سه‌شنبه 03 سپتامبر 13 | 13:58
در گفت‌وگو با سرشار مطرح شد؛

چگونه زن شکرستانی و اسکندر با «بن تن» و «باربی» می‌جنگند

این تعارضی که ایجاد می شود، درصد دارد، مثلاً ممکن است یک کارتون مثل «پو» ۵ درصد با اسلام تعارض داشته باشد زیرا یک شخصیت خوک دارد که با اسلام تعارض دارد. اما وقتی به دیگر کارتون ها می رسیم تعارض ها جدی تر می شود. یعنی هر چه شخصیت ها انسانی تر می شوند به این دلیل که دیگر ابعاد زندگی انسان را نشان می دهند، تعارض ها جدی تر می شوند.


سرشار مسئله لوازم التحریر در چند هفته اخیر آنقدر پررنگ شده که دیگر نقل محافل رسانه ای و خانواده ها گشته است.

همین شد که به سراغ محمد سرشار، رئیس حوزه هنری تهران و مسئول حوزه هنری کودک و نوجوان رفتیم تا ببینیم چه شد که لوازم التحریر این اندازه برجسته شده است. به پیشنهاد خود سرشار از میرزاحسینی، مسئول آفرینش های هنری حوزه هنری نیز سوالاتی پرسیدیم و البته پاسخ های خوبی دریافت کردیم.

متن این گفت و گو به شرح زیر است:

امسال از میان تمام مولفه‌های مدرسه، تنها مولفه لوازم‌التحریر برجسته شده است. لوازم‌التحریر و دفاتر مشق چه اهمیتی دارند که تا این اندازه مورد توجه قرار گرفته‌اند؟

سرشار: بحثی که امسال در خصوص لوازم‌التحریر پررنگ شده است، ارتباط تنگاتنگی با مدارس ندارد. بحثی که امسال به تبدیل دغدغه شده به تربیت برمی‌گردد. یکی از نهادهایی که ممکن است مدرن محسوب شود یا از دوره‌های گذشته به میراث مانده، نهاد مدرسه است، بنابراین ما درباره یک مفهوم کلی‌تر بحث می‌کنیم.

در تربیت، روش‌ها و ابزارهای مختلفی وجود دارد. برخی از این روش‌ها به صورت مستقیم عمل می‌کنند و برخی غیرمستقیم. لوازم‌التحریر به خاطر کارکرد غیرمستقیمی که دارد، مهم است؛ یعنی ارتباط تنگاتنگ و مستمر کودک و نوجوان با لوازم‌التحریر، باعث می‌شود این لوازم که حاصل نهادهای فرهنگی است و تاثیرگذاری غیرمستقیم این نهادها، نقش جدی در تربیت پیدا ‌کنند. خروجی این امر را در شیوه و زندگی کودک و نوجوان می‌بینیم.

علت اصلی این موضوع که بخشی از فعالان فرهنگی توجه ویژه به لوازم‌التحریر دارند، کارکرد فرهنگی این ابزار بوده و طبیعی است که قسمت مهمی از مصرف آنها در مدرسه است.

 اهمیتی که امسال به مسئله لوازم‌التحریر داده شده، اولین گام برای حرکت به سمت حل معضلات فرهنگی کودک و نوجوان است یا چون این موضوع بسیار حاد و بغرنج شده سراغ این مسئله رفته‌اید؟

 سرشار: لوازم‌التحریر هم کمک می کند تا مشکلات و آسیب‌های ما در تربیت کم شود و هم ممکن است از برخی آسیب‌هایی که پیش می‌آید، پیشگیری کند. می‌توانیم هر دو کارکرد را برایش در نظر بگیریم. البته در این مرحله سعی بر آن است که آسیب‌ها را کمتر کند. یعنی چند سال دیگر باید صحبت کنیم که توانسته‌ایم با استفاده از لوازم‌التحریر در تربیت اسلامی به شیوه ایجابی نیز موثر باشیم.

نکته‌ای که با آن مواجه هستیم این است که وقتی شخصیت‌های غیربومی به عنوان نماد در لوازم‌التحریر استفاده می‌شوند، سبک زندگی خود را به صورت غیرمستقیم به کودک و نوجوان ما آموزش می‌دهند. هر چه سن این مصرف‌کننده کمتر باشد، این تاثیرگذاری بیشتر می‌شود. شما وقتی از یک بوم فرهنگی مختصاتی را به یک بوم فرهنگی جدید منتقل می‌کنید، تعارضات خود را نشان می‌دهد. همان طور که مثلاً وقتی حاجیان ما به مکه تشریف می‌برند، ویروس‌هایی که در هر قوم وجود دارد، روی افراد جدید اثر می‌گذارد و آنها را بیمار می‌کند، در حالی که حامل قبلی آن، بیمار نمی‌شود. این امر کاملاً در حوزه فرهنگ نیز اتفاق می‌افتد.

علاوه بر این بحث طبیعی که در تبادلات فرهنگی پیش می‌آید، بحث دیگری نیز داریم که عده‌ای سازمان یافته بر تشدید تعارضات کار می‌کنند که به هجمه فرهنگی مشهور است. یعنی ما یک قسمت را به صورت طبیعی و یک قسمت را به صورت سازماندهی شده داریم. حجم رسانه‌های فارسی زبانی که به صورت غیرانتفاعی فعالیت می‌کنند،‌ خودش نشانه همین امر است. انگار یک عده خیّر در خارج از کشور پیدا شده‌اند که از سرمایه خود برنامه‌های فرهنگی را در اختیار ایرانیان قرار می‌دهند و می‌خواهند این تغییرات فرهنگی را ایجاد کنند.

ما در این جریان، لوازم‌التحریر را به عینه می‌بینیم. جریان‌های فرهنگی توانسته‌اند هم از مجراهای رسمی وارد کشور شوند که خود را در لوازم‌التحریر نشان می‌دهند و غیربومی هستند و هم برخی جریان‌ها از مجراهای غیررسمی وارد شده اند. نتیجه این شده که این بازار بزرگ مصرف را عملاً از دست داده‌ایم.

آمار دقیقی وجود ندارد، اما برآوردها می‌گویند حدود 150 میلیون دفتر تحریر در سال در کشورمان مصرف می‌شود که با توجه به هزینه‌های عددی حدود 300 تا 400 میلیارد تومان را به خود اختصاص می‌دهد. عدد بسیار بالا است. باید این رقم را مقایسه کنیم تا درک کنیم چه قدر زیاد است. در حوزه کتاب تقریباً دو برابر این مبلغ گردش مالی داریم. یعنی 50 درصد توجهی که به حوزه کتاب نشان می‌دهیم را باید به دفتر مشق معطوف می‌کردیم، اما توجهی نشان ندادیم، در حالی که کودک کتاب را در کتابخانه‌اش قرار می‌‌دهد و هراز گاهی به آن مراجعه می‌کند؛ این در حالی است که براساس آمار سرانه مطالعه 17 دقیقه است، ولی کودک با دفتر مشق درگیر است و یک تا دو ساعت در روز از این نمادها استفاده می‌کند.

این مسائل اهمیت پرداختن به بحث لوازم‌التحریر را بیشتر می‌کند. ضمن اینکه فعالیت فرهنگی و در عرصه لوازم‌التحریر به نوعی ساده‌تر از پرداختن به قالب‌های کتاب و غیره است. سرمایه‌گذاری که باید انجام دهیم و میزان بهره‌وری که خواهیم داشت، بسیار عینی‌تر است.

 شخصیت‌های شکرستان به نوعی قرار است جایگزین قهرمانان غیرایرانی مثل «بن‌تن» شوند. این شخصیت‌ها چه قدر توانسته‌اند در میان کودکان و نوجوانان نفوذ کنند؟

سرشار: ما الان در مقامی نیستیم که به کودکان بگوییم از نمادهای غربی استفاده نکن و سراغ نمادهای ایرانی بیا. ما کار دیگری انجام می‌دهیم. ما می‌گوییم یک بازار وجود دارد و این نمادها به تو عرضه می‌شود، ما نیز با کیفیت بالاتر نمادهای بومی و ایرانی خودمان را داریم و ویژگی‌هایی را برای محصول‌مان ایجاد کرده‌ایم که در یک انتخاب براساس مزیت‌های رقابتی،‌ مخاطب خودبه‌خود این محصولات را می‌پسندد. هم از نظر کیفیت، هم از نظر قیمت و هم از نظر ایرانی و بومی بودن مزیت رقابتی داریم. درست است که نتیجه کار آن چیزی که می‌گویید، است؛ یعنی وقتی یک نفر 10 دفتر مشق دارد و همه را از مغازه‌ها تهیه می‌کند، وقتی شکرستان کنار آنها قرار می‌گیرد،‌ ممکن است هفت دفتر با نمادهای غربی تهیه کند، اما سه دفتر شکرستان هم در بین آنها قرار می گیرد، البته ما برای این کار برنامه‌ریزی نکرده‌ایم، به کسی نیز دستور و امر نداده‌ایم و اتفاق خودبه‌خود انجام می‌گیرد؛ مصرف محدود است، بنابراین وقتی شما گزینه‌هایی برای مصرف داخلی دارید، خود‌به‌خود جای خود را باز می‌کند و هدف ما نیز حاصل شده است.

میرزاحسینی: ما در گام اول با شکرستان آغاز کرده‌ایم و به دنبال این مسئله نیستیم که شخصیت‌های شکرستان اسطوره و قهرمان شوند؛ زیرا این شخصیت‌ها آن قدر قابلیت ندارند که جای یک اسطوره را در ذهن کودکان بگیرند. ما در کشورمان اسطوره‌هایی داشته‌ایم که بیش این شخصیت‌ها قابلیت اسطوره‌سازی دارند. آنها پیشینه و یک اتفاق واقعی ملموس در زندگی خود داشته‌اند، بنابراین ما کار خود را این گونه شروع کردیم تا در مرحله اول تغییر ذائقه دهیم. یعنی کودک و نوجوان فکر نکند مرد زندگی‌اش صرفاً یک «سوپر من» خوش هیکل و ابرو برداشته است، ممکن است مرد زندگی‌اش یک مرد چاق باشد که سبیل دارد. در گام‌های بعدی شخصیت‌هایی طراحی خواهند شد که پیشینه واقعی داشته باشند.

شکرستان

این تغییر ذائقه اجباری نیز نیست. ما می‌گوییم شما مقایسه کنید و با قوه تشخیص خودتان درک کنید کدام بهتر است.

تا به حال زیاد گفته شده که نمادهای روی لوازم التحریر غیربومی هستند، اما کمتر درباره مشکلات این تصاویر حرف زده شد. مشکل این تصاویر چیست؟

این شخصیت ها تبدیل به اسطوره هایی برای بچه ها می شود و این بچه ها با این نمادها شخصیتشان شکل میگیرد. از طرف دیگر این شخصیت ها یک پیشینه ای دارند، این شخصیت ها یک روابطی دارند که در چارچوب قواعد ذهنی ما نمی گنجد. ما فکر می کنیم این تصاویر به لوازم التحریر خلاصه می شود، اما وقتی کودک این تصاویر را هر روز می بیند، به ذهن این کودک القاء می شود که من می توانم شبیه او شوم.

تکرار موجب عادی سازی می شود، وقتی یک دختر هر روز باربی را ببیند بی حجابی برایش عادی می شود.

سرشار: به هر حال این تعارضی که ایجاد می شود، درصد دارد، مثلاً ممکن است یک کارتون مثل «پو» 5 درصد با اسلام تعارض داشته باشد زیرا یک شخصیت خوک دارد که با اسلام تعارض دارد. اما وقتی به دیگر کارتون ها می رسیم تعارض ها جدی تر می شود. یعنی هر چه شخصیت ها انسانی تر می شوند به این دلیل که دیگر ابعاد زندگی انسان را نشان می دهند، تعارض ها جدی تر می شوند.

طبیعی است در این موارد مجبور هستید حداقلی عمل کنید، نظام هم همین گونه عمل کرده است. یعنی شخصیت هایی که تعارض بالایی نداشتند، مثل «باب اسفنجی» و «بن تن» که در شبکه نمایش خانگی وارد شده اند. اما شخصیت هایی که تعارض جدی داشتند را ممنوع اعلام کرد.

ما باید اینگونه بگوییم که این جهاد فرهنگی علیه جبهه ای صورت که گرفته که بخش اصلی آن به شبکه غیررسمی بر می گردد و قسمتی نیز در تلاش است از میان بد و بدترها، بدترها را دور کنند.

در مجموعه «شکرستان» تلاش شده فضای قدیم را به فضای جدید پیوند بزنید. شما چه فضای روانشناسانه ای را دیده اید که تصمیم گرفته اید تعامل فضای جدید و قدیم موجب بروز یک اسطوره سازی شود؟

میرزاحسینی: ابتدایی ترین اتفاقی که می افتد این است که پیوند گذشته و حال، اتفاقی که برای من امروزه می افتد را ملموس می کند. یعنی وقتی ما تلفن همراه را وارد شکرستان می کنیم موجب همزاد پنداری کودک با این مجموعه می شود.

یعنی کودک ما متوجه می شود دنیای قدیم چگونه بوده است. اما درک می کند این جلوه های امروزین که وارد این دنیا شده است، عاریتی است واز دنیای امروز وارد دنیای قدیم شده است.

 شما گفته اید دفترهای مشق شکرستان را در دست بگیرید تا از در دست گرفتن آنها لذت ببرید، از نظر فنی تلاش کرده اید به چه ویژگی های توجه کنید تا کیفیت دفترها بهتر شود؟

میرزاحسینی: دفترهایی که تولید شده اند ما به ازای دقیق تصاویر شکرستان نیست. از نظر مختصات همان شخصیت است اما از نظر نوع و سبک اجرا همان انیمیشن نیست. چون آن تصاویر، روی صفحات بافت دار طراحی شده اند و قرار بوده در تصویر تلویزیونی، آن شخصیت را القاء کند.

یکی از جذابیت های که در تلویزیون وجود دارد حرکت دار بودن آن ها است و ما در دفتر چنین چیزی را نداریم. بنابراین ما طراحی های جدید متفاوت با طراحی های گذشته تولید کرده ایم. ما اتودهای مختلفی طراحی کردیم، اما دیدیم هیچ کدام جذابیت های لازم برای روی دفاتر را ندارد.

تنها راهی که می توانستیم برای بچه ها جذابیت ایجاد کنیم این بود که نوع رنگ این شخصیت ها را عوض کنیم و از آن شخصیت های خطی دستی به شخصیت های کامپیوتری رسیدیم، این تصاویر این امتیاز را داشت که ما می توانستیم با رنگ، بازی کنیم.

در عروسک نیز همین گونه است، یعنی شخصیت های شکرستان با همین مختصات اجرا می شود اما سبکی متفاوت دارد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: