یکشنبه 24 نوامبر 13 | 10:48

رزمنده‌ای که می‌خواست رزمنده‌ خودی را بکشد

کتابی که بی‌تردید با خواندن یک فصل از آن نمی‌توانید دیگر آن را زمین بگذارید.


تریبون مستضعفین – دفاع مقدس به جز اینکه برای ما جنبه‌های معنوی بسیاری داشته، یک اتفاق هیجان انگیز هم می‌تواند باشد. صرف نظر از اینکه ما توی جنگ داشته‌ایم از مرزهای کشورمان در مقابل تهاجم یک سری آدم از خدا بی‌خبر دفاع می‌کرده ایم، صرف حضور در جنگ و تجربهٔ زیستن در نقطه‌ای حساس که مرگ و زندگی کنار هم تنه به یکدیگر می‌زنند می‌تواند تجربه‌ای هیجان انگیز و جذاب باشد. حالا شما فرض کنید که این بار حضور در چنین فضایی، نه برای مقابله و جدال با دشمن باشد، بلکه کسی وارد میدان نبرد با دشمن شود و بخواهد به تسویه حساب‌های شخصی‌اش با یک رزمندهٔ ایرانی دیگر بپردازد. این مساله دستمایهٔ خلق کتابی به اسم رنج است. داستان، داستان تلاش مرد جوانی از عشایر کشورمان است که پدرش زمانی که گوسفندانش را به چرا برده در نزاع بر سر محل چرای گوسفندان، به ضرب گلولهٔ چوپان دیگری کشته می‌ شود. خانوادهٔ قاتل –به رسم و عادتی به نام خون بس- دختر خود را به عقد فرزند مقتول در می‌آورند تا او بخاطر این پیوند از کشتن قاتل پدرش صرفنظر کند. اما با این حال فرزند مقتول به خونخواهی پدرش دنبال قاتل که متواری شده می‌گردد و پی می‌برد او متحول شده و حالا در جزیره مجنون در حال نبرد با دشمن عراقی است. حضور فرزند مقتول در کنار قاتل در جزیرهٔ مجنون و تلاش برای کشتن قاتل پدرش، اتفاقاتی خواندنی را رقم می‌زند که می‌تواند شما را با هیجانات، بیم‌ها و نگرانی‌های قهرمان همراه داستان کند.

ronj

کتابی که بی‌تردید با خواندن یک فصل از آن نمی‌توانید دیگر آن را زمین بگذارید. در بخشی از این کتاب خواندنی می‌خوانیم: «شب‌های جمعه داخل خیمه‌های صلواتی، دعای کمیل برگزار می‌کنند. پرویز اگر درگیر کار شناسایی نباشد، شربتی به راه می‌اندازد و بعد که همه رفتند داخل سنگر‌ها، ‌ جلوی خیمه‌های صلواتی بساطی پهن می‌کند، نماز شب می‌خواند و زیر کومه می‌خوابد. این همهٔ آن چیزی است که فعلا در اختیار دارم. باید نقشهٔ جدیدم را برای کشتن پرویز در همین حل عملی کنم. نفس‌نفس می‌زنم و گلولهٔ خمپاره را می‌گذارم روی چولان‌ها. بیشتر از این نمی‌توانم منتظر قضا و قدر بمانم. اگر نقشهٔ جدیدم بگیرد، از آن قبلی بهتر از آب در می‌آید. به اطراف نگاه می‌کنم تا مطمئن شوم کسی تعقیبم نکرده باشد. فقط یک طوطی روی شاخهٔ نی کز کرده و انگار آدم مریض احوال نگاهم می‌کند. نوع نگاه کردنش مرا یاد گلبس می‌اندازد. بی‌خیالش می‌شوم. سریع با شاخ و برگ‌های تازه روی گلوله را می‌پوشانم. می‌نشینم روی قرقرهٔ پوسیده‌ای که حتما مال گردان مخابرات بوده. سیگاری روشن می‌کنم و پک می‌زنم. سیگار قبل از ناشتایی، زهر تندی دارد. به نقشه‌ام فکر می‌کنم…»

رنج را «محمد محمدی نورآبادی» نوشته است. او که خود از اهالی استان فارس و شهرستان ممسنی است به خوبی توانسته است از پس توصیف شرایط زندگی عشایری در این کتاب برآید. او جزیرهٔ مجنون و موقعیت حساس این جزیره را نیز به خوبی در کتاب خود توصیف می‌کند. نویسندهٔ «رنج» در عین حال، از گویش‌های محلی و لهجهٔ عشایر آن منطقه نیز در کتابش استفاده کرده است. محمودی نورآبادی نام کتاب –رنج- را هم از نام کوهی در شمال غرب شهر شیراز وام گرفته است. کوهی که بخشی از داستان در دامنه‌های سرسبز آن روایت می‌شود.

رنج به دلیل سوژهٔ جذابی که داشته، در دوازدهمین دوره جایزه ادبی شهید حبیب غنی‌پور در بخش رمان و داستان بلند با موضوع انقلاب اسلامی شایسته تقدیر شناخته می‌شود. این کتاب را نشر شاهد با قیمت دوهزار و پانصد تومان در سراسر کشور توزیع کرده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: