چهارشنبه 23 اکتبر 13 | 13:17

بازخوانى واقعه غدير

محمد جواد اسلامی

سپس رسول خدا در بخش ديگرِ سخنان خود اشاره به ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام و آخرين خليفه خود حضرت مهدى عليه السلام نموده . و در آخرين مرحله خطابه خود از مردم خواستند كه با تكرار كلماتى كه حضرت بر زبان جارى مى‏نمايند با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت نمايند


محمد جواد اسلامی – ساعتى بيش به ظهر نمانده بود ، هوا به شدت گرم و سوزان بود ، كه كاروان به بركه زيباى غدير خم رسيد . پيامبر خدا صلى الله عليه وآله دستور توقف صادر فرمودند :

همه مردم متوقف شوند آنان كه پيشتر رفته‏اند بازگردند و آنان كه از قافله باز مانده‏اند خود را برسانند .

بيش از يكصد و بيست هزار نفر با نژادها و قوميت‏هاى مختلف ، افكار و سليقه‏هاى متفاوت كه به دعوت رسول خدا به حج آمده بودند بايد در كنار بركه غدير خم جمع شوند تا پيام‏آور الهى ، آخرين فرمان خدا را ابلاغ نمايد .

« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ»(1)

پس از اين دستور ، همه مردم در منطقه غدير پياده شده و براى توقف خود جايى آماده و خيمه‏ها را برپا كردند . سلمان ، ابوذر ، مقداد و عمار به دستور پيامبر صلى الله عليه وآله محلى را كه درختان كهنسال در آنجا قرار داشت ، براى اجراى مراسم آماده ساختند ، آنها خارها را كندند ، سنگهاى ناهموار را جمع كردند و آنجا را جارو كرده ، آب پاشيده و سايبانى بستند .

سپس در زير سايبان ، از سنگ‏ها و جهاز شتران منبرى به بلندى قامت حضرت ساختند و پارچه‏اى به روى آن انداختند .

هنگام ظهر انتظار به پايان رسيد و منادى مردم را براى نماز جماعت فراخواند مردم از خيمه‏ها بيرون آمده و در مقابل منبر در صفهاى منظم قرار گرفتند . نماز به امامت رسول خدا اقامه شد .

حضرت از منبر بالا رفته و بر فراز آن ايستادند ، سپس على عليه السلام را فراخواندند تا در سمت راستش بايستد . آنگاه به سمت چپ و راست نظر كردند و منتظر ماندند تا مردم كاملاً جمع شوند . سپس سخنان خود را با حمد الهى آغاز فرموده و صفات و قدرت و رحمت حق تعالى را ذكر نمودند ، و بعد از آن به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند . آن‏گاه يادآور گذشته عرب و زندگى و عقايد آنان شدند . و زحماتى كه در اين مدت براى هدايت مردم متحمل شده‏اند را متذكر شدند و بعد بصورت كلّى به بيان احكام حلال و حرام پرداختند ، سپس در ادامه بيانات خود درباره قرآن و اهل‏بيت عليهم السلام و اينكه آن دو از هم جدا نمى‏شوند صحبت نموده توضيحاتى پيرامون امامت و ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و اولادش تا حضرت مهدى عليه السلام بيان فرمودند ، و قسمتى از فضائل و مناقب اميرالمؤمنين عليه السلام را يادآور شدند . سپس فرمودند : خداوند به من چنين امر كرده است : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ ؛ اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت براى تو فرو فرستاده شده به مردم ابلاغ كن كه اگر انجام ندهى ، رسالت او را نرسانده‏اى و خداوند تو را از شرّ مردم حفظ خواهد نمود»(2)

اى مردم ! من در ابلاغ آنچه خدا بر من نازل فرموده كوتاهى نكرده‏ام . اينك براى شما سبب نزول اين آيه را بيان مى‏نمايم : جبرئيل سه بار بر من نازل شد و سلام پروردگار – كه او خود سلام است – را به من ابلاغ نمود و مرا مأمور كرد كه در اين مكان بايستم و بر هر سفيد و سياهى اعلام كنم كه : « على بن ابى‏طالب برادرِ من و وصى من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است . نسبت او به من ، همانند هارون به موسى است جز اينكه پيامبرى بعد از من نيست و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است » .

اى مردم ! من از جبرئيل خواستم كه از خداوند بخواهد كه مرا از ابلاغ اين امر معاف فرمايد ، براى آن‏كه مى‏دانم پرهيزكاران اندكند و منافقان بسيار و استهزاءكنندگان بى‏شمار . همان‏هايى كه خداوند متعال در قرآن آن‏ها را معرفى مى‏كند : « آنچه با زبان مى‏گويند به آن ايمان ندارند » و آن را كوچك مى‏شمارند ، در حالى كه در پيشگاه خداوند امرى عظيم است و به دليل كثرت ملازمت على با من و توجه زياد من به او ، اذيّتهاى بسيارى بر من روا داشتند ؛ تا آنكه خداوند در پاسخ آنها اين آيه را نازل فرمود : « و برخى از آنان كه پيامبر را مى‏آزارند و مى‏گويند : او گوش فرادهنده به هر سخنى است . بگو : گوش فرادادن پيامبر به سخن ديگران خير شماست … » و اگر بخواهم مى‏توانم آنان را معرفى كنم !

آن‏گاه نبى خدا بار ديگر اين آيه را تلاوت فرمود :

« اى پيامبر ! آنچه براى تو از جانب پروردگارت نازل شده ، به مردم برسان كه اگر نرسانى ، رسالت او را نرسانده‏اى و خداوند تو را از شر مردم حفظ مى‏نمايد » .

اى مردم ! اين آيه در حق اوست و بدانيد كه خداوند على را سرپرست و پيشوا بر شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجر و انصار ، شهرى و روستايى ، عرب و عجم ، بنده و آزاد ، كوچك و بزرگ ، سفيد و سياه و هر خداپرستى واجب كرده است .

آن‏گاه رسول خدا صلى الله عليه وآله در ادامه ، به بيان فضائل و ويژگيهاى على عليه السلام پرداختند . سپس حضرت با دست مباركشان بازوى على عليه السلام را گرفتند و از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت به سر زانوهاى پيامبر صلى الله عليه وآله رسيد و مردم سفيدى زير بغل ايشان را ديدند . در اين حال رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « ايها الناس ! من اولى منكم من انفسكم ؟ اى مردم ! چه كسى بر شما از خودتان شايسته‏تر و صاحب اختيارتر است ؟ » .

گفتند : خدا و رسولش .

فرمود : « من كنت مولاه فهذا على مولاه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله ؛ هر كه را من سرپرست و صاحب اختيار هستم ، اين على سرپرست و صاحب اختيار اوست . خداوندا ! دوست بدار دوستدار على را ، و دشمن باش با دشمنان على ، و يارى كن هر كه على را يارى نمايد و خوار ساز هر كه او را خوار كند » .

امروز هم از طريق تنزيل‏

اين وحى مرا رسانده جبريل‏

كاى سيد و مقتداى مردم‏

«بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكُمْ»(3)

امروز كمال يافت از من‏

اين دين شما و گشت متقن‏

هم نعمت من تمام گرديد

مرزوق به خاص و عام گرديد

فرصت شيرازى‏

در اين هنگام فرشته وحى نازل شد و با آوردن آيه « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »(4) ، اكمال دين با ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام را اعلام نمود .

حضرت فرمودند : پروردگارا ! تو هنگام تبيين امامت على و منصوب نمودن او در چنين روزى اين آيه را درباره او نازل فرمودى : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً » و فرمودى : « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ »(5) و فرمودى : « وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ »(6) آن‏گاه عرضه داشت : «پروردگارا ! تو شاهدى كه من فرمان تو را رساندم».

سپس رسول خدا در بخش ديگرِ سخنان خود اشاره به ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام و آخرين خليفه خود حضرت مهدى عليه السلام نموده . و در آخرين مرحله خطابه خود از مردم خواستند كه با تكرار كلماتى كه حضرت بر زبان جارى مى‏نمايند با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت نمايند ، لذا خطاب به حاضرين فرمودند كه چنين بگويند :

« ما آنچه درباره امر امامت اميرالمؤمنين على عليه السلام از جانب پروردگار ابلاغ نمودى ، شنيديم و اطاعت مى‏كنيم و سر تسليم فرود مى‏آوريم . ما با دل و جان و دست و زبان بيعت مى‏كنيم و بر اين عقيده زنده‏ايم و با آن مى‏ميريم و با آن محشور مى‏شويم . ما اين بيعت و پيمان را تغيير نمى‏دهيم و شك و انكار نمى‏نمائيم و از اين امر برنمى‏گرديم و پيمان نمى‏شكنيم . تو ما را به موعظه الهى پند دادى و درباره على اميرالمؤمنين و امامان پس از او ، آگاه كردى كه از نسل تو هستند ، يعنى حسن و حسين و آنان كه خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است . پس براى آنان عهد و پيمان از ما گرفته شد از قلب و جان و زبان و ضماير و دستهايمان . هر كس توانست با دست بيعت مى‏نمايد وگرنه با زبانش

اقرار مى‏كند . هرگز در پى تغيير اين پيمان نيستيم و خداوند از ما در اين مورد دگرگونى نبيند . ما اين مطالب را از قول تو ، به نزديك و دور ، از فرزندانمان و خويشانمان مى‏رسانيم و خدا را بر آن شاهد مى‏گيريم و خداوند براى شهادت كفايت مى‏كند و تو نيز بر اين اقرار شاهد هستى » .

پس از اتمام خطبه ، صداى مردم بلند شد كه : « آرى شنيديم و طبق فرمان خدا و رسولش با قلب و جان و زبان و دستمان اطاعت مى‏كنيم » .

سپس همه به سوى پيامبر و اميرالمؤمنين هجوم آوردند و براى بيعت سبقت مى‏گرفتند . ابوبكر ، عمر ، عثمان ، معاويه ، زبير و مغيره جزء اولين نفراتى بودند كه به امر حضرت در بيعت غدير شركت كردند و جالب است كه در ميان بيش از يكصد و بيست هزار نفر ، فقط آنان بودند كه سؤال كردند : آيا اين بيعت از طرف خداست ؟

رسول خدا صلى الله عليه وآله با تعجب فرمودند : « آيا چنين امرى از طرف غيرخدا امكان دارد ؟ »

سپس آن حضرت بار ديگر از آنان اقرار گرفت و فرمود : « خدا و رسولش بر شما شاهد باشند ؟ »

آنان گفتند : آرى ، شاهد باشند !(7)

الحمد للَّه الذى جعلنا من المتمسكين بولاية اميرالمؤمنين ، والأئمة عليهم السلام‏.

پی نوشت ها:

1. سوره مائده ، آیه 67.

2. همان.

3. همان

4. سوره مائده، آیه 3.

5. سوره آل عمران، آیه 19.

6. سوره آل عمران ، آیه 63.

7. خطبه غدیر.

برچسب‌ها:

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: