چهارشنبه 27 نوامبر 13 | 14:34
گزارشی از چهل و پنجمین نشست باشگاه فیلم فرهنگ سرای انقلاب اسلامی

فیلمی خوب با اسمی بد

در نشست دیروز فرصت گفت‌و‌گویی صمیمی با احسان عبدی پور کارگردان فیلم «تنهای تنهای تنها» و بررسی منتقدان مطرح سینمایی فراهم شد و از او از هدف اولیه اش برای ساخت این فیلم و علاقه اش برای نمایش به اعضای 1+5 گفت.


13920906000384_PhotoAدر این نشست که شامگاه سه شنبه پنجم آذر در سینما فلسطین برگزار شد، نیما حسنی نسب(منتقد)، حبیب احمد زاده (کارشناس) و سعید قطبی زاده (مجری-کارشناس) به نقد و بررسی این اثر سینمایی که پدیده جشنواره سی و یکم فجر لقب گرفت پرداختند.

قطبی زاده در ابتدای جلسه درباره فیلم گفت: فیلم تنهای تنهای تنها پدیده جشنواره فجر سال گذشته بود که نقدهای بسیاری خوبی به آن شد. معمولا حبیب احمدزاده در این جلسات حاضر نمی شوند اما به ما و مخاطب احترام گذاشتند و آمدند.

چرا تنهای تنهای تنها را ساختید؟

عبدی پور درباره چگونگی ساخت این اثر گفت: فیلم از راه معقول سینما ساخته نشد از ابتدا قرار بود فیلم به صورت «تله فیلم» ساخته شود اما من به دلیل این که می دانستم فیلم خوب و موثری خواهد بود تلاش کردم تا تلویزیون را مجاب کنم تا نگاتیو در اختیار من قرار دهند تا کیفیت مناسبی داشته باشد. تلویزیون برخلاف نظر بسیاری از افراد زمین بازی را فراخ تر کرد و انتظار این بازتاب را نداشتم. امسال اگر فیلم جدیدم بیاید و موفق شود مهم است. فیلم جدیدم اجتماعی و سیاسی است.

وی در پاسخ به پرسش که چه شد این فیلم را ساختید، گفت: اول اینکه در سال های دهه 60 کتاب داستان«سیاه سمبو» از محمدرضا صفدری خواندم و تاثیر گرفتم. نکته دوم اینکه حضور روس ها در بوشهر زیاد شد طوری که آنها در زندگی ما دیده می شدند و رفت و آمدشان بیشتر شد. در ادبیات سیاسی ایران مسئله انرژی هسته ای و عباراتی مانند 1+5 جا افتاده است. سوم اینکه می خواستم فیلم بسازم که نشان دهم تصمیم گیری‌های عده ای در آن سوی دنیا حتی بر زندگی دو کودک که در سیاست دخالت موثر ندارند هم تاثیرگذار است.

وی درباره شباهت فیلم با فیلم های امیر نادری گفت: ناخودآگاه تاثیر دارد اما به آنها نگاه نکردم آن فیلم ها را دوست دارم.

می خواستیم فیلم را به اعضای نشست1+5 نشان دهیم

احمدزاده درباره فیلم توضیح داد: من به دعوت آقای عبدی پور فیلم را دیدم. وقتی فیلم را دیدم گفتم بیایید این نامه را به واقعیت به سازمان ملل برسانیم. همان زمان آقای جلیلی هم با خانم اشتون دیدار داشت و مجاب شد این فیلم را به اعضای جلسه 5+1 بدهند. فیلم را به سرعت زیر نویس انگلیسی کردیم و ارائه دادیم. بعد از مذاکرات اما به ما گفتند احساس کردیم نام فیلم، شائبه تنها بودن ایران در جهان را پیش بیاورد.

این فیلم از دل برآمده است

احمدزاده در ادامه گفت: من خودم آسیب دیده جنگ هستم . همان چیزی که رنجرو در فیلم از آن می ترسد در سال های اولیه جنگ بر سر ما آمد. فیلم رنجرو به تمام دنیا هشدار می دهد و بهتر است افرادی آن را ببینند که تصمیم گیری می کنند. فیلم نگاه جهانی دارد و این فیلم نشان می دهد مردم ایران جنگ طلب نیست و نخواهند بود. این فیلم سینما است و خوب توانسته حرف هایش را بزند از دل برآمده و حرف جناح خاصی را نمی زند برای همین مخاطب فراگیر خواهد داشت.

فیلمی خوب با اسمی بد

نیماحسنی نسب درباره فیلم تنهای تنهای تنها گفت: ناصر تقوایی، از هنرمندان جنوبی کشور می گوید بهترین فیلم هر فیلمسازی شاید آن فیلمی باشد که در خطه خودش که زندگی می کند، بسازد این را می توان درباره فیلمسازان به کار برد. این فیلم خوبی است اما اسم بدی دارد.

وی در ادامه گفت: کیفیت فیلم بیشتر از آنکه ناشی از شناخت و تجربه سینما باشد شناخت و تسلط دیده شده و زیستی سازنده به منطقه است. قاب ها، کادرها و چیدمان تصویری آن و جذابیت های بصری بسیار خوبی دارد. جزئیات رفتارهای افراد و ظرافت های فردی آدم ها در فیلم به خوبی درآمده است. کاراکترهای متنوع فیلم، بحث های افراد و شکل زیست محلی منطقه از جنس غذا خوردن ساده و مناسبات آنها همه بسیار خوب از آب درآمده است.

این منتقد در ادامه توضیح داد: کیفیتی که فیلم دارد و تعاریفی که از آن می شود ناشی از تسلط و شناخت حجم دقت روی جزئیات است. تنهای تنهای تنها از فیلم هایی است که می توانست بی بی سی پسند شود یا با چرخشی کیهان پسند اما فیلم طرف هیچ جناحی را نمی گیرد و با برنامه ریزی درست، جزئیاتی از رابطه بچه ها روایت می کند و حرف های درستی را به اندازه و مناسب می زند.

عبدی پور درباره نام فیلم گفت : رنجر کلمه لاتین است و در نامگذاری جایی ندارد. اسم هایی را برای فیلم پیشنهاد داشتیم که اسم رئیس جمهور در آنها آمده بود که اما نسبت به آنها حساسیت هایی وجود داشت. همراه برادرم ادریس –تهیه کننده فیلم- در راه بهارستان می آمدیم که این اسم را انتخاب کردیم.

نیمه دوم دراماتیک تر است

حسنی نسب در ادامه گفت: فیلم از نیمه دوم روایت جذاب تری پیدا می کند و تعلیق فیلم از نیمه دوم شروع و در همان نیمه به اتمام می رسد. فیلم در نیمه اول صرفا فضاسازی و شخصیت پردازی می کند و زمینه هایی ایجاد می کند که در نیمه دوم به خوبی از آن بهره برده می شود. اگر بخش های اول فیلم را نداشتیم و رفتارشناسی کودک را نمی شناختیم نیمه دوم برای ما قابل باور نبود. نیمه دوم از لحاظ جذابیت دراماتیک جالب تر است.

نقاط ضعف یک پدیده

حبیب احمدزاده درباره نقطه ضعف های فیلم گفت: من وقتی داستان می خوانم اول می بینم رئال است یا خیر. ما در این فیلم با یک موضوع رئال روبرو هستیم اما در بخشی از فیلم به لحاظ داستانی با کشمکش مورد انتظار در فضای رئال را نمی بینیم. درجایی که رنجرو وسایلش را بر می دارد تا از خانه خارج شود و به خانواده اش می گوید می روم سازمان ملل. هیچ واکنشی از سوی مادر نمی بینیم تنشی که می توانست در خانواده وجود داشته باشد، به وجود نمی آید.

عبدی پور در این باره گفت: اولین مواجهه کودک با خانواده به خوبی دیده می شود و منطقش را قرار دادم. پدر سرخوردگی ها خود را در فرزندش خود دنبال می کند و اجازه می دهد او کارهای خودش را بکند. ساختار ذهنی رنجرو به گونه ای طراحی شده که سفینه فضایی را در فیلم ببینیم و عجیب و غریب هم جلوه نکند.

حال و هوایی غیرمتعارف

در ادامه نشست نیما حسنی نسب درباره فضای جغرافیایی فیلم گفت: فیلم در شرایطی به لحاظ تولیدی آماده و شده که امروز ما شاهد فیلم های آپارتمانی به لحاظ تولید هستیم و کمتر می بینیم دوربین خارج از فضای خانه برود به همین دلیل شرایط تماشای فیلمی که حال و هوای غیرمتعارفی دارد و به لحاظ بصری پلان ها و بک گراندهای غیرمتعارفی می دهد جذابیت دارد. نکته حائز اهمیت اینکه فضای ساخت تله فیلم به گونه ای است که فیلم خوبی ساخته نشود اما تنهای تنهای تنها در این میان استثناء است.

جای خالی اسکار

در ادامه نشست یکی از مخاطبان درباره چرایی غیبت این فیلم درمیان آثاری که برای فرستادن به اسکار مطرح بودند، سئوال کرد.

احمدزاده در این باره گفت: اگر بتوانیم شرایطی فراهم کنیم که افراد مختلف جهان فیلم را ببینند بهتر از دریافت اسکار که تنها یک تکه شیشه و تخته است، خواهد بود. این کار باید صورت بگیرد ما باید از ظرفیت گروه های ضد جنگ که در جهان وجود دارد متاسفانه به خوبی تاکنون استفاده نکردیم. این ظرفیت می تواند به ما کمک کند تا جهان متوجه این امر مهم شود که ایران جنگ طلب نبوده و نیست و نخواهد بود. فیلم اگر بتواند یک انسان را به انسانیت نزدیک کند مهم است تا جوایز متعدد دریافت کند. البته من به اسکار و جایزه فرهادی احترام می گذارم و معتقدم که ارزشمند است.

نیما حسنی نسب دراین باره توضیح داد: اسکار تنها مسیری است که بتواند به مخاطب جهانی وسیع دست بیابیم.

عبدی پور درادامه توضیح داد: درباره اسکار باید بگویم من فیلمنامه نویسی فرهادی را دقت می کنم همه جور ایشان را ستایش می کنم، اسکار راهی است که در مسیر سینما می توان به مخاطب وسیع رسید اما صادقانه می گویم. تنهای تنهای تنها سایز سینمای ایران نیست که این فیلم آن را در اسکار نمایندگی کند. فیلم من تنها فیلم متوسط خوش ریتمی است. از سوی دیگر جشنواره ها شاید نمی خواستند فیلمی را بپذیرند که بارها در آن نام ایران و انرژی هسته ای تکرار می شود.

سعید قطبی زاده در ادامه این بحث گفت: متاسفانه سینمای ایران فیلم های بی خاصیت را به جهان معرفی می کند. در مواجهه با آرگو که برخورد ایدئولوژیک با ما بود به جای آن که وکیل بگیریم و شکایت کنیم باید نگاه جهانیان را نسبت به ایران و ایرانی عوض کنیم. فیلم تنهای تنهای تنها جزو الگوهای رئالیسم شاعرانه است و یک نگرش انسانی بر فیلم حاکم است.

بنابر این گزارش در پایان این مراسم از کارگردان و منتقدان تقدیر شد و آنان لوح یادبود برنامه را امضا کردند.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: