شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
پنج شنبه ۰۹ آبان ۹۲ | ۱۴:۴۴
در پیام به همایش ملی تغییرات جمعیتی صورت گرفت

هشدار رهبر انقلاب نسبت به خطرات پیری جمعیت

نخبگان جامعه باید قانع بشوند، باید مسئله را قبول کنند؛ اگر نخبگان قبول کردند، کار سهل میشود، کار فرهنگ سازی آسان میشود. در این زمینه ها ان‌شاء الله بایستی آقایان تلاش کنید و امیدواریم ان‌شاء الله موفّق باشید. بنده همچنان معتقدم کشور ما کشور هفتاد و پنج میلیونی نیست، کشور ما کشور صد و پنجاه میلیونی [است] ، حالا ما دستِ کم را گرفتیم گفتیم صد و پنجاه میلیون؛ بیشتر هم میشود گفت.


رهبرانقلابحضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به همایش ملی «تغییرات جمعیتی و نقش آن در تحولات مختلف جامعه» با اشاره به اهمیت موضوع جمعیّت و ضرورت فرهنگ‌سازی برای اقناع نخبگان در ارتباط با نیاز کشور به افزایش جمعیت، خاطر نشان کردند: مسئله نمای جوان برای کشور یک مسئله اساسی، مهم و تعیین کننده است و کشورهایی که در دنیا دچار پیری جمعیت شده‌اند به دشواری راه علاجی برای مشکلات ناشی از آن یافته‌اند که لازم است برای حل این مشکل کار علمی، عمیق و اساسی صورت پذیرد.

متن پیام رهبر انقلاب که بر گرفته از بیانات ایشان در دیدار اعضای دست اندرکار برگزاری همایش ملی تغییرات جمعیتی و نقش آن در تحولات مختلف جامعه در تاریخ 1392/8/6 است، و صبح امروز (پنجشنبه) در این همایش در شهر قم قرائت شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

مسئله جمعیّت که بجد هم مورد بحث و اختلاف نظر در جامعه است، مسئله ی بسیار مهمّی است. بلاشک از نظر سیاست کلّی کشور، کشور باید برود به سمت افزایش جمعیّت؛ البتّه به نحو معقول و معتدل. همه ‌ی اشکالات و ایرادهایی که وارد میشود -که بعضی از اشکالاتی را هم که مطرح میکنند ما دیده ایم – قابل برطرف شدن و قابل پاسخ دادن است. آنچه مهم است این است که کشور ما با ظرفیّت طبیعی و با ویژگی جغرافیای سیاسی خود احتیاج دارد به یک جمعیّت بیشتر؛ علاوه بر این –همان طور که قبلاً هم گفته ایم- مسئله نمای جوان برای کشور یک مسئله ی اساسی و مهم و تعیین کننده است. آن ‌طوری که اهل علم و اهل تحقیق بررسی کرده اند و جوانب قضیّه را ملاحظه کرده اند و آمارها را مورد مداقّه قرار داده اند، ما اگر چنانچه با این شیوه‌‌ای که امروز داریم حرکت میکنیم پیش برویم، در آینده‌ ی نه چندان دور، یک کشور پیری خواهیم بود که علاج این بیماری پیری هم در حقیقت در دسترس نیست؛ حالا نه [ اینکه] در دسترس ما نیست، [بلکه] در دسترس هیچ کس نیست؛ یعنی امروز کشورهایی که در دنیا دچار پیری شده اند و قدرت زاد و ولد خودشان را از دست داده اند، بدُشواری میشود گفت که راه علاجی برای حلّ این مشکل دارند. ما هم طبعاً با همین مشکل مواجه خواهیم شد؛ و نباید بگذاریم به اینجا برسد. البتّه مبانی اسلامی و تفکّر اسلامی در زمینه‌ جمعیّت و افزایش جمعیّت و با توجّه به وضع جغرافیای سیاسی منطقه و کشور جمهوری اسلامی، یک چیزهای روشن و واضحی است.

همایشی(1) که آقایان گذاشتید، به نظر من جزو کارهای بسیار خوب است. یعنی ما نمیخواهیم این قضیّه را با شعار و با اینکه «صلوات بفرست تمام بشود» و مانند اینها پیش ببریم؛ می‌خواهیم مسئله به شکل عمیق و علمی حل بشود، گره های ذهنی‌ ای که وجود دارد باز بشود، حقیقت قضیّه روشن بشود و به اعتقاد من ما میتوانیم این کار را بکنیم؛ یعنی متفکّرین ما و صاحبان دانشِ مرتبط با مسئله ی جمعیّت- در هر بخشی از بخشها- میتوانند در این زمینه منطق صحیح و قابل قبولی را ارائه کنند.

این همایش البتّه قدم اوّل است، یعنی قدم ابتدایی است، [امّا] از گذاشتن قانون به نظر من مهم تر است(2)، چون فرهنگ سازی در این مسئله مثل خیلی از مسائل دیگر اجتماعی، حرف اوّل را میزند؛ باید فرهنگ سازی بشود که متأسّفانه امروز این فرهنگ سازی نیست، تعطیل است؛ با اینکه گفته شده، ما هم گفته ایم، دیگران هم گفته اند، در مجلس هم مطرح شده، بعضی ‌ها هم کم و بیش اینجا و آنجا بحث میکنند، لیکن کار فرهنگی به معنای صحیح انجام نگرفته. به نظر من این کار شما کار خوبی است، کار مناسبی است؛ منتها اکتفا نکنید به اینکه یک میزگردی تشکیل بشود و سخنرانی ‌ای گذاشته بشود و مثلاً تعدادی مقاله چاپ بشود؛ اینها کارهای لازمی است، امّا ناکافی است؛ بایستی از امکاناتی که در کشور وجود دارد استفاده کنید، فکر را در کشور بگسترانید؛ آن ‌وقت فکری هم که گسترش پیدا میکند، باید فکر عمیق و اساسی و منطقی و قانع کننده برای هر کسی باشد؛ بنابراین باید کار بشود روی این مسئله که لابد آقایان این کار را کرده اید. من معمولاً وقتی گروه‌ها و افرادی دنبال این هستند که مثلاً یک گردهمایی و همایشی را ترتیب بدهند، همیشه سفارش میکنم، میگویم شما اَمَد(3) را نزدیک قرار ندهید؛ یعنی فرصت قرار بدهید برای اینکه بتوانید کار بکنید، تا آنچه بروز می‌کند در این همایش، یک چهره و نمای مطلوبی داشته باشد، آبرومند باشد. و لابد آقایان این کار را کرده‌اید، چون بحمدالله شما اهل فضل و اهل تحقیق هستید و مؤسسه‌ی شما، مؤسسه ای است که سابقه ی خوبی در این زمینه‌ها دارد؛ لیکن کار را به اینجا متوقّف نکنید.

جوانب قضیّه را بسنجید، ببینید چه چیزهایی است که موجب میشود جامعه ما دچار میل به کم ‌فرزندی بشود. این میل به کم بودن فرزند، یک عارضه است؛ والّا انسان به طور طبیعی فرزند را دوست میدارد. چرا ترجیح میدهند افرادی که فقط یک فرزند داشته باشند؟ چرا ترجیح میدهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن به شکلی، مرد به شکلی پرهیز میکنند از فرزند داری؟ اینها را بایستی نگاه کرد و دید عواملش چیست؛ این عوامل را پیدا کنید، بر روی علاج این عوامل بیماری ‌زا -که به اعتقاد بنده اینها عوامل بیماری زاست- متخصّصین و صاحبان اندیشه را بخواهید فکر کنند. فرض کنید مثلاً بالا رفتن سنّ ازدواج؛ بلاشک یکی از چیزهایی که باروری را محدود میکند، بالارفتن سنّ ازدواج است؛ خب، این یکی از کارهایی است که باید در کشور فکر بشود. چرا سنّ ازدواج در کشور ما بالا رفته؟ مگر جوان هفده ساله، هجده ساله، نوزده ساله، احتیاج ندارد به اطفاء نیاز جنسی و غریزه ی جنسی؟ ما باید این را فکر کنیم. خب، از آن طرف میگویند که اینها خانه ندارند، شغل ندارند، درآمد ندارند؛ ببینیم چگونه میشود کاری کرد که همه ‌ی اینها با هم جمع بشود.

ما نباید تصوّر بکنیم که حتماً بایستی یک نفری خانه ی مِلکی داشته باشد، یک شغل درآمدداری داشته باشد، بعد ازدواج بکند؛ نه، اِنَ یَکونوا فُقَراءَ یُغنِهمُ اللهُ مِن فَضلِه؛(4) این قرآن است [که] با ما دارد اینجور حرف میزند. یعنی همه‌ ی آن گره های ذهنی ‌ای را که وجود دارد در این زمینه، باید شما باز کنید، یعنی شأن شما و همایشی از این قبیل، این است که بایستی این کار فکری و علمی را بکند؛ یعنی صرفاً بیان فکر، بیان خواست و حتّی شعارهایی در این زمینه نباشد. واقعاً کار بشود، کار فکری بشود؛ عوامل کاهش جمعیّت و موجبات افزایش جمعیّت به نحو مطلوب و با اعتدالِ متناسب، درست سنجیده بشود، مطرح بشود [تا] اقناع بشوند افکار نخبگان. در این زمینه خب الان عامّه ی مردم، بعضی‌ها متدیّنند، بعضی ها متعبّدند، وقتی گفته می‌شود، می‌روند سراغ باروری بیشتر؛ لکن نخبگان جامعه باید قانع بشوند، باید مسئله را قبول کنند؛ اگر نخبگان قبول کردند، کار سهل میشود، کار فرهنگ سازی آسان میشود. در این زمینه ها ان‌شاء الله بایستی آقایان تلاش کنید و امیدواریم ان‌شاء الله موفّق باشید. بنده همچنان معتقدم کشور ما کشور هفتاد و پنج میلیونی نیست، کشور ما کشور صد و پنجاه میلیونی [است] ، حالا ما دستِ کم را گرفتیم گفتیم صد و پنجاه میلیون؛ بیشتر هم میشود گفت.

قطعاً این کشور با این سطح وسیع، با این تنوّع آب و هوایی، با این امکانات فراوان زیرزمینی، با این استعداد بالقوّه¬ ی علمی که در این کشور وجود دارد، می‌تواند یک کشور پر جمعیّتی باشد و ان‌ شاءالله خودش هم این جمعیت را اداره کند؛ یعنی همچنان ‌که ما فکر میکنیم که اگر چهار پنج بچّه افتاد روی دوش یک خانواده وضع زندگیشان چگونه خواهد شد، فکر این را هم بکنید که این چهار پنچ بچّه وقتی بزرگ شدند و کاری پیدا کردند و شغلی پیدا کردند چه کمکی می‌توانند به پیشرفت کشور بکنند؛ یعنی این را هم باید فکر کرد.

یک نگاه مقلّدانه‌ ای به زندگی غربی یا به زندگی اروپایی وجود داشته که به اینجاها منتهی شده و میراث آن به ماها رسیده؛ ما هم در یک برهه ای از زمان غفلت کردیم، کاری که باید انجام بدهیم انجام ندادیم.

در حالی که امروز در [بعضی] از همین کشورهای غربی از کاهش باروری دارند زیان می بینند، پشیمانند؛ و در بعضی از کشورهای غربی مطلقاً کاهش باروری وجود ندارد؛ یعنی خانواده های پر جمعیّت؛ مثلاً خانواده ی آمریکایی با ده دوازده بچّه، چطور خانواده ی ایرانی [ که]میخواهد از او تقلید کند باید حتماً یک بچّه داشته باشد یا دو بچّه! که این الان وجود دارد و گزارشها و خبرها از این واقعیّت به ما اطلّاع میدهد.

انشاء‌الله که موفّق و مؤیّد باشید.

والسلام علیکم و رحمة الله

  1. مسعود
    ۹ آبان ۱۳۹۲

    عده ای گمان کرده اند نگاه علمی یعنی اینکه مردم باید هم در رفاه باشند تا رشد جمعیت زیاد شود! در حالی که باید گفت خیر. اتفاقا در بسیاری در مناطق فقیر نشین دنیا و از جمله اقشار بسیار فقیر کشور خودمان میل به فرزنددار شدن بسیار زیاد است.اما دلیلش رفاه نیست.
    برعکس بسباری از کشورهای ثروتمند و همینطور طبقات متوسط به بالای خودمان دارای نرخ بارآوری بسیار پایینی هستند. در کشورهایی مانند آمریکا و کانادا و انگلیس و… نرخ باروری جمعیت بومی – نه مهاجران- بسیار پاییناست.
    اما چرا؟
    چون آنچه عامل رشد جمعیت می شود نه رفاه است و نه فقر بلکه امید به آینده است. کسی که می داند فرزاندانش نیز در بدترین حالت رفاهی معادل خودش خواهند داشت قطعا فرزند آوری می کند. برای مثال یک شیخ قطری مایل است فرزندان زیادی داشته باشد. او می داند این فرزندان هم بدون نگرانی و در رفاه خواهند بود و در آینده به خاطر تولدشان او را لعن نخواهند کرد.

    همینطور یک کشاور فقیر پاکستانی هم خوب می داند که فرزندانش هم در بدترین حالت مانند خودش خواهند شد. ضمنا می داند اگر فرزندانش زیاد باشد محتمل است یکی از آنها در آینده ثروتمند شود و عصای دست او در پیری باشد. لهذا نه نه تنها نگران افزایش فرزند نیست که بر عکسس آن را نوعی تامیین آینده خود می بیند. بعلاوه اینکه در جوامع فقیر داشتن فرزند بیشتر یعنی داشتن قدرت بیشتر در محله و زور بیشتر در دعواهای روستا سر آب و زمین!

    اما یک فرد متوسط که در یک جامعه سزمایه داری – ایرانی ُ ژاپنی آمریکایی و…- زندگی می کند چرا باید فرزندان زیادی داشته باشد در حالی که از فردای خودش هم مطمئن نیست ؟ هیچ چیز برای مردم به اندازه خطر از دست دادن سطح رفاه نیست. فرزندان هم خود باعث کاهش سطح رفاه اقشار متوسط می شوند و هم خودشان به احتمال قوی در آینده باید سطح زندگی نازلتر از پدر و مادرشان زندگی کنند.

    کسی که می خواهد راهی برای افزایش جمعیت پیدا کند باید راز افزایش جمعیت دهه شصت را پیدا کند. در واقع نه آن افزایش جمعیت بر اساس خواهش و التماس حکومت بود و نه کاهش جمعیت دهه هفتاد با فرهنگ سازی دولتی ها بود!! در دهه شصت حتی اقشار ضد انقلاب هم فرزندان زیادی داشتند. الان حتی اقشار متدین حامی نظام هم حاضر نیستندفرزند آوری کنند و چرا؟

    چون در اقتصادهای دولتی با وجود عدم کیفیت و مطلوبیت و فساد های ذاتی آن؛ همواره نوعی از امنیت روانی وجود دارد. برای هر فرزند کوپن می گیرید. می دانید فرزندانتان گرسنه نخواهند ماند. می دانید که همه در آینده اشتغال دولتی مطمئن خواهند داشت. تا این امنیت خاطر وجود دارد چرا مردم فرزند زیاد نکنند؟

    اما با آغاز سیاستهای هاشمی این اقشار متوسط بودند که فهمیدند دیگر خبری از امنیت برای آینده وجود ندارد و هر لحظه باید در استرس آینده نیامده زندگی کرد. در این وضعیت همان فرزندان دهه شصت بیش از هر چیز از وجود خودشان احساس گناه می کنند. نه آینده ای را برای خود متصور هستند و نه امیدی به فرزند دار شدن برای خودشان دارند.

    این مساله در شوروی هم روی داد. شوروی سابق تا قبل از سقوط نزدیک به دو درصد رشد جمعیت داشت. الان رشد جمعیت روسیه و بسیاری از جمهوریهای همسود او منفی است! پوتین قول داده بود کاری کند رشد جمعیت افزایش یابد و به صفر برسد!

    در واقع همین مساله است که ژاپنیها را که در نهایت استرس زدگی می کنند به پیرترین کشور دنیا تبدیل کرد با آنکه ظاهرا رفاه دارند. اما رفاه همراه استرس دردی را دوا نمی کند.

    اما برگردیم به ایران؛ برقراری نظام سرمایه داری؛ مکانیزه شدن کشاورزی و صنعت و کاهش نیاز به نیروی کار و البته افزایش جمعیت یقه سپیدها باعث بحران فعلی شده است. حال اضافه کنید ترویج سبک زندگی کشورهای سرمایه داری را از رسانه ها که خود موید نداشتن فرزند و اصلا خذف خانواده است.

    در این حالت البته بحران پیش می آید..در حالی که اقشار متوسط دیگر فرزند آوری نمی کنند اقشار فقیر و استانهای فقیری که هنوز به فرزندان به چشم مایه قدرت و تامین اجتماعی آینده نگاه می کنند رشد جمعیت ادامه دارد. نتیجه البته فاجعه به همراه خواهند داشت مخصوصا اگر تضادهای قومیتی و مذهبی را در مناطقی مانند مرزها به آن بیفزاییم!

    حال راهش چیست؟ راهش این است که برگردیم ببینیم از کجا دچار اشتباه شدیم. آری. اگر قرار بود رشد جمعیت دهه شصت ادامه یابد ما محتاج جنگ بودیم به طوری که اقلا این گوشت دم توپ را به نوعی بسوزانیم. اما حالا که جنگی در کار نیست تنها راهی که داریم بازگشت به روش قدیم است.
    باید استفاده از تکنولوژیهای جدید را محدود و ممنوع کنیم تا صنایع هنوز محتاج استفاده از کارگر زیاد باشند. باید مطابق نظر احمدی نژاد یارانه ها را به طور مساوی برای همه جمعیت افزایش دهیم تا جایی که مردم به آینده امیدوار شوند و بدانند داشتن فرزند بیشتر به نفع آنها است.

    اما تا زمانی که اقتصاد ما در دست فارغ التحصیلان کشورهای سرمایه داری است باید بدانیم که این روند مسیر طبیعی سیر جامعه به سوی سرمایه داری است. البته جامعه سرمایه داری نظام سکولار را هم می طلبد تا اگر روزی تغییرات مذهبی و بافت جمعیتی ایجاد شد کسی نگران این چیزها نباشد.

    در پایان تاکید می کنم؛ با حرفهای قشنگ و طرح مساله هیچ مشکلی حل نمی شود. تمام رویکردهای فرهنگی و حتی مذهبی به طرز غیر قابل انکاری وابسته به بحث امنیت اقتصادی است.

  2. دانشجو
    ۱۰ آبان ۱۳۹۲

    جمله ای از متن بیانات(برای تنبل ها)
    چه چیزهایی است که موجب میشود جامعه ما دچار میل به کم ‌فرزندی بشود. این میل به کم بودن فرزند، یک عارضه است؛ والّا انسان به طور طبیعی فرزند را دوست میدارد. چرا ترجیح میدهند افرادی
    که فقط یک فرزند داشته باشند؟ چرا ترجیح میدهند فقط دو فرزند داشته باشند؟ چرا زن به شکلی، مرد به شکلی پرهیز میکنند از فرزند داری؟ اینها را بایستی نگاه کرد و دید عواملش چیست؛ این عوامل را پیدا کنید…

  3. ناشناس
    ۱۰ آبان ۱۳۹۲

    ما كه ازدواج كرديم و بچه داريم تو اين سن و سال 34 سالگي لااقل معافيت سني سربازي بديد بقيه هم ازدواج مي كنند بچه دار مي شند

  4. مسعود
    ۱۱ آبان ۱۳۹۲

    نمی دانم چرا سایت تریبون از درج نظری که دادم خودداری کرد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: