چهارشنبه 10 جولای 13 | 18:26

قرار نیست همه استعدادها شوی تلویزیونی باشد

نباید خود را با آمریکا و هالیوود و لاس وگاس مقایسه کنیم و تصور کنیم که باید در کشورما هم روش استعدادیابی شبیه آن باشد تا عقده نداشته باشیم. روش حضور اجتماعی در جامعه ایران قرار نیست مثل جامعه آمریکا باشد…


امیرقادری منتقد سینمایی، در ستون دوشنبه ۱۷ تیرماه ۹۲ در صفحه اول روزنامه هفت صبح، در مطلبی با عنوان «به یاد همه استعدادهای از دست رفته: امریکن گات تلنتس و نامزد ریاست جمهوری ما»، با اشاره به روش استعداد یابی در برنامه امریکن گات تلنتس در آمریکا و لاس وگاس و ارزیابی احساسی آن، و تعریف و تمجید از چنین روشی، به سیاه نمایی در مورد روش برخورد با استعداد‌ها در ایران پرداخته و نتیجه گرفته که روش‌های سه دهه اخیر برای کمک به استعداد ایرانیان مناسب نبوده است.

این در حالیست که برنامه امریکن گات تلنتس بیشتر به یک شوی سرگرمی و تلویزیونی شبیه است تا یک برنامه و شاخص همه جانبه برای استعداد یابی، و سوال این است که آیا در همه کشورهای جهان، از چنین روش‌هایی برای استعدادیابی بهره می‌گیرند!

آیا درهمه کشورهای جهان، باید طبق روش امریکن گات تلنتس، چند نفر داور و انبوهی از نوجوانان و جوانان و زن ومرد، با چند ثانیه یا چند دقیقه اجرای برنامه، استعداد درخشان را نمایان می‌کنند؟ وقتی در کشورهای مختلف جهان، استعداد‌ها از طریق دانشگاه‌ها، مدارس، کارخانه‌ها، موسسات تحقیقاتی وعلمی و سال‌ها تحقیق و درس و بحث، به کشف استعداد‌ها همت می‌کنند، آیا می‌توان روش امریکن گات تلنتس را روشی مناسب برای بروز استعداد‌ها ارزیابی کرد؟

نویسنده هفت صبح در مطلب خود نوشته است: موقع تماشای هیچ فیلم و سریالی، این قدر احساساتی نمی‌شوم… نتیجه گرفتم که این‌‌ همان عقده‌ای است که داریم.‌‌ همان کمبود ماست‌‌ همان چیزی است که در طول زمان دریغ شده…. اینکه استعدادمان قرار باشد تغییری به جز درچارچوب‌های مجاز رایج در زندگیمان ایجاد کند و هلمان بدهد و امکان بروز استعدادمان را فراهم کند.

موقع نگاه کردن این برنامه، انگار یک شاهکار تاریخ سینما را روی پرده نگاه می‌کنم. شاید این موفقیت برای او زندگی بهتر بسازد و همراهانش از خوشحالی بالا و پایین می‌پرند.

در این مورد باید سوال کرد که آیا این همه رشد استعداد‌ها در ادبیات و علوم مختلف در طول تاریخ واین همه دستاورد در دانشگاه‌ها و مسائل فنی وعلمی در همین سه دهه اخیر را باید نادیده گرفت؟ این همه همایش و تجلیل از اصحاب قلم، سینما، دانشمندان، چهره‌های ماندگار و.. نادیده می‌گیریم؟

در هیچ جای دنیا مراسم احساسی برای خاکسپاری، مراسم ختم و… جهت تجلیل از هنرمندان و… مثل ایران نیست. آیا این گونه تجلیل و تقدیر از استعداد‌ها و چهره‌های ماندگار علمی وهنری و… کمتر از به آغوش گرفتن و گریه کردن خانواده استعدادهای امریکن گات تلنتس است و آیا بیننده این برنامه، هنگام خواندن و دیدن برنامه‌های مختلف استعدادیابی و تجلیل از استعدادهای کشور ما کمتر از این احساساتی می‌شوند؟

آیا این همه دانشگاه، فعالیت‌های علمی و هنری و… پیشرفت‌های صنعتی و علمی و… سبب بروز استعداد‌ها نشده و آیا باید از طریق یک شوی تلویزیونی استعداد‌ها مشخص شود؟

ایا باید از طریق چنین برنامه‌ای استعداد‌ها کشف شود و طرف با شانسی که آورده سوپر استار شود؟

نویسنده نوشته است چه چیزی بهتر از انتقال چنین امیدی به عموم مردم برای پیشرفت کردن وستاره شدن. همین قدر که مردمی احتمال بدهند که می‌توانند با هر توانایی که دارند، از هر طبقه و‌نژاد و عقیده‌ای که هستند یک گام به پیش بروند یک نقطه روشن است.

در این زمینه نیز باید گفت که امید دادن به یک تعداد محدود که از این طریق به خاطر استعداهای خدادی و زیبایی و… در چارچوب تبلیغات و نور و روش‌های سینمایی به جایی برسند و سوپر استار شوند، برای همه مردم امکان پذیر نیست و باید توجه داشت که در دنیای امروز و حتی در گذشته، هیچ استعدادی بدون رنج و مشقت و کار و تلاش و پیگیری و دود چراغ خوردن درخشان نشده است. مگر می‌شود که همه آدم‌ها به خصوص متوسطین و اقشار پایین دست با حضور در یک برنامه شوی تلویزیونی خوشبخت شوند.

این نوع خوشبختی کاذب و این امید ظاهری و سطحی تنها برای بخش کوچکی از جامعه آمریکا و اروپا ممکن است و بقیه مردم جهان و این کشور‌ها، درگیر مشکلاتی هستند که در دیگر کشور‌ها با آن مواجه هستند.

نکته دیگر این است که نخبگان و استعدادهای درخشان تنها با افزایش سطح دسترسی به برنامه شوی تلویزیونی، کپی کردن آثار دیگران و حضور در کلاس درس و دانشگاه و مدرک گرفتن و… ایجاد نمی‌شود بلکه اساسا نخبه و صاحب استعداد درخشان و سوپر استار کسی است که حتی در دنیای امروز که سطح دسترسی به امکانات افزایش یافته و آدم‌ها امکان حضور در این شوی سرگرمی را دارند، باید از طریق تلاش به جایی برسد و به قولی باید حرفی برای گفتن داشته باشد و چیزی در چنته داشته باشد.

براین اساس، تنها گروه بسیار اندکی موفق می‌شوند که مورد توجه بنگاه‌های تبلیغاتی و سینمایی و تولید موسیقی و… قرار بگیرند همه شانس دی کاپریو شدن ندارند. بقیه مردم باید از طریق خواندن و کار کردن و مشقت و پیگیری، تمرین و.. باید به جایی برسند.

نویسنده هفت صبح با سیاه نمایی از شرایط داخل ایران، نوشته است که چنین امکانی برای چند جوان این مملکت فراهم شده؟ آیا در دهه‌های اخیر فرصت بروز استعداد‌ها برای طبقات مختلف اجتماعی فراهم بوده، مسیرهای مجاز بروز استعداد چه قدر بوده و راه‌های بسته چقدر؟ چه تعداد استعداد سوختند و از بین رفتند جوان افسرده و مهاجرت کرده… فقط به این دلیل که مسیرهای مجاز پیشرفت و بروز استعداد، کم و ناچیز بوده‌اند که خودی نبوده‌اند و به دیوار بسته برخوردند… قرار نیست که همه جامعه چنین مسیر سختی برای اثبات خودشان و یافتن استعداد واقعیشان طی کنند. که آخرش بشود یا نشود؟ چقدر برای مردم محملی برای پیش رفتن و ستاره شدن فراهم کردیم؟ کلی دیوار ساختیم که در چارچوب ایدئولوژی‌های محدود کننده باقی بمانند.

اگر به مفهوم چیزی به نام امنیت ملی معتقدیم تنها راه به دست آوردنش همین بود که از دست دادیم. حالا از دست من و دوستانم برمی آید که منتظر باشیم تا برنامه شروع شود. یک آدم معمولی روی سن می‌آید و همه زورش را می‌زند و سایمن کاول دستش را بالا می‌برد که شما چهار رای موافق داری و او خوشحال می‌شود و خانواده‌اش را در آغوش می‌گیرد….

وسوال از نویسنده هفت صبح این است که این امکان برای چند جوان آمریکایی و اروپایی و… وجود دارد؟ مگر همه می‌توانند در یک شو حضور یابند وهمه سوپر استار شوند؟

مگر یک کشور به چند سوپر استار در رشته‌های مختلف نیاز دارد؟

بقیه مردم باید در رشته‌های دیگر حضور یابند و استعداد خود را نشان دهند و لازم نیست و امکانش هم نیست که هر کس استعداد خود را درخشان می‌بیند، دیگران از او به شدت تجلیل کنند و خانواده در یک فضای احساسی و جلوی میلیون‌ها نفر او را در آغوش بگیرند…

نویسنده سعی کرده که تنها به فضای احساسی ذهن خود بپردازد و کل مسائل استعداد یابی ایران را با روش پیدا کردن استعدادهای سینمایی و تلویزیونی و موسیقی در یک شوی محدود مقایسه کند و یک شوی تلویزیونی واستعداد یابی را که حتی در خود آمریکا یک موضوع عمومی و یک راهکار شناخته شده و مورد قبول همه مردم برای استعدادیابی نیست، را به عنوان یک شاخص از یک جامعه آرمانی و رویایی خود معرفی کند و در نقطه مقابل همه ثمرات علمی و دستاوردهای صنعتی، رشد ادبیات، چهره‌های تاریخی و جهانی و حتی استعدادهای درخشان سه دهه اخیر که در دنیا درخشیده‌اند را نادیده بگیرد و حکم کند که امنیت ملی به خاطر بی‌توجهی به استعداد‌ها و معرفی مجاری مجاز دور از دسترس است.

اما نویسنده هفت صبح یا هر تحلیل‌گری که با مشاهده یک برنامه یا فیلم یا خواندن یک کتاب تا این درجه احساساتی می‌شود و یک شو و فیلم را به مسائل یک کشور با ۷۰ میلیون نفر ربط می‌دهد، باید توجه داشته باشند که مغلطه از نوع جزء دیدن و اطراف آن را ندیدن در آمریکا یعنی مشاهده یک شوی تلویزیونی در آمریکا را دیدن از یک سو، و کل دیدن وهمه استعدادیابی‌ها و روش‌ها و وارد کردن ایدئولوژی و امنیت و… به این وادی از سوی دیگر، مغلطه‌ای است که به راحتی هر خواننده‌ای متوجه آن می‌شود و از خود می‌پرسد که ایشان چگونه همه استعدادیابی‌ها و این همه دستاورد و شاخص‌های سه دهه اخیر را نادیده گرفته و با ردیف کردن اشکالات آن هم از نگاه سیاسی، و ربط دادن مسائل به نظام و دولت، سعی دارد که یک شوی تلویزیونی را در کنار یک کشور مقایسه کند؟

اشکال تحلیل ایشان این است که همه مسائل استعدادیابی را در سیاست خلاصه کرده است. اینکه دولت‌ها با سوء مدیریت خود امکان بروز برخی استعداد‌ها را فراهم نکرده‌اند یا امکانات نداده‌اند و… شکی نیست و انتظار این است که استعدادهای کشورمان در هر نقطه‌ای از کشور شناسایی و تقویت شود.

اما واقعا سوال این است که استعداد‌ها در کره جنوبی، آمریکا، ژاپن و… همگی بر اساس برنامه دولت ظهور و بروز و رشد می‌کند؟

آیا در طول تاریخ ما که دولت‌ها کم و بیش سرگرم مسائل مالیات ونظامی و… بوده‌اند، هیچ استعدادی رشد نکرده است؟

آیا در سه دهه گذشته که در کشورما استعدادهای درخشانی ظهور کرده‌اند و متاسفانه برخی از آن‌ها از کشور خارج شده‌اند همگی مرتبط با دولت بوده‌اند؟

وقتی در روستا‌ها و شهرهای دور افتاده چنین استعدادهایی داریم اما در شهری مانند تهران، با این همه امکانات دولتی، متناسب با روستا‌ها و شهرهای دیگر، از رشد استعداد‌ها بهره‌مند نیستیم، آیا می‌توان همه این تفاوت‌ها را به دولت ربط داد؟

وقتی در کشوری مانند چین، در شرایط مختلف سیاسی، کمونیستی، درهای باز، انقلاب فرهنگی، اصلاحات اخیر و… چینی‌ها سرمایه و استعداد خود را به کشور خود بر می‌گردانند و برعکس برخی هموطنان ما به محض آنکه فرصتی می‌یابند به کشورهای دیگر مهاجرت می‌کنند، آیا بازهم باید مسائل ایدئولوژیک و امنیت و… را وارد تحلیل خود کنیم؟

نویسنده محترم باید توجه داشته باشد که، همه چیز را از زاویه سیاست تحلیل کردن و سیاه نمایی کردن، آسمان و ریسمان را به دولت و نظام ربط دادن، و نتیجه احساسی گرفتن، و تحلیل مسائل هنری و سینمایی و استعدادیابی و… را به دنیای سیاست و ایدئولوژی و امنیت ربط دادن، دردی را دوا نمی‌کند.اگر به دنبال امید و تقویت آن هستیم اتفاقا باید از فضای صرف سیاسی خارج شویم.

این نشان دهنده اشتباهات و ضعف ماست که سعی می‌کنیم همه چیز را به دولت‌ها ربط دهیم و حتی گرانی کالا‌ها، کمبود کالا، مدرک گرایی، مهاجرت و بسیاری از پدیده‌ها را به دولت و نظام ربط می‌دهیم. در حالی که باید توجه داشت که عملکرد دولت نیز انعکاسی از فرهنگ عمومی وباور‌ها و روش‌شناسی علمی جامعه است. و با سیاه نمایی از داخل کشور و سفید دیدن دیگران، مشکلی حل نمی‌شود.

اینکه یک شوی تلویزیونی را مبنای سنجش و ارزیابی یک جامعه بزرگ مانند ایران قرار بدهیم و تا می‌توانیم وضعیت استعدادیابی کشورمان را سیاه ارزیابی کنیم، نه شایسته است و نه نتیجه‌ای دارد.

تازمانی که نگاه ما نیز ایدئولوژیک است و همه چیز را از دولت و نظام انتظار داریم و استعدادیابی و جهش و رشد استعداد و درس و کار و تلاش را نتیجه کار دولت‌ها می‌دانیم، نمی‌توان انتظار داشت که اهداف ما تحقق یابد؟

سوال دیگر این است که به تناسب تولید امکانات، از قبیل دانشگاه و مدرسه، بودجه، کلاس درس، استاد ومعلم و رشد سواد آموزی و مدرک، آیا استعدادهای درخشان و نخبه بیشتر شده یا کمتر.

آیا کیفیت کار نخبگان و استعداد‌ها بهتر شده یا کمتر و ه‌مان‌ها که به قول شما از مجاری مجاز کار کرده‌اند، آیا همگی به یک نسبت بهتر رشد کرده‌اند یا کمتر

براین اساس، اگر میزان مشارکت دولت حتی در چارچوب‌های قانونی را مبنا قرار دهیم، به خاطرافزایش سطح دسترسی استعداد‌ها به امکانات داخل و بین المللی، نخبه بودن و قهرمان و شاخص بودن و استعداد درخشان بودن، نسبت به گذشته تغییر کرده است و دلایل و عوامل مختلفی بر موضوع استعدادیابی موثر است که باید به طور تفضیلی بررسی و ارزیابی شود و لذا تنها نمی‌توان عملکرد دولت و نظام و چارچوب‌های قانونی ومجاری مجاز و غیر مجاز، را مبنا قرار دهیم.

ضمن اینکه در چارچوب فرهنگ ایران و فرهنگ هر کشوری، هنجار‌ها و ظاهر جامعه با جوامع دیگر متفاوت است و در همین جامعه ایران با همین شاخص‌های امروز، درطول تاریخ استعدادهای فراوان داشته و داریم.
و لذا نباید خود را با آمریکا و هالیوود و لاس وگاس مقایسه کنیم و تصور کنیم که هر چه در آنجاست نکوست و باید در کشورما هم روش استعدادیابی شبیه آن باشد تا عقده نداشته باشیم.

روش حضور اجتماعی در جامعه ایران قرار نیست که مثل جامعه آمریکا باشد و در کشور ما نیز حضوراستعداد‌ها در جامعه به شکل‌های دیگر در جریان است و قرار نیست که همه استعدادهای به شکل شوی تلویزیونی و با آغوش گرفتن همراهان بعد از اعلام موفقیت همراه باشد….

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.