چهارشنبه 20 نوامبر 13 | 21:00
یادداشت‌ها، نامه‌ها و خاطرات شهید عبدالعلی مرادی در کتابِ

«فردی بودم مستضعف» منتشر شد

من فردي بودم مستضعف که در دوران گذشته حتي نمي‌‌توانستم به مدرسه بروم. در نُه سالگي پدر خود را از دست دادم. دو برادر دارم که يکي از آن‌ها دو سال از من بزرگ‌‌تر است و ديگري کوچک‌تر. بعد از اينکه پدرم را از دست دادم، با برادر بزرگ‌ترم مشورت کردم، به او گفتم: “برادر! يا تو به مدرسه برو و من کار کنم يا من به مدرسه مي‌روم و تو کار کن.” برادرم گفت: “فکر ديگري دارم.” گفتم: :چه فکري؟” گفت: “ما که نصف روز بيشتر به مدرسه نمي‌رويم، نصف ديگرِ روز را کار ‌مي‌کنيم.”


به گزارش تریبون مستضعفین کتاب خاطرات شهید عبدالعلی مرادی، با عنوان «فردی بودم مستضعف» به کوشش «انجمن فرهنگی‌ـ‌هنری شهید بهروز محمدی» منتشر شد.

فردی مستضعف بودم

به گزارش روابط عمومی «انجمن فرهنگی‌ـ‌هنری شهید بهروز محمدی»، این کتاب به کوشش این انجمن نوشته شده و توسط دفتر نشر معارف منتشر شده است.

 جهادگر شهید حاج عبدالعلی مرادی در ارديبهشت 1343 در شهرستان ايذه متولد شد. درد يتيمي و غم نبودِ پدر، «محمدعلي»، روزگار سختي را براي او رقم زد. او به خاطر مشکلات مالي، نتوانست بيشتر از کلاس سوم راهنمايي درس بخواند. عبدالعلي با شروع جنگ به جبهه رفت و 31 ماه در جبهه‌هاي جنوب و غرب حضور داشت. در جنگ راننده بولدوزر و لودر بود و در ستاد پشتيباني جنگِ جهاد سازندگي خدمت مي‌کرد. بارها از ناحيه دست، پا، کمر و کتف مجروح شد. سرانجام در بيست و ششم اسفند 1363 در عمليات «بدر»، در جزيره مجنون، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسيد.

در ابتدای یکی از یادداشت‌های شهید که درباره زندگی خودش است، این‌گونه می‌خوانیم:

«من فردي بودم مستضعف که در دوران گذشته حتي نمي‌‌توانستم به مدرسه بروم. در نُه سالگي پدر خود را از دست دادم. دو برادر دارم که يکي از آن‌ها دو سال از من بزرگ‌‌تر است و ديگري کوچک‌تر. بعد از اينکه پدرم را از دست دادم، با برادر بزرگ‌ترم مشورت کردم، به او گفتم: “برادر! يا تو به مدرسه برو و من کار کنم يا من به مدرسه مي‌روم و تو کار کن.” برادرم گفت: “فکر ديگري دارم.” گفتم: :چه فکري؟” گفت: “ما که نصف روز بيشتر به مدرسه نمي‌رويم، نصف ديگرِ روز را کار ‌مي‌کنيم.” قبول کردم، ولي با آن قد کوچکي که داشتم هر کجا مي‌‌رفتم کسي به من کار نمي‌داد، هر روز فقر و تنگدستي ما بيشتر مي‌شد. تا اينکه …»

در یکی از خاطرات این کتاب آمده است:

«سال 63، گفتند رزمنده شاخصي را معرفي کنيد تا در ديداري خصوصي نزد حضرت امام برود. به اين نتيجه رسيديم که عبدالعلي را معرفي کنيم. مي‌دانستيم اشتياق زيادي براي ديدن امام دارد. پيش خودمان گفتيم، مي‌رود و روحيه‌اي تازه مي‌کند. همه براي چنين موقعيتي سر از پا نمي‌‌شناختند. وقتي به او گفتيم، جواب داد که نمي‌روم! علتش را که پرسيديم، گفت: “نمي‌خواهم وقت امام را براي خودم بگيرم. امام مال همه مسلمانان دنياست. بايد فکر و ذکرش را صرف همه مسلمانان عالم کند. من حاضر نيستم حتي يک لحظه هم وقت ايشان را بگيرم.”»

«فردی بودم مستضعف» مشتمل بر سه فصل «خاطرات»، «یادداشت‌ها و نامه‌ها» و «ضمائم» است که در 116صفحه در قطع رقعی، به‌صورت مصور چاپ شده و با قیمت سه هزار تومان به بازار کتاب عرضه شده است.

علاقمندان برای تهیه این کتاب می‌توانند به فروشگاه‌های «پاتوق کتاب» در تهران، قم، مشهد، کرمانشاه و شیراز و… یا سایت ketabroom.ir مراجعه کنند.

همچنین توزیع کتاب شهید عبدالعلی در شهر ایذه ـ زادگاه شهید ـ توسط انجمن فرهنگی هنری شهید بهروز محمدی انجام می‌گیرد که علاوه بر توزیع کتاب در مسجد جامع مصلای نماز جمعه شهرستان به صورت مستمر، در نقاط مختلف شهر به صورت پراکنده کتاب را در دسترس قرار می‌دهد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: