دوشنبه 08 آوریل 13 | 10:52

توافق لبنان چگونه حاصل شد؟

سعدالله زارعی

تحولات سوریه نقش تعیین کننده‌ای در انتخابات آینده پارلمانی لبنان از یک سو و تعیین دولت آینده از سوی دیگر خواهد داشت. سوریه و لبنان از نظر جغرافیایی و محیط امنیتی پیوستگی فراوانی دارند و اساساً به هیچ وجه دو منطقه به حساب نمی‌آیند بر این اساس هر اتفاقی که در یکی از این دو کشور بیفتد، بلافاصله در کشور دیگر تکرار می‌شود.


سعدالله زارعی – انتخابات مجلس لبنان دو ماه بعد و در تاريخ 19 خردادماه بايد برگزار شود اما دولتي كه بايد اين انتخابات را برگزار مي كرد دو هفته قبل – سوم فروردين- استعفا كرد! استعفاي نجيب ميقاتي، برگزاري انتخابات را تا زماني نامعين در هاله اي از ابهام برد هر چند رئيس جمهور و پارلمان لبنان دو هفته پس از كنار رفتن نخست وزير، «تمام صائب سلام» عضو سابق دولت و عضو فعلي پارلمان را مامور تشكيل كابينه جديد كردند. رأي بي سابقه 124 عضو پارلمان 128 نفره لبنان به «سلام» به خوبي نشان داد كه از نظر همه گروهها و طوايف لبناني، اين كشور در شرايط حساس و خطيري قرار دارد. در اين خصوص گفتني هايي وجود دارد:

1- در مورد استعفاي ميقاتي، ابهاماتي وجود دارد. او در زماني كه روي كارآمد اگرچه عضوي از فراكسيون وابسته به عربستان- 14مارس- شناخته مي شد اما بدليل اصرار جريان المستقبل به نخست وزيري «سعد حريري» و يا «فواد سينيوره»، وي بعنوان كانديداي جريان مقاومت -8 مارس- شناخته شد و از روزهاي آغازين تحت فشار جريان 14 مارس قرار گرفت ولي حمايت مشترك جريان مقاومت و گروه پانزده نفره وليد جنبلاط مانع فروپاشي دولت ميقاتي گشت. تا اينكه از اواسط بحران سوريه و بخصوص از زماني كه حملات تروريست ها به دمشق شدت پيدا كرد، ميقاتي به سمت تركيه و قطر چرخش كرد و به نوعي به جبهه ضدسوري پيوست، در اين ميان دولت ميقاتي از درون دچار نوعي تعارض شد چرا كه اكثريت كابينه با اين رويكرد مخالف بودند و بقيه نيز روي بي طرف ماندن لبنان در بحران سوريه تاكيد داشتند. ارتش نيز اگرچه از نظر كاركرد تحت امر نخست وزير بود ولي با درگير شدن در بحران سوريه و يا انتقال بحران امنيتي سوريه به داخل لبنان مخالف بود در اين اثنا دوره خدمتي فرمانده امنيتي لبنان – اشرف ريفي- كه از عناصر وابسته و مرتبط با تروريست هاي سوريه است، به پايان رسيد و ميقاتي اصرار داشت كه عليرغم آن، وي را در مهمترين پست امنيتي لبنان حفظ كند كه با مخالفت اكثريت اعضاي كابينه مواجه شد. ميقاتي اين را بهانه كرد و از مقام خود استعفا نمود كه البته از نظر لبناني ها اختلاف در سطح يك مقام دولتي نمي تواند دليل واقعي استعفا باشد.

بعضي خبرها بيانگر آن است كه بعضي از مقامات موثر امنيتي سعودي كه پرونده لبنان را در حكومت رياض در اختيار دارند، ميقاتي را تشويق به استعفا كرده و به او باورانده بودند كه حزب الله و ساير گروههاي طرفدار مقاومت ناچار به پذيرش شرايط او هستند و او مي تواند ضمن بازگرداندن اشرف ريفي دست بازتري در مناطق طرابلس و هرمل براي كمك به تروريست هاي سوري داشته باشد. ميقاتي در روز سوم فروردين استعفا كرد و دو روز بعد گفت كه «تنها تحت شرايطي حاضر به انصراف از استعفاست» اما اين علامت مورد توجه واقع نشد و حزب الله كوتاه نيامد. در عين حال برخلاف تصور اوليه كه گفته مي شد چندين ماه طول مي كشد تا دو جريان 14 و 8 مارس كه تعداد كرسي هاي شان در پارلمان -تقريبا- برابر است، روي فرد جديدي توافق كنند، اين توافق طي دو هفته بدست آمد و تمام سلام با 124 راي به نخست وزيري رسيد. در واقع در اين بازي عربستان به اسقاط دولت ميقاتي در حالي دست يافت كه او ديگر از سوي حزب الله حمايت نمي شد و از نظر جريان مقاومت نيز دوره دولت ميقاتي سپري شده بود. كمااينكه گفته مي شود كه آمريكايي ها، ترك ها، سعودي ها و قطري ها بطور مشترك با تهديد ميقاتي به مصادره اموالي كه در كشورهاي مختلف دارد او را وادار به كناره گيري از جريان مقاومت كرده بودند.

2- روي كارآمدن «تمام سلام» عضو 68 ساله پارلمان لبنان كه به ميانه روي شهرت دارد و از خاندان مشهور لبناني است كه در طول دهه هاي گذشته همواره در قدرت بوده اند، بصورت كاملاً توافقي صورت گرفته و البته عمري چند ماهه دارد چرا كه تنها مأموريت مهم دولت وي برگزاري انتخابات پارلماني است كه علي القاعده بايد 8 ژوئن -19 خرداد- برگزار شود. سلام دولت خود را «متوسط» و نه فراگير معرفي كرده و ميشل سليمان رئيس جمهور لبنان آن را دولتي «سياسي» و «مختلط» خوانده است كه هر كدام از اين عبارات داراي معاني خاص خود است. طي روزهاي گذشته، نخست وزير جديد روي همراهي حزب الله تأكيد زيادي كرده و بعضي از منابع لبناني گفته اند كه بندربن سلطان رئيس دستگاه امنيتي عربستان از تمام سلام خواسته است كه به حساسيت هاي حزب الله و ايران توجه داشته باشد. اگر اين خبرها واقعيت داشته باشند، نشان مي دهد كه مأموريت تمام سلام بيش از چيزي است كه در رسانه ها اعلام شده و احتمال دارد كه دوره نخست وزيري وي بعد از انتخابات پارلماني هم ادامه داشته باشد. از سوي ديگر سلام در مورد سوريه سكوت كرده است و حال آنكه اين مهمترين موضوعي است كه سبب سقوط دولت ميقاتي شده است.

3- تحولات سوريه نقش تعيين كننده اي در انتخابات آينده پارلماني لبنان از يك سو و تعيين دولت آينده از سوي ديگر خواهد داشت. سوريه و لبنان از نظر جغرافيايي و محيط امنيتي پيوستگي فراواني دارند و اساساً به هيچ وجه دو منطقه به حساب نمي آيند بر اين اساس هر اتفاقي كه در يكي از اين دو كشور بيفتد، بلافاصله در كشور ديگر تكرار مي شود. از اين روي مي توان به تحولات سياسي معطوف به جابجايي دولت از اين منظر نگاه كرد. بعضي از شخصيت هاي لبناني- از جمله رهبر سياسي دروزي ها- گفته اند كه روي كارآمدن «تمام سلام» محصول «توافق منطقه اي» است و بطور ضمني خواسته اند بگويند اين يك توافق ايراني-سعودي است. اين قلم در صدد بررسي صحت يا سقم اين ادعا نيست و اصولاً معطوف به بحث سوريه، در اين ميان آنچه نيازمند بررسي است موضع عربستان سعودي مي باشد. مواضع عربستان درباره سوريه -حداقل- از اواسط شهريور ماه سال گذشته دستخوش نوسان شده و توأم با نارضايتي گرديده است و مي توان گفت رياض در تحولات سوريه نقش حاشيه اي پيدا كرده است. در بازي سوريه، رياض نه در معارضه شمالي -منطقه تحرك گروهك ارتش آزاد- و نه در معارضه مياني- منطقه تحرك گروهك النصره- فعال است. معارضه شمالي عمدتاً با محوريت قطر و معارضه مياني با محوريت تركيه جريان دارد و يك رقابت نسبتاً آشكاري ميان قطر و تركيه در جريان است. عربستان سعودي تلاش مي كند تا از وضعيت «ناظر بيطرف» به سمت «عنصر فعال» تغيير موقعيت بدهد. توافق 14 مارس و آنچه درباره مواضع عربستان و اظهارات بندربن سلطان به رسانه ها راه پيدا كرده و سفير عربستان در بيروت- علي عواض العسيري- صرفاً از نظر زماني آن را نامناسب خواند، نشان مي دهد كه عربستان مايل است كه لبنان درگير بحران سوريه نشود و بخصوص مناطق سني نشين همجوار با استان حمص سوريه- يعني طرابلس و هرمل- به معارضه نپيوندند و خود نيز دچار آشوب نشوند. اين موضوع البته از جنبه هاي ديگر نيز قابل بررسي است. جناح عربستان در لبنان جناحي سكولار بوده و شخصيت هاي معرف آن سعد حريري و فؤاد سينيوره اند و حال آنكه فعالان طرابلس، مذهبي بوده و شخصيت هاي تندرويي نظير «شحال» است كه با پول قطر و تلاش هاي تركيه به ميدان آمده اند. اين موضوع ضمن آنكه موقعيت اهل سنت را كه هم اكنون هم بيش از 20 درصد جامعه لبنان را تشكيل نمي دهند، به خطر مي اندازد و در صورت بالا گرفتن بحران سبب موج فرار اين جمعيت از لبنان مي شود، لبنان را براي هميشه از حوزه اثرگذاري عربستان خارج مي كند. اين در حالي است كه تركيه و قطر به لبنان صرفاً به چشم يك ابزار براي اسقاط دولت دمشق نگاه مي كنند و براي خود يك موقعيت تاريخي قايل نيستند. در عين حال هيچ بعيد نيست كه سعودي ها توقع داشته باشند به موازات كمكي كه در لبنان به آرام سازي فضا مي نمايند و از احتمال سقوط دولت اسد در دمشق مي كاهند، از ايران توقع داشته باشند كه اقدام مشابهي براي آرام سازي فضاي منطقه الشرقيه در عربستان و بحرين انجام دهد. البته اين ها موضوعاتي هم وزن نيستند چرا كه دولت هاي عربستان و بحرين با موج سنگين و رو به گسترش مطالبات مردمي مواجه اند و روش آنان نيز مسالمت آميز است و حال آن كه دولت در سوريه و حزب الله در لبنان با گروه هاي مسلح تحت حمايت خارجي مواجه اند و روش تعارض نيز تروريستي است در عين حال دولت سوريه و حزب الله در لبنان توان رويارويي با اين امواج تروريستي را دارند و با عمق مردمي خود و بدون نياز به ايران مي توانند بر مشكل فايق آيند. بنابراين راه ايران و عربستان در تحولات منطقه از هم جداست.

4- در وراي آنچه در حوزه سياسي لبنان مي گذرد و البته هنوز هم نمي توان يقين كرد كه دولت تمام سلام به زودي شكل مي گيرد و انتخابات در زمان خود- 19 خرداد- برگزار مي شود، مسائل امنيتي لبنان حائز اهميت است. طي ماه هاي گذشته تلاش زيادي صورت گرفته است تا اهل سنت- اعم از ساكنان لبناني طرابلس، صيدا و بيروت و ساكنان فلسطيني اردوگاه هاي برج البراجنه، نهر البارد و… و آوارگان سوري- با شيعيان درگير شوند. در اين بين بعضي از عناصر كه هيچ سابقه روحانيتي هم ندارند با پوشيدن لباس روحانيت و با يدك كشيدن عناوين دروغين- نظير رهبر روحاني صيدا- شيعيان و رهبران شيعه را به شدت مورد اهانت قرار مي دهند و درصدد هستند كه شيعيان را به وسط ميدان درگيري بكشانند. افرادي نظير «احمد اسير» كه پيش از اين يك دكان عطاري در صيدا داشته پس از عزيمت چند روزه! به قطر و آموزش هايي، لباس روحانيت پوشيده و عليه سيدحسن نصرالله در صيدا خطبه خواني كرده و هر از گاهي گروهي را به بيروت اعزام مي كند تا با حضور در ميادين اين شهر، شيعيان را به طور واكنشي عليه اهل سنت تحريك نمايد. از آن طرف شبكه هاي تلويزيوني خاصي سعي دارند با برنامه ريزي و دروغ پردازي تقابل شيعه و سني را در لبنان شكل بدهند. اين مسئله تاكنون با درايت مردم لبنان و بخصوص رهبران حزب الله به بحران امنيتي منتهي نشده است ولي نمي توان احتمال وقوع حوادثي كه تحت كنترل نباشد را منتفي دانست. توافق رهبران گروه هاي لبناني روي شكل گيري سريع دولت و برگزاري انتخابات مي تواند تا حد زيادي در بهبود شرايط سياسي لبنان موثر باشد كمااينكه راي قاطع و بي سابقه 124 نماينده پارلمان 128 نفره لبنان به تمام سلام توانست تا حد زيادي تب بحران را در لبنان پايين بياورد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: