چهارشنبه 11 دسامبر 13 | 08:00

«ایلیسیوم»؛ وقتی هالیوود در فرم هم به تکرار می‌رسد

عباس کوچک سبکبار

بلومکمپ که انگار ایده‌های بصری اش هم ته کشیده باشد تمامی آنچه را که در «منطقه ۹» با خود داشته است تا توانسته با خود آورده حتی شارلتو کوپلی بازیگر نقش اول «منطقه ۹» را که در «ایلیسیوم» واقعا حضور نچسبی دارد. فضای های شهری، وضع زندگی آدم‌ها، سفینه ها و حتی لباس روباتیک همه یادگاری‌های فیلم «منطقه ۹» هستند.


فیلم ایلیسیومعباس کوچک سبکبار – تریبون مستضعفین

با نگاهی به فیلم‌های اخیر تولید شده در هالیوود دیده می شود نه تنها در محتوا که در فرم هالیوود در حال تکرار فرم‌های تجربه شده است. و این تکرار اکنون به لایه‌های رویی آن رسیده است که حتی برای بیننده عادی هم قابل تشخیص است.

«ایلیسیوم (Elysium)» که دومین ساخته بلند نیل بلومکپ، بعد از فیلم «منطقه ۹ (District 9)» است برخلاف فیلم اولش سرشار از تکرار است. تکراری که از داستان گرفته تا صحنه پردازی خود را نشان می دهد.

داستان فیلم در قرن ۲۲ می گذرد زمانی که زمین جای مناسبی برای زندگی نیست و ثروتمندان برای خود ایستگاهی فضایی به نام «ایلیسیوم» که در اساطیر یونان به معنای بهشت است ساخته اند و مردم زمین مانند بردگان در خدمت تامین منافع اقتصادی آنان هستند. در این میان قهرمانی پیدا می شود که در سیر داستان فیلم به برهم زدن این تعادل بر می‌خیزد.

دوقطبی سرزمین فقر نشین و سرزمین غنی نشین آنقدر ایده ای قدیمی است که می توان رد پای آن را در فیلم‌های صامت پیدا کرد برای مثال«متروپلیس (Metropolis)» فریتز لانگ نمونه بارزی از شهری در آینده است که جامعه طبقاتی دقیقا به شکل طبقه در آن حاکم است و قهرمانی ظهور می‌کند تا این اختلاف را از بین ببرد، اما نمونه جدیدتر آن فیلم یادآوری کامل (Total Recall) ساخته لن وایزمن است که در سال ۲۰۱۲ روی پرده سینما رفت. هر چند لن وایزمن برعکس بلومکمپ کارگردان و بخصوص نویسنده با تجربه‌تری است که ایده‌های خلاقانه ای داشته و خصوصا نویسندگی سری فیلم‌های «زیرزمین (Underworld)» را بر عهده داشته است، در یادآوری کامل کپی برداری کاملی از فیلم «هویت بورن (Bourne Identity)» را به وجود آورده‌است. ایده ماموری که هویتش را به خاطر ندارد و بر علیه سیستمی که او را پرورش داده و به کارگرفته است قیام می‌کند تا سیستم را به زانو در آورد ایده اصلی است که برعکس «هویت بورن» که سرشار از جذابیت است سرشار از تکرار است، حتی ایده تلفنی که او زیر پوست دارد نیز از قطعه زیر پوست بورن که اطلاعات حساب بانکی اش را ذخیره کرده است قرض گرفته شده. اما مهمترین علت اشاره به «یادآوری کامل» شیوه نشان دادن شکاف طبقاتی در آن است. در «یاد‌آوری کامل» زمین به دوقسمت تقسیم شده است که بخشی از آن مرفه‌نشین و بخشی دیگر فقیرنشین هستند و ارتباط این دو بخش تنها از طریق یک قطار ممکن است که از مرکز زمین عبور می‌کند. مردم فقیر هم مورد بهره کشی اقتصادی قرار می‌گیرند. حتی شغل «مکس» شخصیت اول داستان «ایلیسیوم» نیز مانند «داگلاس» شخصیت اول «یاد‌آوری کامل» کار در کارخانه رباط سازی است. نمونه دیگری از استفاده از همین فاصله طبقاتی فیلم «In Time» ساخته‌ی اندور نیکل است که توانسته این ایده را به خوبی پرداخت کرده و باز آفرینی بدیعی بر خلاف دو فیلم یاده شده داشته باشد.

علاوه بر آنچه یاد شد بلومکمپ که انگار ایده‌های بصری اش هم ته کشیده باشد تمامی آنچه را که در «منطقه ۹» با خود داشته است تا توانسته با خود آورده حتی شارلتو کوپلی بازیگر نقش اول «منطقه ۹» را که در «ایلیسیوم» واقعا حضور نچسبی دارد. فضای های شهری، وضع زندگی آدم‌ها، سفینه ها و حتی لباس روباتیک همه یادگاری‌های فیلم «منطقه ۹» هستند.

تا کنون اقتباس‌های داستانی در سینما کم نبوده و نیستند مانند فیلم های «آخرین مرد مقاوم(Last man standing)» و «یک مشت دلار (A Fistful of Dollars)»  که هر دو داستان  «یوجیمبو (Yojimbo)» را به طور کامل تکرار کرده‌اند. اما اقتباس در فرم که در بالا ذکر شد نازل‌ترین کپی‌برداری است که می‌توان در سینما کرد که هالیوود هم‌اکنون به آن متوسل شده‌است.

در این رکود فکری تک و توک پیدا می‌شوند فیلم‌هایی مانند «آغاز (Inception)» که یخ این بازار را بشکنند، که البته نولان هم پس از آن برعکس فیلم خوب «شوالیه تاریکی» در «شوالیه تاریکی بر می‌خیزد» سقوط کرد و حتی حضور او به عنوان یکی از فیلمنامه نویسان در «مردی از پولاد(Man of steel)»» هم نتوانست به داد ابرقهرمان‌های کمپانی مارول برسد و  زاک اسنایدر را از حد «۳۰۰» و «Sucker punch» فراتر ببرد.

حتی دیوید فینچر هم که روحیه ضد دینش را در فیلم «هفت (Se7en)» با قدرت نشان داده بود به «دختری با خالکوبی اژدها  (The Girl with the Dragon Tattoo)» می رسد که تنها تلاشی است نا موفق در راستای ارضای روحیه مذکور.

نگاهی به برندگان اسکار بهترین فیلم از سال ۲۰۰۹ تا کنون نیز این ماجرا را تایید می‌کند، «مهلکه» و «سخرانی پادشاه» و یا حتی «هنرمند» که بازگشت به سینمای صامت است، «آرگو» هم که گل سر سبد فیلم‌های ۲۰۱۲ شد و شکی باقی نگذاشت که کسادی بازار ابتکار و ایده در هالیوود بیداد می‌کند.

هالیوود به عنوان یکی از دو جریان غالب سینمایی در دنیا که صاحب بیشترین بیننده، گیشه و گردش اقتصادی در سینماست که تمام آن را هم مدیون همراه کردن عوام با جادوی تصویر نقش بسته بر پرده سینماست، اکنون دیگر به آخرین شعبده‌های مانده در کلاه خود رسیده است و می‌خواهد به هر نحو ممکن مخاطب را همراه خود نگهدارد، حال تا چه حد موفق بوده یا خواهد بود، باید زمان به این سوال پاسخ دهد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: