پنج‌شنبه 29 آگوست 13 | 16:05

سلطان در تهران

احمد منصوری

امریکا بیش از مونولوگ‌های شاعرانه اوباما نیازمند شفاف سازی و یکدستی مواضع در قبال ایران است. این گروه معتقدند اگر چه متغیرهای جدیدی در مناسبات ایران و آمریکا به وجود آمده، اما هنوز روح حاکم بر فضای روابط دو کشور مانند گذشته سرد و بدون تغییر باقی مانده است.


تریبون مستضعفین- احمد منصوری (تحلیل‌گر مسايل بین‌الملل)
سفر سلطان قابوس پادشاه عمان به ایران حدس و گمانهایی را در زمینه گامهای آتی سیاست خارجی دولت نوپای آقای روحانی برانگیخت. این سفر که اولین سفر یک مقام رسمی خارجی پس از انتخابات با شکوه اخیر بود از جهات مختلف توجه محافل مختلف سیاسی را به خود جلب کرد. با توجه به سابقه وساطت عمان در موضوعات مختلف سیاست خارجی و بویژه در روابط ایران و غرب، سفر پادشاه عمان نیز از این منظر ارزیابی می‌شد. تحولات موضوع هسته‌ای و آینده مذاکرات با گروه ۵ بعلاوه یک و محتوای پیشنهادی که از سوی این گروه به طرف ایرانی خواهد شد موضوع تحلیل‌های متعددی قرار گرفت.

سلطان قابوس در تهران

از یک سو برآوردهای ایجابی از عکس العمل امریکا و غرب در قبال انتخاب آقای روحانی ارائه می‌شد و این سفر بعنوان گامی درجهت حل و فصل مشکلات معرفی گردید. اما از سوی دیگر برخی طرح حدس و گمان‌های خوش بینانه در فضای رسانه‌ای و مرتبط ساختن سفر سلطان به رابطه با امریکا را حاکی از خوشبینی بیش از اندازه به مذاکره با آمریکایی‌ها در سطوح مختلف دانسته و معتقد هستند امریکا بیش از مونولوگ‌های شاعرانه اوباما نیازمند شفاف سازی و یکدستی مواضع در قبال ایران است. این گروه معتقدند اگر چه متغیرهای جدیدی در مناسبات ایران و آمریکا به وجود آمده، اما هنوز روح حاکم بر فضای روابط دو کشور مانند گذشته سرد و بدون تغییر باقی مانده است.

رابطه با عمان
پس از پیروزی انقلاب اسلامی پادشاهی عمان یکی از کشورهایی بود که سیاست واقع گرایانه و معقولی در مواجهه با انقلاب نوپای مردم ایران در پیش گرفت و همین امر موجب حفظ روابط دوستانه طرفین طی سال‌های گذشته شد. بعلاوه عمان بنا به دلایل فرهنگی و اعتقادی و نیز به دلیل همسایگی کشوری است که مورد اعتماد طرف ایرانی بوده و همین امر موجب برقراری روابط نزدیک و پایدار میان دو طرف شده است. از سوی دیگر روابط نزدیک عمان با غرب و به ویژه با آمریکا موجب شده بسیاری از تحلیل گران از این کشور به عنوان کشوری که قادر است مقدمات می‌انجیگری میان ایران و آمریکا و حل مناقشات هسته‌ای کشورمان با غرب را فراهم سازد، نام ببرند.

ناظران سیاسی مهترین ویژگی سیاست خارجی عمان را عمل گرایی می‌دانند. عمل گرایی که از سال ۱۹۷۰ و با روی کار آمدن سلطان قابوس در عرصه سیاست خارجی دنبال شد و بر اساس عدم مداخله در امور داخلی سایر کشور‌ها، احترام به حقوق بین الملل و عدم تعهد (بی‌طرفی) بنا شده است. این سیاست در آن دوران ضمن حفظ روابط نزدیک با بریتانیا و هند، به تحکیم روابط با همسایگان خلیج فارسی و خروج مسقط از انزوا منجر گردید. مظاهر گوناگون عمل گرایی در روابط خارجی این کشور را می‌توان در برقراری ارتباط نزدیک با طرفهای مختلف منازعات منطقه‌ای و بین المللی مشاهده کرد. شاید مهم‌ترین نماد این نوع سیاست خارجی در رابطه با کشورمان مشارکت همزمان در فعالیتهای امنیتی شورای همکاری خلیج فارس و همکاری امنیتی با غرب از یک سو و حفظ بیطرفی در جنگ ایران و عراق و ادامه روابط دوستانه با ایران باشد. اکنون نیز درحالی که سه ماه قبل جان کری در سفر به تعدادی ازکشورهای حاشیه خلیج فارس و از جمله عمان راههای ایجاد شبکه دفاعی درهم تنیده‌ای را مورد بررسی قرار داد که هدف آن مقابله با تهدیدهای ایران می‌باشد، اولین دیدار یک مقام بلندپایه خارجی از کشورمان توسط عمان رقم خورد.

خط قرمز
اما این عمل گرایی در مقاطعی مفهومی غیراز بی‌طرفی و می‌انجیگری صرف را به نمایش گذاشته است. بعنوان مثال در جریان حمله عراق به کویت پس از آنکه سلطان قابوس از می‌انجیگری برای حل اختلافات نا‌امید شد سرانجام علیه عراق موضع گرفته و از ارائه کمک به نیروهای امریکایی در حین حمله به عراق دریغ نورزید.

فرا‌تر از این، تاریخ روابط خارجی عمان خالی از اقدامات ساختار شکنانه و سوال برانگیز نیست و از این رو هرگونه سرمایه گذاری سیاسی بر روی توان می‌انجیگرانه این کشور نیازمند بررسی همه جانبه ابعاد گوناگون موضوع است. فراموش نکنیم که عمان اولین کشوری بود که در سال ۱۹۹۴ نمایندگان اسرائیلی را برای شرکت در همایش شیرین سازی آب به مسقط دعوت کرد و سپس میزبان رابین نخست وزیر رژیم صهیونیستی در عمان شد. اقدامی که تا آن زمان در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس بی‌سابقه بود. از این رو در تعامل با مسقط باید روشن ساخت که عقب نشینی در برابر زیاده خواهی‌های غرب همچنان خط قرمز سیاست خارجی کشور است و جمهوری اسلامی ایران اعتقادی به چنین واقع گرایی! ندارد. بعلاوه در سایه انتخابات اخیر دولت حاکم از توان مضاعفی برای دفاع از منافع ملی برخوردار گشته و به هیچ وجه قصد امتیازدهی ندارد.

احتمالا با توجه به این بعد مسئله بود که وزیر امورخارجه قبل از انجام سفر صراحتا اعلام کرد: «فکر می‌کنم دنیا هنوز فهم درستی از ایران و انتخابات ایران ندارد و این در برخی پیام‌ها و در اظهارات شفاهی مقامات غربی روشن است. آن‌ها فکر می‌کنند بعد از انتخابات دولت آماده است از حقوق مردم صرفنظر کند، یا اینکه انتخابات را زمینه‌ای برای فشار و تاثیر فشار می‌دانند. این نشان می‌دهد که این‌ها یک بار دیگر جمهوری اسلامی را اشتباه فهمیدند. جهان غرب و به ویژه آمریکا و اروپا نیاز دارد که این پیام را درست درک کند که مردم ایران از حقوقشان نخواهند گذشت، هیچ دولتی هم نمی‌تواند از حقوق مردم بگذرد.»

درعین حال نباید فراموش کرد که پیگیری چنین سیاست عزت مندانه‌ای نیازمند ایجاد یک وفاق ملی و بویژه همراهی تمامی اعضای کابینه است. اگر برخی با صدای بلند اعلام می‌کنند که رونق اقتصادی و مبارزه با تورم و بیکاری بدون رفع تحریم‌ها امکان پذیر نیست و یا پیشنهاد «ابتکار یک جانبه» و «دادن امتیاز» را مطرح می‌کنند، بدانند که طرفهای غربی جزئیات اظهارات و اقدامات دولت جدید و مشاوران و کارگزاران آن را رصد می‌نمایند. هرگونه اظهار عجز و ناتوانی در برابر فشار‌ها علاوه بر تشجیع طرف مقابل، میدان مانور در عرصه سیاست خارجی را برای متولیان امر محدود و محدود‌تر می‌سازد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: