چهارشنبه 23 اکتبر 13 | 13:47
گفتگو با معاون سابق بهداشت سابق؛

وزارت بهداشت دوست دارد مردم مریض شوند

هنوز استاندار ما از رئیس بیمارستان می خواهد تخت، آمبولانس،‌ سی تی اسکن و … به بیمارستان اضافه کند، مانند همین ها را نماینده مجلس و مردم انتظار دارند، ماجرا بسیار پیچیده است! اگر مفاهیم پزشکی را برای هر کسی به زبان خود بیان کنیم مردم خود از پزشکان تقاضای تجویز هر دارو ودرمانی را نمی کنند.


IMAGE635181005922371414با فاطمه رخشانی، معاون سابق بهداشت وزارت بهداشت در دوره وزارت محمد حسن طریقت منفرد، دومین وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت دهم، درباره حاشیه های تغییرات مسئولان وزارت بهداشت و مشکلات سلامت مردم گفت وگویی کرده ایم که در ادامه می آید:

چرا با وجود اینکه از سال 87 در معاونت بهداشت وزارت بهداشت مشغول به فعالیت شده اید اما در ماه های آخر دولت دهم و در دوره وزارت آقای طریقت منفرد،‌ وزیر بهداشت پیشنهاد معاونت بهداشت به شما داد؟

 من تا پیش از این اصلا آقای طریقت منفرد را نمی شناختم، در همان اوایل آمدن ایشان به وزارت بهداشت بود که ما در جایگاه مدیران کل معاونت بهداشت برای ارایه گزارش عملکرد خدمت ایشان رفتیم، بنده هم به مدت 10 دقیقه درباره حوزه اختیارات خود و توانمندسازی مردم صحبت کردم و یک بار دیگر هم در فرهنگستان علوم پزشکی درباره مصرف بالای دارو در کشور صحبت کردم، بعد از آن ایشان به من گفت که شما با این دیدگاهتان بهتر است در واحد نزدیکتری به ما کمک کنید.

من با پیشنهاد آقای طریقت منفرد مخالف بودم اما ایشان معتقد بود که چون من به دلیل یک مشکل بهداشتی یک عمر از صندلی چرخدار استفاده می کنم عملا از مشکلات بهداشت کشور آگاهم، داشتن تجربه پست های مختلف و زندگی در منطقه محروم از دیگر دلایل پیشنهاد ایشان به من بود.

چرا برای این مدت کوتاه آن را پذیرفتید؟

 من به افکار آقای طریقت منفرد کاملا مرتبط بودم چون اعتقادات بسیار درستی به سیستم داشت، همان اعتقاداتی که من همیشه می گفتم و هیچ کس به آن توجه نمی کرد؛ ایشان17 سال خارج از ایران کار کرده و می دانست این وزارت بهداشت وزرات بهداشتی نیست که مردم را به سرمنشا مقصد برساند، اگر فرصت داشت و می توانست با کار کارشناسی به این وزارتخانه بپردازد کارهای بسیاری می توانست انجام بدهد.

من پذیرفتم چون می دانستم می توانم موفق عمل کنم و در این شش ماه به کارهایی که توانایی آن را داشتم ورود پیدا کردم اما به دلیل فرصت کم نتوانستم برنامه های بلند مدتی انجام بدهم.

چرا خانم دستجردی، اولین وزیر بهداشت دولت دهم شما را برای این معاونت انتخاب نکرد؟

 این صحبت ها را هم خانم دستجردی نیز به من گفته بود اما علیرغم میل درونی ایشان این اتفاق عملی نشد،‌ زیرا شورای ارتقای سلامت که جهت دهی وزارت بهداشت را تعیین می کند اهمیت چندانی به بحث ارتقای سلامت نمی داد.

نگاه ارتقای سلامت در هر جای دنیا با مقاومت مواجه شده، وقتی تنها باشید نمی توانید همه را متقاعد کنید ولی مشکل وزارت بهداشت حاکمیت بالینی بر بهداشت کشور است و این وزارتخانه نمی تواند نگاه غیر درمانی داشته باشد؛ زیرا تمام اعضای شورای سیاستگذاری متخصص بالینی هستند و من با اعتقاد قلبی و علمی که دارم می دانم این جماعت دنیا را با دید متخصص، درمان، ‌تجهیزات پزشکی، دارو، بیمارستان و بیمار می بینند، قرار گرفتن ما در این موقعیت یک کار منحصر به فردی بود.

در دنیا فقط چند وزیر پزشک داریم و طبق شواهد اکثریت وزرای بهداشت پزشک موفق نیستند؛ حتی رئیس جمهور ما به وزیر بهداشت غیر پزشک هم فکر نمی کند؛ خانم دستجردی همزمان با جدا کردن معاونت درمان و بهداشت، معاون بهداشت خود را انتخاب کرده بود و من هم سعی کردم در تمام این مدت با توجه به اشرافی که به معاونت بهداشت داشتم و دارم در حیطه این معاونت ها کار بکنم.

باید برای تحقق فرهنگ ارتقای سلامت در کشورمان چه کار کنیم؟

 زمانی می توانیم به این موضوع فکر کنیم و به این باور برسیم که وزارت بهداشت صنعت پزشکی و تجارت پزشکی را در جامعه پیش ببرد تا سلامت مردم را؛‌ تحقق این مهم بسیار کار سنگینی است اما هر چقدر دیرتر شروع شود تحقق آن نیز سخت تر می شود.

چه بستری هایی نیاز است؟

من معتقد نیستم وزیر بهداشت غیر پزشک در وزارت بهداشت خوب عمل خواهد کرد، اگر وزیر بهداشت باور کند که می تواند هر کاری که لازم است را انجام بدهد می تواند آن را نیز عملی کند، اما باید بپذیرد مسیری که هم اکنون طی می کنیم مسیر درستی نیست.

همه می دانند مردم از سیستم حوزه سلامت ناراضی هستند، مردم اگر خدای نکرده احساس کنند مریض هستند تمام زندگی آنها به هم می ریزد.

من این موضوع را چند بار به آقای هاشمی، وزیر بهداشت عرض کردم که شما با سوابقی که دارید اگر بتوانید تغییراتی را که نیاز است در کشور ایجاد کنید باید در مقابل اعتراضات مسئولان و اطرافیان و حتی مردم نیز مقاوم باشید.

رسانه هم مقصر است که فقط روبان های قیچی زده را نمایش می دهد، در حالی که گاندی در زمان خود بزرگترین بیمارستان خاورمیانه را تاسیس کرد و معتقد بود روزی خوشحالم که به من بگویند بیمارستان تعطیل شده است و دیگر مریض نداریم.

هنوز استاندار ما از رئیس بیمارستان می خواهد تخت، آمبولانس،‌ سی تی اسکن و … به بیمارستان اضافه کند، مانند همین ها را نماینده مجلس و مردم انتظار دارند، ماجرا بسیار پیچیده است! اگر مفاهیم پزشکی را برای هر کسی به زبان خود بیان کنیم مردم خود از پزشکان تقاضای تجویز هر دارو ودرمانی را نمی کنند.

مردم مواد اولیه وزارت بهداشت هستند اگر نیست پس باید بیمارستان ها تعطیل شوند، استفاده از تجهیزات پزشکی کم شود، وزارت بهداشت این طور تعبیه شده که من دوست دارم مردم مریض شوند؛ مشکل به این سادگی ها حل نمی شود، وقتی رئیس دانشگاهی معتقد است:«اگر مردم مریض نشوند هزینه های بیمارستان را از کجا تامین کنیم؟» یعنی من دوست دارم مردم مریض شوند.

این سیاست های غلط همه راه های غلط را تا ناکجا آباد طی می کند، سالانه شش میلیون و 500 هزار نفر نیاز پیدا می کنند که در بیمارستان بستری شوند که 66 درصد منابع وزارت بهداشت هزینه این جمعیت می شود، علاوه بر این هزینه های بسیار زیادی هم خود مردم پرداخت می کنند یعنی 30درصد اعتبارات وزارت بهداشت برای تامین دارو هزینه می شود، در واقع با 70 میلیون نفر باقی مانده کاری نداریم و اعتبارات این وزارتخانه را هزینه این تعداد کم می کنیم؛ شعار پیشگیری را یک هزارم درصد عملی نمی کنیم.

دوره مدیریت ناتمام خانم دستجردی در وزارت بهداشت را چگونه ارزیابی می کنید و عقیده شما درباره اینکه ایشان را به دلیل تاثیرات مدیریتی آقای باقرلاریجانی در وزارت بهداشت، دستجردی لاریجانی خطاب می کردند، چیست؟

من قبول ندارم خانم دستجردی مدیر نبود، بارها شاهد پیگیری های ایشان بودم، ارتباطات سیاسی خوبی با افراد داشت، آقای لاریجانی قائم مقام ایشان در شورای سیاستگذاری بود، در واقع سیاست های کلی وزارت بهداشت در این شورا تدوین می شد و خانم دستجردی نیز بالاترین مسئولیت این وزارتخانه را داشت، قبول ندارم پشت صحنه ایشان آقای لاریجانی بود.

خانم ها صدقه بگیر نیستند، دولت حق ندارد تا آقای بهتری است خانم را سرکار بیاورد، چون این حق مردم است؛ من نمی دانم آقای احمدی نژاد با این دیدگاه چنین انتخابی کرده باشد یا نه! اما می دانم خانم دستجردی بسیار آدم مقتدری بود، من شاهد بودم که ایشان با تمام مخالفت های اطرافیان اما توانست به تنهایی معاونت های درمان و بهداشت را از هم جدا کرد؛ طرح پزشک خانواده 17 سال است که در این کشور مطرح می شود و هیچ وزیری نتوانست آن را اجرا کند اما خانم دستجردی آن را عملی کرد؛ اگر اقداماتی که در پزشک خانواده انجام شد انجام نمی داد کسی نبود ایرادات آن را بگوید.

در دوره وزارت ایشان شوراهای عالی سلامت نسبت به سال های گذشته بی نظیر برگزار شد، خانم دستجردی به دلیل ‌ارتباط خوبی که با دولت داشت به خوبی قادر بود کارها را پیش ببرد.

موضوعی که از عمق دل حس کردم این است که در مملکت ما هنوز مرد سالاری وجود دارد، امکان ندارد آقایانی به این جریان اعتقاد داشته باشند و بلافاصله به آن انگی نچسبانند!

هر کسی و حتی یک مسئول آقا هم یک تیم فکری دارد، اما یکی از صحبت هایی که بود و من نتواستم به ایشان بگویم این بود که به نظرم گاهی اوقات آدم در یک سری از تصمیمات باید ببنید برای مردم تصمیم می گیرد یا برای کسی دیگر؟

به نظرم اگر خانم دستجردی به خاطر مردم دیدگاهش را تغییر می داد ممکن بود با این همه بحران مواجه نباشیم، مردم ضرر کردند، نباید به دلیل رفاقت هایی که هست یک سری مسائل مردمی و مملکتی را تحت شعاع قرار بدهیم؛ به عقیده من ایشان انتحاری عمل کرد!

وزارت بهداشت موضع بسیار پیچیده ای دارد و معتقدم جای خوبی برای ایفای نقش زن نیست، گاهی آقایانی نیز بوده اند که شایستگی این پست ها را نداشته اند اما مسئول این وزارتخانه شده اند، اگر قرار است لطفی به خانم ها شود باید جایی منصوب شوند که کار مثبتی انجام دهند.

عزل ایشان وضعیت را بهتر کرد یا بدتر؟

 با عزل خانم دستجردی تقریبا جایگاه خانم ها سوخته شد و اجازه داده نشد اعتماد به نفس در زنان به وجود بیاید؛ مسئولیت ایشان زمانی عوض شد که مردم به شدت نیاز داشتند ماجرای خراب شده سریع تر درست شود، عزل ایشان اتفاق خوبی نبود!

نمی گویم با رفتنش وضعیت خوب شد یا بد! اما ما در شش ماه بعد از رفتن ایشان پربارترین دوره کاری دولت را داشتیم و شما هم می توانید این موضوع را از مدیران وزارتخانه و روسای دانشگاه ها جویا شوید؛ با اینکه می دانستیم فرصتی برای انجام بسیاری از کارها نداریم.

با توجه به اینکه در روزهای آغازین دولت یازدهم معاون بهداشت جدید جایگزین شما شد اعتقاد شما درباره عوض شدن مسئولان در دولت جدید چیست؟

 وقتی در مجلس آقای هاشمی، وزیر بهداشت بحث جابه جایی من را مطرح کرده بود برخی نمایندگان علت این جابه جایی را پرسیده بودند و ایشان گفته بود:« خانم رخشانی مشکل جسمی دارد و ماندن در این پست به حالش سخت است، من کسی را انتخاب می کنم که خودش هم خوشحال شود»، وقتی این را شنیدم ناراحت شدم و گفتم ای کاش ایشان هرانتقادی را از کارم می کرد جز گفتن این مورد، چون من ادعا ندارم همه چیز را بلدم اما با 22 سال سابقه ای که دارم از کسی نشنیدم که بگوید من آدم نابلدی هستم، شنیدن این صحبت برای من سخت بود، وقتی توان جسمی من زیر سوال می رود ناراحت می شوم چون عمری در این ویلچر زندگی کرده ام، من این را ندیدم اما آقای هاشمی این را دید، وقتی می بینم تحصیل کرده ها ویلچر من را می بینند اینجاست که موانع فرهنگی خودنمایی می کند!

از آدم های مرجع شنیده ام که دولت جدید مسئولان را تغییر می دهد، من هم این حق را به ایشان می دهم؛ اما آقای هاشمی حتی یک بار به من اجازه نداد طی نیم ساعت برنامه های خود را خدمت ایشان شرح بدهم این یعنی ایشان پیش از من را حذف کرده است.

آیا این نگرش با شایسته سالاری هم ارتباطی دارد؟

کاملا معلوم است بحث شایسته سالاری نیست، منظورم این نیست مسئولان جدید شایسته نیستند؛ شایسته سالاری امکان پذیر است اما عملی نمی شود، زیرا سیاست در تمام ابعاد زندگی ما حکومت می کند و نمی توانیم سیاست را جدا کنیم، اگر مسئولی با سیاست عمل نکند راهش مسدود می شود، من به آقای هاشمی حق می دهم و به مقتدر بودن ایشان اعتقاد دارم، این مسئول مقتدر اگر با سیاست عمل نکند نمی تواند کار خود را پیش ببرد.

با شروع دولت جدید تا کنون به جز دو مسئول اکثر مسئولان وزارت بهداشت تغییر کرده اند، ریشه این همه عزل و نصب های پی در پی چیست؟

سیاسی است؛ من قبول دارم مسئولانی که در این وزارتخانه منصوب شده اند توانمند هستند، اما حتی آدم های توانمند برای ایجاد تغییرات شش ماه وقت نیاز دارند، زیرا تغییرات ناخودآگاه ما را به تعویق می اندازد، این عزل و نصب ها به مملکت آسیب می رساند.

در یکی از بازدیدهایی که از دانشگاه علوم پزشکی یزد داشتم خودم شاهد بودم که یکی از مراجعه کنندگان آمد و گفت: «آمده ام دست رئیس این دانشگاه را به دلیل کمک های بسیاری که به مردم کرده است ببوسم»؛ چنین مسئولی را مردم و وزارتخانه قبول دارند، اما شاخص ما برای عزل ایشان و دیگر عزل ها چیست؟

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: