چهارشنبه 10 مارس 10 | 09:39

فردا دیر است

اشكالی كه حوزه‌ی ما ديروز نداشت و امروز دارد، اين است كه حوزه‌ی ديروز از دنيای زمان خود، عقب‌تر نبود؛ بلكه جلوتر هم بود، اما امروز اين‌گونه نيست. امروز حوزه‌ی علميه از زمان خودش خيلی عقب است؛ حساب يك ‌ذرّه دو ذرّه نيست… يكی از اين نارسايی‌ها عدم گسترش كمّی متناسب روحانيت است. يكی ديگر از نارسايی‌های حوزه، نارسايی آشكار عدم گسترش محتوای حوزه است.


Dinkaaraan«به دهن كسانی بزنيد كه در مقابل هر حرف اصلاحی، وسوسه‌ای را وسط می‌گذارند.» اين جمله بخشی از سخنان رهبر انقلاب است با گروهی از نخبگان حوزه‌ی علميه‌ی قم در 13 آذر 1374؛ يعنی هفت سال پس از انتشار پيام «منشور روحانيت» حضرت امام. هفت سال از پيام سوم اسفند 67 امام خطاب به روحانيان، مراجع، مدرسان، طلاب و ائمه‌ی جمعه و جماعات می‌گذشت، اما بخش گسترده‌ای از حوزه هم‌چنان در پاسخ عملی به دعوت امام خاموش نشسته بود. هنوز «اصلاح و تحول» بين قديمی‌ترها دغدغه نشده بود، اما نخبگان جوان حوزه كم‌كم خود را به سطحی از آمادگی برای پذيرش برخی تحولات می‌رساندند. در سال‌های آغازين دهه‌ی هفتاد، حلقه‌ی جديدی در دفتر تبليغات اسلامی حوزه‌ی قم پديد آمد كه دغدغه‌اش همين «حرف‌های اصلاحی» بود.

حفظ، ترميم، بالندگی
حوزه‌ی علميه در آستانه‌ی هفده سالگی فرزند خود، جمهوری اسلامی، مثل خيلی از نهادها از تحولات پرشتاب جامعه‌ی پس از انقلاب اسلامی عقب مانده بود. در اين شرايط آيت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب در سخنرانی‌ای كه بعدها با نام «حفظ، ترميم، بالندگی» شناخته شد، مهم‌ترين عوامل اصلاح و تحول حوزه را مطرح نمودند: «حوزه‌ی علميه‌ی قم كه ما امروز نام آن را با افتخار و تعظيم و تجليل می‌بريم، در واقع مصطفی و مستحصل حوزه‌های شيعه در طول تاريخ حوزه‌هاست. […] ما امروز در قبال چنين حوزه‌ای، كه ميراث دوازده قرن است، وظيفه داريم. من به سه وظيفه در كنار هم اشاره می‌كنم كه اين‌ها از بديهيات است و استدلال و بحث نمی‌خواهد. اول حفظ، دوم ترميم، سوم بالندگی.»
آيت‌الله خامنه‌ای كانون بحث را «زمان و به‌روزبودن» قرار دادند: «اشكالی كه حوزه‌ی ما ديروز نداشت و امروز دارد، اين است كه حوزه‌ی ديروز از دنيای زمان خود، عقب‌تر نبود؛ بلكه جلوتر هم بود، […] اما امروز اين‌گونه نيست. امروز حوزه‌ی علميه از زمان خودش خيلی عقب است؛ حساب يك ‌ذرّه دو ذرّه نيست.» ايشان با آسيب‌شناسی وضع موجود حوزه، مهم‌ترين ضعف‌های آن را چنين بر‌شمرند: «حوزه نارسايی‌های آشكاری دارد كه حاكی از عيوب موجود در آن است. اول اين نارسايی‌ها را مشاهده كنيم و ببينيم كه آن‌ها را قبول داريم يا نه. يكی از اين نارسايی‌ها عدم گسترش كمّی متناسب روحانيت است. […] يكی ديگر از نارسايی‌های حوزه، نارسايی آشكار عدم گسترش محتوای حوزه است. […] عدم گسترش در نشر و تبليغ يكی ديگر از نارسايی‌های حوزه است.»
«اين نارسايی‌ها حاكی از وجود علت‌هايی در داخل است كه بايستی بگرديم و آن‌ها را پيدا كنيم. علت اول اين است كه فقه، كه كار اصلی ماست، به زمينه‌های نوظهور گسترش پيدا نكرده يا خيلی كم گسترش پيدا كرده. امروز خيلی از مسائل وجود دارد كه فقه بايد تكليف اين‌ها را معلوم كند ولی معلوم نكرده است. فقه توانايی دارد. […] البته انسان می‌تواند كار خودش را به اطلاقات و عمومات آسان كند، اما مسائل اين‌گونه حل نمی‌شود.» «عيب دوم، عدم گسترش كافی و لازم در باب كلام است كه اين حقيقتاً فاجعه است. از اين بالاتر و تلخ‌تر، فراموش شدن كلام است. […] اگر صحبت از كار كلامی می‌كنيم، فوراً ذهن به نوشتن چهار كتاب بحث كلامی نرود. كار حوزه نشر بيشتر نيست، بلكه توليد فكر تكاملی است. […] امروز شبهه‌های نو و خطرناكی وجود دارد. آن شبهه‌های قديمی تمام شد. مگر علما مرزداران عقيده نيستند؟ آيا مرزهای عقيده مدافع ندارد و رهاست؟» «حوزه يك عيب اساسی هم در امر تبليغ دارد و آن اين است كه تبليغ از آن جدا شده است. […] تعليم و روش‌يابی علمی و فراهم كردن مقدمات علمی برای تبليغ- مثل روان‌شناسی اجتماعی- در حوزه نيست. […] از هنر هم استفاده نمی‌كنيم.»

كارِ كارستان
اما اصلاحات مورد نظر رهبری چه بود؟ «آن‌چه را كه به نظر می‌رسد كه علاج اين موارد است، فهرست‌وار مطرح می‌كنم: اولاً قبول درد است، ثانياً گماشتن همت به علاج است، ثالثاً بيدارشدن روح كار در جوانان حوزه است، رابعاً مركزی به طور مشخص بايد متصدی و سررشته‌دار انجام اين‌ كارها شود، خامساً ايجاد محيط‌های باز برای پرورش افكار است، سادساً تغيير جدی كتب درسی است، سابعاً ايجاد رشته‌های مستقل- مثل فقه- برای كلام است، ثامناً واردكردن زبان بيگانه در درس‌های اجباری حوزه است، تاسعاً تقسيم تدريجی طلاب بر حسب اهداف است.»
صحبت‌های انتقادی رهبر انقلاب اگرچه به مذاق خيلی‌ها تند آمد، اما بخش‌هايی از سخنان ايشان در همان جلسه، به همه نشان داد كه اين موارد را با ملاحظه‌ی واقعيت‌های حوزه و جامعه بيان شده است. «اگر كار كارستانی بخواهد انجام بگيرد، بايد در خود حوزه انجام بگيرد. ديگری از بيرون نمی‌تواند اين كار را بكند.» و «اين كارها كارهايی نيست كه يك‌شبه انجام گيرد.»
هشدار رهبری درباره‌ی آينده‌ی حوزه اين‌گونه ادامه يافت كه: «امروز اين كار قابل علاج است. ممكن است ديروز قابل علاج نبود و نستجيربالله ممكن است فردا هم نباشد. قم فاغتنم الفرصة بين العدمين.» ايشان برای پشتيبانی از هر حركت اصلاحی و تحول‌گرايانه در اين زمينه‌ها اعلام آمادگی كردند.
پس از اين ديدار، از متن اين نسخه‌ و راه‌بردهای نه‌گانه‌ی رهبری برای علاج دردها به برخی‌ موارد بيشتر توجه شد، اما بعضی موارد هم فقط به گوش‌ها رسيد و نه به صحنه‌ی تحقق و عمل!

تحول به روايت BBC
در سال 2001 بنگاه خبرپراكنی BBC در يك برنامه‌ی 9 قسمتی با نام «از شهر خدا تا شهر دنيا؛ 100 سال تحول در حوزه‌ی قم» كه از شبكه‌ی فارسی اين راديو پخش ‌شد، ضمن گفت‌وگو با برخی چهره‌های حوزوی، به تحليل وضعيت حوزه‌های علميه پرداخت و با القای شكاف سنت- مدرنيته و شكل‌گيری طبقه‌ی متوسط جديد در حوزه، مدعی شد كه: «پس از انقلاب خيلی‌ها با تصورات آرمانی به حوزه آمدند و فكر می‌كردند خروجی اين نهاد، امثال امام و مطهری و بهشتی هستند، اما آن‌چه از نزديك ديدند و حس كردند، با آن‌چه می‌پنداشتند تفاوتی عجيب داشت. بنابراين در مواجهه با واقعيت‌های جامعه و فشارهای حكومت، يا سرخورده شدند يا انتظاراتشان را تعديل كردند.»
به‌رغم اين‌گونه تحليل‌ها، نيروهای نخبه و جوان حوزه پای كار آمدند. دغدغه‌ی تحول به تدريج در بين بسياری از برجستگان و نخبگان حوزه شكل گرفته بود و تلاش‌ برای آن، فراگير می‌شد. مطابق معمول چند شورا و مجمع و همايش‌ در سطوح مديريتی حوزه شكل گرفت تا راه‌های اصلاح و تحول حوزه را شناسايی و اجرايی كنند. برخی مدارس و مؤسسات وابسته به حوزه، حتی رشته‌های تخصصی و آموزش زبان خارجه را آغاز كردند و برخی تقسيم‌بندی‌ها صورت گرفت تا خروجی‌های اين نظام آموزشی مديريت شوند و روحانيانی برای نيازهای گوناگون جامعه تربيت گردند، اما هنوز خبری از تغيير كتاب‌های درسی نبود.

آماده‌ايم تا …
با وجود تلاش‌ها و حركت‌های ارزشمند در سال‌های دهه‌ی هفتاد- مانند تشكيل شورای سياست‌گذاری حوزه- محيط‌های باز آزادانديشی برای نظريه‌پردازی و توليد علم هنوز كم‌تر مورد توجه بود. تا آن‌كه در آستانه‌ی دهه‌ی هشتاد، ايده‌ی «نهضت نرم‌افزاری و توليد علم» توسط رهبر انقلاب مطرح شد. ايشان در ديدار هشتم بهمن‌ 1381 با اعضای انجمن قلم ايران، به‌طور ويژه بر اين ايده تأكيد نمودند و رهنمودهای ايشان با حمايت و استقبال نخبگان حوزه همراه شد. پنج روز پس از اين ديدار، جمعى از دانش‌آموختگان و پژوهش‌گران حوزه‌ی علميه‌ی ‌قم در نامه‌ای به آيت‌الله خامنه‌ای اعلام آمادگی كردند كه بار اين حركت علمی نوين را به دوش بكشند. امضای بسياری از نخبگان و نوگرايان و تحول‌خواهان حوزه در پايين اين نامه ‌ديده می‌شد؛ صادق لاريجانی، حسن رحيم پور ازغدی، رسول جعفريان، حميد پارسانيا، جواد محدثی، محسن قمی، سيد عباس صالحی، محمدتقی سبحانی و…
پاسخ رهبر انقلاب به اين نامه نيز در تاريخ تحولات علمی كشور جالب توجه است. ايشان ضمن پيشنهادهايی برای بازشدن افق نوگرايی، آزادانديشی و نظريه‌پردازی برای توليد علم، اظهار اميدواری كردند كه مراحل اجرای اين ايده دچار فرسايش ادارى نشود و تا پيش از بيست‌وپنجمين سالگرد انقلاب اسلامی، نخستين ثمرات مهم آن آشكار شده باشد.
اين ايده را به‌طور ويژه دفتر تبليغات حوزه‌ی علميه پيگيری كرد كه حالا مديريت آن را نخبگان جوان و تحول‌گرا بر عهده داشتند. ده‌ها كرسی نظريه‌پردازی درباره‌ی مسائل گوناگون علمی و دينی تشكيل شد، اما هنوز حلقه‌ی مهمی از فرآيند تحول در ميان همه‌ی اين كوشش‌ها و تلاش‌ها گم بود؛ «مديريت تحول». حقيقت آن بود كه دغدغه‌هايی مانند شكل‌گيری نهادهای مديريتی و برنامه‌ريزی‌های جديد اگرچه اقداماتی مثبت در اولين گام‌های تحول بود، اما ايده‌ها و شيوه‌های مديريت وقت حوزه، ديگر نمی‌توانست پاسخ‌گوی شتاب اين تحولات باشد. گام بعدی به متن آمدن حاشيه‌های ديروز بود كه امروز پررنگ‌تر و پوياتر شده بودند.

مديريت تحول
دوازده سال پس از سخنرانی معروف به «حفظ، ترميم، بالندگی» و پس از ديدار ارديبهشت 1386 فضلای حوزه‌ی مشهد با رهبر انقلاب كه طی آن نخبگان جوان نتوانسته بودند حرف‌هايشان را بزنند، نوبت آن بود كه دغدغه‌ها و برنامه‌هايی را كه نمی‌شد در فضای حوزه اجرا و حتی مطرح كنند، با رهبر انقلاب در ميان بگذارند. هشتم آذرماه 1386 جمعی از دانش‌آموختگان و پژوهشگران حوزه مهمان رهبر معظم انقلاب بودند. سه ساعت طول كشيد تا 17 نفر از نخبگان حوزه‌‌های قم، مشهد و اصفهان انتقادها و پيشنهادهای خود را با رهبر در ميان گذاشتند و سپس منتظر رهنمودهای آيت‌الله خامنه‌ای شدند.
رهبر انقلاب كه گويی از سه ساعت شنيدن دردهای حوزويان خسته نشده بودند، بعد از ابراز خرسندی از فراگير شدن تحول در متن حوزه و البته گلايه از زمين ماندن برخی برنامه‌ها و پيشنهادهای لازم كه مدت‌ها پيش ارائه كرده بودند، اين‌بار «مديريت تحول» را مركز ثقل سخنانشان قرار دادند و از لزوم تغيير نگرش‌های گذشته و ايجاد نگرش‌هايی تازه‌ با هدف مديريت تحول سخن گفتند كه به نظر ايشان طبيعی، حتمی و سنت‌ آفرينش است: «كليد همه‏ى اقدام‌هاى مثبت سازمان‌يافته‏ى قابل انتظارِ نتيجه كه آدم بتواند نتيجه را از آن‌ها انتظار ببرد، مديريت است.»
اين‌بار رهنمودهای رهبر انقلاب با هشداری جدی‌تر از هميشه همراه بود كه موجی از تحرك را پس از اين ديدار در حوزه ايجاد كرد: «اگر حوزه بخواهد از تحول بگريزد، منزوى خواهد شد؛ اگر نميرد، اگر زنده بماند!» اين سخنان رهبر انقلاب، صحبت‌های چهار روز پيش آيت‌الله مصباح يزدی مسؤول وقت مؤسسه‌ی امام خمينی(ره) را نيز تحت تأثير قرار داد كه از هفتاد سال ركود و ضعف و ايستايی در حوزه‌ها شِكوه كرده و لزوم تحول در حوزه را يادآور شده بود.
بلافاصله پس از اين ديدار، اجماع فعالان حوزه در سطوح مختلف آموزشی، پژوهشی و مديريتی در رسانه‌ها بروز يافت. نامه‌هايی به امضای آيت‌الله محمد يزدی(رئيس وقت جامعه‌ی مدرسين حوزه‌ی علميه‌ی قم) و حجة‌الاسلام‌والمسلمين حسينی بوشهری(مدير وقت حوزه‌ی علميه‌ی قم) و نيز ديگر مديران ارشد حوزه در حمايت از پيشنهادهای رهبر انقلاب منتشر شد. شورای پيشبرد و ارتقای حوزه و دفتر پيگيری مطالبات رهبری از حوزه نيز شكل گرفتند تا اين بار دغدغه‌های رهبری را درباره‌ی مديريت تحول در حوزه‌ی علميه به صورت نهادينه پيگيری كنند. چند ماه بعد كتابی به نام «تحول و بالندگی» منتشر شد كه متن گفت‌وگوی نخبگان حوزه و رهبر انقلاب و نيز متن سخنان آيت‌الله خامنه‌ای در ديدار سال 74 را كه تا كنون به صورت كامل و رسمی منتشر نشده بود، در بر داشت. اين‌بار آيت‌الله خامنه‌ای در پايان جلسه‌‌، توصيه‌ كرده بودند كه متن صحبت‌ها و پيشنهادهای نخبگان حوزه نيز، به‌طور كامل و در قالب كتاب، چاپ و روانه‌ی بازار نشر شود.

به نظر می‌رسد در هيچ دوره‌ای نياز به تحول و فرصت و امكان آن در حوزه به صورت توأمان و تا اين اندازه، جدی نبوده است. بر اساس آمارهای خبرنامه‌ی تحليلی «تحول در حوزه‌ علميه»، دغدغه‌ی تحول در بدنه‌ی حوزه ريشه‌دار و فراگير شده است كه اين خود از گام‌های مؤثر تحول است. اگرچه 77 درصد از حوزويان سرعت تحولات را كُند يا بسياركند ارزيابی می‌كنند و حدود 65 درصد آن‌ها اولويت‌ها را در فرآيند تحول به ترتيب در آموزش و مديريت و تبليغ حوزه می‌بينند، اما بيشتر ايشان كاستی‌های اين بخش‌ها را در «شيوه‌ها و روش‌ها» می‌دانند و معتقدند كه با سياست‌گذاری و برنامه‌ريزی مناسب در فرآيند مديريت تحول، می‌توان به نقطه‌ی مطلوب رسيد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن:

پربازدیدترین

Sorry. No data so far.

پربحث‌ترین

Sorry. No data so far.