یکشنبه 24 نوامبر 13 | 14:19

وقتی جلال آل‌احمد زار زار می‌گرید

یکی از دوستان قدیمی جلال گفت: مسافرتی با ایشان به شمال رفتم و اشعاری از اقبال لاهوری خواندم، دیدم آل احمد زار زار می‌گرید.


سید قاسم ناظمی معاون هنری شهرداری تهران در مراسم بزرگداشت نودمین سالروز جلال آل ‌احمد که در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، اظهار داشت: برای من و نسل من که خواندن را با نثر جلال شروع کرده است هیچ نویسنده‌ای تا به امروز مانند جلال آل احمد شجاع ندیدیم. کسی که در عمر کوتاهش پرکارترین نویسنده ایرانی محسوب می‌شود.

وی افزود: آل‌احمد علاوه بر ترجمه داستان مقالاتی در حوزه فرهنگ و اندیشه به نگارش در آورده است و تک نگاری به صورت سفرنامه نیز نوشته است و کمتر نویسنده‌ای از این تنوع برخوردار است.

معاون هنری وزارت ارشاد ادامه داد: هیچ نویسنده‌ای به اندازه جلال مورد الگوبرداری قرار نگرفته است. جلال حق بزرگتری به گردن ما دارد در این زمان اندک تلاش داریم که شمع کم نوری را روشن کنیم و مجال بدهیم که بهانه‌ای باشد تا پایان سال اتفاق ارزشمندی در مورد جلال‌پژوهی صورت گیرد.

وی افزود: قطعاً کسی که تا این اندازه طرفدار داشته باشد مخالفان سرسخت نیز دارد بنابراین به هیچ روی اشکالی ندارد که مورد نقد نقادان قرار گیرد.

ایازی در پایان اظهار کرد: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به کمک نهادهای آکادمیک بیاید تا امکان طرح آثار دوباره جلال آل احمد در جامعه فراهم شود.

حجت‌الاسلام سرافرازی از دوستان آل‌احمد در در نودمین سالروز آل‌احمد که در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، اظهار داشت: در اوایل جوانی خدمت آل‌احمد رسیدم و این آشنایی را مرهون احسان طبری هستم.

جلال چهره بی‌نقاب بود

وی با بیان اینکه جلال «چهره بی‌نقاب» بود، گفت: جلال هیچ گونه ترسی نداشت که درباره او چه قضاوت داشته باشند و اصولاً آدم مصلحت‌اندیشی نبود و اگر با قرار قبلی به زیارت علما می‌رفتیم با جسارت حرف‌هایش را می‌زد یادم می‌آید در دیدار با عالمی گفت: من شما را نمی‌بوسم چون دهانم نجس است.

مبلغ حق هستم

وی افزود: آل احمد مدام می‌گفت من مبلغ چیزی جز حق نیستم و این آدم آموزه‌ای از عقلانیت و شعور بود.

بعد از انتشار کتاب غربزدگی بسیاری با جلال مخالفت کردند

وی سپس ذکر خاطره‌ای از آل احمد پرداخت و گفت: بعد از انتشار کتاب غرب‌زدگی جوانی در خیابان انقلاب به آل احمد با گستاخی برخورد کرد که چرا چنین کتابی نوشتید و آل‌احمد در پاسخ گفت: کتاب را به چه قیمتی خریدید، جوان جواب داد 25 هزار ریال، گفت: فکر کن که 25 هزار ریال را در جوب انداختی و بعد به من گفت: اینها مأموریت دارند که مرا تحریک کنند ولی قادر به این کار نخواهند شد.

جلال بعد از 15 خرداد روحی تازه یافت

سرافرازی گفت: بعد از واقعه 15 خرداد به رهبری امام روحی تازه به جلال آل‌احمد دمیده شد جلال به فرهنگ ایران علاقه‌مند بود و هدفش آزادی کشور بود.

وی سپس به نقل خاطره‌ای دیگر از آل‌احمد پرداخت و گفت: آل‌احمد به دیدار امیرعباس هویدا رفت و در آن دیدار درباره لزوم آزادی بیان و قلم صحبت کرد.

افرادی مانند جلال در خانواده ایرانی کم دیده می‌شود

سرافرازی ادامه داد: چهره‌ای مانند جلال در میان اهل ادب کم داریم و همانند جلال در میان خانواده ایرانی کم دیده شده است. مسافرتی با ایشان به شمال رفتم و اشعاری از اقبال لاهوری خواندم، دیدم آل احمد زار زار می‌گرید.

وی گفت: به مناسبتی با جلال در مورد خدا صحبت می‌کردیم و من به دلیل اینکه طلبه بودم جمله‌ای از امیرالمؤمنین در رابطه با خدا را خواندم که آل احمد بلند شد و نشست و گفت دوباره برای من بخوان و من دوباره خواندم دیدم آل احمد به شدت لذت می‌برد و گریه می‌کرد.

دوست آل‌احمد گفت: در جوانی کتابی درباره صلح امام حسن (ع) چاپ شد و به او توصیه کردم که این کتاب را بخواند. آل‌احمد جواب داد من این کتاب را نمی‌خوانم چون پذیرفته‌ام که صلح امام حسن و جنگی که امام حسین (ع) انجام داد هیچ تفاوتی با هم ندارند.

برچسب‌ها:

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: