد شما موفق شوید. مدتی کاسه آش را دستتان می
    دهد اما از بس دوسستان دارد چند قدم بعد آن را می گیرد و زمین می زند.
    اگر شما می توانید بدون حاکمیت معصوم زندگی کنید و حتی بخ سوی ایجاد تمدن
    اسلامی قدم بردارید امام می خواهید چه کار؟ تا روزی که هنوز خیال می کنید
    فقه و اصول موجود برایتان کافیست چه احتیاجی داریم به امام؟

    ماجرای طوطی و بازرگان را به یاد آورید. طوطی بازرگان درس مهم طوطیان هند
    را آموخت و آزاد شد.
    اما هزار و چهارصد سال است هنوز شیعه درس حضرت زهرا علیها السلام را
    نیاموخته نفهمیده چرا آن حضرت با وجود زندگی در کنار امام تا روز آخر
    مشغول تضرع و گریه بود تا جان داد.

    والله ما هم راهی جز این نداریم. ما دق نمی کنیم چون فکر می کنیم می
    شودعجالتا کاری کرد و به زندگی خارج از حاکمیت امام ادامه داد…
    اما ما هنوز به این احساس خفگی نرسیده ایم.

    مردم و مخصوصا شیعه ها باید به این نقطه برسند که جز ظهور راهی وجود
    ندارد. باید کار ما به جایی برسد که نتوانیم حتی یک روز دیگر هم غیبت را
    تحمل کنیم .

    تنها زمانی فرج حاصل خواهد شد ما همه کارهایمان ، درسهایمان و
    فعالیتهایمان را رها کنیم و مانند کسانی که برای نماز استسقا می رود به
    کوه ها و بیابانها برویم و آنقدر ناله و فریاد بزنیم تا ظهور محقق شود.
    به والله جز این راهی نیست.

    امام صادق علیه السلام فرمودند:
    اگر مردم در آخرالزمان همان کاری را کنند که امت یونس کردند که همه
    یکدل و همزبان و از صمیم قلب و با اضطرار نجات پیامبرشان را از خدا
    خواستند آنها هم بخواهند،.خدا امر فرج را یک شبه امضا میکرد

    راز ظهور را خود امام علی عایه السلام فرمود “ما والذي فلق الحبة وبرأ
    النسمة لولا حضور الحاضر وقيام الحجة بوجود ناصر وما أخذ الله على
    العلماء أن لا يقاروا على كظة ظالم ولا سغب مظلوم لألقيت حبلها على
    غاربها ولسقيت آخرها بكأس أولها ولألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة
    عنز”

    راه پیدا نیست؟ بخدا قسم اگر مردم مدینه هجوم نمی آورند و اصرار را از
    حد نمی گذراندند امام علی علیه السلام تا ابد خودش را کاندیدا نمی کرد.
    معنای ولایت این است. مردمی باید با همه وجودشان به این نتجه برسد که جز
    حاکمیت امام معصوم مطلقا راه دیگری وجود ندارد. اما ما به آن نقطه نرسیده
    ایم.

    ابتدای نفی وضعیت موجود و سپس رفتن در خانه امام.

    بگذارید مثالی بزنم، آیا ندیده اید بچه ای را که با پدر و مادرش به
    خیابان می رود و یک بستنی فروش می بیند و بهانه بستنی می گیرد؟

    در این حالت شما هر چه برایش اساباب بازی بخرید، نخودچی بخرید به پارک
    ببریدش و.. کوتاه نمی آید و تا شما برایش بستنی نخرید رهایتان نمی کند!

    متاسفانه ما حتی به اندازه بچه ای که بستنی می خواهد امام را نمی خواهیم.

    بنابراین باید گفت که همه این تضییقات و فشارها و شکستها برای گوشمالی
    دادن شیعه است. برای انکه ما بفهمیم فرج باید حاصل شود و لاغیر.

    حدیث هست که مهدی علیه السلام ظهور نخواهد کرد مگر آنکه همه مدعیان حکومت روی کار
    بیاند و امتحان خود را پس دهند و مردم از همه آنها نا امید شوند.

    اما آیا ما فرج را می خواهیم؟
    ما حتی می گوییم اللهم عجل لولیک الفرج، باید از خودمان بپرسیم برای چه
    فرج را می خواهیم؟ امام زمان بیاید که چه شود؟
    ما و مردم ما امام زمان را می خواهیم که مواد غذایی ارزان شود، جنگهای
    دنیا تمام شود ، دلار و پسته و پراید رایگان شود و امنیت برقرار شود و…

    ما وقتی می گوییم فرج منظورمان همین چیز ها است .. این چیزها هم که
    احتیاج به ظهور ندارد. خیلی ایش شاید در بعضی حکومتهای سکولار هم قابل
    تحقق باشد!

    ما وقتی برای فرج دعا می کنیم همیشه هدفمان همین چیزها است. هیچ وقت از
    ته دل دعا نمی کنیم که :”خدایا مهدی بیاید حالا هر اتفاقی که بیفتد ما
    آماده ایم. ”

    ما می ترسیم به مردم بگوییم مهدی که بیاید تمام مستکبران عالم با او در
    می افتند. دچاز انواع جنگها و محاصره های نظامی و اقتصادی می شود. دورانی
    بسیار سخت را باید طی کند تا به حکومت عدالت جهانی برسد.
    کداممان زیر بار این شرایط می رویم؟
    صرف دادن شعار عدالت یعنی آماده شدن برای تحمل انواع فشارها و سختی ها.
    اما به قول احمدی نژاد ما که هنوز شمشیر نخورده ایم! و داریم اینهمه آه
    و ناله می کنیم.

    مردم ما تحمل یک اشاره ناچیز تحریم و فشار را نداشتند، آیا قرار است با
    این وضع ظهور واقع شود؟ آیا احیانا تجربه کوفیان را تکرار نخواهیم کرد؟

    نگارنده و خواننده و هر کس دیگری باید الان تلاششان این باشد که به
    مردم بفهمانند جز ظهور مطلقا راهی نیست و برای ظهور باید مردم آماده
    تحمل سختی های راه اقامه عدالت باشند.

    به قول امام خمینی کسانی که تحمل نظام و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را نداشتند
    قطعا تحمل حکومت مهدی عج الله تعالی فرجه را به طریق اولی نخواهند داشت.

    متاسفانه انجمن حجتیه کاری به این حرفها نداشت. آنها زندگی معمولشان را
    می کردند و برای خودشان هم دعای ندبه ای می گرفتند و به خیالشان خیلی
    تقدس به خرج می دادند!! در حالی که آنها داشتن چنین شرایطی را ارضا کننده
    می دانستند..همین که آنها راضی بودند به این انتظار خودش مانع بود بر سر ظهور.

    شیعه باید مجنون وار به دنبال لیلی اش سر به بیابان بگذارد. شیعه باید
    بفهمد که از دست امام خمینی و امام خامنه ای و احمدی نژاد و غیر او هیچ
    کاری ساخته نیست جز آماده کردن مردم برای تحمل سختیهای آغاز راه عدالت.

    جز اینکه مردم را بیشتر نامید کنند. نا امید چیزی است که فطرتها را تیز
    می کند و باعث می شود مردم دیگر با این بازیچه ها راضی نشوند.

    بخدا قسم همه این گرانیها و آلودگی هوا و ناراحتی ها و غصه ها نیست مگر
    لطف الهی . نیست مگر برای آنکه ما احساس رضایت نداشته باشیم. نیست مگر
    برای بلند ناله های انسانها از تمام دنیا و پذیرش همه سختی ها برای ظهور
    منجی.

    اما تا الان متاسفانه مردم نشان دادند تحمل این سختیها را ندارندو نشان
    دادیم که منظور ما از فرج چیزی جز گشایش مادی و اقتصادی نیست. راه فرج
    چیست؟
    نا امید کردن مردم از شرایط حاضر و رساندن آنها به نقطه ای که نیاز به
    استسقا برای مهدی را درک کنند.

    البته ما تنها مقصر نیستم. از ابتدای ماجرای سقیفه تا این لحظه فقط و فقط
    یک شیعه وجود داشت که حقیقتا برایش زندگی در خارج در غیبت امام از
    حاکمیت ناممکن بود.

    این شیعه مورد نظر از همان روزی که امامت از جایگاه خود خارج شد شب روز
    در گریه و آه و ناله بود و فریاد و استغاثه از مردم که آنها را متوجه بی
    غیرتیشان بکند. اما فایده ای نداشت. این شیعه که تجسم غیرت بود بالاخره دق کرد.

    اسم آن شیعه را همه می دانیم. او مانند قوم یونس دقیقا می دید زندگی روی
    زمین بعد از سقیفه فقط عذاب الیم است. اما بقیه نمی فهمیدند.
    روزی که بقیه هم این موضوع را بفهمند و همه نظام زندگی خود را رها کنند
    و به خدا پناه ببرند این عذاب برداشته خواهد شد

  75. م.د
    ۲۲ مهر ۱۳۹۳

    باسلام
    بنده از افرادی هستم که در این گونه مدارس تحصیل کرده و از خویشاوندان نزدیکم عضو انجمن هستند. گردانندگان این مدرسه(محل تحصیل) نه تنها توجهی به ارزش های نظام نمی کنند که با آن ها ضدیت هم دارند و سعی در تخریب و بی ارزش کردن این ارزش ها و نمادها( از جمله برگزاری جشن 22 بهمن) دارند . این که افرادی با ایمان با این دیدگاه ها وجود دارند مایه تاسف است اما اهمیت آن از این جهت است این افراد خود را بسیار معتقد و مذهبی می دانند و هر کس را که مخالف آن ها یا جزو انجمن نباشد از خود ترد کرده و دین دار واقعی نمی دانند.
    در صورتی که اگر دین واقعی این است که شما می گویید و توجیه شما برای اینگونه دین داری آنقدر قوی و مستدل است که هر دیندار با مطالعه ای را قانع می کند، پس چرا به دنبال عضوگیری هستید و افکار و مبانی اعتقادی خود را مانند جبهه انقلابی به طور صریح در جامعه مطرح نمی کنید؟ چرا همه افراد حق جو اجازه حضور در جلسات شما را ندارند و باید حتما عضو انجمن باشند؟ اگر به استحکام اعتقادات خودتان اطمینان دارید چرا در جلسات مذهبی انقلابیون شرکت نمی کنید و فقط در جلسات خاص انجمنی ها شرکت کرده و روی آن ها پافشاری می کنید؟ در صورتی که آن ها این حدود را برای خود قائل نیستند و گوششان را نبسته اند همانطور که سیره ائمه هم این گونه نبوده است.
    در این دوران هیچ کس نمی تواند ادعا کند که دین کامل و بدون نقصی دارد. انجمنی ها بر خلاف ادعاهایشان در سیاست دخالت کرده و همیشه سیاستی خلاف سیاست و منافع نظام اتخاذ کرده و دشمن شاد کن بوده اند که نشاندهنده ضدیت آن ها با انقلاب اسلامی ایران است. همچنین اگر آنها ادعا میکنند که دین کاملتری دارند پس چرا شیوه زندگی آن ها با آداب زندگی یک مومن واقعی فرسنگ ها فاصله دارد و این قدر عافیت طلب و بدنبال رفاه اجتماعی هستند؟

    • تهی
      ۲۴ مهر ۱۳۹۴

      ما هر سال جشن 22بهمن داریم

  76. ناشناس
    ۹ آذر ۱۳۹۳

    به ترسید از روز جزا…
    بترسید از روزی ناحق گویان در مورد انجمن به دنبال حلال بودی باشند…
    بترسید

  77. بنده خدا
    ۲۰ دی ۱۳۹۳

    لبیک یا مهدی
    امام همه ی ما شیعه ها حضرت مهدی هستند
    باشد که رستگار شویم
    شما ها هم جمع کنین این مسخره بازیا رو و به فکر ارتقای شیعه در دنیا باشین نه اینکه ببینین کی انجمنیه کی نی
    بسه دیگه بابااا مملکت تو سرازیری افتاده شما هنوز تو 30 سال قبل گیر کردین
    والسلام
    لبیک یا مهدی

  78. ناشناس
    ۲۳ اسفند ۱۳۹۳

    با سلام، ببخشید اگر ممکنه مرا راهنمایی کنید، مستندهایی مانند پوستین وارونه و دیگر فیلم های جشنواره عمار را کجا می توانیم ببینیم یا تهیه کنیم؛تشکر

  79. محمد مهدی
    ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۴

    من دانش آموز علوی هستم.واقعا علامه کرباسچیان را نشناخته آید!!

  80. رامین
    ۱۰ خرداد ۱۳۹۴

    با سلام، بنده این مستند را ندیده ام و راجع به آن قضاوتی ندارم ولی مطالبی که راجع به مدرسه علوی ذکر شده تماما نادرست است. فرزندان من بیش از ده سال است که مشغول تحصیل در آنجا هستند. اگر کسی میخواهد برنامه ریزی و تلاش و هدفمندی بعلاوه تکریم ارباب رجوع و پاسخگویی را به طور عملی ببیند سری به آنجا بزند.
    ضمنا با حجتیه ایها کاملا در تناقض هستم و پیرو ولایت فقیه. فرزندانم هم همینطور. از بحث و اظهار نظر پیرامون آن هم در محیط مدرسه ابایی نداشته و ندارم. هیچگاه هم بازخوردی از طرف مسئولان مدرسه ندیده ام.

  81. محسن
    ۱۷ خرداد ۱۳۹۴

    با سلام اگر این مستند باعث بشه گفت و گویی صورت بگیرد کار مغتنمی است ولی باید توجه کرد که هر گروهی مثبتات و سلبیاتی دارد به تعبیر حافظ عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگو
    به نظرم ضعف عقل در حوزه نظر و بی انصافی در حوزه عمل در این گفت و گوها مشهود است

  82. علیزاده
    ۲۴ تیر ۱۳۹۴

    آیا فعالیت انجمن حجتیه (عج) قانونی شده ؟ لطفا اگر کسی اطلاع دارد بگوید؟

  83. حنانه
    ۲۶ شهریور ۱۳۹۴

    سلام. دوستان چرا الکی می خواید جو بدید و اسم دبیرستان علوی و فارغ التحصیلاش رو خراب کنید؟؟ اتفاقا فارغ التحصیل های این دبیرستان این قدر بچه های صاف و ساده و پاکی هستن که آدم واقعا لذت می بره.. این قدر نمونه های زیادی رو دیدم.. درسته که بینشون شاید تعدادی باشن که یکم افکارشون منحرف شده باشه اما اکثرشون وااااقعا بچه های متعهد و بسیار خوبی هستن

  84. تهی
    ۲۴ مهر ۱۳۹۴

    من دانش آموز این مدرسه هستم
    درست است که درگ ذشته همچنان نشانه های زیادی از حجتیه در مدرسه دیده میشد اما الآن خیلی کمرنگ شده و تبدیل به یک دعای فرج در ابتدا یا انتهای صحبت ناظمان مدرسه شده است
    که تاثیر زیادی بر ذهن کودکان ندارد
    تمام بچه های مدرسه ما صاف و صادق و به قول یکی از معلمانمان بی شیله و پیله اند و میتوانید فارغ التحصیل هایش را در تمام رشته ها ببینید مثل سیاست یا حتی خوانندگی
    موسسه علوی ممکن است زمانی بخاطر انجمن حجتیه بد نام شده باشد اما در حال حاظر یکی از بهترین یا حتی بهترین مدرسه تهران از لحاظ علمی ، دین و فرهنگی است و من به اینکه دانش آموز این مدرسه ام افتخار میکنم

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

اخرین اخبار
پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.