چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
چهارشنبه ۱۵ آبان ۹۲ | ۰۹:۴۸

وقتی هرم سبک زندگی وارونه می شود

علیرضا رضاخواه

امروزه رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب ما از تلویزیون گرفته تا روزنامه‌ها، از بیلبوردها شهری گرفته تا اس ام اس های تبلیغاتی همه در حال تبلیغ کالاها و خدمات گوناگون هستند. واقعیت این است که تبلیغات به عنوان بخش اصلی فرهنگ مصرف بر ذائقه‌سازی متمرکز است، امری که ساخت و دگرگونی یک سبک زندگی را از بستر هرم سبک زندگی دنبال می‌کند. کم کم نظام ارزشی متغیر می شود، موفقیت در داشتن ماشین گران‌قیمت، گوشی تلفن روزآمد، سفر خارجی، استفاده از برندهای معروف و … تعریف می‌شود.


علیرضا رضاخواه– مفهوم سبک زندگی را پژوهشگران حوزة جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی از جمله مفاهيمی می دانند که با تعاریفی همچون طبقه، قوميت، مليّت و خرده فرهنگ نزديکی فراوان دارد. ترکیب هایی چون سبک زندگی اشراف، سبک زندگی آمیش ها[1]، سبک زندگی ایرانی و یا سبک زندگی حزب اللهی برآمده از همین قرابت معنایی است

سبک زندگی پايه و اساس فهم شرايط فرهنگی موجود تلقّی می شود و با کمک آن می توان از هنجارهای پنهان در اذهان، باورها و رفتارهای مردم جامعه آگاه شد؛ شاید به همین دلیل است که در ترسیم نقشه ای برای فهم چگونگی شکل گیری یک رفتار به عنوان جزئی از سبک زندگی قشر خاصی از یک جامعه معمولا از سه گانه بینش، گرایش و کنش کمک گرفته می شود، هرمی که تبیین کننده سبک زندگی، به معنای کُنشی اجتماعی که تميز دهندة افراد و گروه های اجتماعی از يکديگر است، می باشد.

در راس این هرم مولفه ای تحت عنوان “بینش” قرار دارد که به اعتقاد بسیاری بر دیگر مولفه های تشکیل دهنده هرم مقدم است. بینش همان باورها، و اعتقادات یک فرد است که محصول محیط تربیت رسمی و غیر رسمی در یک جامعه است. مدرسه، خانواده، نهادهای دینی (از جمله حوزه‌های علمیه و مساجد) و تشکل‌های مردمی در ایجاد یک نظام ارزشی بر مبنای باورهای اعتقادی در ذهن افراد نقش جدی دارند. نظام ارزشی که تمایلات و گرایش های افراد را جهت دهی می کند. قسمت دوم این هرم یعنی مولفه “گرایش” رابطه ای مستقیم با بخش پیشین خود دارد. گرایش داشتن به الگوهای خاص در سبک زندگی نزدیکی زیادی با نظام ارزشی در ذهن یک فرد دارد. بخش سوم این هرم نیز مولفه “کنش” می باشد، که بستر و بزرگترین بخش هرم را تشکیل می دهد. تعاریف غربی از معنی سبک زندگی این بخش از هرم را مورد توجه قرار می دهند. تعریف سبک زندگی به عنوان زندگی روز مره everyday life  مواردی چون، موسیقی، هنر، تلويزيون، سامان دادن به باغچه (گل‌كاري)، دكوراسيون و فرش كردن خانه، نوع پوشش، مدل مو و …را در بر می گیرد که منظور همان بخش سوم  هرم یا کنش های فردی و اجتماعی است.

 sabk zendegi- jadval1

در یادداشت پیش رو تلاش می شود تا با تبیین سبک زندگی متدینین در چارچوب هرم فوق به آسیب ها و خلا های ان بپردازیم.

سبکی از زندگی که صحبت آن رفت از لحاظ زمانی محصول ترکیب شور انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس است و از لحاظ مکانی محصول محیط های تربیتی چون مساجد، پایگاه های بسیج و انجمن های اسلامی است. با این حال سکون جامعه بعد از جنگ تحميلی، افزایش رسانه های ارتباطی و رشد مصرف گرایی در کنار فرآیند جهانی شدن چالش های جدی را برای این سبک زندگی به دنبال داشته است.

وارونه شدن هرم سبک زندگی

 جوانی که در محیط مسجد و با باورهای انقلابی تربیت یافته، از لحاظ اعتقادی پایبند نوعی دین داری شریعتمدار است. دو گانه مهدویت و عاشورا جایگاه پررنگی در فرهنگ مذهبی وی دارد، دوگانه ای که با خود فرهنگ ایثار و امید را به دنبال دارد. محیط تربیت، پایگاه بسیج، هیئت و مسجد و همچنین همخوانی روایت های دوران دفاع مقدس، نوعی همسویی را در وی نسبت به این دوران ایجاد می کند. از همین رو است که در سبک زندگی وی مطالعه زندگی نامه شهدا دفاع مقدس رفتن  به مزار شهدا و بازدید از مناطق جنگی در جنوب جایگاهی جدی دارد، لذا ناخودآگاه گرایش شدیدی به الگو برداری از شهدا پیدا می کند. بعضا حتی رابطه ای عاطفی با شهیدی خاص را برقرار می نماید، این گرایش و تمایل به یک شهید باعث می شود وی تلاش کند رفتار خود را شبیه الگو های ذهنی خود طراحی کند. الگوهایی که صد البته در چارچوب نظام ارزشی ذهنی وی جای دارد. گذاشتن محاسن، قرار دادن پیراهن بر روی شلوار، پوشیدن شلوار شش جیب بسیجی، چفیه انداختن، پوشیدن اورکت نظامی، تلاش برای حضور فعال در مسجد، دستگیری از نیازمندان، مقدم دانستن دیگران برخود، وفاداری به آرمان های انقلاب،  و … همه و همه تلاشی برای الگو برداری از جوانان بسیجی دوران دفاع مقدس است.

چنان چه مثال فوق را به عنوان برشی از زندگی یک جوان حزب اللهی در هرم سبک زندگی قرار دهیم، به علت وجود منابع قوی دینی و تحقیق و تفحص در این زمینه بخش بینش از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به این معنی که پژوهش های فقهی، فلسفی و عرفانی که در حوزه مسائل دینی صورت گرفته است یک عقبه بسیار قوی را برای شکل گیری یک نظام ارزشی ذهنی فراهم آورده است. به همین نسبت دو بخش دیگراین هرم، حجم کمتری را به خود اختصاص داده است. نبود و یا عدم استحصال الگوهای متنوع و متناسب، طبیعتا کنش های محدودی را به دنبال خواهد داشت. از همین رو الگوی سبک رندگی شکلی وارونه به خود گرفته است.

از همین رو وارد نشدن به موضوع تولید کالا و خدمات متناسب با نظام ارزشی از یک سو و تنوع و وفور محصولات ارائه شده در نظام ارزشی رقیب از سوی دیگر باعث شده است، الگوی مصرف در زندگی افراد معتقد و متعهد به آرمان های نظام دستخوش تغییر شود.

 sabk zendegi- jadval2

ارتباط رفت و برگشتی اجزای هرم

فارغ از این بحث موضوع دیگری که در آسیب شناسی سبک زندگی حزب اللهی بایستی مورد توجه قرار گیرد. تصور نادرست و خطی از چگونگی ارتباط سه بخش هرم سبک زندگی است. توضیح این که ما معمولا این گونه انگاشته می شود که نقطه آغازین برای تدوین و یا اصلاح یک سبک زندگی بینش است، این بینش خود گرایش را به وجود می آورد و گرایش ها نیز به کنش فردی و اجتماعی می انجامد، در حالی که عکس این مسئله نیز صادق است، کنش اجتماعی می تواند گرایش و بینش را نیز به دنبال داشته باشد.

با توجه به دو مولفه فوق چنان چه بخواهیم سبک زندگی متدینین را مورد نقد و بررسی قرار دهیم  بایستی عنوان شود بی توجهی به حوزه کنش به معنی خاص تولید کالای فرهنگی و یا به بیان دیگر به توجهی به موضوع مصرف در سبک زندگی یکی از آسیب های جدی این سبک زندگی است. یک فرد برای گذاران اوقات فراغتش چاره ای ندارد جز پیروی از الگوهای مصرف موجود، برای خرید اسباب بازی و لباس بایستی به بازاری مراجعه کند که محصولات آن قطعا در چارچوب نظام ارزشی که وی به آن معتقد است طراحی نشده است. همین اتفاق در خرید مسکن، تزئینات منزل، خرید نوشت افزار، خوراک، خدمات بانکی، بیمه، خدمات درمانی و تقریبا تمامی حوزه هایی که به مصرف کالا و خدمات منتهی می شود، قابل مشاهده است. طبیعی است برخلاف آنچه قبلا تصور می شد. مصرف کالا و خدمات و یا به بیان دیگر کنش های اجتماعی می تواند نوعی «ذائقه سازی» و گرایش به الگوهای غیر بومی و «انسان تراز در چارچوب نظام ارزشی رقیب» را به وجود بیاورد، امری که در طولانی مدت به تغییر در حوزه باورها و اعتقادات نیز می انجامد. تغییر معنی مفاهیمی  چون «موفقیت» و «خوشبختی» در زندگی امروز بسیاری از متدینین را می توان در همین راستا دانست.

وقتی بیل گیتس جای شهید چمران را می گیرد

فردی که در معرض مصرف ها کالاهای غربی متنوع رها شده است، کتاب موفقیت فلان نویسنده غربی را مطالعه می کند، کت و شلوار مد روز پیر گاردین و ماکسیمو دوتی می پوشد، برای سیسمونی فرزندش از بنتون، زارا، چیکو و ….خرید می کند، اوقات فراغتش هم در شهربازی است؛ کم کم معنی مفاهیمی چون خوشبختی و موفقیت برایش تغییر می یابد. گرایشش به بیل گیتس بیش از شهید چمران می شود و بینش و باورهایش دگرگون می گردد.  امروزه رسانه های مکتوب و غیر مکتوب ما از تلویزیون گرفته تا روزنامه ها، از بیل بوردها شهری گرفته تا اس ام اس های تبلیغاتی همه در حال تبلیغ کالاها و خدمات گوناگون هستند. واقعیت این است که تبلیغات به عنوان بخش اصلی فرهنگ مصرف بر ذائقه سازی متمرکز است، امری که ساخت  و دگرگونی یک سبک زندگی را از بستر هرم سبک زندگی دنبال می کند. کم کم نظام ارزشی متغیر می شود، موفقیت در داشتن ماشین گران قیمت، گوشی تلفن روزآمد، سفر خارجی، استفاده از برندهای معروف و … تعریف می شود.

انحصار تولید کالا و خدمات

جامعه دچار نوعی انحصار در امر تولید کالا و خدمات شده است. امری که دامنه انتخاب مصرف کننده را هر رزو تنگ تر می کند. امروزه دیگر به سختی می توان خانه ای یافت که آشپزخانه اش اوپن نباشد، به سختی می توان بانکی یافت که بانکداری اش ربوی نباشد، مرد عنکبوتی، بتمن و عروسک های کپی برداری شده از الگوی باربی در کنار انواع کارتون ها و بازی های کامپیوتری بازار بازی های کودکانه را پر کرده اند، آگهی روزنامه پرتیراژ همشهری پر است از تبلیغ آنتالیا و دوبی، زیبایی در کرم حلزون و شامپو پرژک خلاصه شده است. ذائقه سازی تبلیغاتی به گونه ای بوده است که امروز تولید کننده ایرانی هم باید از همان الگوی غربی تقلید کند. دیگر داشته های فرهنگ خودمان به چشم مان زیبا نمی آید.

 

[1] آمیش یک فرقه مسیحی آناباپتیست است که در سال ۱۶۹۳ به وسیله رهبر منونایتهای سوئیس، یاکوب آمان بنیان نهاده شد. بیشتر آن‌ها در ایالات متحده آمریکا و کانادا زندگی می‌کنند و به چند گروه اصلی تقسیم شده‌اند. پیروان فرقه آمیش کماکان بر اساس روش‌های قدیمی نیاکان‌شان مانند استفاده از اسب برای کشاورزی و حمل و نقل، روش پوشش سنتی و ممنوعیت استفاده از برق و تلفن در خانه زندگی می‌کنند.  آمیش‌ها به ارتش نمی‌پیوندند، از مزایای تامین اجتماعی بهره نمی‌گیرند، بیمه نمی‌شوند و هیچگونه کمک مالی دولت را نمی‌پذیرند. برخی گروه‌های آمیش، محدودیت‌های کمتری دارند، بعضی اجازه استفاده از اتومبیل و برق را دارند و حتی ممکن است تشخیص آنها از میان جمعیت انگلیسی زبان‌ها دشوار باشد. بیشتر آمیش‌ها در خانه، به گویشی معروف به هلندی پنسیلوانیایی یا آلمانی پنسیلوانیایی صحبت می‌کنند. بچه‌ها در مدرسه، زبان انگلیسی می‌آموزند. فرقه آمیش از گروه‌های جداگانه‌ای تشکیل شده از نواحی جغرافیایی یا جمعیتی تقسیم می‌شوند. هر ناحیه کاملاً مستقل است و دستورهای ویژه (آیین‌نامه شفاهی) خودش را دارد. در میان آمیش‌های سنتی‌تر، اعضایی که این قوانین را نقض کنند ممکن است طرد و یا اخراج شوند

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: