یکشنبه 27 ژانویه 13 | 15:48

فرانسه در دام آمریکا؛ رنج فرانسه، گنج آمریکا

آمریکا با تشویق و حمایت از فرانسه برای روانه کردن نظامیان خود به مالی، این کشور را زیرکانه به دام انداخت تا از یک سو شرایط در سوریه را به نفع خود تغییر دهد و از سوی دیگر، جای پای خود در آفریقا را محکم‌تر کند.


«ساده لوحی» فرانسوا اولاند کار دست او داد. رئیس جمهور فرانسه که هنگام سرازیر کردن صدها نظامی فرانسوی به مالی، برآورد کرده بود، ظرف دو تا سه هفته جنگ در مالی را به اتمام می‌رساند، اکنون به ‌تدریج دریافته، شورشیانی که کشورش را وارد جنگ با آنها کرده، برخلاف تصور اروپایی‌ها، شبه‌ نظامیانی که فقط کلاشینکف به‌دست دارند، نیستند پس بنابراین پایان زودهنگامی نمی‌تواند برای این نبرد تصور کند.

شمال مالی که فرانسوی‌ها تصور می‌کنند می‌توانند به سرعت با نیروهای محدود خود، در آن به پیروزی برسند، مساحتی معادل دو برابر فرانسه دارد. از این رو بود که کارشناسان نظامی این سئوال را مطرح کردند، نظامیان فرانسه چطور می‌خواهند در منطقه‌ای با این وسعت که شبه نظامیان مانند کف دست آن را می‌شناسند، دست به نبرد بزنند.

علاوه بر این،‌ گروه‌های مسلح در شمال مالی شبه‌نظامیانی بی‌تجربه نیستند. در ‌واقع، آمریکا و ناتو با حمله به لیبی عامل قدرت گرفتن آنها شده‌اند. این گروه‌ها که درآمد فراوانی از منابع مختلف از جمله قاچاق و گروگانگیری دارند، به تسلیحاتی مجهزند که بخشی از آنها از انبارهای رژیم قذافی در جریان انقلاب لیبی غارت شده است. آنها همچنین به وسیله بولدوزرها و ماشین‌های سنگین به جا مانده از شرکت‌های ساختمانی، تونل‌های زیر زمینی و مواضع دفاعی گسترده برای خود در منطقه شمال ساخته‌اند و برای موقعیتی مانند این روزها اقدام به ذخیره تجهیزات و سوخت کافی کرده‌اند.

به نظر می‌رسد درک همین نقطه ضعف‌ها بود که موجب شد رئیس جمهور تازه‌ کار فرانسه این روزها علاوه بر راهی کردن نیروهای نظامی بیشتر به مالی، به دنبال به دست آوردن حمایت کشورهای دیگر برای حضور در این جنگ باشد. اما در این زمینه نیز او دچار اشتباه محاسباتی شده است. اولاند که در اوایل شروع درگیری‌ها، به این موضوع دلگرم بود که حمایت شورای امنیت و کشورهایی چون آمریکا و انگلیس را با خود دارد، اکنون با در بسته روبرو شده.

در این میان، آمریکا که همواره داعیه‌دار مبارزه با گروه‌های تروریستی بوده، این بار دخالت نظامی خود در مالی را به باز گرداندن نهادهای دموکراتیک – بعد از کودتای اخیر- مشروط کرده است. در واقع، هنگامی که درباره احتمال اعزام نیروهای آمریکایی برای کمک به فرانسه در مالی از «ویکتوریا نولاند»، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا سئوال شد، او پاسخ داد: «ما طبق محدودیت‌های ضد کودتایی از حمایت ارتشی که در یک کودتا درگیر شده، تا زمان احیای دوباره دموکراسی منع شده‌ایم.» سخن وی به کودتایی اشاره دارد که ارتش مالی در ماه مارس گذشته انجام داده بود.

به این ترتیب، آمریکا در اقدامی که سبب نگرانی فرانسه شده، از تردیدهای قانونی درباره مداخله در مالی سخن به میان آورده است و به نظر می‌رسد نقش این کشور در بحران مالی صرفا محدود به هواپیماهای جاسوسی بدون سرنشین و مهمات و کمک دیپلماتیک و لجستیکی باشد.

موضع‌گیری‌های این چنینی موجب شد، رسانه‌های فرانسوی از وجود اضطراب میان سیاستمداران این کشور خبر دهند؛ نگرانی از اینکه پاریس ممکن است بدون دریافت حمایت اساسی از سوی هم پیمانان غربی خود و به ویژه واشنگتن، در این بازی خونین شکست بخورد.

در همین راستا، شبکه خبری «فرانس 24»، پس از ناکام ماندن حملات هوایی آخر هفته فرانسه برای سرکوب گروه‌های مسلح در مالی و الزام به اعزام نیروهای نظامی بیشتر به منطقه، این تیتر را در سر خط خبرهای خود قرار داد؛ «فرانسه در مالی به دنبال یاور می‌گردد» و «فرانسه در صحنه نبرد احساس تنهایی می‌کند».

به نظر می‌رسد به همین علت بود که «لوران فابیوس»، وزیر خارجه فرانسه که هفته گذشته مشتاقانه درباره «مبارزه با تروریست‌ها» سخن می‌گفت، اکنون در کشورهای عضو اتحادیه اروپا درباره مسئله مالی به دنبال کمک می‌گردد.

اما اینکه چرا آمریکا با توجه به سابقه بلندبالای خود در مداخله‌های نظامیِ بی‌پروایانه و حمایت چند دهه‌ای از رژیم‌های مستبد، در بسیاری از کشورها از جمله قاره آفریقا، این گونه خود را از بازی کنار کشیده است در یک نکته نهفته است.

از آنجائی‌که هدف از لشکرکشی نظامی در مالی (در ظاهر) مبارزه با گروه‌های وابسته به القاعده در شمال آفریقاست که اردوهای آموزشی تروریستی در شمال مالی را اداره می‌کنند، آمریکایی‌ها به روشنی واقف بودند، در صورت بروز هر نوع درگیری، تروریست‌های القاعده در سوریه تحت عنوان «جبهه‌ النصره» برای یاری رساندن به همفکرهای خود روانه شمال مالی خواهند شد که چنین نیز شد و اکنون طبق برخی اخبار پشت پرده، به خاطر گسیل شدن تعدادی از نیروهای این گروهک تروریستی به مالی، میان قدرت جبهه النصره و ارتش آزاد سوریه توازن برقرار شده است.

جبهه النصره تنها گروه شورشی در سوریه است که مهر تایید القاعده را بر خود دارد و از آنجایی که موثرترین نیروی مسلح در این کشور به شمار می‌آید، به چالش سختی برای آمریکا تبدیل شده است.

ماجرا از نشست دوحه در آبان ماه سال جاری شروع شد؛ نشستی که در آن معارضان سوری گردهم آمدند و ائتلاف ملی سوریه را تشکیل دادند. در این میان،‌ این جبهه النصره بود که با تشکیل ائتلاف فوق مخالفت کرد. اما آمریکا تاب مخالفت جبهه النصره را نداشت. به این ترتیب کوشید با گنجاندن نام این گروه در فهرست سازمان‌های تروریستی،‌ آن را منزوی کند تا بتواند به ائتلاف تازه مخالفین سوری قدرت بیشتری ببخشد.

به نظر می‌رسد اخیرا نیز آمریکا با تشویق و حمایت لفظی از مبارزه فرانسه با گروه‌های مسلح در مالی در صدد بوده، به نوعی زمینه راهی شدن اعضاء این گروه به آفریقا را فراهم کند تا علاوه بر برقراری توازن قدرت میان القاعده سوریه و ارتش آزاد این کشور، فرانسوی‌ها را با دشواری دور از انتظاری روبرو کنند. چراکه اگر این جنگ به کام فرانسه پایان نیابد، آمریکا در جایگاهی قرار خواهد گرفت که بتواند برای دفاع از نفوذ خود در منطقه‌ای که سرشار از ذخایر نفت، گاز، فلزات و سنگ معدن است، پای در میدان بگذارد.

از دیدگاه منفعت طلبانه، ممکن است آمریکا بگذارد فرانسه در این صحرا دست و پا بزند به امید اینکه در آخر ضربه‌ای مهلک به نقش تاریخی این کشور در آفریقا وارد شود. به این ترتیب آمریکا با یک تیر، دو نشان زده است و به هر دو هدف خود در سوریه و آفریقا نائل شده است.

برچسب‌ها: ، ،

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: