دوشنبه 20 سپتامبر 10 | 10:40

پشت پرده سایت BarackObama.ir

ادامه کار این قبیل سایت‎‎ها نیازمند حمایت است. الان هرکدام از بچه‎‎های سایت باراک اوباما در رسانه دیگری مشغول به‎کارند. به هر حال زندگی خرج دارد و نمی‌شود کار اصلی را ر‎ها کنیم و فقط به کارهای سایت بپردازیم.


BarackObama.ir برای ما کمی رازآلود به‎نظر می‎آمد و تلاش برای پیدا کردن آن‎هایی که هر روز چندین خبر را روی سایت BarackObama.ir می‎فرستند، داشت بی‎نتیجه می‎ماند. و خب اصلا چه کاری بود که در این‎باره بنویسیم؛ در حالی‎که حتی به یکی از نویسندگانش دسترسی نداشتیم. با منتفی شدن کل پرونده فاصله‎ای نداشتیم که یکی از «کانال‎ها» کار خودش را کرد و تماس تلفنی با یکی از گردانندگان برقرار شد و این‎جا آغاز مشکل دوم بود. کسی که ما با او صحبت می‎کردیم همکاری می‎کرد، اما بنا به دلایلی حاضر نبود گفت‎وگو کند. البته یک روزنامه‎نگار اگر قرار باشد زبانی را بفهمد، زبان یک روزنامه‎نگار دیگر است. این اتفاق برای ما افتاد و قرار گفت‎وگو گذاشته شد، اما به این شرط که اسم و عکسی از مصاحبه‎شونده در کار نباشد. ما هم پذیرفتیم و همین موضوع هم شد سئوال اول این گفت‎وگو تا شاید کمی از این سایت رمزآلود سر دربیاوریم…

شنیده بودم که سایت BarackObama.ir وابسته به یک جریان دولتی است که ترجیح می‎دهد بی‎نام و نشان باقی بماند. این‎که شما حاضر نیستید مقابل دوربین عکاس ما بنشینید یا چاپ نشدن اسم‎تان را شرط انجام این گفت‎وگو گذاشته‎اید، را باید نشانه‎ای بر تأیید همین موضوع دانست. بعید می‎دانم تا این‎جا با من مخالف باشید…
اتفاقا از همین‎جا مخالفم. البته اگر چاپ اسم و عکس من صورت مسئله اصلی شما در بررسی این موضع است، بسیار خوب، این کار را بکنید. اما من نکته مهمی را به شما گفتم؛ همان‎طور که خودمان را در سایت نیز معرفی کرده‎ایم، عضو گروهی از فعالان رسانه‎ای هستم که دور هم جمع شدیم و تصمیم گرفتیم سایت باراک اوباما با دامنه فارسی را راه‎اندازی کنیم. ما یک لشکر آدم با انبوهی از امکانات نیستیم. تعدادمان حدود 10 نفر است و از رسانه‎‎های مختلف و رویکرد‎های سیاسی مختلف هستیم و من نیز عضوی از این جمع هستم. نخواستم اسم و عکسم منتشر شود چون اولا این کار کاملا گروهی با سهم‎‎های مساوی است؛ منصفانه نیست که با انتشار اسم و تصویر من، تمام کار با یک چهره شناخته شود. دوما ما آمده‌ایم که کار انجام بدهیم و هرگز قصدمان شهرت‌طلبی نبوده. من و دوستانم ترجیح می‎دهیم گمنام بمانیم، نه به دلیلی که شما گفتید، بلکه برای مخابره این پیام که عمل در این حوزه یک‎جور‎هایی از خودگذشتگی می‎خواهد. در عرصه جنگ نرم در کنار فرماندهان کاربلد، به سربازانی احتیاج است كه حاضر باشند با تمام وجود بجنگند. ما برای خودمان چنین تکلیفی احساس می‎کنیم و بر این اساس فقط می‎خواهیم کار کنیم و دیگر هیچ. کشف این‎که ما چه‎کسانی هستیم، خیلی هم کار دشواری نیست. محیط رسانه‎‎ها با وجود تمام گستردگی، آن‎قدر کوچک هست که اسم فعالان یک سایت، خیلی مخفی نماند. امیدوارم متوجه باشید که این یک حرکت نمادین است، نه یک استتار هویتی.

حسن‎نیت شما قبول. اما دست‎خالی که نمی‎شود به جنگ رفت! باورش کمی سخت است که شما از جیب پول می‎گذارید. دست‎کم بگویید کجا و چه نهادی از شما حمایت می‎کند؟
به شما حق می‎دهم که به‎راحتی از کنار این موضوع نگذرید، اما برای سئوال شما من جواب خودم را دارم. ممکن است کسی بگوید که هزینه‎‎های راه‌اندازی سایت طوری نیست که کسی از پس آن برآید و حتی اگر افرادی انگیزه لازم را برای راه‌اندازی آن داشته باشند، نیاز‎های سخت‌افزاری نمی‌گذارد چنین اقداماتی انجام دهد. اولا هزینه‎‎های راه‌اندازی این قبیل سایت‌‎ها خیلی بالا نیست. ضمن این‎که می‌شود با گردهم آمدن تعدادی از دوستان، این هزینه‎‎ها را سرشکن کرد. همین کار را ما در سایت باراک اوباما کردیم.

حتی اگر کسی باشد که نخواهد ریالی هم خرج کند، بازهم این کار امکان‎پذیر است. می‌شود با وبلاگ که استفاده از آن مجانی است، مطالب خود را منتشر کنید و بیننده پیدا کنید و کم‎کم که وبلاگ شما مشهور شد، به فکر سایت بیفتید.

اما شما الان یک سایت دارید که اتفاقا فرم درست و درمانی هم دارد…
البته قبول دارم که ادامه کار نیازمند صرف هزینه است. ما حامی دولتی نداریم، اما همین‎جا از دولت و حتی مردمی كه توانایی کمک دارند، می‎خواهم نسبت به ایجاد سایت‌‎ها و وبلاگ‌‎های انگلیسی‌زبان نگاه تازه‎ای داشته باشند. حمایت آن‎‎ها می‎تواند خیلی مؤثر باشد.

نگران این نیستید که با این حمایت‎‎ها برچسب دولتی بودن به سایت شما بخورد؟
این برچسب را چه‎کسی می‎خواهد بزند؟ آن‎ها همین حالا که ما هیچ کمکی دریافت نمی‎کنیم هم این حرف‎‎ها را می‎زنند. چرا دولت ایران از وبلاگ‌‎ها و سایت‌‎های انگلیسی‎زبان در کشورمان که دغدغه‎‎های ملی و دینی دارند، حمایت مالی نکند؟ در حالی‎که همین الان دولت آمریکا دارد به ضدانقلاب‌‎های ایرانی صاحب وب‎سایت‌‎ها و وبلاگ‌‎های ضدایرانی و ضددینی کمک‌‎های بزرگ مالی می‌کند، چرا افراد خیر ما که نمی‌دانند پول خود را در امور خیر چطور صرف کنند، نیایند و برای کشور و عقاید دینی خود، به گردانندگان وبلاگ‌‎ها و سایت‌‎های انگلیسی کمک کنند؟ حتی به‎نظر من، کسانی‎که شرکت‌‎های تجاری و محصولاتی دارند که می‌خواهند در خارج هم آن را به فروش برسانند، می‌توانند با تبلیغ در همین سایت‌‎ها و وبلاگ‌‎ها، هم پول خود را در مسیر عزت و تعالی کشور خود صرف کنند و هم باعث رونق اقتصادی خود و کسب مشتریان خارجی شوند. به‎علاوه، شرکت‌‎هایی که به توریست‌‎های خارجی خدمات می‌دهند، می‌توانند از طریق تبلیغ در چنین سایت‌هایی، به توضیح نحوه ارائه خدمات خود بپردازند.

این‎‎ها که می‎گویید برای آینده است. الان چه می‎کنید؟
همان‎طور که گفتم، ادامه کار این قبیل سایت‎‎ها نیازمند حمایت است. الان هرکدام از بچه‎‎های سایت باراک اوباما در رسانه دیگری مشغول به‎کارند. به هر حال زندگی خرج دارد و نمی‌شود کار اصلی را ر‎ها کنیم و فقط به کارهای سایت بپردازیم. چون این سایت درآمدی ندارد که بخواهد به نیرو‎ها بدهد. این‎که این بچه‎‎ها جمع شدند و هزینه‎‎های سایت را خودشان تقبل کردند و این سایت را برای ابراز دغدغه‎‎های خود راه انداختند، نشان می‌دهد که من چقدر خوشبخت هستم که با این دوستان همکاری می‌کنم. اما به هرحال، ادامه فعالیت این سایت گرچه با دست خالی ممکن است، اما خب سخت است. البته یادتان باشد که مردم ایران با دست خالی کار‎های بزرگی کردند و ما هم جزو همین مردمیم. اما خب با امکانات بیشتر، کار‎های بزرگتر می‌شود انجام داد. یک نفر مثل سردبیر من پیدا می‌شود که اهمیت موضوع را درک می‌کند و اجازه می‌دهد در برخی زمان‌‎های خالی فعالیت من در رسانه‎ای که در آن مشغول به‎کارم، در سایت باراک اوباما مطلب منتشر کنم. اما خیلی از دوستان دیگر هستند که چنین اجازه یا امکانی را در محل کار خود ندارند.

اشاره کردید که آن‎‎ها کار خودشان را می‎کنند و اتهام دولتی بودن می‎زنند. نمونه‎ای هست؟
روزنامه گاردین که تقریبا مشهورترین روزنامه انگلیس است، متن بلندبالایی به معرفی سایت ما اختصاص داد، اما کاری که کرد این بود که این سایت را دولتی معرفی کرد. برای این ادعا هم دو دلیل آورد یکی این‎که خبر راه‌اندازی سایت باراک اوباما را سایت‌‎های دولتی داده‌اند و دیگر این‎که به نقل از یک خبرنگار ایرانی که نخواست نامش فاش شود، مدعی شد چون این سایت با دامنهir. ثبت شده، نشان می‌دهد دولت برای ثبت آن، چراغ سبز نشان داده است.
خب، این ادعا حتما جوابی هم دارد؟
دلیل‌‎ها درست نبود. چون اولا خبر راه‎اندازی این سایت را اولین‎بار سایت‌‎های تابناک، الف و فردانیوز منتشر کردند که به‎نوعی منتقد دولت هستند. رجانیوز، جهان‌نیوز،‌ مشرق نیوز و حتی سایت شخصی منتجب‌نیا از شخصیت‌‎های اصلاح‎طلب نیز خبر راه‌اندازی این سایت را منتشر کردند که مجموعه این اسم‌‎ها نشان‎دهنده طیف وسیع انعکاس‎دهندگان خبر راه‌اندازی سایت باراک اوباماست.

از سویی اگر نحوه ثبت دامنه‎ای (ir) را برای‎تان بگویم، ممکن است خنده‎تان بگیرد. در حال حاضر هیچ نظارتی بر روی دامنه‎‎هایی که شما می‌خواهید بگیرید، وجود ندارد. یعنی الان شما هر اسمی با هر وضعیتی مدنظر داشته باشید می‌توانید به سایت «نیک» مراجعه کنید و با یک ثبت‎نام اینترنتی بدون هیچ مشکلی دامنه را بگیرید. در واقع تنها مسئولیت عواقب جرائمی که ممکن است از طریق این دامنه مرتکب شوید، به عهده خود شما خواهد بود و الا هیچ نظارتی از طرف دولت برای ثبت دامنه وجود ندارد.

به همین خاطر، معلوم بود که یا مصاحبه گاردین با خبرنگار مذکور ساختگی بوده، یا خبرنگار، خودش ساختگی بوده! یعنی واقعا خبرنگار نبوده است. چون الان تقریبا همه خبرنگار‎های ایرانی مطلع در عرصه وب، می‌دانند که برای ثبت دامنه، دولت نظارتی انجام نمی‌دهد و شما آزادید هر دامنه‎ای خواستید، بگیرید.

دلیل‌‎های خنده‌داری بود، ولی چون رسانه‎‎های غربی به‎دنبال بهانه‌اند، بقیه رسانه‎‎های غربی هم که نسبت به راه‌اندازی سایت ما واکنش نشان دادند، همین دو دلیل را نوشتند تا ما را به دولت منتسب کنند و بگویند که این‎‎ها حرف‌‎های ملت نیست. البته، ما جوابیه خودمان را برای روزنامه گاردین فرستاده‌ایم و آن‎‎ها مجبورند براساس اخلاق مطبوعاتی، آن را منتشر کنند. البته اگر اخلاق داشته باشند!

جناب مایکل لدین هم که عنایت خوبی به سایت داشته‎اند گویا!
بله. واکنش او هم جالب بود. او با دیدن سایت باراک اوباما گفته بود که حکومت ایران سایتی در مورد رییس‌جمهوري اوباما به راه انداخته که پر از شایعه‌پردازی است؛ ما هم کم نیاوردیم و گوشه‎ای از پرونده مایکل لدین و بدبیاری‌‎هایی که در جریان مواجهه با ایران به آن دچار شده را به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر کردیم که مورداستقبال رسانه‎‎های داخلی قرار گرفت و تابناک، رجانیوز و روزنامه کیهان آن را منتشر کردند که فکر کنم الان دیگر به گوش آقای لدین رسیده باشد!

حالا چرا باراک اوباما؟ چرا یک سایت دو زبانه که بخش انگلیسی‎اش به‎مراتب قوی‎تر از بخش فارسی است؟
در واقع، دغدغه‎ای که در این جمع رسانه‎ای وجود داشت، کمبود و یا شاید نبود سایت‌‎های ایرانی انگلیسی‎زبان غیررسمی ایرانی برای بیان واقعیت‎‎ها در مورد ایران بود. به‎نظر ما، سایت‎‎های فارسی‌زبان به اندازه کافی و حتی بیش از حد معمول در اینترنت در حال انتشار خبر و فعالیت رسانه‎ای هستند. زیادی تعداد این سایت‎‎ها که به اندازه هرکدام دیدگاه‎‎های مختلف سیاسی وجود دارد، باعث شده که نوعی اختلاف سیاسی هم بین گردانندگان آن‎‎ها ایجاد شود. در حالی‎که فراموش کرده‎ایم همه ما ایرانی هستیم و هدف و دشمن مشترکی داریم.

یک‎جور جنگ داخلی به جای جنگیدن در جبهه اصلی…
دقیقا! به‎نظر من، بخشی از این ظرفیتی که قرار بوده فعالان رسانه‎ای برای مواجهه با دشمن مصرف کنند، به‎خاطر حجم بالای سایت‎های خبری فارسی و تلاش این سایت‎ها برای برتر نشان دادن خود در مواجهه با دیگر سایت‎ها، صرف اصطکاک با دوستان و حتی حاکمیت شده است. چراکه برخی رسانه‎‎ها تصور می‌کنند مستقل بودن رسانه به این معنی است که با حاکمیت در تعارض و اصطکاک باشند. این در حالی است که در کشور‎های غربی وضعیت برعکس است و بخشی از سیاست‌‎های کشور را که دولت‌‎ها توان گفتن آن را ندارند، از سوی رسانه‎‎ها گفته و پیگیری می‌شود. مثلا در حوزه سیاست خارجی، رسانه بال دیگر دیپلماسی است تا در نهایت یک هدف محقق شود.

متأسفانه در کشور‎های در حال توسعه وضعیت برعکس است. بعضا دیده می‌شود رسانه‎‎ها به‎جای این‎که بال دیگر دیپلماسی باشند، گره‎ای بر تک‎بال دیپلماسی هستند و به هر تصمیمی انتقاد می‌کنند تا به اصطلاح نشان دهند که استقلال خود را حفظ کرده‌اند. این بلایی است که گفتمان غربی رسانه، بر سر ما آورده است.

برای تبليغ سایت تاکنون چه کرده‎اید؟ چه برنامه‎ای برای این کار در حوزه داخلی و خارجی دارید؟
تبلیغ کردن پول می‎خواهد، مخصوصا تبلیغ در سایت‌‎های پربازدید فارسی و انگلیسی که هزینه‎‎های سنگینی دارد. گرچه یکی دو مورد سایت‌‎های پربازدید فارسی به‎واسطه روابط دوستانه و به‎خاطر دغدغه‎ای که داشتند، لطف کردند و چند روزی بنر‎های تبلیغاتی سایت ما را در سایت خود قرار دادند. البته الان این بنر‎ها برداشته شده است.

من متعجبم که چرا وقتی جای خالی برای آن بنر وجود دارد و آن‎‎ها هم می‌دانند که انگیزه این کار چیست و حتی می‌شود گفت که چنین سایتی با چنین ابعاد و مشخصاتی برای اولین‎بار راه‎اندازی شده است، چرا دوستان حمایت نمی‌کنند و بنر را نمی‌گذارند؟
خب سایت آن‎‎ها هم خرج دارد! درست است که همه‎چیز باید حساب و کتاب داشته باشد، اما همیشه استثنا هم وجود دارد. به‎نظرم دوستان بد نیست که به واکنش‌‎های رسانه‎‎های خارجی به راه‎اندازی این سایت نگاه کنند و ببینند که این سایت به‎واسطه استفاده از زبان انگلیسی تا چه حد مورد توجه افکار عمومی غرب است.

به هرحال، ما موج دومی از تبلیغات را در نظر داریم و می‌خواهیم طی روز‎های آینده، بنر‎هایی در سایت‌‎های فارسی درج کنیم. به‎علاوه با دادن تبلیغ به گوگل، افکار عمومی انگلیسی‎زبان را به خود جذب خواهیم کرد. صفحه توییتر سایت باراک اوباما افتتاح شده و در روز‎های آینده، صفحه فیس‎بوک این سایت نیز راه‎اندازی می‎شود. علاوه‎بر این، با سایت‌‎های مستقل آمریکایی و اروپایی در حال ارتباط گرفتن هستیم و امیدواریم آن‎‎ها را مجاب کنیم که از مقالات ما استفاده کنند و بنر یا لینک سایت ما را در سایت خود قرار دهند.

دورنمای تحقق وضعیت مطلوب شما چیست؟
تصور کنید در فضای بین‎المللی کنونی که هجمه شدید تبلیغاتی علیه ایران وجود دارد و افکار عمومی غرب نیز تشنه آن است که ببیند چه صدایی از ایران بلند می‎شود و مردم و رسانه‎‎های ایران، چطور به اتهامات رسانه‎‎های غربی پاسخ می‌دهند، شاهد چه ثمرات و نتایج ارزشمندی خواهیم بود؛ اگر به‎جای این‎که صدای اختلاف و تفرقه سایت‎های فارسی‎زبان را بشنوند، شاهد تلاش فعالان رسانه‎ای در ایران باشند که به زبان انگلیسی و دیگر زبان‎های رایج، به بیان مواضع ملت ایران می‌پردازد.
درواقع در سایت‎های ایرانی انگلیسی‎زبان، با توجه به این‎که دشمن مشخص و معلوم است، ظرفیت‎‎ها صرف مواجهه با نیرو‎های خودی نخواهد شد و همه در کنار هم به یک هدف مشترک فکر خواهند کرد.

شاید مشکل این‎جاست که هدف مشترکی وجود ندارد. نگاه‎‎ها متفاوت است و نمی‎شود انتظار داشت همه یک حرف را تکرار کنند…
این حرف شما من را غمگین می‎کند. چرا می‎گویید هدف مشترکی وجود ندارد؟! عزت ایران هدف همه ماست، این «همه»‎ ای که عرض می‎کنم خیلی گسترده است. وانگهی در حوزه سیاست خارجی، شکر خدا اشتراکات زیادی بین گروه‎‎ها و طرز تفکرهای مختلف وجود دارد و مهمترین دلیلش هم این است که هیچ انسان منصف و سالمی در مواجهه کشورش با دشمن، نمی‌رود طرف دشمن را بگیرد.

وقتی افکار عمومی غرب ببیند که برخلاف تمام جوسازی‌‎های رسانه‎‎های کشور‎های غربی، ایران و مردمش جواب‌‎های مناسب و قانع‌کننده‎ای نسبت به ادعا‎های کشور‎های غربی دارند، حداقلش این است که نسبت به اتهامات مطرح شده به دیده تردید نگاه می‌کند و دلیلی برای همراهی با این ادعا‎ها و تکرار آن‎‎ها نمی‌بیند. در همین سایت ما دوستانی که کار می‎کنند در واقع جمعی از اصحاب رسانه با طرز فکر‎های مختلفند که همه به‎دنبال موفقیت و عزتمندی کشور خود هستند، آن‎ها با همین نگاه دور هم جمع شدند و این سایت را استارت زدند.

شما بعد از آغاز به‎کار سایت‎تان چنین بازخوردی دیدید؟
البته. زمانی‎که خبر راه‎اندازی رسمی این سایت در 9 شهریور منتشر شد، بسیاری از سایت‎ها با طرز تفکر‎های گوناگون خبر افتتاح این سایت را منعکس کردند که باعث بازدید بسیار بالای سایت شد.

منظورم از خارج از کشور و آن طرف خاکریز بود!
واکنش بین‎المللی به این سایت واقعا گسترده بود. حجم گسترده‎ای از رسانه‎‎های آذربایجان نسبت به موضوع واکنش نشان دادند و واکنش‌‎ها هم اغلب مثبت بود. سایت‌‎های اسپانیایی، اتریشی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی و آمریکایی نیز واکنش‌‎های جالبی داشتند. بیشتر بهت‌زده بودند و نهایت اظهارنظری که می‎توانستند برای کم‎رنگ کردن موضوع عنوان کنند این بود که سایت باراک اوباما، متعلق به دولت ایران است.

می‎خواهم یک نمونه برجسته را مثال بزنید…
برخی رسانه‎‎ها و شخصیت‌‎های غربی هجمه‎ای تبلیغاتی را علیه ایران درخصوص حکم قضایی خانم سکینه الف که به جرم زنای محصنه و مشارکت در قتل همسرش معترف و محکوم به مرگ شده، آغاز کردند. دلیلی که باعث شد این فضای تبلیغاتی علیه ایران مثل یک بادکنک، سریع بزرگ شود، سکوت رسانه‎‎ها و به‎خصوص رسانه‎‎های انگلیسی زبان ایرانی در برابر آن بود.

شاید مقداری از آن به حجب و حیای ایرانیان برگردد که نسبت به گناهان غیراخلاقی آن‎قدر احتیاط می‎کنند که حتی در صورت اثبات جرم یک نفر هم دوست ندارند آن را به زبان بیاورند و یا در مورد آن خبر بنویسند. اما شاید بخشی از این اشتباه، متوجه قوه قضاییه باشد که اطلاعات کافی در اختیار رسانه‎‎ها قرار نداد که جواب ادعا‎های غرب را بدهند. در واقع تصور می‎کنم به غیر از بیانیه ستاد حقوق بشر قوه قضاییه آن هم به زبان فارسی، هیچ واکنش رسمی دیگری نسبت به این موضوع ابراز نشد.

این روند ادامه پیدا کرد تا خانم کارلا برونی همسر سوم آقای سارکوزی رییس‌جمهور فرانسه که حتی در کشورش هم به امور غیراخلاقی و خیانت به همسر شهره است، از خانم الف حمایت کرد و خیانت به همسر و مشارکت در قتل را «عشق پاک» نامید و گفت تعجب می‎کند که چرا یک زن در ایران به‎خاطر دوست داشتن یک نفر دیگر محکوم به مرگ شده است.

این‎جا بود که برخی رسانه‎‎های ایران از جمله روزنامه کیهان و سایت شبکه ایران نسبت به موضوع واکنش نشان دادند و عنوان کردند که یک زن دارای مفاسد غیراخلاقی در فرانسه، از یک مرتکب زنای محصنه حمایت کرده است. رصد سایت‎های خبری نشان می‌داد که حجم زیادی از سایت‎ها به این رسانه‎‎ها ارجاع دادند که باعث شد افکار عمومی غرب، اعتراض مردم و رسانه‎‎های ایرانی را به دخالت در امور داخلی خود ببینند.

شما چه کردید؟
ما در سایت باراک اوباما مطلبی با این عنوان که چرا رسانه‎‎های ایرانی کارلا برونی را بدکاره نامیدند، به زبان انگلیسی نوشتیم که از پربازدیدترین مطالب سایت شد و بسیاری از سایت‎های غربی به نقل از ما این مقاله را کار کردند. چون منطق جالبی در این مقاله وجود داشت و مبتنی بر این بود که وقتی خانم برونی، در امور داخلی یک کشور دخالت می‌کند و براساس طرز تفکر خودش ارتکاب به زنای محصنه را عشق پاک معرفی می‌کند، مردم کشور ایران و رسانه‎‎های آن نیز حق دارند بر اساس اعتقادات خودشان، این زن دارای سوابق گسترده غیراخلاقی را بدکاره بخوانند.
در این مقاله، حتی در مورد فلسفه سنگسار و اهمیت خانواده در اسلام و تأثیر این مجازات بر کم بودن نرخ جرایم غیراخلاقی در ایران صحبت کردیم. از کارشناسان غربی خواستیم به این سئوال جواب دهند که تعداد کسانی‎که در کل در ایران سنگسار شده‌اند و شاید به تعداد انگشتان دست هم نرسند بیشتر است یا تعداد صد‎ها هزار فرزند، یا زن و شوهری که در پی خیانت یک زن به شوهرش دست به جرایم سنگینی چون خودکشی یا قتل دیگری زده‌اند. این مقاله هم بازتاب‎های خوبی در سایت‌‎های غربی داشت.

مجموعه این تلاش‌‎ها باعث شد که رسانه‎‎های ایرانی زیر ذره‌بین قرار بگیرند و بتوانند نکات تکمیلی و دلایل حکم مذکور را عنوان و نسبت به دخالت کشور‎های غربی در امور داخلی خود اعتراض کنند که تا حدودی به تلطیف فضا کمک کرد. شاهد بودیم که برخی شخصیت‌‎های فرهنگی در فرانسه و حتی مردمی که طی روز‎های اخیر در فرانسه دست به تظاهرات گسترده علیه سارکوزی زده بودند، عنوان کنند که رییس‌جمهور فرانسه و همسرش بهتر است به‎جای دخالت در امور داخلی کشور‎های دیگر به حل مشکلات کشور خود بپردازند.

این مسئله نشان می‌دهد که افکار عمومی غرب واقعا از ایران و اسلام کم می‌دانند، اما می‌خواهند بدانند. چون این‎قدر رسانه‎‎های غربی از ایران و اسلام بد گفته‌اند که افکار عمومی خود را برای شنیدن روایت‌‎های دیگر از این دو مقوله حریص کرده‌اند. به همین‎خاطر، ایجاد پایگاه‎‎های خبری و وبلاگ‌‎های انگلیسی‎زبان از سوی اصحاب رسانه و کارشناسان سیاسی، مذهبی و… واقعا می‌تواند نتایج بزرگی داشته باشد.

نتایج قابل‎قبولی است و خب آدم را امیدوار می‎کند، اما به‎نظر می‎رسد حضور شما کافی نباشد…
قطعا همین‎طور است. می‎گویند یک دست صدا ندارد. در فضای اینترنت و رسانه هم واقعا همین‎طور است که یک سایت و دو وبلاگ، صدای چندانی ایجاد نمی‌کند. گرچه هریک سایت ایرانی انگلیسی‌زبان که برای بیان مواضع ایران اسلامی ایجاد شود، غنیمت است، ولی خب همین الان هم، سایت باراک اوباما به‎دلیل تنها بودن در حوزه فعالیت خود، با برخی مشکلات همراه است. مثلا این‎طور که بررسی‌‎ها نشان می‌دهد موتور سرچ گوگل این سایت را سانسور کرده. با وجود بازدید بالایی که سایت ما دارد و به‎رغم رتبه بالایی که در سایت‌‎های رتبه‎دهنده به‎لحاظ بازدید کسب کرده، در گوگل دارای امتیاز صفر مانده است.

این در حالی است که در موارد مشابه، چنین سایتی با این بازدید و ساختار، می‌بایست رنک دو یا سه می‌گرفت.
به‎علاوه، وقتی منبع اطلاع‎رسانی یکی باشد، به‎راحتی می‌شود جلوی آن را گرفت و غربی‌‎ها می‌توانند آن را هک یا به بهانه‎‎های دیگری مسدود کنند. اما اگر صد‎ها سایت و وبلاگ انگلیسی‎زبان به بیان مواضع ایران و اسلام بپردازند، دیگر نمی‌شود جلوی آن‎‎ها را گرفت و گوگل هم چاره‎ای جز محاسبه آن‎‎ها نخواهد داشت. ولی فعلا که ما تنها مانده‎ایم.

یعنی هیچ سایتی مثل شما وارد این حوزه نشده؟
نه متأسفانه مدل مشابهی در ایران ندیده‎ایم.

سایتی هست به نام «آمریکا، نگاهی نو». این سایت را دیده‎اید؟
این سایت را ندیده بودم. اما خب به زبان فارسی است. البته امیدواریم دوستان ما در این مجموعه هم موفق باشند و ان‎شاءا… زبان انگلیسی آن را نیز راه بیندازند. در صورت راه‎اندازی بخش انگلیسی، ما هم از آن‎‎ها حمایت تبلیغاتی خواهیم کرد. ما بیشتر نمونه‎‎های خارجی را دیده بودیم. سایت‎های مستقل آمریکایی و اروپایی را دیده بودیم. از قبیل آنتی‎وار، ولترنت، آمریکن فیری پرس و… ما خواستیم سایتی به زبان انگلیسی و مشابه با این سایت‎ها اما با گفتمان ایران ایجاد کنیم.

برای آینده چه برنامه‎ای دارید؟
به‎زودی علاوه‎بر نظرسنجی‌‎های چندگزینه‎ای که به فراخور موضوعات مختلف در سایت داریم، یک بخش نظرخواهی به زبان انگلیسی راه می‎اندازیم تا از کاربران ایرانی و خارجی بخواهیم نظرات خود را درخصوص موضوعات مختلف اعلام کنند.
اتفاقا قصدمان نیز این است که همه نظرات را به‎غیر از نظر‎هایی که به شخص یا عقیده‎ای توهین می‌کنند، منتشر کنیم تا درواقع مرجعی را برای افکار‎سنجی کاربران ایرانی و خارجی ایجاد کنیم. در صورت راه‌اندازی این بخش از سایت که برای اولین‎بار در کشورمان انجام می‌شود، سایت به‎عنوان مرجعی برای دولتمردان ایرانی و آمریکایی برای سنجش افکار عمومی درخواهد آمد؛ چراکه همان‎طور که گفتم، قرار است نظرات به غیر از نظرات حاوی توهین به هر شخص و عقیده‎ای منتشر شود.

بخش دیگری را نیز در نظر داریم برای ثبت پیام‌‎های مردم ایران به اوباما در موقعیت‌‎های مختلف راه‌اندازی کنیم و از مردم بخواهیم نظرات خود را به زبان فارسی در مورد اقداماتی که اوباما انجام می‌دهد، بیان کنند. به‎عنوان مثال، در پی تهدید هسته‎ای اوباما علیه مردم ایران که برای اولین‎بار در تاریخ بشر یک نفر یک ملت را به بمباران هسته‎ای تهدید می‌کرد، خیلی جالب می‌شد اگر آقای اوباما پاسخ‌‎های مردم ایران را هم می‌شنید.

علاوه‎بر این یک سایت عربی نیز راه‌اندازی خواهیم کرد که اسم آن در صورت رسانه‎ای شدن، قول می‌دهم تعجب همه را برانگیزد. اما فعلا برای راه‌اندازی آن پول نداریم، گرچه یک تیم زبده از دوستان و فعالان رسانه برای فعالیت در این سایت اعلام آمادگی کرده است.
من به همه کسانی‎که در این عرصه توان تهیه و انتشار مطلب به زبان انگلیسی را با هدف معرفی چهره واقعی ایران و اسلام دارند، پیشنهاد می‌کنم که وارد عرصه مواجهه با رسانه‎‎های غربی شوند. حالا وقت آن رسیده که یا علی بگویند چون واقعا به حضورشان نیاز است. از طریق ایمیل info@barackobama.ir می‎توانند با تیم ما همراه شوند. اگر هم می‌خواهند به‎صورت تیم مجزایی کار کنند، راهنمایی‌‎هایی را که لازم دارند ما می‌توانیم در اختیارشان بگذاریم

Comments are closed.

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.