جمعه ۱۰ خرداد ۹۲ | ۱۷:۱۹

چه کسانی با تروریست های سوریه می جنگند؟

کسی مثل من که عدم مطلق هستم، چه دارد که به جبار آسمان عرضه بدارد جز اینکه تو دری به سوی خودت گشودی و آن را اهل بیت رسولت قرار دادی، شهادت می دهم که عاشق آنهایم و از دشمنانشان بیزارم، دین من همان دین آنها و قلبم همیشه با آنان است، و هر لحظه آماده برای یاریشان هستم. خدایا مرا از کسانی قرار بده که به وسیله آنها از دشمنان اهل بیت انتقام می گیری


تریبون مستضعفین- رضوان راغبی

اسمش مهدی است. پسر یکی از فرماندهان حزب الله لبنان. 21 سال بیشتر نداشت که پسرعمه اش در جنگ 33 روزه سال 2006 شهید شد. آرزوی شهادت از همان موقع افتاد در دلش. علی رضا، نه فقط پسر عمه، که از برادر برایش نزدیک تر بود. مثل یک روح بودند در دو بدن. بعد از علی رضا دیگر طاقت ماندن نداشت و صبح و شب از خدا طلب شهادت می کرد. همین چند وقت پیش بود که برای دفاع از حرم زینب کبری (سلام الله علیها) در برابر تکفیری ها، اعزام شد سوریه. گفته بود اگر شهید شد کنار علی رضا دفنش کنند. همین هم شد! دو هفته پیش که بدن مطهرش را از سوریه برگرداندند لبنان، بلافاصله منتقل شد بعلبک. درست دیوار به دیوار علی رضا! وقتی قبر را می کندند در اثر یک اشتباه، بدن مطهر علی رضای شهید آشکار شد. بعد از گذشت هفت سال سالمِ سالم بود، درست مثل بدن تازه به خون تپیده مهدی!

پس از دفن، سرتاسر خاک قبر را با پرچم سرخ رنگی پوشاندند. با جمله ای نوشته شده بر آن بدجور رشک برانگیز بود: «لبیک یا زینب»
تصویر زیر، دست نوشته ای است از این شهید 28 ساله، مهدی مرتضی، که به تازگی در درگیری با گروه های مسلح تکفیری در سوریه به شهادت رسید:
mortaza
سخنی با ملک الموت:
سلام بر تو ای اجرا کننده فرمان خدای عزوجل!
مدتهاست با تو همراه هستم و روزی نبوده که از تو ترسیده باشم، چرا که تنها کسی از تو می ترسد که به مرگ طبیعی بمیرد، اما آنکه ایمان به شهادت دارد می داند آنگونه که معصوم(ع) هنگامیکه از ایشان سوال شد: آیا شهید، هنگام شهادت دچار فتنه می شود؟ فرمودند: «برق شمشیری که بر سر شهید اصابت می کند، کفایت از هر فتنه ای می کند.» لذا تو را به رسول مکرم مان(ص) که قبل از قبض روح مبارکش از او اذن خواستی، قسم می دهم پیش از اینکه موعد قبض روحم فرا رسد، مرا باخبر گردانی، نه برای اینکه در مورد مساله ای از امور دنیا وصیتی کنم یا با کسی وداع کنم، بلکه برای اینکه مهلتی برای سلام به مولایم اباعبدالله داشته باشم! و نیز قسم ات می دهم قبض روحم را از زبانم آغاز نکنی، بگذار زبانم آخرین جزء بدنم باشد که روح از آن خارج می شود، که تا لحظه آخر «یا علی» بر زبانم جاری باشد. اینگونه، مرگ برایم گواراست!

********

خدای من! مولای من! تو را شکر می گویم برای نعمت هایی که هر لحظه بر من ارزانی داشتی، که هر شکری که برای تو به جا می آوریم، شکر دیگری لازم دارد. خدایا! بر من منت گذاشتی و توفیق زیارت ائمه علیهم السلام در عراق را نصیبم کردی و من می دانم این توفیق و عنایت خصی از جانب تو بود. لذا تو را برای این نعمت شکرگذارم. خدایا! تو را به محبوب ترین بندگانت محمد و آل محمد قسم می دهم از من در گذری و مرا ببخشی و از گناهان بسیارم به سبب محبتم به اهل بیت چشم پوشی کنی. خدایا در آمرزش تو طمع دارم، تو در قلبم محبت علی بن ابی طالب را قرار دادی اما من خطا کردم. مرا یاری کردی اما من نافرمانی کردم. هیچ عذری در پیشگاهت ندارم و حجت تو بر من تمام است. می دانم که محبتم به اهل بیت (علیهم السلام) مسئولیتم را در پیشگاه تو افزایش می دهد. آرزوهایم فزونی گرفت و گناهانم فراوان شد، آن چنان که چیزی جز شهادت نمی تواند آنها محو کند. خدایا! شهادت اهل خود را می طلبد و من اهل آن نیستم، اما امید من به لطف و کرم و فیض تو که قطع شدنی نیست، قانعم کرده که سرانجام دستم را خواهی گرفت، اگر چه در حرکت به سوی تو تاخیر کردم. خدایا! اگر جز مخلصین توفیق شهادت را پیدا نکنند، پس چه کسی او را که قلبش آگاه و دستش کوتاه است کمک کند؟ خدایا گمان نمی کنم مرا از خواسته ای محروم کنی که عمری را در طلب آن فنا کردم. من اگر اهل دعا نیستم، تو اهل اجابت که هستی و اطمینان دارم دعوتم را اجابت خواهی کرد، چرا که اجازه دادی پیوسته آن را از تو طلب کنم. من همواره در هر مکانی آن را از تو طلب کردم. اولین بار که چشم به گنبد امیرالمومنین(ع) افتاد، در زیر قبه اباعبدالله الحسین(ع) و کنار ضریح ابالفضل العباس(ع) و در کنار اصحاب ابی عبدالله آن را از تو طلب کردم. مولای من! هرگز از تو متاع بی ارزش دنیا را طلب نکردم، مرا با کسی که بندگی غیر تو را کرده در یک جایگاه قرار مده!

خدای من و مولای من! مرا بیامرز و گناهانم را از قلب مبارک صاحب العصر(ع) پنهان کن، می دانم که گناهانم باعث ناراحتی او و خوشحالی دشمنان اوست. و به خدا قسم می دانم که تو خوشنودی او را به خوشحالی دشمنش ترجیح می دهی. مولای من! کشته شدن برایت و شهادت در راهت را روزی ام کن! روزی کن امام عصرم را یاری کنم و در دولت اهل بیت برگردم. آنگاه که در روز قیامت مرا با اهل بیت یکجا جمع می کنی یا ستار العیوب، گناهانم را بپوشان و مگذار اعضا و جوارحم علیه من شهادت دهند. گناهان چشمانم را ببخش چرا که این چشمان بر مرقد امیرالمومنین(ع) نظر کرده است. گناهان زبانم را ببخش چرا که این زبان مشتاق ذکر علی بن ابی طالب است.

کسی مثل من که عدم مطلق هستم، چه دارد که به جبار آسمان عرضه بدارد جز اینکه تو دری به سوی خودت گشودی و آن را اهل بیت رسولت قرار دادی، شهادت می دهم که عاشق آنهایم و از دشمنانشان بیزارم، دین من همان دین آنها و قلبم همیشه با آنان است، و هر لحظه آماده برای یاریشان هستم. خدایا مرا از کسانی قرار بده که به وسیله آنها از دشمنان اهل بیت انتقام می گیری و کسی را جایگزین من نگردان که تو بخشنده و کریمی!
مرگ را در کنار خود خود احساس می کنم / اشک از دیدگانم سرازیر می شود

قسم به وصی رسول خدا که این گریه از روی ترس نیست / آیا کسی که عاشق علیست از مرگ می هراسد؟
اما بسیار به خداوند امید دارم / و امیرالمومنین علی نیز پیمانه آرزویم را پر می کند
که در حالی که بر لبانم «یا علی» جاری ست جان دهم / با وجود او، مرگ برایم آسان است!

shahidva

shahidv

  1. سوز دل
    ۱۱ خرداد ۱۳۹۲

    خوشا به حال شهیدان …!
    توفیق شهادت به اهل آن داده می شود. و من الله توفیق.
    خداوندا جبهه حق را پیروز گردان و مکر دشمنان را به خودشان برگردان….

  2. شیدا
    ۱۲ خرداد ۱۳۹۲

    فوق العاده بود…
    من این مطلب رو تو وبلاگم گذاشتم…
    شهید مهدی احمد مرتضی…

  3. علي
    ۶ تیر ۱۳۹۲

    الله اكبر از اين كمالات

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: