پنج‌شنبه 30 سپتامبر 10 | 14:00

دستمال سفيدم آرزوست!

اتفاقات ورزشگاه يادگار امام(ره) در ديدار شهرداري تبريز و پرسپوليس تهران، واكنش‌هاي متفاوتي را به همراه داشت. سهرابي، مديرعامل باشگاه شهرداري تبريز براي اين‌كه تيمش را از اتهامات وارده تبرئه كند، كلا هواداران خود را منكر شد!


اتفاقات ورزشگاه يادگار امام(ره) در ديدار شهرداري تبريز و پرسپوليس تهران، واكنش‌هاي متفاوتي را به همراه داشت. سهرابي، مديرعامل باشگاه شهرداري تبريز براي اين‌كه تيمش را از اتهامات وارده تبرئه كند، كلا هواداران خود را منكر شد و گفت: «هوادار؟ ما اصلا هوادار نداريم!» از طرف ديگر ششگلاني، رئيس هيات فوتبال تبريز با سوا كردن مساله «هو» از «فحاشي» ‌اعلام كرد: «قبول ندارم، ۹۰ دقيقه فحاشي نكرديم!»

«وا… من نمي‌دونم شما چطور حساب كردين، اما طبق زماني كه من محاسبه كردم 83دقيقه مفيد فحاشي داشتيم كه 10دقيقه از اين زمان توهين محسوب نمي‌شه.»

«چطور فحاشي به يك تيم توهين محسوب نمي‌شه؟»

«چون كلي بوده؛ يعني به مجموعه توهين كرديم، نه به يك نفر! از طرف ديگه ما 23دقيقه «هو» داشتيم كه فحش محسوب نمي‌شه و فقط «هو» محسوب مي‌شه. نبايد مسائل رو با هم قاطي كنيد؛ يعني مثل خود ما كه از يك طرف اسم كريم باقري رو گذاشتيم روي يك خيابون و از طرف ديگه يه‌سري اسم‌هاي ديگه گذاشتيم روي كريم باقري!»

«پس شما 50دقيقه فحاشي به كريم باقري رو قبول داريد.»

«نه عزيز من، من كي چنين حرفي زدم؟ از اين 50دقيقه باقيمونده، 20دقيقه به دايي و 5دقيقه به كاشاني فحاشي كردند كه مي‌مونه 25دقيقه! آقاي كاشاني كه از خودمون هستند، مثل كامرون! علي دايي رو هم كه خودتون ديديد، وقتي فحاشي مي‌كرديم، مي‌خنديد؛ پس خوشش اومده بود كه مي‌خنديد.»

«اون 25دقيقه رو كه قبول داريد به باقري فحاشي كردين؟»

«ببخشيد يعني از حق ميزباني خودمون حق نداشتيم استفاده كنيم؟ پس دلت مي‌خواست باقري به ما فحاشي كنه؟ چرا اين‌قدر غيرمنطقي حرف مي‌زنيد؟ شما به بارسلونا نگاه كنيد؛ وقتي هواداران اين تيم مي‌خوان اعتراض كنند چيكار مي‌كنند؟»

«خب دستمال سفيد نشون مي‌دن.»

«آفرين؛ حالا ما دستمال سفيد نداشتيم، فحش كه داشتيم!»

«به نظر شما براي جلوگيري از اين مشكلات چه كارهايي بايد انجام بشه؟»

« بايد براي تماشاگران دستمال خريد؛ دستمال سفيد!»

«همين؟!»

«خب نه، بايد فرهنگ‌سازي هم بشه؛ الان شما نگاه كنيد باقري و دايي اصلا فرهنگ فحش خوردن ندارند. يه‌جوري داد مي‌زنند كه انگار گلوله خوردند!»

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: