پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
شنبه ۰۲ شهریور ۹۲ | ۲۱:۱۵

عربستان سعودی در جنگ با جادوگران

مقامات عربستانی در سال 2009 به سطح جدیدی از وسواس برای کیفر هنرهای تاریک دست یافتند. طبق نوشته‌ی جروزالم پست آن‌ها یک «واحد ضدجادوگری» مخصوص ساخته و شکل دادند تا جامعه را نسبت به اهریمنی بودن سحر آموزش دهد، متهمین به جادوگری را بازجویی کند، اسباب‌آلات نفرین‌شده‌شان را خنثی‌سازی کند، و طلسم‌هایشان را از کار بیندازد.


به گزارش تریبون مستضعفین ریان جاکوبز  در اتلانتیک نوشت:

ساحره پرواز کرد!

ساحره برهنه بود. افسران پلیس مذهبی عربستان از دیدن این صحنه جا خوردند. افراد پلیس مذهبی عربستان، معروف به هیئت امر به معروف و نهی از منکر، به داخل اتاق ساحره بی‌اجازه پا گذاشتند. فکر می‌کردند که این هم یکی از همان یورش‌های معمول به مخفی‌گاه‌های جادویی باشد. این مخفی‌گاه در محله‌ی السیح در شهر غربی و بیابانی مدینه بود. آن‌ها بهت‌زده ایستادند، و اجازه دادند که ساحره لباس بپوشد.

 اعضای پلیس مذهبی در حال شرکت در دوره‌ی آموزشی هستند. مقامات عربستانی واحدی مخصوص برای تعقیب ساحران دارند.

اعضای پلیس امر به معروف در حال شرکت در دوره‌ی آموزشی هستند. مقامات عربستانی واحدی مخصوص برای تعقیب ساحران دارند.

ساحره به جای این کار، از پنجره‌ی آپارتمانش به بیرون لغزید و گریخت. روزنامه‌ی عکاظ، که گفته می‌شود همتای عربی نیویورک پست است، در گزارشی در سال 2006 این طور بیان داشت: «او مانند پرنده‌ای پرید». دیوانه‌وار به تعقیب او پرداختند. آن‌ها توانستند مظنون را پیدا کنند. او داخل سقف ناپایدار خانه‌ی مجاور سقوط کرده بود و روی زمین و کنار تخت بچه‌های خواب‌آلود افتاده بود.
ماموران ساحره را پوشاندند، بازداشتش کردند، و مدعی شدند که شواهدی کلیدی را کشف کرده‌اند که نشان می‌دهد این جادوگر از بخورات، طلسم‌ها، و ویدیوهایی درباره‌ی جادو استفاده می‌کرده است. در گزارشی که العربیه ارائه داده بود یکی از روحانیون رده بالا از این مساله اظهار تاسف می‌کرد که این حادثه در شهری با چنین تاریخ مقدسی اتفاق افتاده است. پیامبر اسلام در این شهر مدفون است و این شهر دومین شهر مقدس بعد از مکه محسوب می‌شود. روحانی سعودی در هیچ کدام از جزئیات حادثه شک نداشت. او گفت: «بعضی جادوگران سوار بر جارو می‌شوند و به کمک اجنه در هوا پرواز می‌کنند».

سرنوشت این ساحره چندان آشکار نیست، اما مخمصه‌ای که او در آن گرفتار شده در عربستان متداول است. با توجه به مجازاتی که برای دیگر متهمان اعمال جادوگری پیش از این و بعد از آن در نظر گرفته می‌شده، عواقب این اتهام قریب به یقین بسیار شدید است.

در سال 2007، مصطفی ابراهیم داروساز مصری، در ریاض گردن زده شد. او برای اتهامات «انجام جادو و سحر و همچنین رابطه‌ی نامشروع و بی‌حرمتی به قرآن کریم» مجرم شناخته شده بود. اتهامات «سحر و جادو» در برابر دیگر جرائم فاحش او ملایم‌تر نبود، بلکه خود به تنهایی برای حکم مرگ او کافی بود.

مقامات مذهبی هنگامی متوجه او شدند که اعضای مسجدی در شهر شمالی عرار از قرار گرفتن قرآن در دستشویی اظهار نگرانی کردند. بعد او متهم شد که به کمک طلسم‌هایی ازدواج یک مرد را بر هم زده است و همچنین «کتاب‌هایی درباره‌ی جادوی سیاه، شمعی با اورادی برای احضار شیاطین، و علف‌های متعفن» از او کشف شد. این پرونده، و سرانجام زندگی او، در سیاه‌چاله‌ی تاریک سیستم قضایی خودمختار سعودی فرو رفت.

این پیکار برای ظلم و جور هیچ نشانی از ناکامی آشکار نکرده است. در ماه می دو خدمتکار زن آسیایی به 1000 ضربه شلاق و 10 سال زندان محکوم شدند. این احکام پس از آن صادر شد که روسای آن‌ها ادعا کردند که از جادوی آن‌ها متحمل درد و رنج شده‌اند. همین چند هفته‌ی پیش روزنامه‌ای سعودی شروع به انتشار عکس خدمتکاری اندونزیایی کرد که تحت تعقیب بود. اتهام او ساخت طلسمی بود که خانواده‌ی رئیسش را دچار غش و صرع می‌کرد. رئیس او به سایت خبری امارات گفت: «قسم می‌خورم که ما نمی‌خواستیم به او آزاری برسانیم و فقط می‌خواستیم جلوی کارهای شیطانی او را در برابر خود و دیگران بگیریم».

خدمتکاران آسیایی یا جادوگران عجیب!

آدام کوگل پژوهشگر خاور میانه و ساکن اردن است. او عربستان سعودی را برای سازمان دیده‌بان حقوق بشر تحت نظر قرار داده است. او می‌گوید که سبعیتی که در تعقیب جادوگران وجود دارد این واقعیت را آشکار می‌کند که تعهدات طولانی مدت این کشور مبنی بر آزادسازی سیستم قضایی چقدر پوچ است.

در کشوری که پیروی آشکار از هر دینی به جز اسلام شدیدا ممنوع است، کارگران خانگی خارجی از کشورهایی مثل سری‌لانکا، اندونزی، آفریقا و یا هر جای دیگر که با خود سنت‌های مذهبی یا رسومات قومی ناآشنا می‌آورند به اهدافی آسان و آسیب‌پذیر تبدیل می‌شوند. او می‌گوید: «اگر آن‌ها این رفتارها یا کارهای قومی را ببینند فورا فرض می‌کنند که نوعی سحر و جادو هستند».

 مقامات عربستانی واحدی مخصوص برای تعقیب ساحران را ایجاد و آموزش داده‌اند

مقامات عربستانی واحدی مخصوص برای تعقیب ساحران را ایجاد و آموزش داده‌اند

ایجاد واحد ضد جادوگری در هیئت امر به معروف عربستان

مقامات عربستانی در سال 2009 به سطح جدیدی از وسواس برای کیفر هنرهای تاریک دست یافتند. طبق نوشته‌ی جروزالم پست آن‌ها یک «واحد ضدجادوگری» مخصوص ساخته و شکل دادند تا جامعه را نسبت به اهریمنی بودن سحر آموزش دهد، متهمین به جادوگری را بازجویی کند، اسباب‌آلات نفرین‌شده‌شان را خنثی‌سازی کند، و طلسم‌هایشان را از کار بیندازد. از شهروندان سعودی هم خواسته شده تا به کمک راه ارتباطی مخصوص در وبسایت هیئت امر به معروف نسبت به گزارش هر گونه عمل قبیح جادویی به مقامات محلی اقدام کنند.

مدیر بخش جادوگری هئیت امر به معروف در ریاض بیان داشته که این واحد نام اطلاع‌دهندگان را مخفی نگاه می‌دارد. شیخ عبدالفقیه به روزنامه‌ی سعودی گزت گفت: «ما ما با ساحرها به شکلی خاص برخورد می‌کنیم. کسی نباید خیال کند که ما نام افرادی که گزارشی درباره‌ی ساحری می‌دهند را ذکر خواهیم کرد». فقط در سال 2009 و در شهر مکه، پرجمعیت‌ترین شهر کشور، حداقل 118 نفر به «انجام جادو» یا «استفاده از کتاب خدا به شکلی اهانت‌آمیز» متهم شدند.

عدالفقیه همچنین ادعا کرده است که فرایند دستگیری یک نفر به جرم جادو فقط منحصر به دریافت اطلاعات از همسایگان یا کارفرمایان آن فرد نمی‌شود. یک بازجویی رسمی انجام می‌شود و «اطلاعات باید قبل از این که بازداشت انجام شود جمع‌آوری شده باشد». آن‌ها چه نوع اطلاعاتی نیاز دارند؟ جواب به شکلی قابل پیش‌بینی کارهایی است مبهم و بدون ضرر: اگر مظنون را در حال خرید «حیوانی با خواصی ویژه بخرد» ببینند. برای مثال «او بخواهد که گوسفندی بدون ذکر نام خدا ذبح شود و بدن حیوان به خونش آغشته شود یا اگر چیزهایی نامعمول شبیه این بخواهد».

بر طبق نوشته‌ی عرب‌نیوز این واحد تا سال 2011 در کل 9 دفتر مبارزه با جادو را در کل کشور راه‌اندازی کرد، و به «موفقیت قابل توجهی» در به سرانجام رساندن 586 پرونده‌ی جرائم جادویی دست یافته است. بیشتر این پرونده‌ها مربوط به کارگران خانگی خارجی اهل اندونزی و آفریقا بوده است. سپس در سال گذشته مقامات اعلام کردند که این واحد در حال گسترش مبارزه‌ی خود بر علیه جادو است؛ جادوگران تبدیل به سپر بلای ناپایداری‌های اجتماعی و مذهبی در کشور شدند. این حرکت به معنای این بود که ماموران این واحد دوره‌های آموزشی جدیدی را می‌گذرانند، زیرساخت‌هایی که قادر به انتقال اطلاعات از جاهای دور از مرکز باشند قوی‌تر می‌شوند، و یورش‌های بیشتری انجام می‌پذیرد. این نیرو 215 ساحر را در سال 2012 لیست کرد.

جایی که تعقیب جادوگران در آن جا شدیدتر از همه انجام می‌گیرد در داخل شبه جزیره‌ی عربی است. شبه جزیره‌ی عربی قسمتی از کشور است که پایتخت، ریاض، در آن جا قرار دارد و بسیاری از پیروان وقف‌شده‌ی سلفی‌گرایی در این منطقه هستند. سلفی‌گرایی محافظه‌کارترین مکتب اسلام سنی است که مقامات عربستانی آن را در دادگاه‌های دینی اعمال می‌کنند.

مقامات سعودی و بسیاری از شهروندان عربستان از تعلیمات محمد بن عبدالوهاب در قرن 18 پیروی می‌کنند. او یکی از دانشمندان اسلامی بود که مردم را به تفسیر تحت‌الفظی از قرآن دعوت می‌کرد و آنان را تشویق می‌کرد که از رسم و رسومات قومی گسترش یافته‌ی عبادت و ستایش حرم‌های و قبور اسلامی دست بردارند. ولادیمیر بوریسویژ لوتسکی تاریخ‌دان می‌گوید:

او به شدت از چنین باقی‌مانده‌های خرافی انتقاد می‌کرد و آن‌ها را همچون توتم‌پرستی و یادگارپرستی در نظر می‌گرفت. از نظر او این‌ها با بت‌پرستی تفاوتی نداشتند. به صورت رسمی همه‌ی عرب‌ها مسلمان بودند. اما در واقعیت ادیان قبیله‌ای زیادی در عربستان وجود داشت. هر قوم عرب، هر قریه‌ای بت‌واره‌ی خودش را، و عقاید و مناسک خودش را داشت. گوناگونی شکل‌های دینی که از سطح بدوی توسعه‌ی اجتماعی برمی‌خواست و از فقدان انسجام بین نواحی مختلف عربستان ناشی می‌شد مانعی جدی برای یکپارچگی سیاسی بود. عبدالوهاب در مقابل چندگونگی دینی یک دکترین واحد برپا کرد که نام آن توحید بود…

وهابیون با فرقه‌های قومی مبارزه کردند. آن‌ها قبور افراد مقدس را خراب کردند، و پیش‌گویی کردن‌های جادویی را ممنوع کردند. اما در همین حال آموزه‌های آن‌ها بر ضد اسلام رسمی هدایت می‌شد.

طبق دکترین وهابی، جادو، اهانت و بی‌حرمتی به رابطه‌ی خالص و انحصاری‌ای دیده می‌شد که فرد باید فقط با خدا داشته باشد.
اما اعتقاد به ماوراءالطبیعه و جادو در فرهنگ مسلمانان کاملا معمول است. طبق آیات قرآن جن موجودی است فراطبیعی که از آتش خلق شده است. بعضی معتقدند که اجنه قدرت آسیب‌رسانی دارند، و غیرعادی نیست که افراد جن‌زده را به دیدار شفادهنده‌گان مذهبی یا ساحرانی ببرند که وظیفه‌ی راندن شیاطین را دارند.

طبق پروژه‌ی دین و زندگی عمومی که در مرکز تحقیقاتی پیو انجام گرفته:
در بیشتر کشورهای بررسی شده تقریبا نیمی از مسلمانان یا بیشتر اذعان داشتند که جن وجود دارد و چشم شیطان نیز واقعی است. اعتقاد به سحر تا حدودی عمومیت کمتری داشت: نیمی از مسلمانان یا بیشتر از نیمی از آنان در نه کشور از کشورهای مورد مطالعه اظهار داشتند که به سحر و جادو اعتقاد دارند.

اتهام عبادت جن و سحر و جادو حتی یک بار گریبان دولت رئیس‌جمهور سابق ایران محمود احمدی‌نژاد را هم گرفت، وقتی که مشاوران و یاران او به اتهام جادوی سیاه دستگیر شدند. طبق گزارش وال استریت ژورنال احمدی‌نژاد این اتهامات را رد کرد، اما یک ساحر ادعا کرد که او حداقل دو بار با رئیس‌جمهور دیدار داشته و برای او اطلاعاتی درباره‌ی «اجنه‌ای که برای سازمان اطلاعاتی اسرائیل، موساد، و سازمان اطلاعاتی مرکزی آمریکا،سی‌آی‌ای کار می‌کنند» جمع‌آوری کرده است.

طبق بررسی پیو اکثریت مسلمانان قبول دارند که اسلام برقراری ارتباط با اجنه یا استفاده از جادو را محدود کرده است. وهابیت اما به شکلی ویژه با این پندار مقابله می‌کند. طبق تحلیل‌های محمد حسین ابراهیمی درباره‌ی این فرقه:

شیخ محمد بن عبدالوهاب، ابن‌تیمیه و وهابیون معاصر، براساس بعضی از آیات قرآن طلب کمک از کسی غیر از خدا یا درخواست شفاعت از آن‌ها را شرک تلقی می‌کنند. مدرک اصلی آن‌ها عبارت «غیر از خدا» در آیه‌ی 18 سوره‌ی یونس است. وهابیون رسول، اصحاب، بت‌ها، اجنه، و مردگان را تجلی آشکار این آیه می‌دانند.

حالا این‌ها شاید بتواند توضیح بدهد که چرا سعودی‌ها، که بسیاریشان از عاملان متعصب وهابیت هستند، هنگام تعقیب جادوگران تا این حد شدید برخورد می‌کنند.

دادرسی دادگاه‌های عربستان در دعاوی سحر و جادو

قاضیان دادگاه‌ها را تحت کنترل خود دارند. اکثر آن‌ها روحانیونی مذهبی هستند و آزادی عمل نامحدودی برای تفسیر و تعریف محتوای جرائم مربوط به سحر و جادو دارند. جزئیات این قضاوت‌ها در قوانین جزایی بیان نشده است. قضات می‌توانند حتی در صورت صلاحدید مجازات اعدام را نیز در نظر بگیرند. عربستان سعودی پس از چین و ایران در جایگاه سوم بیشترین تعداد اعدام قرار دارد. شواهدی که در این پرونده‌ها وجود دارد تنها شهادت شهود و وجود چیزهای «جادویی» است که متهم صاحب آن‌ها بوده است.

سفارت‌خانه‌ی پادشاهی عربستان سعودی به درخواست‌هایی که برای توضیح جزئیات برخورد با جرائم جادویی از ایشان می‌شود هیچ واکنشی نداده است.

به نظر می‌رسد که امکان دفاع در برابر اتهامات کاملا بستگی به حال قاضی آن پرونده دارد. در پرونده‌ی سال 2006 فوزه فالح، به او هیچ فرصتی برای سوال درباره‌ی شهادت شهود ندادند. او به خاطر اتهامات «سحر و جادو، توسل به اجنه، و سلاخی حیوانات» محکوم به اعدام شده بود. هنگامی که «شواهد» ارائه می‌شد او را به اتاق راه ندادند، و وکیل قانونی او نیز اجازه‌ی ورود به دادگاه را نیافت. بعد از این که دیده‌بان حقوق بشر درخواست استیناف کرد، حکم اعدام او به تعویق افتاد، اما سرانجام به علت وضعیت بهداشتی نامناسب در زندان درگذشت.

پلیس هم اجازه دارد که از روش‌هایی مشکوک استفاده کند. در سال 2008 یک چهره‌ی تلویزیونی شناخته شده لبنانی به نام علی حسین سباط در تله‌ی عملیاتی فریب‌آمیز و مخفیانه افتاد. علی حسین سباط با پیش‌گویی آینده‌ی تماس‌گیرندگان و راهنمایی آن‌ها در دیگر مسائل خرافی برای خود زندگی‌ای دست و پا کرده بود. وقتی او برای سفر زیارتی به مکه رفت طی این عملیات دستگیر شد. طبق گزارش نیویورک تایمز او مدت کوتاهی بعد از مکالمه‌ای که با یک زن داشت و طرز تهیه‌ی اکسیری جادویی برای جدا شدن شوهرش از همسر دوم را به او یاد می‌داد دستگیر شد. پلیس این مکالمه را ضبط کرده بود. حکم اعدام او پس از این که فریاد سازمان بین‌المللی حقوق بشر بلند شد متوقف ماند.

اعتقاد به جادو آن قدر عمومیت دارد که گاهی در دادگاه‌های شریعت به عنوان دفاع به آن متوسل می‌شوند. کوگل می‌گوید: «اگر در برابر کارفرمایی مقاومت شود، مثلا بگوییم مستخدم مهاجری ادعا کند که حقوقش پرداخت نشده یا وضعیتی که در آن قرار دارد غیر قابل زندگی است، در بسیاری از موارد اتفاقی که متاسفانه می‌افتد این است که متهم خود ادعایی متقابل بر علیه مستخدم اقامه می‌کند؛ و در بسیاری از موارد آن‌ها ادعای سحر و جادو و از این دست مسائل می‌کنند».

طبق گفته‌های کوگل، مستخدمین خانگی، که بسیاریشان نمی‌توانند عربی را روان صحبت کنند، برای دفاع از خود در مقابل اتهامات با چالشی بزرگ مواجه می‌شود.او می‌گوید: «گاهی آن‌ها اصلا نمی‌دانند چه اتفاقی در حال رخ دادن هست. من فکر می‌کنم مواردی وجود دارد که مقامات برای متهمین ترجمه تهیه می‌کنند، ولی به من گفته‌اند که ترجمه همیشه در دسترس نیست و همیشه هم قابل اعتماد نیست». بسیاری از آن‌ها منابعی ندارند تا وکیل استخدام کنند، لذا خودشان باید از خودشان دفاع کنند، مگر این که سازمان حقوق بشر پرونده‌ی آن‌ها را به عهده بگیرد.

حتی در آن صورت هم، متهمین باز باید با روحانی‌ای مذهبی مواجه شوند که همزمان قاضی و دادستان است و اغلب می‌تواند در همان حالی که رسیدگی به اتهامات قبلی در حال انجام است اتهامات جدیدی وارد کند یا قبلی‌ها را اصلاح کند. او می‌گوید: «وقتی که شما در موقعیتی قرار دارید که چنین دلبخواهی است و به دست میل قاضی سپرده شده، زنانی که هیچ راهی برای دفاع از خودشان ندارند می‌توانند تنها گذاشته شوند» با این حال کوگل محتمل می‌داند که از بین بعضی از پرونده‌هایی که توجه بین‌المللی را برانگیخته بسیاریشان اصلا به تیتر تبدیل نشوند. او می‌گوید: «در انزوایی که این اشخاص در آن قرار دارند توقعی که من دارم این است که اتفاقات زیادی بیفتد که ما هیچ از آن‌ها نمی‌دانیم».

ترجمه طاها ربانی

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: