شنبه 02 نوامبر 13 | 14:40

دیپلماسی چوب جادو نیست

مهدی محمدی

دولت تدبیر و امید هدف‌های اصلی‌اش را در سیاست خارجی تعریف کرده، دولت‌داری را در دیپلماسی خلاصه کرده، حتی بار اقتصاد را هم به دوش دیپلمات‌ها گذاشته و بهبود وضع کشور را قبل از هر چیز، در گرو بهبود روابط آن با جهان می‌داند.


 مهدی محمدیمهدی محمدی – روند پرشتاب بسیج امکانات و ظرفیت‌های کشور برای پیشبرد سیاست خارجی در دولت یازدهم، این تلقی را به وجود آورده است که این دولت، دولت دیپلمات‌هاست، هدف‌های اصلی‌اش را در سیاست خارجی تعریف کرده، دولت‌داری را در دیپلماسی خلاصه کرده، حتی بار اقتصاد را هم به دوش دیپلمات‌ها گذاشته و بهبود وضع کشور را، سر آخر، قبل از هر چیز، در گرو بهبود روابط آن با جهان می‌داند.

دولتی‌ها خود این سو و آن سو می‌گویند تنها بخشی از دولت که حرفی آماده برای زدن، راه حلی برای مشکلات و نگاهی به آینده دارد، بخش سیاست خارجی آن است، آن هم منحصرا در حوزه هسته‌ای و بقیه بخش‌های دولت یا هیچ کار نمی‌کنند و در انتظارند تا معجزه دیپلماسی آشکار و بخت آنها گشوده شود یا اینکه حداکثر به رتق و فتق امور جاری بدون برنامه‌ریزی کلان– ولو میان‌مدت- و مهم‌تر از آن راپورت‌گیری از وضعیت گذشته دستگاه‌های تحت امر خود مشغولند. ارجاع به گذشته اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از اصلی‌ترین راهبردهای تبلیغاتی دولت است. دولت تصور می‌کند می‌تواند تا آینده قابل پیش‌بینی بر موج منفی نفی گذشته، طرد مطلق هر آنچه متعلق به دولت‌های نهم و دهم است و ارجاع مشکلات به میراث مانده از آن دولت‌ها ادامه بدهد. تا وقتی دولت و افکار عمومی در ماه‌عسل قرار دارند، البته این تاکتیک–تا حدودی و نه کاملا- جواب خواهد داد اما دقیقا به سبب راهبردی که خود آقای روحانی در انتخابات در پیش گرفت و نتیجه آن افزایش شدید انتظار افکار عمومی از ماشین دولت و تصویرسازی از آن به مثابه «چوب جادویی» بود که به سرعت مشکلات را دود می‌کند و به هوا می‌فرستد، صبر افکار عمومی برای توقف در وضعیت ماه‌عسل با دولت بسیار پایین است. همین حالا می‌توان دید که دوران قضاوت افکار عمومی درباره دولت براساس آنچه می‌کند و نه آنچه می‌گوید در حال آغاز شدن است. «اقتصادمحور» بودن مطالبات اجتماعی عاملی است که موجب می‌شود فرآیند گذار از «وعده‌پذیری» به «کارنامه‌خوانی» در میان مردم بشدت تسریع شود و از جایی به بعد وعده آینده و افشای گذشته، فقط بهانه آوردن تلقی شود و بس!

از یک منظر اینطور می‌توان گفت که دولت در حال زمان خریدن از مردم است تا پروژه‌های سیاست خارجی‌اش جواب بدهد و چون این احتمال را که مسیر فعلی در مذاکرات هسته‌ای به نتیجه‌ای که پیش‌فرض گرفته شده نینجامد، بالکل منتفی فرض کرده‌اند، بنابراین سناریوی جایگزینی هم تدوین نشده است.

ارجاع به گذشته فقط یکی از تاکتیک‌های خرید زمان دولت از افکار عمومی است. در حوزه سیاست داخلی دولت فعلا تلاش می‌کند به نوعی همه را از خود راضی نگه دارد بی‌آنکه موضع واقعی‌اش را در حوزه‌های مورد اختلاف (بویژه مساله فتنه) برای هیچ کدام از طرف‌ها روشن کرده باشد. در این باره که ماهیت و نیت واقعی دولت چیست همه به حدس و گمان مشغولند و هیچ برهان قاطعی هم از رفتار دولت (تصمیمات، انتصابات و…) نمی‌توان به دست آورد که تکلیف این مساله را یکسره کند. دولت از طریق سهم‌دهی به تقریبا هر کسی که خود را صاحب سهم می‌داند فعلا در حال خریدن زمان از گروه‌های سیاسی است اما خود احتمالا می‌داند که این روش بزودی کارآمدی خود را از دست خواهد داد و حداکثر تا آستانه انتخابات مجلس قابل تداوم است.

در حوزه فرهنگ و هنر، ظاهرا دولت آسان‌گیری افراطی را تنها راه جلب توجه افکار عمومی دیده و با اتخاذ طیفی از مواضع- از اظهارنظرهای شاد درباره آوازه‌خوانی زنان تا اجازه انتشار به روزنامه‌هایی که آشکارا مجوز آنها به لحاظ قانونی دچار مشکل است- تلاش می‌کند به مطالبات طیف‌های متمایل به چپ جامعه از خود پاسخ بدهد بی‌آنکه توجه کند این رفتارها همزمان اعتراض‌هایی بسیار عمیق‌تر در بخش‌های دیگری از جامعه تولید خواهد کرد.

رفتارهای کم‌عمق در حوزه‌های اقتصاد، فرهنگ و سیاست داخلی این راز را از پرده برون انداخته است که فراکسیون دو نفره ظریف- روحانی، قلب کابینه است و دولت عملا فقط سیاست خارجی را جدی گرفته و با بقیه بخش‌ها تفنن می‌کند.

این موضوع که همه راه‌ها در این دولت به سیاست خارجی ختم می‌شود توجه محافل سیاستگذاری آمریکا را هم عمیقا به خود جلب کرده است. دقیق‌تر از هر کس دیگر، مایکل سینک، مدیر موسسه واشنگتن به این موضوع توجه کرده که گذاشتن همه تخم مرغ‌ها در سبد سیاست خارجی و عدم طراحی هیچ مسیر مستقلی در داخل که بتواند با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی در کوتاه مدت به مطالبات اقتصادی جواب بدهد، عملا نوعی «اجبار دیپلماتیک» برای ایران تولید خواهد کرد. سینک که به محافل تصمیم‌گیر در آمریکا بسیار نزدیک است در مقاله‌ای که دو هفته پیش، روی وب سایت موسسه واشنگتن قرار گرفت، تاکید می‌کند درک او از رفتار دولت روحانی این است که این دولت عملا هیچ راهی جز پذیرفتن همه آن چیزهایی که غرب از آن می‌خواهد ندارد چرا که حل همه مشکلات کشور را به مذاکرات گره زده و گزینه دیگری جز به نتیجه رسیدن مذاکرات برای خود باقی نگذاشته است. سینک می‌گوید نتیجه این وضعیت این است که دولت روحانی بشدت به نتیجه بخشی مذاکرات نیازمند است و اگر در این راه موفق نشود، هیچ روش دیگری برای تامین نیازمندی‌های فوری مردمش ندارد. از همین جاست که او نتیجه می‌گیرد غرب باید مطالبات خود از ایران را حداکثری کند و هیچ از مواضع سنتی خود درباره برنامه هسته‌ای ایران کوتاه نیاید و بداند دولت روحانی نهایتا همه آنچه را غربی‌ها از آن می‌خواهند بی‌کم و کاست خواهد پذیرفت.

این وضعیت صرف‌نظر از اینکه ما چه قضاوتی درباره ماهیت رفتار دیپلماتیک دولت داشته باشیم عمیقا نگران‌کننده است.

اولا افکار عمومی عادت خواهد کرد رفتار اقتصادی خود را با نتیجه مذاکرات تنظیم کند.

ثانیا بخش‌های غیردیپلماتیک بویژه اقتصادی دولت عملا هیچ انگیزه‌ای برای تلاش‌های جهادی به منظور یافتن راه‌های میانبری که بتواند صرف‌نظر از وضعیت تحریم‌ها مشکلات کشور را حل کند یا لااقل تسکین بدهد، نخواهند داشت.

ثالثا دیپلماسی دولت عمیقا تحت فشار مطالبه بر هم انباشته داخلی قرار خواهد داشت و در نتیجه هم مجبور به عجله و رفتارهای سریع– و پرریسک- می‌شود و هم عملا به ورطه خوش‌بینی به دشمن درخواهد غلتید تا بتواند مسیر حرکت خود به جلو را باز کند. نتیجه این است که این تصور که دیپلماسی مزیت نسبی این دولت است ممکن است بسیار اغواکننده و دور از واقعیت باشد. آقای دکتر روحانی باید بداند از ناحیه عدم ایجاد تناسب میان پروژه‌های سیاست داخلی و سیاست خارجی دولت، تهدید امنیت ملی بسیار مهمی در حال شکل‌گیری است که چه بسا در آینده نزدیک دیگر قابل علاج هم نباشد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: