چهارشنبه 21 آگوست 13 | 15:08

من دودکش را می‌پسندم!

علیرضا مهری

برعکس بسیاری از فیلم هایی که به واسطه ی کارگردانش نوع خاصی از خانواده را که من شهرستانی نمی شناسمش نشان می دهد به خوبی خانواده را به تصویر کشیده است. خانواده ای با مختصاتی درست . این ناشی از درک واقعی کارگردان از خانواده ی ایرانی است همان چیزی که باید روی آن بیشتر کار شود.


علیرضا مهری- دیروز که نامه ی بسیج دانشکده فنی به ضرغامی منتشر شد کمی در خصوص مطالب مطرح شده فکر کردم به نظرم آمد می شود در مورد چند مسئله می شود بیشتر بحث کرد.

امروز می توانیم صداوسیما را یکی از موثر ترین و فراگیرترین ابزارهای تبلیغی و فرهنگ سازی در ایران بدانیم. هر چند خیلی پای آن حرص و جوش خورده باشید اما این اصل را باید قبول کرد.یکی از نمونه های تاثیرگذاری را می توان انتخابات دانست. در بسیاری از انتخابات ها تحلیل دانشگاهیان این بود که مشارکت پایین خواهد بود اما روز انتخابات اتفاق دیگری افتاد. نقش صداوسیما در اینگونه اتفاقات موثر است. تغییر ذائقه ی مردم هم بخشی اش به محصولات فرهنگی است که مصرف می کنند. شاید برای برخی این حرف که خوراک فرهنگی در ذائقه تاثیر دارد قابل درک نباشد اما بعد از چند سال کار کردن در دانشگاه و بودن در میان هزاران هم سن و سال این مسئله را خوب درک کرده ام.

بسیاری از برنامه هایی که از صداوسیما پخش می شود و به قولی زرد است ریشه در این استدلال دارد که می خواهیم مردم را از دیدن ماهواره منصرف کنیم و به پای تلویزیون بکشانیم. و حقا و انصافا هم برای این کار تلاش بسیاری صورت می گیرد. از گسترش شبکه های سیما تا سریال هایی که تنها هدف آنها سرگرمی است. البته اگر به آمارهای مخاطبان شبکه های ماهواره ای در کشور نگاه بیاندازیم احتمالا به مسئولان صداوسیما حق دهیم که این چنین سراسیمه دست به اقدام فرهنگی بزنند.

شاید بتوان این استدلال را تا حدودی درست دانست اما باید روی خوراک جایگزین و شیوه ی رقابت با شبکه های ماهواره ای هم بحث صورت بگیرد. چیست که در سریال ها و برنامه های آنها وجود دارد که این همه را به آن سمت کشانده است. و چه برنامه ریزی و اتاق فکری در حال مقابله با آن کار فرهنگی است. آیا باید برای نجات مردم آنها را از چاه به چاله آورد؟ ابزاری که صداوسیما به کار می برد با آنچه آنها با کار می برند چه تفاوتی دارد؟ به نظر من اگر برنامه های آن ور آبی ها را مخرب بدانیم اینهایی که سیما پخش می کند شبه مخرب است. و مگر می شود کسی که معتاد به شیشه است را با استامینوفن کدئین ! راضی کرد.

البته الان که این نوشته را می نوسیم اعتقاد ندارم که اگر امروز همه ی برنامه های صداوسیما آن چیزی شود که رفقای بسیجی ما مد نظر دارند جامعه اصلاح می شود. چون یک مسئله ای به نام ذائقه و پذیرش باید بررسی شود. به عنوان مثال برنامه ی راز که در این نامه هم از آن نام برده شد چقدر مخاطبانی دارد که بسیار علاقه دارند لباس عجیب بپوشند؟ یا سریالی مثل نوشدارو که حقیقتا خودم از دیدنش لذت می برم چقدر می تواند افراد هم سن و سال و همکلاسی ام را پای تلویزیون بکشد؟ این قصه سری دراز دارد و نیاز به فکر و بحث بیشتر اما این را خوب می دانم که بسیاری از مسائل ریشه ای است و اگر رویش دست بگذاریم خوب اثر می گذارد. یانگوم یا ستایش یا ….. روی نقاطی دست می گذارند که جامعه نسبت به آن حساس است و باید کار را از نقاط حساس شروع کرد. اصالت را می گویم. اصالت خانواده ی ایرانی با عصاره ای از مسائل اخلاقی.

به جرئت می توانم بگویم سریال دودکش نمونه ای از این جنس کارها بود. برعکس بسیاری از فیلم هایی که به واسطه ی کارگردانش نوع خاصی از خانواده را که من شهرستانی نمی شناسمش نشان می دهد به خوبی خانواده را به تصویر کشیده است. خانواده ای با مختصاتی درست . این ناشی از درک واقعی کارگردان از خانواده ی ایرانی است همان چیزی که باید روی آن بیشتر کار شود. هرچند به قول یکی از دوستان می توانست داستان قوی تری داشته باشد یا در قسمت های کمتری گنجانده شود اما من دودکش را می پسندم. و به خاطر بازگشت خانواده به سیما از کارگردانش تشکر می کنم.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: