سه‌شنبه 26 نوامبر 13 | 15:44

این توافق، «سخت» بود؟!

مهدی خانعلی‌زاده

اکنون مذاکرات به پایان رسیده؛ جان کری خوشحال است و از تامین امنیت اسرائیل سخن می‌گوید؛ لوران فابیوس خوشحال است و از نجات ورشکستگی دو کارخانه خودروساز فرانسوی سخن می‌گوید؛ ویلیام هیگ خوشحال است و از واریز شهریه دانشجویان ایران به حساب بانکی دانشگاه‌های انگلیس سخن می‌گوید؛ گیدو وستروله خوشحال است و از به فراموشی سپردن اهدای سلاح‌های شیمیایی به رژیم صدام سخن می‌گوید. محمدجواد ظریف هم خوشحال است و از… از چه سخن می‌گوید؟!


تریبون مستضعفین-مهدی خانعلی‌زاده

 بالاخره ماراتن مذاکرات هسته‌ای به پایان رسید و صدای فلاش دوربین‌هایی که از خنده و در آغوش گرفتن سران کشورهای غربی و وزیر امور خارجه کشورمان تصویر ثبت می‌کردند، زنگ خاتمه چند ماه گفتگو و جلسه و مباحثه را به صدا در آورد؛ زنگی که قرار است با انتشار یک تفاهم‌نامه که به امضای طرفین رسیده، تکمیل شود.

مذاکرات هسته ای ژنو

در روز‌ها و هفته‌های گذشته، مسئولان تیم مذاکره کننده کشورمان همواره بر «سخت بودن» مذاکرات و راه دشوار و طولانی و حجم و سطح بالای مذاکرات خبر می‌دادند که با توجه به درخواست‌های نامشروع و غیرقانونی طرف غربی، این استنباط در میان افکار عمومی به ویژه در داخل ایران وجود داشت که وزیر امور خارجه کشورمان و همراهانش در حال پافشاری و ایستادگی بر حقوق مسلم ایران طبق مفاد معاهده NPT هستند و این سختی کار، به دلیل همین مساله است.

اما در این می‌ان، نگاهی به مفاد منتشر شده از تفاهم‌نامه توافقی میان ایران و گروه ۱+۵ نشان می‌دهد که ایران در ازای دریافت حق طبیعی خود که‌‌ همان درآمد حاصل از فروش نفت به کشورهای جهان است و در یکی دو سال اخیر به دلیل اعمال تحریم‌های خارج از قواعد حقوق بین‌الملل، از دسترس کشورمان خارج بوده، دستاوردهای علمی و فنی خود در زمینه هسته‌ای را به حراج گذاشته است، بدون اینکه امتیاز روشنی بدست آورد. آیا از دست دادن این موارد و بدست آوردن هیچ چیزی، کار سختی بوده است؟

بر طبق مدارک و اسناد منتشر شده از سوی ۱+۵:

ایران متعهد شده است که غنی‌سازی بالا‌تر از ۵ درصد را متوقف کند و ارتباطات فنی لازم برای غنی‌سازی بالای ۵ درصد را برچیند.

ایران تعهد کرده است که همه‌ ذخایر اورانیوم غنی شده تا نزدیکی ۲۰ درصد خود را پیش از به پایان رسیدن فاز اولیه به زیر ۵ درصد تضعیف کند و یا به شکلی تبدیل کند که برای غنی‌سازی بیشتر مناسب نیست.

ایران متعهد شده است که پیشرفت توانایی غنی‌سازی‌اش را متوقف کند.

هیچ‌گونه سانتریفیوژ نسل بعدی برای غنی‌سازی اورانیوم نصب نکند یا از آن‌ها استفاده نکند.

تقریبا نیمی از سانتریفیوژهای نصب شده در نطنز و سه چهارم سانتریفیوژهای نصب شده در فردو را به کار نیندازد؛ طوری که نتوان از آن‌ها برای غنی‌سازی اورانیوم استفاده کرد.

تولید سانتریفیوژش را به تعدادی که برای تعویض ماشین‌های خراب شده لازم است محدود کند؛ طوری که ایران نتواند از این شش ماه برای جمع‌آوری سانتریفیوژ‌ها استفاده کند.

ایران متعهد شده است که ذخایر اورانیوم با غنای پایین ۳/۵ درصد خود را افزایش ندهد، طوری که میزان آن در پایان شش ماه نسبت به آن‌چه در آغاز (این مدت زمانی) داریم بیشتر نشود و هرگونه اورانیوم غنی شدهٔ ۳/۵ درصدی که به تازگی غنی‌سازی شده به اکسید تبدیل شود.

ایران متعهد شده است که فعالیت‌هایش در اراک را بیشتر از این پیش نبرد و پیشرفت در زمینه‌ مسیر پلوتونیوم را متوقف کند.

ایران متعهد شده است که رآکتور اراک را راه‌اندازی و سوخت‌گذاری نکند و تولید سوخت برای رآکتور اراک را متوقف کند. سوخت رآکتور اراک را بیشتر از این آزمایش نکند. هیچ‌یک از قطعات اضافی رآکتور در اراک را نصب نکند. سوخت و آب سنگین را به سایت رآکتور منتقل نکند. تاسیساتی که قابلیت بازفرآوری داشته باشد، نسازد.

در طرف مقابل، طرف غربی متعهد شده است که حدود یک و نیم میلیارد دلار درآمد ایران از فروش نفت خود را که به دلیل تحریم‌های اقتصادی علیه شبکه تبادل پولی و بانکی در غرب بلوکه شده است، به ایران بازگرداند؛ یعنی پولی که برای ایران است و به دلایل غیرقانونی توقیف شده، به ایران اهدا می‌شود. همچنین قطعات یدکی برخی خودرو‌ها نظیر رنو و پژوی فرانسه هم به ایران داده می‌شود.

اکنون جای این سوال باقیست که آقای دکتر ظریف که خود را یک دیپلمات کارکشته و کاربلد می‌داند، آیا با مفهوم بازی «برد – برد» در علم روابط بین‌الملل آشناست یا خبر؛ چرا که مفهوم این اصطلاح را باید در دریافت و اهدای امتیازات متعادل و متوازن جستجو کرد و قطعا دریافت پولی که حق ایران بوده و حاصل فروش نفت کشورمان است، نه تنها امتیاز محسوب نمی‌شود بلکه باید به عنوان یکی از رویکردهای اعتمادساز غرب به عنوان پیش شرط برگزاری مذاکرات مورد تاکید قرار می‌گرفت.

حتی دانشجویان علم دیپلماسی هم می‌دانند که اعطای امتیاز بدون دریافت یک امتیاز متوازن با آن، نه تنها گشایشی در پرونده‌های پیچیده نظام بین‌الملل ایجاد نمی‌کند، بلکه زمینه را برای ایجاد فضای توهمی در طرف مقابل ایجاد می‌کند تا در مذاکرات آتی و دفعات بعدی، میزان فشارهای خود را افزایش دهد و درخواست امتیازات بیشتری داشته باشد، بدون اینکه خود امتیازی بدهد.

زمانی سخت بودن مذاکرات قابل پذیرش است که دستاورد ارزشمندی داشته باشد، نه اینکه همه دستاوردهای خود را تعطیل کنید و هیچ چیزی هم به دست نیاورید.

هر چند پذیرش حق غنی‎سازی ایران هم نمی‌تواند یک امتیاز به حساب بیاید و بر طبق مفاد صریح معاهده NPT حق طبیعی هر کشوری از جمله ایران است، اما می‌توانست این مساله به عنوان حداقل انتظار و توقع از طرف مذاکره کتتدگان کشورمان با طرف غربی مطرح شود و اگر بنا بود این حجم از امتیازات و دستاوردهای فنی و علمی ایرانی که با خون چهار شهید هسته‌ای به دست آمده را معلق کنیم، باید امتیازی هم وزن آن بدست می‌آوردیم؛ نه اینکه دریافت حق طبیعی خودمان به عنوان درآمد حاصل از فروش نفت – آن هم تنها بخش اندکی از آن به میزان یک و نیم میلیارد دلار – را به عنوان امتیاز بپذیریم و در انتهای مذاکرات هم لبخندهای معنادار بزنیم.

اکنون مذاکرات به پایان رسیده؛ جان کری خوشحال است و از تامین امنیت اسرائیل سخن می‌گوید؛ لوران فابیوس خوشحال است و از نجات ورشکستگی دو کارخانه خودروساز فرانسوی سخن می‌گوید؛ ویلیام هیگ خوشحال است و از واریز شهریه دانشجویان ایران به حساب بانکی دانشگاه‌های انگلیس سخن می‌گوید؛ گیدو وستروله خوشحال است و از به فراموشی سپردن اهدای سلاح‌های شیمیایی به رژیم صدام سخن می‌گوید. محمدجواد ظریف هم خوشحال است و از… از چه سخن می‌گوید؟!

  1. مهدي
    26 نوامبر 2013

    به گفته رفيق نه چندان ديرينه تون آقاي احمدي نژاد، آب رو اونجايي بريزيد كه مي سوزه

    • مسعود
      27 نوامبر 2013

      اولا از احمدی نژاد تشکر کنید که این جمله را یادتان داد.
      ثانیا اینکه آره، سوختیم. تمام نسلهای آینده سوختند. عزتمان سوخت شد و ثمره 35 سال مقاومت چند روزه برباد رفت. الان همه دنیا فهمیدند که ایران هم بالاخره به زانو درآمد.

    • ...
      27 نوامبر 2013

      شما هم بریز همونجات

    • اصفهاني
      27 نوامبر 2013

      مشكل در كشور ما آنجاست كه نادان هائي مثل شما موضوعات مرتبط با حيثيت و امنيت ملي را جناحي ميبينند.
      اگه روزي آمريكائي هاي گاو چران بر ناموست مسلط شدند ديگه نميتوني حتي با آب ريختن بر اونجائيت كه ميسوزه، مشكل ناموست رو حل كني!

  2. سرطان ذهن
    27 نوامبر 2013

    محدودیت های ایران برای 6 ماه است.
    در این 6 ماه تحریم جدیدی تمدید نمی شود.
    تحریم خودرو همان است که قیمت خودرو و تولیدش را به وضع امروز انداخته است.
    تحریم پتروشیمی برداشته می شود و ایران اجازه فروش مقداری نفت با دریافت پولش را دارد.
    غنی سازی 20 درصد از ابتدا برای معامله ایجاد شد و میزان نیاز به آن بسیار کم است.
    با تکنولوژی بومی می توان دوباره هرقدر خواستیم غنی سازی کنیم ولی انبار کردن زیاد آن تبلیغات غرب رو که ایران قصد ساختن بمب داره توجیه می کنه.
    فعالیت های تحقیقاتی آزاد است.
    ذکر شده این گام اولیه توافقی است که در شکل نهایی همه تحریم ها کشور و اتحادیه اروپا و شورای امنیت حذف میشود و ایران از یک برنامه غنی سازی با ذکر محدودیت هایش برخوردار می شود.

    • مسعود
      28 نوامبر 2013

      عجب ساده لوحید. هیچ گاه دادن برنامه ترک اعتیاد و داروهای مخدر با غلظت کمتر به معنای پذیرش اعتیاد نیست. خیانتی هم بزرگتر از دادن اطلاعات دانشمندان هسته ای به دشمن نیست.

    • اصفهاني
      1 دسامبر 2013

      موضوع را كامل ملاحظه نكرده ايد.
      لطفا نامه سرگشاده كميته صيانت از حقوق ايران را خطاب به آقاي ظريف مطالعه كنيد. يا حتي مطلب آقاي مهدي محمدي در روزنامه وطن امروز كه هفته گذشته نشر شد را مطالعه كنيد.
      نكات مثبت و منفي را با هم يادآور شده است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: