پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهارشنبه ۲۶ تیر ۹۲ | ۱۷:۵۲
گلندا اربن، تازه مسلمان آمریکایی:

«سمیه» شدم که بت‌ها نگویند عیسی پسر خداست

اربن، تازه‌مسلمان آمریکایی گفت: دلیل انتخاب نامم مقاومت و ایمان بالای بانو سمیه است خود را با ایشان مقایسه کردم. من نمی‌خواستم بت‌های کلیسا به من بگویند که عیسی پسر خدا و تجسم خدا بر زمین است.


گلندا اربن، بانوی نوکیش آمریکایی مهمان شب گذشته 25 تیرماه بخش «ره‌یافتگان» بیست و یکمین نمایشگاه قرآن بود. وی در خانواده‌ای پروتستان به دنیا آمد. پدرش معاون کلیسا بود.نوشیدنی حرام نمی‌خوردند اما گوشت حرام می‌خوردند و بعد از اسلام آوردن، آن را هم همراه با دیگر ویژگی‌های زندگی غربی کنار گذاشتند.

او تا قبل از 17 سالگی هیچ اسمی از اسلام نشنیده بود اما همواره در جستجوی برخی شبهات و سوال‌های مهمی در زندگی‌اش بود که دین تحریف شده مسیحیت پاسخی برای آن نداشت؛ در پاسخ به به اینکه حضرت عیسی پسر خدا است، پدرش پاسخ داده بود که «بله او پسر خداست». به او گفته بود که نباید درباره این موارد سوال کرد.

وی پس از ورود به کالج، به مطالعه درباره دین اسلام پرداخت و با ورود به دانشگاه با دکتر رنجبر(همسرش) آشنا شد و از طریق او کتب بیشتری را برای مطالعه و شناخت راجع به اسلام به دست آورد. به گفته وی امام خمینی(ره) در آن سال‌ها در پاریس به سر می‌برد و گلندا توانست با اندیشه و شخصیت امام در این دوران بیشتر آشنا شود. وی هم اکنون در مدرسه «شاه‌علی» به تحصیل در علوم حوزوی مشغول است.

در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا فعالیت داشتم

گلندا اربن درباره فعالیتش در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا گفت: اخبار مربوط به جهان و جهان اسلام را ضبط می‌کردیم و افراد با برقراری تماس تلفنی می‌توانستند از اخبار دنیای اسلام، همایش‌ها، راه‌پیمایی‌ها و … مطلع شوند.

اربن بعد از مدتی که از آشنایی‌اش با دکتر رنجبر گذشت، مسلمان شد. بعد از عقد، شهادتین را گفت و رسما مسلمان شد. بعد از 6 ماه نیز محجبه شد. او اول لطف خداوند و در وهله بعد، صبر و بردباری همسرش را در پاسخ دادن به سوالات اعتقادی، کمک به مطالعه درباره دین و چرایی زندگی، از عوامل اصلی اسلام آوردنش ذکر کرد. او بعد از مهاجرت به ایران، بنا به عرف جامعه ایرانی، چادر معمولی و مشکی پوشید.

این تازه مسلمان آمریکایی می‌گوید: بعد از محجبه شدن، برای اولین‌بار نخواستم به خانه والدینم بروم، می‌ترسیدم با آنها روبرو شوم. اما وقتی مادرم مرا دید، گفت چقدر با حجاب، زیباتر شده‌ای، این حرف مادرم خیلی در محجبه ماندن من تاثیر گذاشت.

مادرم تحت تأثیر شخصیت امام خمینی بود

وی درباره ازدواجش با دکتر رنجبر می‌گوید: خانواده‌ام با ازدواج من با یک مسلمان و یک ایرانی مخالف بودند و همین‌طور با مسلمان شدن من؛ اما مادرم که تحت تاثیر شخصیت امام قرار گرفته بود گفت اگر این فرد ایمان دارد و با زن خود رفتار خوبی دارد، مشکلی نیست با او ازدواج کن.

گلندا رنجبر که بعد از اسلام آوردن، نام سمیه را برای خود برگزیده بود، دلیل انتخاب این نام را مقاومت و ایمان بالای بانو سمیه خواند و گفت: زمانی که در آمریکا بودم، انجمن اسلامی دانشجویان امریکا، فیلم‌های سینمایی هم پخش می‌کرد. یکبار فیلم محمد رسول الله را به زبان انگلیسی پخش کردند و وقتی دیدم بانو سمیه بر صورت بت آن روزگار تف انداخت و به خاطر اعتقاد و ایمانش، بت‌ها را پرستش نکرد، خودم را با ایشان مقایسه کردم. من نمی‌خواستم بت‌های کلیسا به من بگویند که عیسی پسر خدا و تجسم خدا بر زمین است. عیسی پیامبر خدا است.

به‌خاطر حجاب از پرستاری در بیمارستان محروم شدم

او درباره مشکلات ناشی از محجبه شدن در امریکا گفت: من بعد از اسلام آوردن در رشته میکروبیولوژی درس می‌خواندم و دوست داشتم پرستار شوم ولی به من گفتند حجاب تو بیماران و کادر بیمارستان را اذیت می‌کند مرا از تحصیل در رشته و شغل مورد علاقه‌ام محروم کردند و تبعیض قائل شدند.

این تازه مسلمان آمریکایی هم‌چنین در باره مشکلات دیگرش افزود: بعد از ماجرای گروگان‌گیری، به خاطر محجبه بودن، با ما بدرفتاری می‌کردند.

سال 65 تنها به ایران آمدم

وی دلیل آمدن و زندگی در ایران را تربیت فرزندان در فضای اسلام و ایران را اینگونه توضیح داد: در سال 1365 و در دوران جنگ به تنهایی به ایران آمدم و از آن زمان در حمایت کامل مادر و پدر همسرم و خواهرانش بودم. در امریکا می‌دیدم به دلیل دوری از فرهنگ ایرانی و اسلامی، فرزندان دوستانمان با فرهنگ آمریکایی بزرگ می‌شوند؛ ما تصمیم گرفتیم فرزندانمان در ایران بزرگ شوند و الان 27 سال است که در ایران هستم.

خادم افتخاری امام رضا هستم

گلندا درباره علاقه به ائمه معصومین، می‌گوید مسلمانانی که شیعه هستند، خدا عشق به اهل بیت را در دلشان قرار می‌دهد و افزود: امام رضا(ع) را خیلی دوست دارم و هر وقت اسم ایشان را می‌شنوم، بر سر شوق می‌آیم. بارها از امام رضا خواسته بودم به من توفیق خدمت بدهند تا اینکه سال قبل با دوستی آشنا شدم که بعد از گفتگو با ایشان، توانستم به عنوان خادم افتخاری به امام رضا خدمت کنم.

  1. ننن
    ۲۸ تیر ۱۳۹۲

    خیلی عجیبه !!!همه دارند مسیحی می شوند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: