سه شنبه ۰۲ تیر ۸۸ | ۱۳:۵۰

سندرم توهم پيروزي قبل از راي گيري

شگفتی ستاد انتخاباتی و نزدیکان آقای موسوی از نتیجه آرای 22 خرداد خاطره انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری را برایم زنده کرد. جایي که آقای توکلی با شعار “دولت پاک برای ملت پاک” به همراه 8 نامزد دیگر، رقیب رئیس جمهور وقت (آقای خاتمی) بودند…
خلاصه اینکه در ستاد نامزد معترض، خیلی سریع جوی سنگین ایجاد می شود و مسئولان و ستاد و کاندیدايشان را به پیروزی امیدوار و حتی مطمئن می کند.


شگفتی ستاد انتخاباتی و نزدیکان آقای موسوی از نتیجه آرای 22 خرداد خاطره انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری را برایم زنده کرد. جایی که آقای توکلی با شعار “دولت پاک برای ملت پاک” به همراه 8 نامزد دیگر، رقیب رئیس جمهور وقت (آقای خاتمی) بودند.

در آن سال من به عنوان مسئول بخش خبر ستاد آقای توکلی، حدود یکماه تمام، آفتاب نزده به ستاد ایشان میرفتم و تا شب کار می کردم. بودجه ستاد ما آنقدر کم بود که نمی توانستیم یک خبرنگار خاص ستاد به همراه آقای توکلی در سفرهای تبلیغاتی اش بفرستیم. حتی مسئول ستاد ما در یکی از استانها نقل می کرد بچه های ستاد آنجا موقع شام و نهار می رفتند ستاد آقای جاسبی (یکی از 10 نامزد ریاست جمهوری آن دوره) و برای کار برمی گشتند ستاد توکلی… بگذریم.

در آن دوره حق هرنامزد از امکان تبلیغاتی سیما، یک مصاحبه 40 دقیقه ای و یک فیلم تولیدی ستادش بود. آقای توکلی در مصاحبه تلویزیونی اش، سیاستهای آقتصادی آقایان هاشمی و خاتمی را به شدت زیر سوال برد و وعده داد با فساد، اشرافیگری مسئولان و رانتخواری آقازاده ها مبارزه کند و مسیر حرکت قوه مجریه را در جهت عدالت، عقلانیت و کارامدی بازگرداند.

پخش آن مصاحبه و بخصوص فیلم تاثیرگذار ستاد ما، خیلی زود آقای توکلی را از سایر نامزدها متمایز و به رقیب اصلی آقای خاتمی تبدیل کرد. آقای توکلی حتی آقای خاتمی را به مناظره فراخواند اما ایشان به بهانه اینکه مناظره با توکلی حق 8 نامزد دیگر را ضایع می کند، از مناظره طفره رفت … الغرض:

ویژگی کارکردن در ستاد مرکزی یک نامزد ریاست جمهوری این است که آدم دایما با سمپاتهای کاندیدا مواجه می شود، به ویژه اگر آن نامزد، معترض به وضع موجود و رقیب اصلی رئیس جمهور وقت هم باشد. افراد زیادی با هیجان و شوق برای کمک می آیند. افراد زیادی از شهرهای دور و نزدیک تماس می گیرند و می خواهند ستاد بزنند. صدها نفر در روز می آیند و پوستر و دیگر اقلام تبلیغاتی می خواهند. بعضی ها هم پول یا امکاناتی مثل کاغذ، وانت، چاپخانه و… دارند و می خواهند در اختیار ستاد قرار دهند. ترجیع بند همه این مراجعان هم تقریبا یک موضوع است:

“دست فلانی درد نکند. دمش گرم، خیلی شجاعانه از این دولت فلان فلان شده در تلویزیون انتقاد کرد… در محل یا شهر یا اداره ما همه طرفدار شما هستند. همینطور پیش بروید پیروزید و…”

خلاصه اینکه در ستاد نامزد معترض، خیلی سریع جوی سنگین ایجاد می شود و مسئولان و ستاد و کاندیدایشان را به پیروزی امیدوار و حتی مطمئن می کند. من حداقل یکبار این جو را حس کرده ام و اجازه می خواهم اسم آن را ” سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری” بنامم.

یادم است جمعه شب 18 خرداد 80 (روز رای گیری آن دوره)، در طبقه دوم ستاد مرکزی با عده ای نشسته بودیم. هرچند دقیقه یکبار، از طبقه بالا که بخش شهرستانهای ستاد بود، صدای دستجمعی هورا بلند می شد. مثل حالتی که عده ای دستجمعی بازی تیم ملی ایران را از تلویزیون تماشا می کنند و ایران گل می زند. جریان این بود که از نقاط مختلف کشور تماس می گرفتند و می گفتند فلان صندوق شمارش شد، توکلی فلان قدر از خاتمی پیش است! ما هم تحت تاثیر “سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری”، لحظه لحظه از پیروزی مطمئن تر می شدیم تا اینکه آخرین ساعات جمعه شب، وزارت کشور نتایج اولیه انتخابات را اعلام کرد. نتایجی که کاملا خلاف انتظارمان و برایمان شوک بزرگی بود.

ساعت 6 صبح شنبه 19 خرداد 1380 جلسه مسئولان ستاد به ریاست قائم مقام ستاد (آقای منوچهر متکی) با دستور نحوه برخورد ما با آمار –از نظرما- شگفت انگیزی که وزارت کشور اعلام می کرد، تشکیل شد. خود آقای توکلی برای آخرین روز تبلیغات به مشهد رفته و همانجا مانده بود. رئیس ستاد ما هم از دیروز در ستاد انتخابات کشور مستقر بود تا بر روند انتخابات نظارت کند. دائم با ایشان در تماس بودیم. تخلف دندانگیری که اختلاف فاحش نتیجه انتخابات با انتظار ما را توجیه کند، نداشت.

در آن جلسه اولین نفر با ناامیدی گفت: تقلب محرز است. دیگری گفت اینها دارند مدل چکسلواکی را پیاده می کنند (ظاهرا اندکی قبل، رئیس جمهور وقت چکسلواکی به روش خاصی در دور دومش تقلب کرده بود) دیگری گفت توکلی به رهبری نامه بنویسد آن یکی گفت همه برویم وزارت کشور تحصن کنیم…

خلاصه هرکس نظری داد و بیشتر نظرات ناشی از همان ” سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری” بود. همه بر اساس شواهد و علایمی که طی یک ماه با آنها خوگرفته بودیم، پیروزی توکلی را قبل از رای گیری قطعی می دانستیم و نتیجه ای غیر از آنرا تخلف و تقلب و دستکاری دولت در آرا به نفع رئیس جمهور وقت تلقی می کردیم.

یادم نمی آید چه کسی این نظر را داد، اما پس از بحث، بر احساس مان غلبه و دیدگاه هایمان را تعدیل کردیم و نهایتا همین نظر جمعبندی شد: آقایان، خودمان را گول نزنیم، در این دوره بجز نامزد ما و رئیس جمهور کنونی، 8 نامزد دیگر هم برای مردم حرف زدند، گوشها پر از وعده های رنگارنگ شد و در نتیجه مردم در هیاهوی ایجاد شده به وعده نامزد ما اعتماد نکردند و ترجیح دادند همین رئیس جمهور فعلی 4 سال دیگر هم به کارش ادامه دهد. ناظران ما در سر صندوقها و شورای نگهبان و وزارت کشور هم که تخلف بزرگی نیافتند که اختلاف فاحش آرای ما با آقای خاتمی را توجیه کند، پس به نتیجه اعلام شده تمکین کنیم.

پس از مشورتی کوتاه با آقای توکلی متن بیانیه را آماده کردیم و در آن ضمن تشکر از مردم و رای دهنده ها، با وجودی که از آقای خاتمی دلخور بودیم (به دلیل اینکه جلوی بداخلاقی انتخاباتی برخی نزدیکانش را نگرفته بود)، به ایشان تبریک گفتیم و برایش در چهارسال آینده آرزوی موفقیت کردیم.
* * *

آقای موسوی چرا شما و همسرتان قبل از انتخابات، از پیروزی تان مطمئن بودید؟

آقای موسوی چرا شما و همسرتان قبل از انتخابات، از پیروزی تان مطمئن بودید؟

در این دوره انتخابات ریاست جمهوری، در طول روزهای منتهی به پنجشنبه21 خردادماه و تا قبل از قطع شبکه پیامک کشور، پیامکهایی یا این مضامین برای تلفنهای همراه بسیاری از هموطنان ارسال می شد:

* الله اکبر؛ روسای ستاد های احمدی نژاد به ستادهای موسوی پیوستند. به همه اطلاع رسانی کنید.

* بر اساس آخرین نظرسنجی ها، میرحسین در مرحله اول با 30 میلیون رای پیروز است. به همه اطلاع رسانی کنید.

* درپی گزارش نظرسنجی وزارت اطلاعات به مقام معظم رهبری، دستور تشکیل تیم حفاظت ریاست جمهوری برای میرحسین صادر شد. به همه مژده دهید.

* شنبه 23خرداد جشن پیروزی میرحسین در آزادی. به همه اطلاع رسانی کنید.

به عنوان کسی که در متن ستاد نامزد معترض به رئیس جمهور حاکم کار کرده ام، می توانم احساس مسئولان ستاد آقای موسوی را از شوک نتیجه انتخابات درک کنم. این شوک باید خیلی خیلی قوی بوده باشد چرا که این دوره برخلاف دوره هشتم، دوره تبلیغات بجای 7 روز، 21 روز بود و صدا و سیما وقت بسیار بیشتری در اختیار نامزدها قرار داد و تعداد رقبای رئیس جمهور حاکم بجای 9 نفر سال 80 ، فقط 3 نفر بود، جو جامعه هم حداقل در تهران بطور چشمگیری به نفع آقای موسوی بود.

می توان حدس زد که مسئولان ستاد آقای موسوی بر اثر تماس ممتد، مستقیم و طولانی با این جو سمپاتها که آن ستاد را فراگرفته بود، پیش از 22 خرداد، خود را پیروز قطعی انتخابات بدانند و نتوانند به سرعت، از شوک نتیجه اعلام شده خارج شوند و آنرا را هضم کنند. این قابل درک است. اما این قابل درک نیست که آقای موسوی برای اعتراض قانونی به نتیجه اعلام شده و استفاده از حق خود برای درخواست بازشماری آرا یا دریلفت و بررسی فهرست نتیجه تک تک صندوقها، به روشهای غیر قانونی و خطرناک برای امنیت ملی و امنیت شهروندان متوسل شده است؟

آقای موسوی در پایان رای گیری می فرمایند: بر اساس شواهد و قرائن پیروزی شان حتمی است. اما با معلوم شدن نتیجه واقعی، وقتی این نتیجه را مخدوش و متقلبانه می دانند، با وجود داشتن ناظر در همه شعب اخذ رای و فرمانداری ها و استانداری ها و ستاد انتخابات کشور، چرا مدرک و مستندی بر تقلب ارائه نمی دهند و دلیل تقلب را صرفا بر اساس شواهد و احساس خود بیان می کنند؟! آیا این نتیجه گیری ایشان ناشی از جو احاطه شده در ستاد ایشان طی 20 روز اخیر و به عبارتی ناشی از “سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری “نیست؟ جوی که ستاد و هواداران ایشان را آنقدر به پیروزی مطمئن کرده بود که پیامکهای فوق را به موبایل شهروندان می فرستاد؟

  1. تریبون مستضعفین » بایگانی سایت » پیام تبریک رهبری برای انتخابات، رسمی نو یا عادتی همیشگی؟
    ۱۱ تیر ۱۳۸۸

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: