جمعه 08 فوریه 13 | 18:01

«رسوایی»؛ مضمونی خوب با اجرایی ضعیف

عباس کوچک سبکبار

در سینمای ده‌نمکی کاراکترها ثابت هستند، چه در فیلم‌های قبل چه در سریال «دارا و ندار» و چه در «رسوائی». «حاج صالح» این بار با نام «آقا شریف» و با همان مختصات و بازیگر دوباره ظاهر می‌شود، روحانی اخراجی‌ها و میرزا در هم تلفیق شده و «حاج یوسف» و «میرزای حلاج» را تشکیل می‌دهند و «مجید سوزوکی» نیز این بار در هیئت یک زن باز آفرینی شده است.


تریبون مستضعفین- عباس کوچک سبکبار

مسعود ده‌نمکی از آن کارگردان‌هایی است که بواسطه سوابق ژورنالیستی‌اش از همان ابتدای حضور خود در سینما حاشیه ساز بوده است. وی در اولین حضورش با فیلم «اخراجی‌ها» توانست در سینمای رکودزده ایران معجزه‌ای خلق کند. اخراجی‌ها هرچند ایده‌اش ایده‌ای ساده بود اما همین سادگی هم پرداخت کمتری را برای نوشتن فیلمنامه تحمیل می‌کرد و هم مخاطب راحت‌تر می‌توانست با آن ارتباط برقرار کند، چنانکه کرد.

هر چند روند موضوعات و ایده‌هایی که ده‌نمکی برای آثارش انتخاب می‌کند روندی رو به رشد را نشان می‌دهد اما متاسفانه سرعت رشد سینمای وی همپای تفکراتش نیست. وی پس از ساخت قسمت اول و دوم اخراجی‌ها در سینمای دفاع مقدس در سومین قسمت به سراغ سینمای سیاسی رفت و «اخراجی ها3» را با رویکردی منتقدانه به حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، ساخت. وی پس از امتحان سینمای دفاع مقدس و سینمای سیاسی در «رسوایی» به سراغ سینمای عرفانی- اجتماعی رفته است. رسوایی از این نظر در کنار فیلم‌هایی چون «سیب و سلما» و «زیر نور ماه» قرار می‌گیرد. این اثر هر چند فاصله فاحشی با «سیب و سلما» ساخته حبیب‌الله بهمنی دارد، اما نتوانسته خاطره خوش زیر نور ماه میرکریمی را تکرار کند.

فیلم رسوایی

«رسوایی» در اولین برخورد هرچند حرفه‌ای شدن دوربین ده‌نمکی را به رخ می‌کشد اما باعث می‌شود تا در مقایسه با کارهای قبلی وی به خصوص اولین اثرش، نبود خلاقیت‌ باعث افسوس شود. به نظر می‌رسد هرقدر نگاه حرفه‌ای در وی پیشرفت داشته است، خلاقیت او در پس چارچوب های مرسوم سینمایی پنهان شده. رسوایی بر خلاف سه اثر قبلی ده‌نمکی بیانی طنز داشتند، از بیانی جدی برخوردار است و این باعث شده که دیالوگ‌ها به شدت شعاری و تئاتری به نظر آیند.

در سینمای ده‌نمکی کاراکترها ثابت هستند، چه در فیلم‌های قبل چه در سریال «دارا و ندار» و چه در «رسوائی». «حاج صالح» این بار با نام «آقا شریف» و با همان مختصات و بازیگر دوباره ظاهر می‌شود، روحانی اخراجی‌ها و میرزا در هم تلفیق شده و «حاج یوسف» و «میرزای حلاج» را تشکیل می‌دهند و «مجید سوزوکی» نیز این بار در هیئت یک زن باز آفرینی شده است. سیری هم که طی می‌شود تغییر نکرده است، سیر تحول از بدی به خوبی در تمام آثار او وجود دارد و و او هربار این تحول را در بستری جدید مطرح می‌کند. این‌بار مفهوم آبرو دستمایه این می‌شود که ده‌نمکی یک روحانی آرمانی را در معرض امتحان الهی قرار داده و نحوه برخورد وی با این امتحان را به تصویر بکشد. ضعف‌ اصلی فیلم در پرداختن به مسئله رسوایی است، ریتم فیلم تا قبل از رسوایی حاج یوسف معقول تر می‌نماید، اما پس از رسوایی به شدت داستان افت می‌کند و به اعتبار مقدمه ادامه پیدا می‌کند. تمام آنچه برای رسوا کردن حاج یوسف نمایش داده می‌شود انتشار فیلمی از پول دادن وی به افسانه است و پس از آن فیلم به زور واکنش‌های مردم به حاج یوسف، سعی در قبولاندن اتفاقی بزرگ به مخاطب دارد، به همین خاطر واکنش مردم به شدت اغراق شده به نظر می‌آید. داستان در بعضی جاها رها می‌شود، به مسجد رفتن افسانه برای رسوا کردن حاج یوسف اضافه است و تمام صغری کبرای ابتری که برای آن چیده می‌شود برای این است وی ببیند حاج یوسف برای برادر او دعا می‌کند. مطمئنا داستان «رسوایی» می‌توانست ریزه‌کاری‌های بهتری داشته باشد و بی آنکه به حواشی بی سبب در داستان بپردازد، مضمونی زیبا را در قالبی بهتر از فیلم موجود به تصویر بکشد.

با تمام آنچه گفته شد، استفاده از «رسوایی» استفاده از جذابیت‌های زنانه برای مقدمه سازی برای ورود به داستان اصلی در «رسوایی» از مهمترین نقاط منفی این اثر به عنوان فیلمی در راستای ترویج ارزش‌های اسلامی است.

ده‌نمکی از «اخراجی‌های 2» پایان بندی‌های مشخصی را استفاده می‌کند. پایان بندی‌هایی با حضور مردم و به نحوی اجتماعی. هر چند ارائه باورپذیرچنین پایانی کار آسانی نیست، اما این عمل وی خبر از رویکرد مردمی وی در آثارش می‌دهد که از شاخصه‌های فیلم های اوست.

به هر حال رسوایی با تما نقد‌های وارد بر آن، خبر از روند رو به رشد فیلمسازی ده‌نمکی آن هم پس از افت‌هایی مانند «اخراجی‌ها 3» می‌دهد.

Comments are closed.