یکشنبه 03 اکتبر 10 | 12:42

منتجب‌نیا: حساب بعضی‌ها باید از اصلاح‎طلبان جدا شود

آن‎‎ها می‎گویند کشور، قانون اساسی و مسئولان باید تغییر کنند. آن‎‎ها حتی گذشته انقلاب را نیز زیر سئوال می‎برند. این‎‎ها عده‎ای هستند که علاوه بر اصلاح‎طلبان، جنبش اخیر را تشکیل می‎دهند.


هفته‌نامه پنجره – حمید سلیمی

به‎نظر می‎رسد اصلاح‎طلبان و رهبران آن‎‎ها در شرایط فعلی مسائلی مانند رفراندوم و اعمال نظارت قانونی در مورد مقام معظم رهبری را مطرح کرده و عملا همه خطوط سازنده نظام را پشت سر می‎گذارند. تحلیل شما از این رفتار چیست؟ آیا اپوزیسیون مخالف دیگری در درون و بیرون کشور در حال شکل‎گیری است؟
جریانی بعد از دوم خرداد 1376 به‎وجود آمد که قبلا به جریان خط امامی موسوم بود. این جریان بر اساس تفکری که حضرت امام (رحمت‎ا… علیه) در جامعه ترسیم کردند و اشاعه دادند، شکل گرفت. این تفکر بعد از دوم خرداد، زیربنای تفکر اصلاح‎طلبی را شکل داد. چهره‎‎هایی که جریان اصلاح‎طلبی را به‎وجود آورده، تقویت کرده و در آن محوریت داشتند، به این تفکرات پای‎بند بوده و هستند. بعد از تشکیل دولت دوم خرداد و ادامه هشت سال کار این دولت، تبلیغاتی علیه این جریان شکل گرفت. دلیل اصلی تبلیغات علیه این جریان نیز اولا مربوط به این بود که جریان اصلاح‎طلبی تعریف روشن و شفافی برای خود ارائه نکرد. ثانیا چهره‎‎های شاخص اصلاح‎طلب، کمتر حضور قوی و مدبرانه در صحنه اندیشه داشتند و عموما مشغول کار‎های اجرایی و تقنینی شده بودند. به‎دلیل این دو خلاء، افرادی آمدند و دیدگاه‎‎های شخصی و حزبی خود را به نام «اصلاح‎طلبی» نشر دادند. در نتیجه، قضاوت‎هایی که نسبت به اصلاحات وجود داشت، متفاوت بودند. برخی افراد در جامعه چون می‎دانستند این سخنان، شخصی است و ربطی به اصلاح‎طلبان ندارد، به اصلاح‎طلبی خوشبین بودند، ولی عده‎ای هم عامدانه و یا سهوی، درباره اصلاح‎طلبان قضاوت منفی می‎کردند و می‎گفتند کل جریان اصلاح‎طلبی، اشتباهات آن افرادی را که عرض کردم، قبول دارد. همان زمان ما بار‎ها در گفت‎وگو‎های خود تأکید داشتیم که تعریف مشخصی را برای اصلاح‎طلبي بیان کنیم و از چهره‎‎های مطرح و اندیشمند خود می‎خواستیم، حضورشان در صحنه را قوی‎تر کنند.

متأسفانه این خواسته‎‎ها برآورده نشد. کما این‎که هم‎اکنون هم در جناح اصول‎گرا می‎بینیم این اشتباه وجود دارد. از انسان‎ عاقل، متین، متدین و اندیشمند با گرایش اصول‎گرایی در این طیف وجود دارد، تا کسی که دست به خشونت و تخریب می‎زند و مدعی اصول‎گرایی نيز هست. هنوز هم نشده که چهره‎‎های اصول‎گرا، تعریف مشخصی برای خود داشته باشند و جناح خود را مدیریت کنند. این اشکال در هر دو جریان وجود دارد و تا زمانی‎که خلاء حاکم است، هر کسی می‎تواند به نام اصلاح‎طلبی یا اصول‎گرایی، مواضع فردی و حزبی خود را اعلام کند.

موضوع صحبت، بیشتر به مسائل انتخابات سال گذشته برمی‎گردد. انگار اصلاح‎طلبان دور مانده از دولت و مجلس، به‎ناگاه، تغییر موضع دادند و آشکارا تمنیات خود را مطرح کردند؟
بعد از انتخابات سال گذشته، جریان اصلاح‎طلبی ضمن آن‎که حرکتی مردمی، سیال و خط امامی بود، همچنان در گوشه و کنار مملکت حضور داشت و دارد. ولی در رویداد‎های بعد از انتخابات، متأسفانه یک جریان انتقادی فراتر از خط امام و اصلاحات شکل گرفته که فراتر از اصلاح‎طلبان عمل می‎کند.

این «فراتر» بودن به چه معناست؟
ببینید، عرض کردم اصلاحات در درون نظام و بر پایه تفکر حضرت امام، قانون اساسی و اصلاحات در مسائل شکل گرفته، اما جریان بعد از انتخابات که نام «جنبش سبز» را بر خود گذاشته، گسترده‎تر از آن است. اصلاح‎طلبان همه افراد و همه چیز‎ها را قبول دارند و فقط به مشکلات مدیریتی کشور و انتخابات اخیر، اعتراض دارند که اگر ایرادات آنان برطرف شود، همگی طرفدار نظام هستند. ولی جریان اخیر دارای افرادی است که مطالباتي وسیع‎تر از این دارند. آن‎‎ها می‎گویند کشور، قانون اساسی و مسئولان باید تغییر کنند. آن‎‎ها حتی گذشته انقلاب را نیز زیر سئوال می‎برند. این‎‎ها عده‎ای هستند که علاوه بر اصلاح‎طلبان، جنبش اخیر را تشکیل می‎دهند. در اصل، در جنبش اخیر، جریان گسترده و وسیعی از نیرو‎های طرفدار اصلاح‎طلبان و خط امامی وجود دارند و در دایره بسیار گسترده‎تر، اعتراض عناصری به گوش می‎رسد که مخالف اندیشه‎‎های امام، قانون اساسی و نظام هستند و معتقدند شرایط فعلی، ظرفیت اساسی را برای اداره کشور، آزادی و حقوق مردم ندارد.

موضوع همین است؛ چرا گروهی از اصلاح‎طلبان سابق، از رهبران جنبشي شده‎اند که به تعبیر شما، مخالف تمام اساس نظام سیاسی شمرده می‎شود؟
همه می‎دانیم سران این جنبش نیز معروف هستند، اما شرایط را تعریف نکرده‎اند. در شرایط فعلی محور‎های جنبش و اعتراض معلوم نیست. برای همین، معلوم نیست این جنبش تا آخر بتواند از این رهبران تبعیت کند. چون آن‎‎ها اکنون معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی هستند، ولی معتقدند باید در آینده در آن اصلاحاتی صورت گیرد. اکنون به‎دلیل قانونی بودن و مشروعیت قانون اساسی، تابع آن هستند. همچنین دایره‎‎هایی نیز در جنبش حضور دارند که به هیچ یک از این مسائل توجهی ندارند.

پس سئوال همین‎جا مطرح می‎شود؛ چه زمانی رهبران مخالفان داخلی، به‎طور آشکار حساب خود را از معتقدین به نظام و قانون اساسی جدا كرده و به افرادی که می‎گویید هیچ تعهدی به نظام و قانون ندارند، خواهند پیوست؟
عرض کردم در جنبش سبز، با وجودی که تفکر اصلی، همان تفکر اصلاح‎طلبی معتقد به خط امام و قانون اساسی و نظام است، همه حضور دارند. مسلمان و غیرمسلمان، انقلابی و غیرانقلابی، معتقد و غیرمعتقد. با این حال معتقدم اصل جریان اصلاح‎طلبی، سلامتش را در وقایع اخیر حفظ کرده و پایبندی خود به اصولش را در قبل و بعد از دوم خرداد، تا آخرین روز دولت اصلاحات و همچنین بعد از انتخابات سال گذشته، از دست نداده است. بلکه باید از یاد نبرد افرادی در هر جریان به‎عنوان یک فرد، نه یک جریان، وجود دارند که گاهی تند می‎روند و گاهی کند. کما این‎که در اصول‎گرایان کسانی را دیده‎ایم که اکنون رفته‎اند اصلاح‎طلب، بلکه اپوزیسیون یا جنبش سبزی شده‎اند. یا کسانی از اصلاح‎طلبان الان اپوزیسون خارج و داخل کشور را انتخاب کرده‎اند. اگر احزاب اصلاح‎طلب و جبهه اصلاح‎طلب، آزادی عمل پیدا کند، این افراد را از خود می‎راند.

شما از آزادی عمل اصلاح‎طلبان سخن می‎گویید. در شرایط فعلی، ظاهرا اصلاح‎طلبان آن‌قدر آزاد هستند كه با رسانه‎‎های وابسته به کشور‎های دیگر مصاحبه کنند و حرف‎های‎شان را بزنند! باز هم آن‎‎ها را معتقد به نظام می‎دانید؟
ببینید! الان اصلاح‎طلبان در انسداد شدید سیاسی قرار گرفته‎اند. نه حزب دارند و نه روزنامه و نه اجازه فعالیت سیاسی؛ رسانه‎ای هم كه در داخل کشور به آن‎‎ها داده نمی‎شود. اگر جریان اصلاح‎طلبی اجازه یابد درون نظام آزادی داشته باشد، خواهید دید کل این جریان، در درون نظام فکر می‎کنند. انتقاد درون خانوادگی دارند و حرف‎های‎شان را به بیرون نمی‎کشند. به تعبیر دیگر، آن‎‎ها از درون می‎خواهند کار اصلاح‎طلبی را دنبال کنند.

ولی چگونه می‎توان از یک نظر آدم به نظام و قانون اساسی معتقد باشد و از طرف دیگر با مصاحبه‎‎های خارج از کشور در تغییر آن بکوشد؟ آینده اصلاح‎طلبانی را که طرح تغییر قانون اساسی و اعمال اختیارات نظارتی مجلس خبرگان را مطرح می‎کنند و مدام برای ماهواره‎‎ها و بنگاه‎‎های خارجی دشمن، خوراک تهیه می‎کنند، چگونه می‎بینید؟
الان متأسفانه چون اصلاح‎طلبان میدان پیدا نکرده‎اند، اختلاط و امتزاج بین آن‎‎ها و افرادی دیگری که در جنبش سبز حضور دارند، پیدا شده است. واقعیت این است که تریبون‎های داخل بسته شده و رسانه‎‎های خارج باز است. ماهواره‎‎ها هستند، سایت‎های بیرون از کشور با وجودی که فیلتر شده‎اند، اما حضور دارند. اصلاح‎طلبان با آن‎‎ها کار نمی‎کنند، ولی چون اسمی از اصلاح‎طلبان در صدا و سیما و مطبوعات برده نمی‎شود و ممنوع است از آن‎‎ها چیزی بگویند و بنویسند، رسانه‎‎های خارجی از اين فرصت استفاده می‎کنند. آن‎‎ها اين امكان را دارندكه اخبار را از اين‌جا بگيرند و پخش ‎کنند. کمتر دیده شده اصلاح‎طلب واقعی برود و با رسانه‎‎های بیرون صحبت کند. در واقع این خارجی‎‎ها هستند که با امکانات و عواملي كه دارند، اخبار را تهیه و منتشر می‎کنند. در شرایط خفقان فعلی، دیگران حرف‎های ما را منتشر می‎کنند. اگر موبایل‎ها قطع شد، با تلفن، آن هم قطع شد با سایت و هزار وسیله امروزی دیگر دیدگاه‎های‎شان را می‎گویند. فقط در این میان، هرچه محدودیت بیشتری ایجاد کنیم، بازار شایعات و دروغ درباره همه داغ می‎شود.

چطور می‎شود انتظار داشت نظام، کسانی را که مدام بر طبل مخالفت می‎کوبند، آزاد بگذارد تا برنامه‎‎های خود را دنبال کنند؟
من پاسخ می‎دهم این انسداد سیاسی فعلی به‎شدت برای کشور خطرناک‎تر است و ضرر دارد. چه اشکالی دارد روزنامه‎‎های ما کار کنند و حرف‎های اصلاح‎طلبان را منتشر کنند؟ در روزنامه اعتماد ملی، قبل از این‎که دیگران تذکر بدهند، ما بودیم که به‎کار روزنامه‎نگار‎ها نظارت می‎کردیم و تذکر می‎دادیم و جریان اصلاح‎طلبی به‎صورت یک جریان کلی سلامتش را حفظ کرده بود. آقایان بیایند به افراد و چهره‎‎های معتدل میدان بدهند و اجازه کار را صادر کنند، خواهند دید آن‎‎ها مدافع نظام هستند و در عین‎حال منتقد نیز هستند. اگر راه انتقاد بسته شود، مشکلات بیشتری به‎وجود می‎آید.

شما می‎گویید میدان بدهند. در روز‎های قبل و چند روز پس از انتخابات، میدان به اندازه کافی داده شد، نتیجه چه شد؟ مطالبات دوستان از همه مرز‎ها گذشت. چطور می‎توان انتظار داشت اصلاح‎طلبان سال گذشته، اکنون به درون نظام برگشته باشند؟
ببینید، اولا در انتخابات پارسال، نه همه افراد، بلکه بعضی از افراد این کار را کردند. برخی هم منتقل شدند به بیرون نظام. در اصل، سیل راه افتاد و مشخص نشد چه‎کسانی درون و چه افرادی بیرون نظام هستند. وقتی یک مجموعه‎ای با همدیگر فریاد می‎زنند، طبیعی است این فریاد‎ها گم می‎شود. خط امامی، اصلاح‎طلب، نیرو‎های خارج نظام، همه در همدیگر صدای‎شان پیچید.

اکنون که اوضاع آرام شده، آینده این صدا‎هایی را که هر روز از اردوگاه اصلاح‎طلبان و سران جریانات اخیر به گوش می‎رسد و از همه‎چیز عبور می‎کند، چگونه می‎بینید؟
جریان اصلاحات می‎تواند سلامت سیاسی خود را بازیابد تا رقابت سالم با اصول‎گرایان داشته باشد. اصلاح‎طلبان، اصل نظام را قبول دارند. به‎جز افرادی که به‎صورت انفرادی همان سال‎ها نیز مطالبی را می‎گفتند و ما موضع می‎گرفتیم که حرف خودشان است، حرف اصلاح‎طلبان نیست.

ولی همین افراد انفرادی، در درون قوای سه‎گانه، دولت و مجلس اصلاحات، مسئولیت داشته‎اند. چطور مسئولان اصلاح‎طلب، حرف خود را می‎گویند، ولی نمي‌خواهند هزینه حرف‎های‎شان بپردازند؟
ببینید اگر اشتباهی رخ بدهد، اشتباه فرد است، نه گروه اصلاح‎طلبان. اصلاح‎طلبان، اپوزیسیون نخواهند شد، الان در جنبش سبز، افراد زیادی هستند كه به اصل نظام و تفکر امام پای‎بندند.
منظورتان همان طیفی است که به قول بزرگی، از «گوگوش تا سروش» را شامل می‎شد؟
عرض کردم که الان شرایط تیره‎ای در جنبش سبز به‎وجود آمده و حق و باطل، مخلوط و قاطی شده‎اند. بنابر تعبیر معصوم، شیطان در این شرایط وارد می‎شود و این وضعیت به‎خصوص برای اصلاح‎طلبانی که در درون نظام هستند، خوشایند نیست. برای همین، میدان به‎دست عناصر ضدانقلاب خواهد افتاد و اصلاح‎طلبان فریادشان به‎جایی نمی‎رسد.

پس عاقبت، شما چه خواهید کرد؟
اگر شرایط انسداد شدید فعلی ادامه یابد، اصلاح‎طلبان مجبورند در فضای محدودی که دارند، فریاد بزنند، انتقاد کنند، دیگران را تحریک کنند و در نتیجه عده‎ای که در موج سبز به هیچ‎چیزی قائل نیستند، آن‎‎ها را تحت‌تأثير خود قرار مي‌دهند. انسداد سیاسی فعلی به این افراد کمک می‎کند تا همه‎چیز را، از جمله صدای اصلاح‎طلبانی که به اصل نظام معتقدند، تحت‌الشعاع خود قرار دهند

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.