دوشنبه 25 نوامبر 13 | 13:51

باغچه‌بان مبدع تنها زبان مشترک جهان

باغچه‌بان در سال ۱۳۰۵ با توجه به حالات یک کودک ناشنوا در «باغچه اطفال»، به فکر تدریس به ناشنوایان افتاد و کار تدریس به کرولالها را با آموزش به سه پسر ناشنوا آغاز کرد.


جبار باغچه بانحجت اله شاه زیدی –اولین معلم ناشنوایان ایران و آغاز تعلیم به کودکان کرولال در ایران: باغچه‌بان در سال ۱۳۰۵ با توجه به حالات یک کودک ناشنوا در «باغچه اطفال»، به فکر تدریس به ناشنوایان افتاد و کار تدریس به کرولالها را با آموزش به سه پسر ناشنوا آغاز کرد. باغچه‌بان در آموزش ناشنوایان، هیچ گونه تجربه قبلی یا دسترسی به کتاب یا مقالاتی در این باره نداشت. او در پرتو تجربه شخصی، به نقش مهم حس باصره و لامسه در آموزش زبان به ناشنوایان پی برد. او صداهای زبان فارسی را به دو دسته حنجره‌ای (واکدار) و تنفسی (بیواک) و هر یک از این دو گروه را به ممتد و غیرممتد, تقسیم کرد. وی «الفبای دستی گویا» را، که در نوع خود در جهان بی‌نظیر است، بر پایه ویژگی صداها و شکل حروف ابداع کرد. در این الفبا، بر خلاف بعضی الفباهای دستی دیگر، از یک دست استفاده می‌شود. این نشانهای دستی، ضمن اینکه کمک به لب‌خوانی است، وسیله‌ای برای تعلیم و اصلاح تلفظ نیز هست.

چاب نشریه زبان: نشر نخستین شماره مجله «زبان» در یکم بهمن ۱۳۲۳ پرداخت که طی شانزده شماره تا اردیبهشت ۱۳۲۶ ادامه یافت. سردبیری زبان بر عهده باغچه‌بان بود و احمد آرام و دکتر هشترودی، در تدوین و تنظیم مطالب به او کمک می‌کردند. منظور باغچه‌بان از زبان، زبان آموزگاران بود و تقریباً تمام مطلب مجله را خود می‌نوشت. او در این میان، هیچ‌گاه از توجه به کودکان غافل نبود. او در برخی از شماره‌ها، صفحه‌هایی برای آنان داشت که ساده، کودکانه و موزون بود و برای پاسخگویی به نیاز کودکان ناشنوا و کار با آنان، گاه شعرهایی می‌سرود؛ بنابراین، این مجله برای آنان که از شنیدن اصوات محروم بودند، نیز کارکرد آموزشی داشت.

جمعيت حمايت از كودكان كر و لال: باغچه بان، پس از آمدن به تهران در سال ۱۳۱۲، کار آموزش کودکان کر و لال را ادامه داد و شمار شاگردانش روز به روز افزون شد. او در سال ۱۳۲۲ جمعیت حمایت از کودکان کر و لال را بنیاد گذاشت.

روش شفاهی در تعلیم ناشنوایان او معتقد بود چون زبان مجموعه‌ای از علامتهای شنیداری است، نمی‌تواند برای یک فرد ناشنوا بدون یاری نشانه‌های دیداری قابل فهم باشد. همچنین از آنجا که صدای ناشنوا فاقد آهنگ و وزن و در نتیجه غیر طبیعی است، برای شنوایان، گفتار ناشنوا بدون یاری نشانه‌های بصری قابل فهم نیست؛ بنابراین لازم است که از تمام امکانات موجود برای رفع مشکل زبان آموزی و گفتارخوانی استفاده شود. جالب این است که این نظر باغچه‌بان شباهت بسیاری با فلسفه روش «ارتباط کلی» دارد که اکنون متداول‌ترین و پرطرفدارترین روش در دنیاست. راهی که مربیان ناشنوایان در کشورهای دیگر در بیست سال اخیر در آن گام نهاده‌اند، باغچه‌بان پنجاه سال پیش در ایران پیموده بود. آری، باغچه‌بان بدون آگاهی‌ از تحقیقات و تجارب دانشمندان اروپایی و امریکایی و فقط در اثر دقت و تجربه، روش ابداعی خود را ایجاد کرد که خود درباره آن می‌گوید: از چشم برای دیدن چهره صورت/ با دست هنر آینه‌ای ساخته‌ام

آموزش روش حساب ذهنی به ناشنوایان: محاسبه ذهنی شامل محاسبات ریاضی تنها با استفاده از توانایی‌های مغز انسان بدون کمک ماشین حساب، کامپیوتر، خودکار و یا کاغذ است.

گوشی استخوانی یا تلفن گنگ: با ورود به تهران دستگاهی اختراع کرد که کرولال ها از طريق دندان و حس استخوانی(کرولالها با گرفتن ميله ي آن به دندان مي توانستند از طريق استخوان فک،ارتعاشات صوتي را دريابند) قادر به شنيدن می شدند اين دستگاه پس از تکميل شدن به نام تلفن گنگ در اداره ثبت اختراعات به تاريخ 22 بهمن 1312 به شماره 118 به ثبت رسيد .

ابتکار الفبای گویای باغچه بان : جبار باغچه بان بعد از اندیشه و تلاش زیاد ، موفق به کشف اسرار صداهای زبان فارسی شد و آن را به دو گروه صداهای تنفسی و حنجره ای و هریک از آنها را به دو دسته صداهای امتداد پذیر و غیر امتداد پذیر تقسیم کرد. این کشف مهم و همچنین پی بردن به وجود صداهای مشترک المخرج ، معمای تعلیم و اصلاح تلفظ کودکان ناشنوا را برای باغچه بان حل ساخت.باغچه بان برای اینکه صدا را برای شاگرد ناشنوایش محسوس کند ، از حواس بینایی و لامسه اش مد د گرفت و الفبای دستی خود را در سال  1303 شمسی اختراع کرد که در نوع خود ، در دنیا کم نظیر است. چون الفباهای دستی کشورهای مختلف ، اغلب مجموعه ای از علایم قرار دادی برای به یاد آوردن شکل حروف هستند. یعنی مخترعین این گونه الفباها کوشیده اند تا حد امکان با شکل انگشتان دست ” شکل حروف ” مورد نظر را نشان دهند. در حالیکه در الفبای دستی باغچه بان کوشش شده است که ” تلفظ هر حرف ” با شکل انگشتان و محل گذاشتن دست بر سینه و یا نگاهداشتن آن در مقابل دهان نشان داده شود. به زبان بهتر ، الفبای دستی باغچه بان بر اساس ” چگونگی اصوات گفتار ” بنا شده است نه به ” شکل حروف ” . در نتیجه ، غالبا آن را ” الفبای گویای باغچه بان ” می نامند.الفبای گویای باغچه بان با وجود اینکه در تمام مدارس ناشنوایان ایران به طور وسیع مورد استفاده قرار گرفت ، برای به کارگیری در اشارات فارسی ناشنوایان نارسائی ها یی داشت ، چرا که فقط در راستای کمک به گفتار و اصلاح تلفظ تهیه شده است . طبق مطالعات زبانشناسی دانشگاه گالادت – تنها دانشگاه مخصوص ناشنوایان در دنیا – الفبای گویای باغچه بان جزو گروه به اصطلاح ” گفتار اشاره شده ای ” Cued Speech طبقه بندی می شود که جدا از گروه الفبای دستی فارسی می باشد.

ابتکار روش جدید برای آموزش الفبا(باغچه بان نظرهای خود را پیرامون آموزش الفبا در کتابی با نام “دستورتعلیم الفبا” نوشته است که که در سال 1314 منتشر شد مهمترین نوآوری باغچه بان، روشی نو در آموزش الفبا است که به روش ترکیبی مشهور شده است. در این روش، آموزش الفبا بر اساس دانسته های پیشین دانش آموزان انجام میشود. برای مثال، هنگامی که میخواهید به کودک حرف “آ” را یاد بدهید اگر این حرف را روی تخته بنویسید و بخواهید که شاگردان آن را بخوانند و بنویسند، اهمیت نمیدهند. اما اگر آب را به آنها نشان بدهید، اسم آن را بپرسید و از آنها بخواهید صداهای واژه آب را بکشند، آن دو صدایی را که آب از آن ساخته شده است، پیدا میکنند).

تأسیس اوّلین کودکستان در تبریز و شیراز.باغچه بان در سال 1303 کودکستانی با نام ” باغچه اطفال” بنیانگذاری کرد و با نوآوریهای خود برنامه هایی از جمله کاردستی، نقاشی، بازی، نمایش، سرود، شعر و قصه و … در آن آموزش داد. او نام باغچه بان را برای مربیان این کودکستان و همچنین برای نام خانوادگی خود برگزید. باغچه‌بان به رغم خدمات فرهنگی‌اش، مجبور به ترک تبریز شد و در سال ۱۳۰۶ به دعوت رئیس فرهنگ فارس به شیراز رفت و در همان سال، کودکستان شیراز را تأسیس کرد و به نوشتن شعر، چیستان و نمایشنامه‌های گوناگون پرداخت.

پایه گذاری ادبیات نمایشی کودکان و تألیف اوّلین نمایشنامه ویژه کودکان ایران: در آن زمان هیچگونه وسایل تربیتی برای کودکان از قبیل کارهای دستی ، بازی ، نمایشنامه ، سرود ، شعر، قصه و غیره وجود نداشت. جبار باغچه بان به ابتکار خود اینگونه وسایل را که مورد نیاز بود ، با دست و فکر و قلم خود تهیه می کرد و با استفاده از قصه های عامیانه که از بچگی به یاد داشت ، برای بچه ها نمایشنامه و شعر می سرود و چیستان می ساخت و دکوراسیون صحنه های نمایش بچه ها را نیز ترتیب می داد. لذا کارش در کودکستان با وجود مشکلات و مخالفتهای زیاد ، بالاخره به صورت موفقیت آمیز پیش رفت. در نتیجه ، جبار باغچه بان را به عنوان یکی از پیشگامان ادبیات کودکان ایران و بخصوص پایه گذار ادبیات نمایشی کودکان در ایران می شناسند. نخستین اثر او ،نمایشنامه «خُرخُر» است که برای شاگردانش نوشت و در دبستان احمدیه مرند اجرا کرد، شخصیت باغچه بان، خلاق و دارای ابعاد مختلف بود. تئاتر را دوست داشت و انجمن تئاتر تبریز را او بنا نهاد. خود نیز، نمایشنامه‌هایی برای بزرگسالان و کودکان نوشت که از جمله نمایشنامه‌های او برای کودکان، می توان به «گرگ و چوپان» در سال ۱۳۰۸، «پیر و ترب» و «خانم خزوک» (هر دو سال ۱۳۱۱) اشاره کرد.

گاهنجار (گاه‌نما): وسیله‌ای برای نشان دادن پستی و بلندی‌های اقیانوس‌ها روی نقشه به کودکان

تلاش خستگی ناپذیر این مرد عرصه فرهنگ قابل ستودن است زمانی که پیشنهادی به رئیس آموزش و پرورش آن زمان تبریز (رئیس فرهنگ) در خصوص آموزش به ناشنوایان داد و در برابر شور و هیجان خود با این پاسخ دلسردکننده روبه رو شد که: ” اگر تو چنین استعداد و قدرتی داری که لالها را زباندار کنی، بهتر است زبان فارسی را در باغچه اطفال بیشتر کنی. ما به آموزش زبان فارسی به این مردم ترک زبان بیشتر نیاز داریم تا زبان دار کردن کر و لالها.” و یا  زمانی که امتیاز تأسیس یک دبستان دخترانه را گرفت، ولی به سبب مخالفتهای متعصبان، موفق به افتتاح آن نشد.و یا در زمانی که اعلامیه ثبت نام از ناشنوایان را در مدرسه نصب کرد. و یکی از دوستانش به او گفت:” تو دشمن آبروی خود هستی. چرا فکر نکردی که یهودیها با همه زرنگیشان نتوانسته اند در تبریز مغازه باز کنند؟ این دکان چیست که تو باز کرده ای؟ مگر تو پیغمبری که میخواهی لالها را زباندار کنی؟ من تا به حال نماز نخوانده ام. اما امشب میخوانم و از خدا برای تو شفا میخواهم!” و باغچه بان چه نیکو به او گفت:” این نخستین معجزه من، که آدم کافری مثل تو به خاطر من مسلمان شد!” سرانجام پس از کشمکشهای بسیار، چند کودک کر و لال را نام نویسی کرد و پس از شش ماه،يک امتحان در باغچه ي اطفال براي آن سه کودک کر و لال برپا شد. تمام فرهنگيان و دانشمندان تبريز و خارجي ها و اعضاي سفارتخانه ها در آن جشن شرکت داشتند.جمعيت آن قدر زياد بود که درخت هاي همجوار آن نيز، آدم بار آورده بود.خلاصه امتحان شروع شد و بچه ها براي مردم درس خواندند و روي تخته سياه ديکته نوشتند….پس از امتحان،نطق ها آغاز شد و تقديرها و تمجيدها بود که از زمين مي جوشيد و از آسمان مي باريد.آری تلاش بی وقفه و همه جانبه باغچه بان از آن سبب مایه مباهات شده است که به آنچه که اعتقاد داشت عمل میکرد به قول خودش :

ز اندیشه برای خود رهی یافته ام

نقش دگری را به ره انداخته ام

از چشم برای دیدن چهره صوت

با دست هنر آینه ای ساخته ام

او  معلم عاشقی بوذ که زندگی خود را وقف فرهنگ جامعه کرد،بیش از ده ها کتاب در زمینه آموزش و فرهنگ از جمله برنامه کار آموزگار- الفبای آسان(برای تمامی دانش آموزان) –علم آموزش برای دانشسراها -الفبای دستی مخصوص ناشنوایان –زندگی کودکان ، همگی حاکی از یه عمر تلاش بی وقفه وی در راه اعتلای فرهنگ جامعه می باشد. این است که هرساله روز چهارم آذر که روز درگذشتش می باشد بهانه ایست جهت بزرگداشت خدمات وی به فرهنگ.روحش شاد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: