چهارشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۹
یکشنبه ۰۹ اسفند ۸۸ | ۱۵:۰۱

تحجر در نگاه امام یعنی سکولاریسم

اشاره امام به یک دسته از شخصیت های روحانی و حوزوی و کسانی بود که حائز مفاد اولیه دین و معرفت دینی بودند اما به اسلام و حکومت اسلامی و نظام سیاسی نگاه جامع نگرانه نداشتند. در واقع اگرچه نمی توان ادعا کرد به تفکر سکولاریسم معتقد بودند اما در مقام رفتار و کنش، نوعی سکولاریسم رفتاری در زندگی شان دیده می شد. به همین جهت، انتظارات عجیب و غریبی هم داشتند به گونه یی که گرفتار نوعی تحجر بودند.


تریبون مستضعفین- روزنامه‌ی اعتماد در این مصاحبه با آقای خسروپناه سعی فراوانی داشت تا از زبان ایشان تصوری مطابق با نظرات سیاسی خود راجع به برخی مفاهیم و سخنان امام خمینی استخراج کند، ولی آقای خسروپناه با ذکاوت مثال زدنی، نکات مهمی از اندیشه‌ی امام عزیزمان درباره روحانیت، مطرح کرده است.
3 اسفند سالگرد صدور پیام مهمی از امام خمینی است که به عنوان «منشور روحانیت» شهره شده است. برای مشاهده متن کامل این پیام مهم به این آدرس مراجعه کنید.

*******

عبدالحسین خسروپناه

عبدالحسین خسروپناه

منشور روحانیت حضرت امام(ره) در چه شرایط و فضای سیاسی منتشر شد و چه عواملی باعث شد چنین منشوری صادر شود؟

با اینکه خود حضرت امام فرزند حوزه است و تولد علمی ایشان در حوزه بود و در سیستم حوزوی به اجتهاد و بالندگی رسید و امتیازات فراوانی هم برای حوزه علمیه قائل بود اما معتقد بود این حوزه نیاز به تحول و آسیب شناسی دارد. یکی از آسیب های جدی که در حوزه ها، مخصوصاً در آن زمان وجود داشت، مساله تحجر بود. یکی دیگر از این مسائل نگاه فردی به دین و نداشتن نگاه جامع و اجتماعی به دین بود. انقلابی که امام آن را رهبری کردند، یک انقلاب دینی بود. انقلاب دینی به این معناست که قرار است دین در صحنه سیاست و اجتماع حضور و ظهور پیدا کند. اگر علوم سیاسی و اجتماعی، معرفت دینی پیدا نکنند، طبیعتاً نمی توان انتظار داشت حکومت دینی، مسیر خود را با توجه به نیازهای زمان طی کند. به همین جهت امام، منشور روحانیت را صادر کرد تا ضامن بقای انقلاب اسلامی و حکومت دینی شود. زمانی که حکومت دینی، یک حکومت جامع نگر باشد و متولیان دین هم در عرصه شناخت و معرفت حوزوی باشند، این منشور قدم اول و مهم ترین حرکت در راستای آسیب شناسی و آسیب زدایی حوزه ها است. با توجه به این ضرورت که امام در آن زمان آن را به خوبی حس کرده بودند، منشور روحانیت نوشته شد تا علاوه بر توجه به امتیازات و کمالاتی که در حوزه علمیه وجود دارد، به بیان آسیب ها بپردازد.

حضرت امام(ره) در بخشی از منشور روحانیت در مورد «روحانیون وابسته، مقدس نما و تحجرگرا» صحبت و عنوان کرده اند تعداد آنها کم نبودند و نیستند. منظور حضرت امام از این افراد و تحجرگرایان چه کسانی بودند؟

اشاره امام به یک دسته از شخصیت های روحانی و حوزوی و کسانی بود که حائز مفاد اولیه دین و معرفت دینی بودند اما به اسلام و حکومت اسلامی و نظام سیاسی نگاه جامع نگرانه نداشتند. در واقع اگرچه نمی توان ادعا کرد به تفکر سکولاریسم معتقد بودند اما در مقام رفتار و کنش، نوعی سکولاریسم رفتاری در زندگی شان دیده می شد. به همین جهت، انتظارات عجیب و غریبی هم داشتند به گونه یی که گرفتار نوعی تحجر بودند. یعنی دنیای مدرن را نمی شناختند، از نیازهای زمان اطلاع نداشتند و در همان فضای سنتی 400 ، 500 سال پیش تفکر و زندگی می کردند. و دوماً زمانی که مشاهده کردند انقلاب اسلامی پیروز شده و به رشد و بالندگی رسیده است، شروع به نق زدن و اشکال گرفتن کردند. برای نمونه عنوان می کردند فلان جا حکم دینی رعایت نشد و فلان جا تخلف دینی صورت گرفت. خلاصه اینکه از نظام جمهوری اسلامی انتظار حداکثری داشتند. این در حالی بود که معرفت دینی شان، معرفت دینی حداقلی بود.

حضرت امام قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هم با این قشر درگیر بودند. بعد از پیروزی انقلاب نیز این افراد در مساجد و مجامع حضور داشتند و اعتراضات خود را مطرح می کردند. برخی از این افراد، به انجمن حجتیه گرایش داشتند و برخی دیگر هم به هیچ جریانی گرایش خاصی نداشتند اما حرف هایی می زدند که نه تنها حمایت از انقلاب اسلامی نبود بلکه نقد حکومت اسلامی و نوعی آسیب زدن به آن بود، چرا که بینش و نگاه کلان به حیات و ضرورت اسلامی را که خاص دنیای امروز است دارا نبودند. امام با این قشر بسیار درگیر بودند. البته این مساله به این معنا نیست که امام با روشنفکران التقاطی تجددگرا درگیر نبود اما به هر حال آنها، روشنفکرهایی بودند که التقاطی و الحاقی بودند یا گرایش های سوسیالیستی و لیبرالیستی داشتند. بیش از این هم نمی توان از آنها انتظار داشت اما از روحانیتی که در حوزه های علمیه درس خوانده اند و از قرآن و سنت بهره می بردند، انتظار نمی رفت مقابل انقلاب ایستاده و ابراز مخالفت کنند. مثلاً برخی از آنها هم طیف آقای شریعتمداری بودند. به هر حال ایشان آن زمان مرجع تقلید بود، تعدادی از روحانیون از ایشان حمایت می کردند. تعدادی هم در انجمن حجتیه بودند و عده یی دیگر هم از هیچ جریان خاصی حمایت نمی کردند، اما همین تعداد کاری جز نقد کردن نظام جمهوری اسلامی انجام نمی دادند. امام این افراد را محکوم می کردند. البته نباید از این حرف سوءاستفاده و سوءبرداشت شود که امام حوزه علمیه را نقد می کردند. امام خود، فرزند حوزه و معتقد به بالندگی حوزه بود. در واقع شاگردان حوزوی امام بودند که توانستند مردم را بیدار و اندیشه های ایشان را به مردم منتقل کنند تا این انقلاب به ثمر برسد. بزرگان زیادی از حوزه علمیه به شهادت رسیدند. زمانی که جنگ تحمیلی رخ داد، بیشترین آمار شهدا نسبت به جمعیت حوزه را حوزویان داشتند. به لحاظ آماری قشر طلبه بیشتر از اقشار دیگر شهید شدند.

حوزویان همیشه، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، همراه نظام و انقلاب بودند. اما قشری از این حوزویان کسانی بودند که امام از آنها به عنوان «متحجر» یاد می کردند. متحجر یعنی کسانی که عقلانیت لازم در کسب معارف اسلامی و اجرای احکام اسلام و به تعبیری نگاه جامع نگر به اسلام را نداشتند و تنها به ظواهر بسنده می کردند. کسانی که قبل از پیروزی انقلاب با نظام پهلوی سازش داشتند، زبان باز کرده و علیه انقلاب حرف ها می زدند که مثلاً چرا در فلان جا حکم الهی رعایت نشد و چرا در اینجا ناقص رعایت شد. در واقع امام، این قشر را مخاطب خودشان قرار دادند. البته نمی توان گفت تعداد آنها زیاد بود، اما افرادی بودند که در سراسر کشور تاثیرگذار بودند.

به هر ترتیب یکی از اهداف انتشار این منشور این بود که روزی به کار آید. به نظر می رسد بسیاری از صحبت هایی که حضرت امام(ره) در این منشور عنوان کرده اند با شرایطی که امروز در جامعه با آن مواجه هستیم، مطابقت دارد. مثلاً در بخشی از این منشور حضرت امام عنوان کرده اند؛ «تنها مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می نمود، بلکه علاوه بر آن از داخل جبهه خودی گلوله حیله و مقدس مآبی و تحجر بود، گلوله زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزار بار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می سوخت و می درید. در آن زمان روزی نبود که حادثه یی نباشد. حتی به افرادی که هدایت مبارزه را برعهده داشتند نسبت تارک الصلاه و کمونیست و عامل انگلیس می دادند. واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت، خون می گریست. آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگری نخورده است.» در شرایط فعلی برخی از تحلیلگران معتقدند هم اکنون نیز برخی از روحانیونی که سال ها برای به ثمر رسیدن این انقلاب رنج کشیده و مبارزه کرده اند و سال ها در زندان تحت ظلم و ستم شاه قرار داشته اند، توسط قشر خاصی از روحانیون مورد توهین و سرزنش قرار می گیرند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

اخیراً کتابی به نام جریان شناسی فکری ایران معاصر منتشر کرده ام که در آن جریان سنتی و جریان روحانیت را بررسی کرده ام. اولاً درست است که تفکر امام، تفکر جامعی است که در یک زمان خاصی مطرح می شود و شأن نزول خاصی دارد اما یک قاعده و ضابطه و اصلی را در اختیار ما قرار می دهد و می گوید به همان میزان که تحجر و تجمد خطرناک است، تجددگرایی و التقاط هم خطرناک است یعنی حضرت امام هر دو جریان را در موقعیت های مختلف نقد کرده اند. تفاوتی نمی کند این جریان در سال 60 وجود داشته یا در سال 70 یا 80 و اینکه در چه مقطع تاریخی باشد، امام یک تفکر را نقد می کنند. واقعیت این است که حوزه علمیه فعلی با 20 سال پیش تفاوت زیادی دارد. حوزه علمیه در زمان حضرت امام(ره)، فقط یک رشته فقه و اصول داشت. البته درس هایی به صورت آزاد خارج از برنامه حوزه، برگزار می شد که عده یی از بزرگان تفسیر، فلسفه کلام و تاریخ تدریس می کردند اما الان حدود 16 ، 17 سال است که رشته های متعدد تخصصی در حوزه شکل گرفته است. در رشته های تفسیر، کلام، فلسفه، تاریخ، تبلیغ و… در حوزه تحولات جدی و اساسی صورت گرفته و مدارج علمی حوزه تعریف شده است. اگرچه امروزه، مراکز پژوهشی متعددی در قم در حال نوآوری و نظریه پردازی هستند و حوزه ها معارف اسلامی و علوم انسانی نهضت نرم افزاری مقام معظم رهبری را لبیک گفتند اما الان هم کسانی هستند که هنوز می گویند ما باید صبر کنیم تا امام زمان ظهور کند، سپس حکومت دینی تشکیل دهیم. اکنون هم افرادی از متحجرین هستند که اصلاً نمی دانند دنیای مدرن چه خبر است و با چه پرسش های جدیدی در حوزه فقه و کلام و فلسفه و اصول و تفسیر روبه رو هستند و اصلاً به مسائلی از این دست توجه نداشته و در غفلت فوق العاده یی به سر می برند. هنوز ضرورت وحدت و تقریب شیعه و سنی را نمی دانند و ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه را نفهمیده اند و هنوز مساله تقابل دولت و حوزه را درک نکرده اند، به هر حال هنوز هم ما با این آسیب ها و آفت ها روبه رو هستیم اما به این توجه داشته باشید که حوزه تفاوت زیادی با گذشته پیدا کرده است. زمانی می گفتند از ظرفی که پسر امام از آن آب نوشیده، آب ننوشید زیرا او فلسفه درس می دهد، پس آن ظرف نجس است. ما چنین کسانی را در حوزه داشتیم اما اکنون در حوزه رشته تخصصی فلسفه داریم. استادان متعددی در حال تدریس حکمت متعالیه و حکمت صدرایی هستند و همایش ها و آثار متعددی نیز برگزار کرده اند که البته عده یی از منتقدان حکمت صدرایی هم هستند که می توانند صحبت های خودشان را مطرح کنند لذا آزاداندیشی در حوزه حاکم است. در واقع می خواهم بگویم قطعاً هنوز مصادیقی از تحجر و تجمدی که حضرت امام(ره) مطرح کرده اند وجود دارد ولی تفاوت های زیادی در دو دهه اخیر در حوزه ها اتفاق افتاده است.

آقای خسروپناه، من هنوز پاسخ سوال پیشینم را به صورت شفاف نگرفته ام. در حال حاضر، تعدادی از همین متحجرین و مقدسین روحانی نما، عده یی از روحانیونی را که در این انقلاب هزینه های زیادی متحمل شده اند و برای این انقلاب مبارزه کرده و رنج کشیده اند را عامل انگلیس و… می نامند. فکر می کنید تا چه میزان صحبت های حضرت امام در آن زمان با اتفاقات امروز مطابقت دارد؟

اکنون متحجرینی که در حوزه علمیه به عنوان یک جریان مطرح باشند و بگویند انقلابیون ما عامل انگلیس و تارک الصلاه و… هستند وجود ندارند و چنین تفکری را سراغ ندارم. اما در حوزه ها، مصداق هایی از تحجر و تجمد را سراغ دارم. کسانی که اصلاً نمی دانند در سیاست چه خبر است، دنیای مدرن چیست، از عقلانیت استفاده نمی کنند، نیازها و ضرورت ها را نمی دانند اما سرشان در لاک خودشان است. بیشتر حرکت هایی هم که این افراد انجام می دهند، حرکت هایی علیه اهل تسنن است که قطعاً حرکات و حرف های این افراد هم به ضرر نظام اسلامی است و رهبری آن را تایید نمی کنند، در واقع، عمده شخصیت های حوزه چون نگاه کلان دارند و معتقد به تقریب و بالندگی نظام هستند، هم اکنون این شیوه را تایید نمی کنند. اما این گونه نیست که اکنون متحجرینی باشند که انقلابیون نظام را دست پرورده انگلیس و عامل بیگانه بدانند، فقط ممکن است بعضی از انقلابیون دیروز، امروز کارهایی انجام دهند که در مسیر اهداف انگلیس و امریکا باشد. مثلاً زمانی که مطالبی را مطرح می کنند رادیوهای بیگانه هم همان صحبت ها را مطرح می کنند و همان اهداف را شبکه های بین المللی هم دنبال می کنند. البته نمی توان گفت این افراد انگلیسی شده اند یا با انگلیس ارتباط دارند، چراکه این طور نیست اما ممکن است یک نوع کج سلیقگی در برخی از انقلابیون دیروز اتفاق افتاده باشد.

اینکه می بینیم در روز عاشورا عده یی از اراذل و اوباش پایکوبی کرده و می رقصند و حرف های زشت و ناروا می زنند و عده یی دیگر از انقلابیون دیروز ما که امروز هم قطعاً دغدغه مندند، می آیند و آنها را تایید می کنند یا آنها را به عنوان شهروند متدین معرفی می کنند، چندان مناسب نیست. حداقل بیایند بگویند کار این افراد اشتباه و خطاست یا بگویند این افراد جاهل هستند و باید با آنها با سعه صدر برخورد شود. این حرف، حرف خوبی است اما اینکه بیایند همین افراد را به گونه یی تحلیل کنند که رادیوهای بیگانه هم همان تحلیل و نظر را دارند اصلاً مناسب نیست. گاهی اوقات حرف برخی از آقایان با حرف امثال «اکبر گنجی» و «محسن سازگارا» یکسان می شود. در واقع باید موضع را مشخص کنند. در طول تاریخ، انقلابیون زیادی داشتیم که بعدها با انقلاب فاصله گرفتند. در زمان پیامبر و حضرت علی هم انقلابیونی بودند که بعدها با انقلاب فاصله گرفتند. اکنون هم انقلابیونی داریم که قبل از انقلاب زحمت کشیدند، شکنجه دیدند اما بعد، کم کم از خط امام فاصله گرفتند. من نمی خواهم بگویم این افراد انگلیسی یا امریکایی شده اند اما گاهی درک و بصیرت و سلیقه درستی ندارند. اگر بصیرت داشته باشند که نباید در برابر قانون اساسی و رهبری موضع بگیرند و آلت دست دیگران شوند. ما معتقدیم شخصیتی که سال هاست انقلابی است و برای نظام خدمت و تلاش کرده، انقلابی است اما به اعتقاد ما حرف های ناآگاهانه می زند. اکنون در حوزه علمیه عده یی از انقلابیون دیروز هستند که تابع و حامی نظام و انقلابند اما برخی از انقلابیون دیگر گذشته را مورد نقد قرار می دهند که چرا امروز صحبت هایی در راستای صحبت های رسانه های بیگانه مطرح می کنند. اگر آنها این افراد را نقد کردند نباید سریع از منشور روحانیت امام استفاده کرده و بگوییم وقتی امام فرمود یک عده یی فلان هستند، منظور همین افرادی هستند که عده یی دیگر از انقلابیون را نقد می کنند. باید بپذیریم الان در نظام ما جمعی از روحانیون انقلابی و شاگردان حضرت امام با یکدیگر اختلاف پیدا کرده اند. هر دو نوع این افراد، انقلابی هستند و هیچ کدام هم با انگلیس و امریکا ارتباطی ندارند اما یک دسته از این انقلابیون فاقد بصیرت هستند و نیازها و ضرورت های جامعه امروز را تشخیص نمی دهند و عده یی دیگر تشخیص می دهند. در واقع آنهایی که تشخیص نمی دهند، سخنان شان در مسیر رسانه های بیگانه است.

البته سران اصلاح طلب و چهره های ارشد سیاسی و مجمع تشخیص مصلحت نظام همه حرمت شکنی های صورت گرفته در روز عاشورا را محکوم کردند. به بحث مان برگردیم. امام در بخشی از این منشور در مورد اختلاف ها و نبود وحدت صحبت کرده اند. آنجا که گفته اند؛ «هیچ دلیل شرعی و عقلی وجود ندارد که اختلاف سلیقه ها و برداشت ها و حتی ضعف مدیریت ها دلیل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علمای متعهد گردد.» آیا این نظر را قبول دارید که اکنون اختلاف سلیقه ها و ضعف مدیریت ها باعث شده وحدت علما و… از بین برود و با طیف مقابل خود مشکل پیدا کنند؟

الان بین روحانیون انقلابی که شاگردان امام بودند اختلاف به وجود آمده است. مثلاً اگر بخواهیم از این دست روحانیون نام ببریم آیت الله یزدی و آیت الله هاشمی رفسنجانی با یکدیگر اختلاف نظر دارند یا آیت الله مصباح یزدی با آیت الله کروبی اختلاف نظر دارد. در واقع همه این افراد، شاگردان حضرت امام هستند که اکنون با یکدیگر اختلاف پیدا کرده اند. این اختلافات سلیقه یی است و در این اختلافات سلیقه یی، هر دو طرف باید سعه صدر داشته باشند و سعی کنند با گفت وگو، سلم و مدارا، سلایق را به یکدیگر نزدیک کنند. اشکالی هم ندارد که سلایق مختلف باشد. برای این مساله دو مدل سلیقه یی را نظام مند و تعریف شده به مردم پیشنهاد دهند تا آنان تشخیص دهند به کدام گروه بیشتر سوق پیدا کنند. اما بخشی از اختلافات سلیقه یی نیست. برخی از اختلافاتی که وجود دارد خارج از چارچوب اصول نظام جمهوری اسلامی است که حضرت امام برای آن تلاش کردند. حتی خود این آقایان سال ها برای تثبیت این اصول تلاش کردند. مگر همین آقایان در مورد «اصل ولایت فقیه» تلاش نکردند. خب زمانی که می بینند حرکاتی به «اصل ولایت فقیه» آسیب می زند و رسانه های بیگانه از این افراد سوء استفاده می کنند، چرا مواضع خود را اعلام نمی کنند. در اینجا اگر کسی بصیرت نداشته و متوجه نباشد و همان حرف ها را تکرار کند و بیانیه هایی را با استفاده از این بی بصیرتی بنویسد، به نظر شما این اختلاف سلیقه است؟ این خروج از اصول نظام است. مثل اینکه به فرض کسی بگوید من قرآن را قبول ندارم و سپس در مورد او بگوییم او سلیقه دیگری پیدا کرده است. در واقع یک مسلمان نمی تواند بگوید من مسلمانم اما قرآن را قبول ندارم، به همین ترتیب کسی نمی تواند بگوید من انقلابی ام و نظام را قبول دارم اما سلیقه ام این است که «اصل ولایت فقیه» را قبول ندارم یا نقدی بر آن دارم. این چه حرفی است؟ شما چگونه انقلابی هستید که «ولایت فقیه» را قبول ندارید. شما در درون این نظام این جایگاه و موقعیت را پیدا کردید از این «انقلاب اسلامی» و «اصل ولایت فقیه» مسوولیت های متعددی را به دست آوردید، حالا چون در انتخابات رای نیاوردید باید مخالفت کنید؟ مخالفت با سلایق و برنامه ها هیچ اشکالی ندارد. اساساً وجود احزاب به همین دلیل لازم است. در واقع کسانی که معتقد به تفکر تک حزبی اند حرف غلطی می زنند و این بحث به نظام آسیب می زند. نظام باید احزاب متعدد داشته باشد اما اختلاف احزاب باید در برنامه ها باشد نه در قانون اساسی و اصول. اگر قرار باشد اختلاف در اصول باشد حزب نامیده نمی شود و دیگر به اپوزیسیون علیه نظام تبدیل می شود چون تعریف حزب در فلسفه سیاسی این است که یک تشکل مستقل از دولت در چارچوب قانون اساسی فعالیت سیاسی انجام می دهد. الان احزاب انقلابی ما آگاهانه یا ناآگاهانه به سمتی سوق پیدا کرده اند که یا به خاطر حضور بعضی عناصر ضدانقلاب در مجموعه هایشان یا به خاطر بی بصیرتی و کج سلیقگی یا به هر دلیل دیگری وارد عرصه یی شده اند که «خط قرمزهای نظام» را مورد تهدید قرار داده اند و آنها را نفی کرده اند و در آنها تردید ایجاد کرده اند. دیگر در مورد این مساله نمی توان گفت اختلاف سلیقه وجود دارد. به نظر من این مسائل، پیاده شدن از قطار انقلاب است. این حرکت ها شبیه حرکت هایی است که در صدر اسلام می بینیم. برخی حرف هایی را که عبیدالله بن عباس مطرح می کرد مطرح می کنند که بعدها وقتی از لشگر امام حسن هم جدا شد افرادی همچون معاویه خوشحال شدند. این دوستان باید توجه داشته باشند که در این مسیر اختلاف سلیقه تبدیل به اختلاف مبانی نشود. اختلاف سلیقه باعث نفی و تردید در اصول نظام نشود. در واقع می توان توجیه جامعه شناختی انجام داد اما رفتارهای ناشایست مثلاً در روز عاشورا را تایید نکنند. این تمییز ندادن باعث می شود نظام تزلزل پیدا کند و برخی ها هم بگویند ببینید انقلابی ها چطور به جان هم افتاده اند و یقیناً از این اختلافات دشمن استفاده می کند لذا من خواهشم این است که بیایند درباره اختلاف سلایق و برنامه ها علمی و منطقی بحث کنند. کرسی های آزاداندیشی و گفت وگوهای آزاد به همین معناست. در واقع برنامه ها نقد شد. در مناظره های ریاست جمهوری ملاحظه فرمودید که بسیاری از بحث های حاشیه یی و بی ربط از سوی همه کاندیداها (استثنا نمی کنم) مطرح شد که اصلاً ربطی به ریاست جمهوری نداشت. باید برنامه ها را ارائه دهند و برنامه های یکدیگر را نقد کنند. لازمه هموار شدن این مسیر این است که سیاست با اخلاق همراه شود. اگر اخلاق از سیاست جدا شود این سیاست دیگر سیاست دینی نیست و تبدیل به سیاست ماکیاولی می شود که قطعاً از نظر اسلام مردود است.

حوزه ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند. چه بسا شیوه های رایج اداره امور مردم در سال های آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کنند.» این بخشی از بیانات حضرت امام (ره) در منشور روحانیت است. ارزیابی تان از سکوت برخی روحانیون و مراجع تقلید در قبال حوادث اخیر چیست؟ فکر می کنید چرا برخی از روحانیون که به تعبیر امام باید همیشه نبض آینده جامعه باشند، مواضع خود را اعلام نکردند؟

ببینید یک تعداد روحانیون سنتی بی خبر از اوضاع سیاسی اجتماعی داریم که آنها در هیچ مساله یی دخالت نمی کنند. این افراد را کنار می گذارم. دسته دومی از روحانیون هستند که در صحنه حضور دارند و مسائل را مطرح می کنند. اما دسته دوم هم به دو گروه تقسیم می شوند؛ یک گروه کسانی هستند که دیدگاه های خود را رسانه یی مطرح می کنند مثلاً در خطبه های نماز جمعه یا در جلسه یی سخنرانی می کنند و سخنان آنها منتشر می شود اما دسته یی دیگر هستند که سکوت رسانه یی دارند اما گفتار سیاسی و علمی غیررسانه یی هم دارند یعنی آنها افرادی هستند که با کاندیداهای مختلف صحبت می کنند، تذکر می دهند و نصیحت می کنند. افراد را دعوت می کنند و با آنها حرف می زنند. گاهی اوقات برای مقام معظم رهبری پیغام می فرستند. در واقع حضور سیاسی دارند اما حضورشان رسانه یی نیست. علت این مساله هم این است که اگر در ردیف مرجعیت باشند، می گویند ما اگر بخواهیم صحبت هایمان را در رسانه ها و مطبوعات مطرح کنیم چه بسا عده یی از احزاب و گروه ها و تشکل های سیاسی، حرف های ما را به نفع خود جهت دهند و بگویند ملاحظه کردید. این آقایان هم تابع ما هستند. آنها می گویند وظیفه ما بر اساس نیاز و ضرورت، هدایتگری و ارشاد و تذکر و نصیحت کردن است اما دیدگاه هایمان را رسانه یی نمی کنیم تا دیگران سوءاستفاده نکنند لذا بخشی از مراجعی که به زعم توده مردم سکوت کرده اند هیچ سکوتی نکرده اند. من با اکثر این مراجع جلسه داشتم. آنها می گفتند ما با فلان وزیر، فلان وکیل، فلان نماینده و فلان کاندیدای ریاست جمهوری دیدار داشتیم و صحبت کردیم. برخی از این آقایانی که به زعم شما سکوت کرده اند و من نمی خواهم اسم شان را بگویم شاید در خصوص همین انتخابات ریاست جمهوری بیش از 60 جلسه داشته اند، اما اجازه نداده اند رسانه یی شود ولی وظیفه شرعی و مرجعیت دینی خودشان را پیاده کرده اند. نباید بگوییم اینها روحانی متحجر و سنتی هستند و به مسائل سیاسی کشور کاری ندارند، نه این طور نیست، به مسائل توجه دارند اما مطالب شان را به صورت رسانه یی مطرح نمی کنند.

  1. محمد
    ۲۵ شهریور ۱۳۹۲

    آیت الله کروبی؟!!!!؟

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: