سه‌شنبه 22 ژانویه 13 | 22:03

شعر: سوار سبزپوش ما به هرتقدیر می آید

اگر چه زود؛ می آید، اگر چه دیر؛ می آید | سوار سبز پوش ما به هر تقدیر می آید || همان خورشید موعودی که در روز طلوع او | حدیث صبح صادق می شود تفسیر، می آید || زمین آبی تر از این آسمان ها می شود وقتی | که آن آیینه ی سبز «خدا-تصویر» می آید || شکوه مهربانی که نگاه نافذش حتی | به روی سنگ ها هم می کند تأثیر، می آید


سیدمحمد جواد شرافتسید محمد جواد شرافت

اگر چه زود؛ می آید، اگر چه دیر؛ می آید
سوار سبز پوش ما به هر تقدیر می آید

همان خورشید موعودی که در روز طلوع او
حدیث صبح صادق می شود تفسیر، می آید

زمین آبی تر از این آسمان ها می شود وقتی
که آن آیینه ی سبز «خدا-تصویر» می آید

شکوه مهربانی که نگاه نافذش حتی
به روی سنگ ها هم می کند تأثیر، می آید

در اعماق نگاهش می توان خشمی مقدس دید
دلش لبریز از مهرست و با شمشیر می آید

چنان با ضربه های حیدری اعجاز خواهد کرد
که از دیوار هم گلْ نغمه ی تکبیر می آید

دقیقاً رأس آن ساعت که در نزد خدا ثبت است
نه قدری زودتر از آن، نه با تأخیر می آید

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: