چهارشنبه 10 مارس 10 | 08:30

گمان كنم كسي از غيب داده دستوري / كه از محاكمه‌ي فتنه گر بپرهيزيد

چقدر ناصح و دل رحم و مهربان شده اند / براي خيل منافق چو سايه بان شده اند / چقدر عاطفه دارند، دوستان قضا / چه آشكار براشان يد امان شده اند / دوباره منبر و بزم نصيحت و گل سرخ / به جاي كار قضاوت چو واعظان شده اند / نداده باغ قضاشان عديده ميوه عدل / گمان كنم كه دگر چون صنوبران شده اند / منافقان نهراسيد، محتسب خواب است / در اين زمانه عدالت عجيب ناياب است


قوه قضاییه مهربان می‌شود!!

قوه قضاییه مهربان می‌شود!!

هنوز فرصت آن هست تا كه خون ریزید
هنوز مانده مجالی ،همه به پا خیزید
بدل كنید به ویرانه خاك ایران را
تمام مرز وطن را به فتنه آمیزید

در انتظار چه هستید ؟ باز فرصت هست
دوباره لشگر خود را به كین برانگیزید

گمان كنم كسی از غیب داده دستوری
كه از محاكمه ی فتنه گر بپرهیزید

مگر نه اینكه همه یار جبهه ی سبزید
به پا شوید و به مردی دوباره بستیزید

دوباره عطر دل انگیز پسته می آید
دوباره با لب خندان ز جای بر خیزید

نشانه های ظهورش عجیب پر رنگ است
به روی عدل و عدالت نشانی از سنگ است

****

چقدر ناصح و دل رحم و مهربان شده اند
برای خیل منافق چو سایه بان شده اند

چقدر عاطفه دارند، دوستان قضا
چه آشكار براشان ید امان شده اند

دوباره منبر و بزم نصیحت و گل سرخ
به جای كار قضاوت چو واعظان شده اند

نداده باغ قضاشان عدیده میوه عدل
گمان كنم كه دگر چون صنوبران شده اند

هزار پرسش بی پاسخ است در اذهان
مباد اینكه بفهمیم اسیر نان شده اند

منافقان نهراسید، محتسب خواب است
در این زمانه عدالت عجیب نایاب است

*****

جماعتی كه زهر فتنه گر حیا بكنند
چه سان شود كه وظیفه ، به حق ادا بكنند؟

كه این بود فقط از اختیار اهل قضا
گرسنگان بروند و فقط دعا بكنند

به كوری نظر بی بصیرت مردم
سزد كه عامل این فتنه را رها بكنند

همیشه كار همین مردم عوامی بود
دمی به نام عدالت سر و صدا بكنند

گرسنگان كه ندارند قدرت تشخیص
شكر خورند اگر صحبت قضا بكنند

مصیبتا كه ره فتنه پرتقالی شد
نگاه اهل قضاوت به دار قالی شد

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: