دوشنبه 11 نوامبر 13 | 10:25

شرایط و لوازم تعامل سازنده با شرکت‌های خارجی در صنعت نفت

تنها منعی که ما الان به لحاظ قانونی داریم این است که مالکیت نباید منتقل شود و دیگر بر اساس منافع ملی هر مدل قراردادی که در این چارچوب باشد قابلیت انعقاد دارد.


حدود دو هفته قبل (۲۹ مهر)، جلسه‌ای در دانشگاه صنعتی امیرکبیر با موضوع «قراردادهای نفتی» و با حضور دکتر شکر الله زاده (کارشناس مسائل انرژی و عضو کمیته ویژه بازنگری قراردادهای نفتی)، دکتر فیروزمند (مدیر امور حقوقی شرکت ملی نفت ایران) و دکتر حسن تاش (کارشناس مسائل انرژی و عضو هیئت علمی موسسه مطالعات انرژی) برگزار شد. مباحث انجام شده و دیدگاه های ارائه شده توسط میهمانان در نشست مذکور درباره نحوه تعامل با شرکتهای خارجی، مزایا و معایب و تاریخچه انواع مدل های قراردادهای نفتی استفاده شده در کشور بخصوص قراردادهای بیع متقابل، نکات مهم و قابل تامل فراوانی بیان شد.

NIOC

در ادامه چکیده گزارش جلسه آمده است:

دکتر حسن تاش:

777به نظر بنده هر چند روابط اقتصادی مکمل و تقویت کننده روابط سیاسی است اما روابط سیاسی مقدم بر روابط اقتصادی می­باشد و عملا در شرایطی که روابط سیاسی وضعیت مناسبی داشته قرادادهای سرمایه ­گذاری نیز اتفاق افتاده و با اقبال مواجه شده­است. بنابراین اینکه بگوییم قراداد صرفنظر از روابط خارجی ما می­تواند امتیاز سیاسی برای کشور ایجاد کند، سخن چندان صحیحی نیست.

بنده معتقدم از موضع برابر به منظور دسترسی به تکنولوژی روز دنیا و برای تامل دانشی و تقسیم ریسک، تعامل با شرکتهای خارجی سازنده است و اگر در این صد سال درست کار کرده بودیم امروز یکی از مهمترین قطبهای سرمایه گذاری و مدیریت میادین نفتی در دنیا می­بودیم اما وقتی از ناحیه نیاز سراغ سرمایه­ گذاریهای خارجی می­رویم، باید ناراحت باشیم.

قراردادهای نفتی معمولا بین شرکتهای ملی نفت (NOC ها) و شرکت های بین المللی (IOC ها) بسته می­شوند. باید اشاره کنم که در هیج یک از انواع قراردادها لزوما منافع این دو همراستا نمی­گردد، شرکت­ها منافع خودشان را دارند که گاهی اوقات ممکن است ناشی از منافع شخصی مدیر شرکت باشد که می­خواهد شرکت، در دوره مدیریت او سابقه موفقی داشته باشد، در نقطه مقابل شرکت­های ملی منافع خودشان را دارند و می­خواهند در طول عمر میدان حداکثر بهره­ وری و بازده را داشته باشند. در بعضی از انواع قراردادها این منافع به هم نزدیک میشوند اما در هیچ مدلی از قراردادها نمی­توانیم مطمئن باشیم که منافع ما کاملا با منافع سرمایه­ گذار هم جهت است و در نتیجه همواره باید مراقب باشیم و غفلت نکنیم چراکه فضا کاملا رقابتی است و طرفین هیچ ابایی از کلاهبرداری و سوء استفاده ندارد.

باید یک نقشه جامع برای توسعه میادین داشته باشیم و توسعه میدان را بر اساس اولویت های خودمان انجام دهیم. اگر اولویت ها مشخص نباشد و ما همه میادینمان را در اختیار خارجی­ها قرار دادیم و گفتیم که ما فقط برایمان اهمیت دارد که قرارداد ببندیم کما اینکه یکبار این کار را کرده­ایم، به نظر من در کشوری با وضعیت سیاسی ما شرکت­ها سراغ میادین مشترک نخواهند رفت چراکه در کشورهای طرف دیگر سالهاست حضور دارند و منافع گره­ خورده­ای با آنها دارند. اگر ما با توجه به اولویت­های خودمان راه ورود به سرمایه ­گذاری را تعیین نماییم شرکتهای خارجی نیز متناسب با منافع خودشان و با توجه به اینکه هوشمندی طرف مقابل را می­بینند همین مسیر را انتخاب خواهند نمود.

بنده اصولا با یکسان سازی قرارداد برای ایران با حدود ۲۰۰ میدان مخالفم، با این توضیح، مقدم بر نقشه جامع باید میادین شناخته شوند، و بر اساس آن قراردادهای مختلف بسته شود. اما اگر همه میادین را روی میز گذاشتیم و انتخاب را یه سرمایه گذار واگذار کردیم، رفتار ما به طرف مقابل می­فهماند که چندان متوجه نیستیم و هر کلاهی می­تواند بر سر ما بگذارد.

شناخت میدان بسیار اهمیت دارد. میادینی در دنیا وجود داشته که بدلیل عدم اقتصادی بودن سالها بعد از اکتشاف توسعه یافته اند در نتیجه میادینی هستند که ممکن است امکان توسعه آنها اقتصادی نباشد، حال اگر تشخیص این مسئله را به یک شرکت خارجی واگذار کنیم آیا شرکت مذکور با ما صادق خواهد بود؟ اگر بگوید که برای خودش کار درست نمی­شود البته این یک مساله حدی است مطرح میکنیم، موارد متعددی وجود دارد که شرکت­های نفتی خودشان بر سرهم کلاه می­گذارند. متاسفانه ما مواردی داشته­ ایم که قبل از تکمیل مطالعات اکتشافی قرارداد بسته­ ایم. در قراردادهای بیع متقابل این برخورد به دلیل مدت کوتاه قرارداد، خطر چند برابر بیشتر است.

ما متاسفانه رابطه درستی با خارجی ها برقرار نمی­کنیم. بزرگترین هنر IOC ها مدیریت پروژه­ ها است که ما در آن مشکل داریم و به همین دلیل هم می­توانند وام بگیرند وتامین منابع مالی را انجام دهند، برای گرفتن وام یکی از مهمترین بحث­ها این است که این پروژه را کدام شرکت انجام می­دهد؟ یک شرکت نفتی جهان سومی که یک پروژه ۲ ساله را ۲۰ ساله انجام می­دهد یا یک شرکت قدرتمند مثل شل؟ و همه مسئله، بحث مدیریت پروژه است که بزرگترین خلاء ماست. ما باید بفمیم کجا خلا داریم و در کنار چه کسی این خلا باید رفع شود. بنده هیچ حساسیتی نسبت به حضور خارجی­ ها ندارم ما باید هدف خودمان را تعیین کنیم که اگر درست کار کرده بودیم الآن بیش از فروش نفت صادرات کالا و خدمات نفتی می­ داشتیم.

بعد از اینکه تحریم ها شدید شد، عمده مشکل ما بحث مدیریت پروژه بود. از نظر دانش فنی حتی زمانیکه شرکتها می­توانستند زیر ۲۰ میلیون دلار قرارداد ببندند ما می­توانستیم مشکل تکنولوژی خود را با همان ۲۰ میلیون دلار حل کنیم و مساله اساسی مدیریت پروژه بود. در مورد مدیریت پروژه نیز باید یک نکته ظریف خدمتتان عرض کنم که ما برای شرکت خارجی تسهیلاتی قائل می­شویم که برای پیمانکار خودمان قائل نمی­ شویم، به محض اینکه قوانین بین المللی بر قرارداد حاکم می­شود تمامی بازی دادنها در پرداخت­ها و امثال آن به درستی انجام می­شود اما نمی­دانید که پیمانکاران داخلی برای دریافت حقوق خود چه زجری را می­کشند و با چه بدبختی مشکلاتشان را حل می­کنند. خیلی از مسائل هم این چیزهاست، به بیان دیگر ما به نوعی خود فریبی می­کنیم.

خیلی از بحثهای ما بحث قبل از قرارداد است و ما اشتباها در قراردادها مطرح میکنیم. ما بی رودربایستی در دوره قبلی که درها را باز کردیم و قرارداد بستیم همه بر اساس توهم بود و نه برمبنای مطالعه و تحقیق. ما نمی­دانیم چه کار می­خواهیم بکنیم. ما مناقصه­ای در لندن برگزار کردیم و اطلاعات تمامی مخازن مان را در آن قراردادیم و گفتیم می­خواهیم همه را توسعه دهیم. شما فکر می­کنید ما بیع متقابل را طراحی کرده­ ایم بنده سند میاورم که شرکت کونکو آمریکا برای ما طراحی کرد، هر که می­گوید من طراح بیع متقابل بودم دروغ می­گوید.

زمانیکه قرارداد دارخوین بسته شد هنوز مطالعات اکتشافی آن کامل نشده بود. توهم داریم. بنده در ابتدای ورود آقای زنگنه در وزارت نفت گفتم که ژنراتور برق یک پدیده عدم قطعیت نیست اما میدان نفتی مثل ژنراتور برق نیست، پدیده ریسک است اینجا نمی­توان گفت هر قدر پول بدهی آش می­خوری. خیلی از برنامه­ های ما بر اساس توهم اتفاق افتاده است. بنده نگرانم که این مسئله دوباره تکرار شود و خوشحالم که تحریم­ها باعث شده است کسی نمی­آید.

دکتر شکرالله زاده:

ما وقتی از مخزن صحبت می­کنیم در حقیقت داریم در مورد چیزی شبیه یک کوه صحبت می­کنیم و نه چیزی شبیه یک اتاق.

فرآیند توسعه و تولید در یک میدان از یکدیگر جدا نیستند و باید به صورت همزمان اتفاق بیافتند چرا که در هر مرحله از تولید اطلاعات جدیدی از مخزن بدست می­آید که می­تواند برنامه ریزی توسعه میدان را تغییر دهد. به همین دلیل توسعه میدان به صورت پلکانی اتفاق می­افتد، تا مخزن به تولید نرسد اطلاعات دینامیک بدست نمی­آید حتی اگر همه پول­های دنیا را خرج کنیم. توسعه پلکانی مزیت دیگری نیز دارد، این روش باعث می­شود که بتوانیم با استفاده از درآمد هر یک از مراحل تامین مالی مراحل بعد انجام پذیرد. یعنی با توسعه پلکانی با استفاده از بخشی از پولی که قرار است به خارجی­ ها بدهیم می­توانیم مراحل بعدی توسعه میدان را انجام دهیم در حالیکه اگر به خارجی­ ها بدهیم این پول از جیبمان می­رود.

در مورد تکنولوژی نیز دیدگاهها متفاوت است، وقتی می­گوییم به تکنولوژی دسترسی نداریم یک معنا این است که ما نمیدانیم فرآیند توسعه میدان به چه صورت است، و معنای دیگر این است که به برخی کالاها نیازمندیم اما به آنها دسترسی نداریم، بنده به عنوان کارشناس مخزن این سوال را دارم که کدام فناوری حساس و کلیدی وجود دارد که ما به آن نیاز داریم اما دسترسی نداریم؟ بنده چنین تکنولوژی را سراغ ندارم شاید بگویید که فلان دستگاه را می­خواهیم اما نمی­توانیم آنرا بیاوریم من چنین چیزی را تکنولوژی نمی­دانم، ما امروز در نقطه­ ای هستیم که هر کاری در سازمانهای ملی بخواهیم انجام دهیم هیچ گونه محدودیتی نداریم یا خودمان انجام می­دهیم یا اینکه می­ سپاریم به پیمانکار خارجی و در پروژه ها اصلا این طور نبوده است که تمامی کار را از a تا z خودمان انجام دهیم.

در ارتباط با خارجی ­ها باید بدانیم که دنبال چه هستیم، دنبال تامین منابع مالی هستیم؟ دنبال پیمانکار برای انجام پروژه هستیم؟ دنبال کسی هستیم که مدیریت مالی و اجرایی پروژه را به خارجی­ ها بسپاریم؟ این مسائل باید تعیین بشود.

بنده جزء منتقدین قراردادهای بیع متقابل هستم و در سه بعد مبانی، مصادیق و شیوه اجرا انتقاداتی داشتم. از نظر مبانی سوال این بود که در قرارداد ریسک تخمین سرمایه با کیست؟ که این در قرارداد بیع متقابل ممکن نبود البته راه حل مشکل این نیست که مشکل بزرگتری ایجاد کنیم و پیمانکار را ۴۰ سال در مخزن شریک نماییم. در بحث مصادیق سوال اینجاست که این قراردادها را باید در کجا استفاده کنیم؟ در چه نوع مخازنی؟ و به چه شیوه­ای استفاده کنیم؟ آیا برای تمام مراحل توسعه میدان یک مدل قراردادی امضا کنیم؟ یا اینکه قرارداد برای فاز اول باشد و بعد از تولید از مدل دیگری استفاده کنیم؟

کسانی که امروز مشارکت در تولید را تجویز می­کنند ۱۰ سال پیش بیع متقابل را تجویز می­کردند به نظر بنده مشارکت در تولید می­تواند منجر به تولید غیر صیانتی شود چراکه الزاما منافع ما و شرکت خارجی یکسان نخواهد بود. به هر حال در قراردادهای بلند مدت حاکمیت ملی بر منابع نفتی تضعیف می­شود چراکه در حقیقت مدیریت منابع را به دیگران واگذار کرده­ایم، از منظر سود دهی نیز در قرادادهای مشارکت در تولید، بخشی از درآمد کشور از بین می­رود و مخالف با اصلی است که میگوید هدف تامین منابع مالی هست.

دکتر فیروزمند:

یکی از مشکلات ما در صنعت نفت سوء تفاهم هایی است که در این اجزاء وجود دارد و ما بخوبی این اجزاء را در قراردادهای نفتی نمی­شناسیم. مساله اول نگاه ما به شرکت­های خارجی است، آیا بازیگری است که باید باشد؟ یا شری است که باید تحمل کنیم؟ یا بازیگری است که می­توان از آن استفاده نمود؟ هنوز در این مساله اجماعی وجود ندارد. این مساله ناشی از سوء تفاهم­های اساسی است که وجود دارد.

صنعت نفت یک صنعت بین المللی است اما با وجود اینکه همه به آن اذعان داریم یا مفهومش را به خوبی نشناخته ­ایم یا ملزومات آنرا نمی­دانیم، به نظر بنده شبیه­ ترین حوزه به آن وزارت امور خارجه است همانطور که نمی­توان وزارت خانه کشورهای دیگر را ۱۰۰ درصد ایرانی کرد، بومی کردن کامل صنعت نفت نیز بی معنی است. این مسئله را هنوز سیاست گذاران کشور قبول ندارند. در حال حاضر هیچ یک از ملتها به دنبال این نیستند که همه کار را خودشان انجام دهند.

در قانون نفت برای اولین بار در سال ۶۶ گفتند که خارجی حق سرمایه­ گذاری در صنایع نفت ندارد، این مسئله مربوط به قوانین نفت است و نه قوانین بودجه چراکه اگر قانون نفت را مد نظر قرار می­دادیم به قراردادهای بیع متقابل نیز اشکال وارد بود. در سال ۹۱ در قانون وظایف و اختیارات لغت مشارکت مطرح شد و بحث مشارکت در تولید را تجویز کرد، که می­خواستند اگر نیاز بود شرکت ملی بتواند از متدهای دیگر نیز استفاده کند. البته هر مشارکتی به معنای مشارکت در تولید نیست.

تنها منعی که ما الان به لحاظ قانونی داریم این است که مالکیت نباید منتقل شود و دیگر بر اساس منافع ملی هر مدل قراردادی که در این چارچوب باشد قابلیت انعقاد دارد.

مشارکت در تولید قراردادی است که ما قطعا به سمت آن نخواهیم رفت البته ممکن است از اجزا آن به تناسب منافع کشور استفاده شود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: