جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
یکشنبه ۱۸ فروردین ۹۲ | ۱۲:۱۸

طرحی بنیانی برای کادرسازی انقلابی

محمدشتا بدرا

یکی از مهم ترین راهکارهای مقابله با ناتوی فرهنگی و نیز دینی کردن فضای جامعه، گسترش و نشر ادبیات دینی، آن هم به شکل و سمت و سوی فلسفی و عمیق است، لذا طرح ولایت با توجه به اثراتی که در ادوار گذشته از شروع فعالیتش داشته، نشان داده توان لازم به منظور ظرفیت سازی این کار؛ یعنی دینی کردن فضای جامعه و تربیت نیروهای کارآمد را دارا می باشد.


محمدشتا بدرا – «شما مرد کار سختید؛ بسیجی هستید و باید این کار سخت را به عهده بگیرید». (مقام معظم رهبری, 31/ اردیبهشت/ 1386) موضوع محل اشاره در این مقال، ضرورت پی ریزی پایه های سخت افزاری و نرم افزاری تعمیق معرفت دینی در سطح جامعه است که با توجه به برگزاری دوره های آموزش مبانی اندیشه اسلامی (موسوم به طرح ولایت) در سطح دانشگاه ها، این دوره ها محمل مناسبی برای ورود به بحث می باشند.

حضرت آیت الله مصباح یزدی در ضرورت اجرای طرح ولایت، با اشاره به نقصان تسری بخشی این مبانی در سطح جامعه، می-فرمایند: «پایه های فکری نه در دبیرستان درست شده، نه در دانشگاه. متأسفانه این پایه های فکری حتی در مساجد و مجالس دینی هم درست تقویت نمی شود. اما الحمدالله به برکت زحمات بسیاری از برادران، در طول این 14-13 سال، بخشی از این خلأ پر شده است و زمینه ای فراهم شده که دانشجویی که 4 و گاهی 6 تا 8 سال در دانشگاه است، دست کم 20 روز برای تقویت مبانی فکری و دینی اش مجال داشته باشد. (آیت الله مصباح یزدی, 26/ تیر/ 1388)

پیشینه طرح ولایت به اجمال

در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص تهاجم فرهنگی و اسلامی نمودن دانشگاه‌ها، دوره‌های آشنایی با مبانی اندیشه اسلامی با هدف دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و پاسداری از گوهر نفیس ولایت با همکاری مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) طراحی و خدمت مقام معظم رهبری پیشنهاد و ارائه گردید که معظم‌له ضمن موافقت با برگزاری دوره‌های مذکور این چنین فرمودند «واقعاً این کار جزء کارهای بنیانی است».

برهمین اساس این دوره‌ها با عنوان «طرح ولایت» از سال 1375 در مجتمع فرهنگی ـ تفریحی سید‌الشهداء (ع) و با حضور تعدادی از اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور آغاز و با موفقیت برگزار گردید که با مشارکت جدی موسسه آموزشی و پژوهشی حضرت امام خمینی (ره) و به ویژه راهنمایی های علامه مصباح یزدی، این طرح توانسته است نقش ویژه و برجسته ای در گسترش، و دفاع از اصول و ارزش های مکتب انسان ساز اسلام و اشاعه تفکر و فرهنگ بسیجی در مراکز آموزش عالی سراسر کشور ایفا نماید و مقام معظم رهبری نیز در دیدار با دانش پژوهان این دوره ها بر تقویت و تعمیق اثربخشی، فراگیر شدن و سرمایه گذاری بر آن تأکید داشته اند.1

مأموریت و اهداف کلی طرح ولایت به عنوان بخشی از بسیج دانشجویی، در تربیت نیروهای هم تراز انقلاب اسلامی به منظور ایفای نقش در چالش های تئوریک نظام در دفاع از اصول و ارزش های والای انقلاب اسلامی، یک جایگاه محوری است. (http://tarhbso.ir/about-us.php) پرواضح است که این طرح از میان طرح های علمی موجود در کشور، بنیانی ترین و عریق-ترین سطح برنامه های علمی در کشور است که به موضوع نهادینه سازی معرفت و بصیرت دینی در سایة معنویت می-پردازد.کتاب هایی که در این دوره های آموزشی ارائه می شود، در جدول های زیر معرّفی شده است:

  جدول شماره 1) محتوای دوره های طرح ولایت مقدماتی به تفکیک کتب و نویسنده

جدول

     جدول شماره 2) محتوای دوره های طرح ولایت کشوری به تفکیک کتب و نویسنده

جدول۲

تعمیق معرفت دینی

«من بر روی عمق بخشیدن به معرفت دینی در بین دانشجویان اصرار دارم و بارها هم این گفته شده… باید کار معرفتی عمیق انجام گیرد». (مقام معظم رهبری, 25/ مهر/ 1385)همان طور که بیان شده، انقلاب اسلامی ایران انقلابی فرهنگی است که به ابتنای آمیزه های اسلام ناب شکل گرفته و با شعارهای الهی که مقتضای فطرت انسان هاست وارد میدان شده، در این میان تفکر بسیجی و ارزشی که طلایه دار دفاع از ارزش های الهی- اسلامی است، با در میدان گذاشتن همة وجود خویش، پا در کارزاری گذاشته که دشمنانش تا آخر مجهز به تمامی امکانات علمی و فناوری و رسانه ای می باشند و با «تور نامرئی تبلیغات» که در اختیار دارند، و به طور نامحسوس به استثمار فکری- فرهنگی بشریت می پردازند، طبیعی است که بسیجی باید تا آخر بماند که تا پیروزی نهایی، مبارزه ادامه دارد.

بنابراین بسیجی بودن، به میدان آوردن همة توانایی های خود در راه آرمان های نظام اسلامی است و پیروزی همان زمینه سازی ظهور منجی بشریت می تواند باشد. لذا «بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد». (مقام معظم رهبری, 17/ مرداد/ 1381)

پس طبیعی است با توجه به وضعیت موجود و هجمه های گوناگونی که از طرف دیگر به این تفکر ارزشی وارد می شود، حتماً نیازمند مجهز کردن آن تفکر به سلاح معرفتی- عقیدتی می باشیم، و باید زمینة تعمیق دهی به معرفت دینی را قبلاً مهیا کرده باشیم. به نظر می رسد طی طریق فرایندی سه مرحله ای لازم باشد که گام اول آن، احترام به بسیجیان و در نظر گرفتن بسیجی به عنوان یک نیروی اثرگذار و کارآمد و مفید (نه استفادة ابزاری) می باشد. «من دست یکایک شما [بسیجیان] پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت. (امام خمینی, 2/ آذر/ 1367)

گام دوم، ایجاد بستر لازم به منظور تعمیق معرفت دینی است که حمایت چندگانة متولیان امر را می طلبد، و این از حیث محتوایی نیازمند تغذیة فکری از جانب حوزه های علمیه و دانشگاه می باشد. «حوزه علمیه و دانشگاه باید چهارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند». (امام خمینی, 2/ آذر/ 1367) و در آخر، گام سوم که وظیفه شناسی و احساس مسئولیتی است که از طرف خود مسئولین و بسیجیان باید استنباط و ادا شود. «وظیفة اساسی برای همه در هر کجا که هستید این است که بتوانند کاری کنند زمینة تحقّق شعارهای اساسی که یکی از مهم ترین هایش یعنی عدالت-خواهی است را به وجود بیاورند». (مقام معظم رهبری, 17/ مرداد/ 1381)

مهندسی مجدد طرح ولایت

به نظر می رسد یکی از مهم ترین راهکارهای مقابله با ناتوی فرهنگی و نیز دینی کردن فضای جامعه، گسترش و نشر ادبیات دینی، آن هم به شکل و سمت و سوی فلسفی و عمیق است، لذا طرح ولایت با توجه به اثراتی که در ادوار گذشته از شروع فعالیتش داشته، نشان داده توان لازم به منظور ظرفیت سازی این کار؛ یعنی دینی کردن فضای جامعه و تربیت نیروهای کارآمد را دارا می باشد.

غالب دانش پژوهانی که در دوره های گذشتة این طرح شرکت کرده اند و اکنون یا در مقاطع بالاتر علمی مشغول به تحصیل بوده و یا در مراکز تحقیقاتی و اجرایی مشغول فعالیت می باشند، معتقدند طرح ولایت از جمله عمیق ترین طرح هایی بوده که اثرات خود را چون نسیمی مداوم بر ذهن و روح فکری دانش پژوهان و روح جامعه گذاشته است.

بنابراین اجرای متوازن این طرح، با لحاظ کردن ویژگی های کمی و کیفی آن، نیازمند آن است که ابتدا بدانیم نیازهای جامعه و دانشگاه چیست؟معرفت دینی چه جایگاهی در ارتقای فکری دانشجویان در کشور می تواند داشته باشد؟ میزان برنامه ریزی مبتنی بر ساختار و اعتبار مرتبط با آن چقدر است؟ و به عبارت دیگر، ابتدا انتظارات متقابل طرح ولایت و اثراتی که باید داشته باشد تأمین شود و بعد به کارکردهای آن بپردازیم، لذا طرح ولایت نیاز به تغییرات بنیادی ساختاری، مدیریتی و برنامه ریزی دارد و ایضاً نیازمند تدارک برنامة جامع مبتنی بر اضافه شدن در ردیف اعتبار بودجه ای در مجلس شورای اسلامی است.

بدیهی است که این مطلب، ضرورت تدوین اهداف و برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت، یا به تعبیر دیگر، تدوین چشم انداز جامع طرح ولایت را می طلبد. پرواضح است با تأمین حداقل امکانات فکری، مالی و اطلاعاتی، و با برخورد سلیقه ای و اجرای فصلی، نمی توان انتظارات گسترده ای که از این طرح عریق می  رود، پوشش داد.

نگاهی ساختاری به فضای عمومی جامعه

بخش های از فضای عمومی جامعه، آکنده از حضور منافقانی است که با دست و زبان و با شعارِ «هدف وسیله را توجیه می-کند»، به جان انقلاب و به خصوص نسل جوان (نسل سوم و چهارم انقلاب) افتاده اند. این جریان فتنه بسیار گسترده وارد میدان شده و این خیزِ حداکثری، هوشیاری حداکثری مضاعف می طلبد.

«حضرت امیر علیه السلام دو دسته عامل را به عنوان منشأ پیدایش فتنه ها معرفی می کنند، به نظر می رسد ما نیز نتوانیم عامل سومی را به این دو اضافه کنیم… عامل شناختی و عامل احساسی- عاطفی. بر این اساس، هر فتنه ای که در عالم رخ می دهد، معلول دو عامل است: یکی نقص شناخت و به تعبیر کلی جهل و ندانستن است و دیگری هوس ها و خواسته های شخصی و گروهی است». (آیت الله مصباح یزدی, 26/ تیر/ 1388)

بنابراین این جریان فتنه، اگر مدیریت نشود، موجب صدماتی به پیکرة جامعه می شود. «رهاورد جریان نفاق برای جامعة دینی، عبارتند از: 1- بحران حقانیت و مشروعیت؛ 2- ایجاد بی تفاوتی در جامعه؛ 3- ظهور اصلاح طلبان دروغین؛ 4- ایجاد جنجال و تشنج در جامعه؛ 5- تحریف باورهای دینی و تضعیف ولایت و رهبری؛ 6- فتنه آفرینی». (سراج, 1388).

با تأمل در مباحث پیش گفته، و با عنایت به جنگ نرمی که در سطح وسیعی به راه افتاده است، «امروز اولویت اصلی کشور، مقابله با جنگ نرم دشمن که هدف آن ایجاد تردید، اخلاف و بدبینی میان آحاد مردم است و مهم ترین راه های مقابله با این تهاجم، حفظ و تقویت بصیرت، روحیة بسیجی، امید کامل به آینده، و مراقبت جدی در تشخیص هاست» (مقام معظم رهبری, 4/ آذر/ 1388)، لذا امروز بر ماست با توجه به مشخص شدن وظیفة اصلی مورد اشارة مقام معظم رهبری، با صلاح معرفت و بصیرت در پرتو معنویت، در صحنه بمانیم که این امر جز با تعقّل و اندیشیدن نیست، و در این طی طریق لازم است اخلاق عملی را در خود نهادینه  کنیم تا ملکة عدالت در ما گفتمانی فرهنگی شود. به نظر می رسد یکی از بهترین فضاهایی که می تواند نهال چنین ساختاری را کاشت، در وزش نسیم فلسفة الهی در طرح ولایت می باشد، لذا باید بال های طرح ولایت (معرفت، بصیرت و اخلاق در سایه معنویت) را تقویت کرد و به اهمیت آن بیش از پیش، پی برد.

پیشنهاد

با علم به اینکه یکی از نیازهای اساسی تحقّق نظام اسلامی که هنوز به آن نرسیده ایم، «ما هنوز اول راهیم. اولاً باید نظام را از لحاظ مبانی معرفتی اش کامل کنیم. ثانیاً بنای نظام اسلامی را باید بر اساس آن مبانی معرفتی کامل کنیم؛ یعنی نظام اسلامی، دولت اسلامی و کشور اسلامی… تا کشور اسلامی شود ما خیلی کار داریم» (مقام معظم رهبری, 25/ مهر/ 1385)، ضرورت تربیت نیروهای مؤمن و انقلابی و به عبارت بهتر، «کادرسازی انقلابی» است.

با توجه به فرایندی معیوب که از گزینش تا استخدام طی می شود، از استشهاد محلی و استعلام از مدرسه و دانشگاه و مسجد و… تا آزمون و مصاحبه که البته فرایندی غالباً ناموفق بوده است (چه اینکه اثرات آن را در بدنة نظام اداری و اجرایی کشور می-بینیم)، و از طرف دیگر اگر قائل به این هستیم که طرح ولایت و طرح های این دستی را گسترش دهیم و اینکه ساختارسازی انقلابی را کسانی می توانند بهتر انجام دهند که روحیة انقلابی داشته و مؤمن به مبانی اسلام، انقلاب، امام و رهبری باشند، پس پیشنهاد می شود از همین افراد آموزش دیده در طرح ولایت و طرح های این دستی در سطح کشور، برای مناصب مهم و حتی بدنه-ای کشور استفاده شود.

به این اضافه شود در چنین طرح هایی از خزانة بیت المال، هزینه های بعضاً زیادی می شود که لازم است این هزینه ها که به عبارت بهتر، سرمایه گذاری بر نیروی انسانی نظام اسلامی است، در جای خود و آن گونه که توقع می رود در نگاه مطالعات آینده، به خروجی و استفادة بهینه منجر شود و از این آموزش دیدگان مبانی اسلامی، در سطح خرد و کلان (بسته به نوع تخصص، توان و لیاقت ایشان) استفادة اثربخش شود.

بدیهی است عدم استفاده از این ظرفیت و به حال خود رها کردن این آموزش دیدگان در زیر چرخ های فشار اقتصادی و فقر و عدم در نظر گرفتن چشم انداز علمی و تخصصی برای ایشان، ضمن هدررفت بیت المال و انرژی و سرمایه های عزیز کشور، هیچ بعید نیست موجبات خشم و غضب الهی شود، و این به نفع هیچ کس از جبهة خودی نیست و نخواهد بود.

چنان چه این طرح مورد پذیرش قرار گیرد، طبیعی است نیازمند طراحی و سازوکاری به منظور قرار دادن آن در ساختار ناقص گزینش فعلی است که طبیعتاً تلاش متولیان و مسئولین امر را برای اقناع مقنّنین تا تصویب نهایی آن در پی دارد. به واقع اگر به اثرات طرح ولایت، درست و منطقی و با برنامه و ساختار مشخص و ایضاً با مدیریت قوی، متفکر و منسجم نگاه شود، عمق عریق این پیشنهاد مشخص خواهد شد.

نتیجه گیری

با نیل به آنچه بیان شد، در این مقال مجمل، به دنبال تبیین چند محور عمده و بیان عملیاتی برخی از آن محورها بودیم که چون رویکردی معرفت شناسانه و با نیل به ضرورت تعمیق مبانی معرفت دینی بود، لذا محوریت بر ترسیم فضایی عقلایی در جهت بسترسازی زمینة تحقّق آن بود.

از آنچه گفته شد، این نتایج حاصل شد که برگزاری دوره هایی با نام طرح ولایت و دیگر دوره هایی که به تعمیق بخشی معرفت دینی و بسترسازی فکریِ فضای عمومی و تخصصی جامعه کمک می کند، ضرورتی ناگزیر است، چراکه دشمنان اسلام و گفتمان غالب انقلاب اسلامی که کم هم نیستند، مبانی اسلام و اساس انقلاب را مورد هجمة تبلیغاتی قرار داده اند، لذا برگزاری دوره های آموزش مبانی اندیشة اسلامی و به ویژه طرح ولایت به واسطة کارکردهای مشخص آن و نیز نگاه کلان نگر و راهبردی آن، امری لازم و بلکه واجب عقلی است و این اهمیت در تأیید بزرگان دین نیز قابل مشاهده است.

در ادامه به این استنباط رسیدیم که جنگ امروز دنیا، جنگ اراده ها و اندیشه ها و به عبارتی جنگ فلسفه هاست، که در این میان بدون مجهز کردن جامعه و به خصوص قشر دانشجو و طلبه به سلاح عقیدتی و معرفتی و بصیرتی نسبت به دین مبین، طبعاً پا گذاشتن در میان مبارزه ای این چنین نابرابر از حیث سرمایه و تبلیغات و کثرت اهل باطل، امری مجهول و فاقد اثربخشی لازم است؛ لذا یکی از مهم ترین شیوه های عملیاتی و پربازده در تعمیق معرفت دینی، برگزاری دوره های طرح ولایت و طرح های این-دستی می باشد.

جدای از مباحث رویکردی و تبیین ضرورت معرفت دینی، با نیل به اشکالات گسترده (در محتوا و در اجرا و مدیریت)، با توجه به مخاطبینی که داریم، استفاده از کارگروه های تخصصی جهت حلّ این مشکلات تا تحقّق طرحی کاملاً تأثیرگذار و مفیدِ فایده و پربازده ضروری است، لذا مهندسی مجدد و واکاوی درونی و برونی طرح ولایت و ساختار آن، مطرح شد.

از طرف دیگر، از آنجا که جامعه را به واسطة همان ضعف معرفتی- بصیرتی و تحلیل سیاسی، به آتش زیرِ خاکستر تشبیه کرده ایم و با توجه به اینکه بستر موجود در جامعه حتماً نیازمند مبارزة فکری در جبهة علمی و فرهنگی است و ما باید این بحران را لاجرم با سلاح علم و با قدرت تحلیل پیش ببریم، اگر با دو بال توأمان علم و دین وارد میدان دفاع از ارزش های الهی- اسلامی و انسانی شویم، نه تنها انگ تحجّر یا لاقیدی نمی خوریم که کمترین وظیفه مان دفاع از ارزش ها می شود، چراکه می توانیم بلاتشبیه، چون هدایت کننده ای به تبلیغ دین مبین برای جهان بشری باشیم و این شدنی است و این بر ماست که چنین بستری را فراهم کنیم، حتی اگر در ابتدا خیلی آرمان گرایانه باشد.

فراموش نکنیم سال 1342 که امام خمینی (ره) حرکت انقلابی خود را آغاز کرد، از مردم گرفته تا بسیاری از علمای طراز اول، بعضاً او را منع و حتی نهی از ادامة راهی که در پیش گرفته بود، می کردند، به واقع چه کسی باور می کرد آن چنان نظام شاهنشاهی وابسته به قدرت استعمار جهانی، در مقابل ایمان و استقامت و اخلاص و شجاعت این مرد الهی حذف شود، اما شد و این وعدة محقق الهی است که «ولینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز»2 ؛ (سوره مبارکه حج, آیه 22)، لذا امام راحل به فاصلة 15 سال تا بهمن 1357، نتیجة زحمات طاقت فرسایش را گرفت و همگان را به پذیرش الگوی حکومت داری اسلامی در دنیا مجاب کرد و این مردم بودند که در سال 57 سر از پا نشناخته به میدان مبارزه آمدند، و البته این مبارزه همیشگی خواهد ماند، لیکن امروز سلاحش تغییر یافته و چون دشمن با ناتوی مستتر فرهنگی و جنگ نرم وارد میدان شده، ما نیز باید علاوه بر اینکه تقابل فرهنگی می کنیم، به ایجاد بستری برای عمومی شدن ندای دلنشین دین مبین بیندیشیم؛ پس نباید خود را در دایرة خود گرفتار کنیم، بلکه باید اسلامی بیندیشیم و شیعی عمل کنیم.

در پایان نیز پیشنهادی جهت کادرسازی مورد نیاز دهة پیشرفت و عدالت پردازش شد که می تواند تسریع بخش تحقّق «الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» باشد، و آن قرار دادن نیروهای مؤمن و انقلابی و عمیق در مباحث دینی و تخصصی، در بدنه و سطح کلان نظام اسلامی می باشد. بدیهی است مدیران عالی، مدیران میانی و مدیران اجرایی که خود بیش از همه دلباخته به انقلاب اسلامی و آموزه های دین مبین باشند، بهتر از هر کس دیگر می توانند به پیاده سازی آن آموزه های عریق و عمیق بپردازند و این نویدبخش فضایی آرمانی است که همان زمینه سازی ظهور منجی عالم بشریت خواهد بود.

منابع و مأخذ

قرآن کریم.

فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل بسیج طلبه و دانشجو، 2/ آذر/ 1367.

دیدار مقام معظم رهبری با بسیجیان سراسر کشور، 4 آذر/ 1388.

دیدار معظم  له با دانشجویان، 31/ اردیبهشت/ 1386.

دیدار معظم  له با دانشجویان بسیجی، 25/ مهر/ 1385.

دیدار معظم  له با دانشجویان بسیجی، 17/ مرداد/ 1381.

سخنرانی آیت الله مصباح یزدی در مراسم افتتاحیه چهاردهمین دورة طرح ولایت، مشهد مقدس، 26/ تیر/ 1388.

سراج، رضا.، (1388)، نفاق جدید؛ جریان شناسی درون دینی از دوران تأویل، برگرفته از سایت http://negahnews.persianblog.ir/1388/5/.

  http://tarhbso.ir/about-us.php.

پی نوشت:

1- این دوره ها همه ساله به طور متمرکز، در تابستان و با حضور دانشجویان دختر و پسر علاقمند در سراسر کشور، به مدت 40-30 روز برگزار می گردد.

2- «قطعاً خدا به کسى که [دین] او را یارى می کند، یارى می دهد چرا که خدا سخت نیرومند و شکست ناپذیر است».

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: