دوشنبه 18 نوامبر 13 | 12:00

شور و شعور در شب عاشورایی شعر

زلف شعر بیش از هر هنر دیگری به واقعه عاشورا گره خورده است و هر سال زنده تر و شوریده تر از گذشته بر لب شاعران پیر و جوان جاری می شود. امسال محرم در چرخش قمری خود در تقویم، هفته کتاب را هم روزی داد و به مناسبت این تقارن شب شعر عاشورایی برگزار شد.


تریبون مستضعفین- رها معیری

زلف شعر بیش از هر هنر دیگری به واقعه عاشورا گره خورده است و هر سال زنده تر و شوریده تر از گذشته بر لب شاعران پیر و جوان جاری می شود. امسال محرم در چرخش قمری خود در تقویم، هفته کتاب را هم روزی داد و به مناسبت این تقارن شب شعر عاشورایی به همت خانه کتاب برگزار شد.

تلاقی دهه دوم محرم با هفته کتاب بهانه ای شد تا شاعران برجسته کشور و اهالی شعر در پژوهشکده فرهنگ و هنر در شب شعر عاشورایی بر بزرگترین مصیبت عالم شعرگریه کنند.

سعید بیانکی شاعر خوش صدا که همیشه قطعات و ابیات زیبایی را گلچین می کند ابتدای مراسم علاوه بر مهمانان حاضر به شنوندگان رادیو کتاب که به طور زنده صدای برنامه را دریافت می کردند، سلام کرد.

اولین شاعر آقای محمدجواد زمانی بود که پیش از شعرخوانی تاکید کرد: برگزاری چنین محافلی بیشتر قدم برداشتن در توسعه فرهنگ عاشورایی است و ان شاالله بتوانیم این مراسم را بهتر از پیش برگزار کنیم.

 سپس عاشقانه ای برای سقای کربلا خواند:

به غیر تو که به تن کرده ای تماشا را

ندیده چشم کسی ایستاده دریا را

بگو فضایل خود را که نور چهره تو

گرفته است زما فرصت تماشا را

به احترام تو باید فرات برخیزد

بزن به آب دوباره عصای موسی را

بعد از آقای زمانی، محمد رفیعی از شاعران جوان شعری خواند:

دیشب کنار قبر شش گوشه غزل خواندم

شکی ندارم خواب من تعبیر خواهد شد

از همین جا معلوم شد که تا آخر برنامه قرار است شعرهای جوان و تنومد را یک در میان بشنویم. وقتی علیرضا قزوه به روی سن رفت، این روند تایید شد. قزوه با پالتوی مشکی روی یک پا تکیه کرد و ابیاتی از قصیده ای 72 بیتی اش به نام “انگشتری سوم خاتم” را خواند.

خورشید نه این است که می‌چرخد هر روز

خورشید سری بود جدا شد ز قفا، های

می‌چرخد و می‌چرخد و می‌چرخد، گریان

هفتاد قمر گرد سرِ شمس ضُحی، های

خونین شده انگشتری سوّم خاتم

از سوگ سلیمان چه خبر، باد صبا!؟ های

از داغ علی اصغر محزون، جگرم سوخت

با رفتن عباس، قدم گشت دو تا، های

طفلان عطش نوش تو را حنجره، خون شد

از خفتنِ فریاد در آن حنجره‌ها، های

بگذار که از اکبر داماد بگویم

با خون سر آن کس که به کف بست حنا، های

تنها چه کند با غم شان زینب کبری

رأس شهدا وای، غریو اسرا، های

بر محمل اُشتر سر خود کوبید، زینب(س)

از درد بکوبم سر خود را به کجا؟ های

فاطمه گرجی اولین بانوی شاعر نیز شعرش را به پیشگاه حضرت سقا تقدیم کرد. بعد از او جواد زهتاب پشت تریبون گفت:

ای آبرروی خلقت زن در زمین سلام

بانوی آسمانی مردآفرین سلام

مولا تو را ستود به شیواترین درود

زهرا تو را سرود به زیباترین سلام

پس از او محمدجواد شرافت، شعری شریف از روز واقعه خواند:

دنیا  شنید آه نیستانی تو  را

بر نیزه دید آینه گردانی تو را

موج نسیم غمزده حس کرد -مو به مو-

بر اوج نیزه عمق پریشانی تو را

سنگی که قلب دخت علی را نشانه رفت

آمد شکست حرمت پیشانی تو را

قومی که سجده بر بت ابلیس برده اند

انکار کرده اند مسلمانی تو را

آنان که گوششان پر از آواز سکه بود

نشنیده اند لهجه قرآنی تورا

با اینهمه کسی نتوانست کم کند

یک ذره از تجلی عرفانی تورا

بعد از طلوع سرخ تو ای آفتاب سبز

چشمی ندید مغرب پایانی تو را

 شاعر طوفان واژه ها، سیدحمیدرضا برقعی قصیده‌ای با ردیف «سر» را  به جان حاضران نشاند. شعری که با صدای خود سیدحمید برقعی، شنیدن داشت.

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

که بنده تو نخواهد گذاشت هر جا سر

قسم به معنی لایمکن الفرار از عشق

که پرشده است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین، ما رایت الا تن

به آسمان بنگر ما رایت الا سر

شعری که بیش از سایرین مورد استقبال اساتید و دوستداران شعر قرار گرفت. در میان جمع اولین فردی که به برقعی به خاطر شعر تازه اش تبریک صمیمانه گفت امیری اسفندقه بود.

و دقیقه ای بعد هم صدای اسفندقه در تالار می پیچید که..

حسین  آمد و  آزاد از  یزیدت  کرد

خلاص از قفس  وعده و وعیدت  کرد

سیاه بود و سیاهی هر آنچه می دیدی

تو را سپرد به  آیینه،  رو  سپیدت  کرد

چه گفت با تو در آن لحظه های تشنه حسین؟

کدام  زمزمه  سیراب از امیدت  کرد

 به دست و پای تو بار چه قفل ها که نبود

حسین آمد و سر شار از  کلیدت  کرد

جنون  تو  را  به  مرادت رساند  ناگاهان

عجب تشرف سبزی! جنون مریدت کرد

نصیب هر کس و  ناکس نمی شود این بخت

قرار  بود  بمیری  خدا  شهیدت  کرد

نه پیشوند و نه پسوند، حر حری تو

حسین  آمد  و  آزاد از یزیدت  کرد

قرار بود معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، عباس صالحی نیز مهمان برنامه باشد که به مراسم نرسید. خبرنگارها هم رفتن و نماندند شاید چون گمان می کردند که خبری نیست، اما خبری بود…

به ازای سخن های نگفته معاون فرهنگی وزیر ارشاد، حضار شعرهای بیشتری شنیدند. حسن بیاتانی، محمد میرزایی، حجه الاسلام حسینی، سودابه مهیجی، انسیه سادات هاشمی، فاطمه نانی زاد و… نیز شاعرانه به اهل بیت عرض ادب و احترام کردند. آخرین نفر هم برای تعداد انگشت شماری از مهمانان شعری به زبان آذری خواند. و در انتها مراسم با مرثیه خوانی بر مصائب اهل بیت تمام شد.

 مراسم تمام شد اما نه عاشورا تمام شدنی است و نه شعر عاشورایی.

  1. ناشناس
    19 نوامبر 2013

    فاطمه گرجی نه! وحیده گرجی :)

  2. ناشناس
    20 نوامبر 2013

    تو جلسه اینطور گفتن
    خودشون هم اصلاح نکردن!

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: