پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
دوشنبه ۰۹ دی ۹۲ | ۱۴:۵۷
جهان 2014 از نگاه «وطن امروز»

چین کبیر، بریتانیای صغیر، اروپای حقیر

همه‌پرسی استقلال اسکاتلند در هجدهم سپتامبر 2014 با توجه به استقبال گسترده «مک»ها از همین حالا، نقطه عطفی در تاریخ شکل‌گیری بریتانیا خواهد بود. در صورت استقلال اسکاتلند و جدایی ‌بخشی از خاک اصلی جزیره، چنان زلزله‌ای سیاسی در تعاریف پادشاهی متحد بریتانیا و بریتانیای کبیر رخ خواهد داد که می‌توان به جرأت گفت، از فردای همه‌پرسی استقلال اسکاتلند باید واژه جدید «بریتانیای صغیر» وارد فرهنگ اصطلاحات سیاسی شود.


از منظر چینی‌ها سال 2014 میلادی، سال اسب خواهد بود. طالع‌بینی چینی می‌گوید آنهایی که در این سال پا به جهان می‌گذارند اجتماعی‌تر و پر تحرک‌تر از سایرین هستند و همانقدر هم، بردبارتر. آیا این شمای پانداي بزرگ در سال پیش رو خواهد بود؟ اتفاقا با شتاب گرفتن موج اصلاحات حزب کمونیست به فرماندهی رئیس‌جمهور شی‌جین پینگ، در آخرین روزهای سال کهنه 2013 به نوزادان تازه‌وارد چینی بسیار بیشتری اجازه تولد در سال اسب داده شد چرا که حالا با تعدیل سیاست کمونیستی 6 دهه‌اي یک فرزندی در چین، به زوج‌ها اجازه داده می‌شود برای فرزند دوم هم دعوتنامه بفرستند.

مژده تولد، مطلع خوش‌یمنی خواهد بود برای سالی که با وجود پیش‌بینی‌های منفی بنگاه بریتانیایی «اکونومیست» و صندوق آمریکایی بین‌المللی پول مبنی بر کندشدن (یک رقمی شدن) رشد اقتصادی دومین غول اقتصادی جهان، احتمالا عرصه ظهور یک امپراتوری از شرق آسیا خواهد بود. پکن در واپسین هفته‌های سال ۲۰۱۳ نشان داد که می‌خواهد چیزی فراتر از یک کارخانه بزرگ برای سیاست برون‌سپاری سرمایه‌داران آمریکایی باشد. وجهه نابردباری چینِ سال اسب که پیش‌تر به آن اشاره شد در سال ۲۰۱۴ در منطقه آسیا – پاسیفیک نمود و بروز پیدا می‌کند. بویژه در محدوده دریای چین که امپراتور «شی» آن را حیاط‌خلوت اژدها نامیده است و حتی حاضر شده به قیمت دفاع از این حریم برای نخستین بار با ناوهای هواپیمابر آمریکایی رخ به رخ شود. این نشانه ظهور همان چیزی است که غرب از آن وحشت داشت؛ «چین کبیر».

برای کنترل این پدیده جدید واشنگتن باید به یک پارادوکس جدید تن دهد. دوگانه‌ای که از یک سو چین را شریک اقتصادی یانکی‌ها تعریف کرده است و از سوی دیگر رقیب نظامی‌شان. استراتژیست‌های زیرزمینی کاخ سفید برای مهار این «شریک – رقیب» همه تخم‌مرغ‌های آینده آمریکا را در سبد آسیا – پاسیفیک قرار داده‌اند. اوباما در همان حال که سعی دارد با اتحادیه «اقیانوسیه» که بازاری جدید خواهد بود از کشورهای آسیایی، اقیانوسیه‌ای و آمریکایی تحت سلطه دلار، در مقابل اتحادیه ضددلار «بریکز» (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) بایستد و به جنگ با اژدها برود، قصد دارد در همین حوالی نیز چین را محاصره سیاسی و نظامی کند.

چین

افزایش پایگاه‌های نظامی آمریکا در هندوچین، آسیای جنوب شرقی، ژاپن و اقیانوسیه، همراستا با تحرکات سیاسی برای همراه کردن دولت‌های اقماری دست‌نشانده «بنیاد سوروس» مشهود است اما باید دید آیا اقتصاد وال‌استریتی واقعا احیا شده است تا دلارهای گزاف‌تری خرج این پروسه جاه‌طلبانه کند یا نه. در ظاهر پیش‌بینی‌های سازمان ملل و صندوق جهانی پول به نظر مثبت می‌آید.

سازمان ملل رشد جهانی را از 1/2 درصد در سال 2013 تا 3/3 درصد در سال 2014 در نظر گرفته است. تولید ناخالص داخلی ایالات متحده در سال جدید 5/2 درصد رشد خواهد داشت و این نرخ رشد در مورد اتحادیه اروپا و ژاپن 5/1 درصد خواهد بود و برای اقتصادهای در حال ظهوری مثل برزیل و روسیه 3 درصد. اما کافی است آنها را با نرخ رشد 5/7 درصدی چینی‌ها مقایسه کنید تا متوجه تفاوت پشتوانه اقتصادی شوید. هرچند موسسات مطالعاتی غربی مدعی هستند که سال 2014 با توجه به احتمال بروز چالش‌های اجتماعی و مشکلات ناشی از توسعه، می تواند دست‌اندازی برای اقتصادهای در حال رشد باشد اما مگر حقایق سیاهی مثل ورشکستگی بانکی منطقه یورو و بحران بدهی‌های آمریکایی که حالا به یک جنگ سیاسی تمام عیار میان دموکرات‌های حاکم و محافظه‌کاران حق به جانب بدل شده است، با کنده‌شدن آخرین برگ تقویم 2013 محو خواهد شد که غرب تا این اندازه به پایان رکود اقتصادی دل بسته است؟ بویژه که آنها اقتصاد جنگی را به واسطه شکست‌های متوالی در جبهه‌ خاورمیانه باخته‌اند و در جنگ اقتصادی نیز به خاطر جایگزینی تدریجی ارزهای رو به رشد به جای دلار و یورو و پوند در حال تجربه شکست تازه‌ای هستند که فرجام آن «دنیای بدون دلار» خواهد بود.

شاید این چشم‌انداز تاریک باشد که بنگاه پیشگویی روچیلدها (اکونومیست) را واداشته تا مهم‌ترین پیشگویی‌های خود را برای سال ۲۰۱۴ معطوف به بحران‌های اجتماعی کند یعنی ویروسي خارجی که گویا قرار است در ادامه موج انقلاب‌های مخملین و فتنه‌های داخلی در خاورمیانه، آمريكاي لاتين و اوراسیا گریبان رقبای غرب را بگیرد. اکونومیست که حالا برای غربی‌ها همان نقش معبد دلف را برای یونانی‌های باستان ایفا می‌کند این بار جدولی تهیه کرده از میزان ریسک ناآرامی‌های اجتماعی در کشورهای مختلف جهان و با قرار دادن رقبای آمریکا و اروپا نظیر چین، روسیه، ایران، برزیل، ترکیه، اوکراین و آفریقای جنوبی در مناطق سرخ‌رنگ و پرریسک عملا آنها را تهدید به تحریک بیرونی آمریکا و شرکایش برای به راه انداختن شورش در قلمروی‌شان کرده است. اما در همان حال اروپا و آمریکا خود آبستن حوادث اجتماعی و سیاسی تاریخی خواهند بود.

همه‌پرسی استقلال اسکاتلند در هجدهم سپتامبر 2014 با توجه به استقبال گسترده «مک»ها از همین حالا، نقطه عطفی در تاریخ شکل‌گیری بریتانیا خواهد بود. در صورت استقلال اسکاتلند و جدایی ‌بخشی از خاک اصلی جزیره، چنان زلزله‌ای سیاسی در تعاریف پادشاهی متحد بریتانیا و بریتانیای کبیر رخ خواهد داد که می‌توان به جرأت گفت، از فردای همه‌پرسی استقلال اسکاتلند باید واژه جدید «بریتانیای صغیر» وارد فرهنگ اصطلاحات سیاسی شود.

آن سوی مانش، وضع سیاسی اروپا نیز به همان اندازه پسرعمو‌های انگلیسی شرم‌آور است. بحران اقتصادی 5 ساله اروپا را به سرزمینی بی‌دفاع بدل کرده است به طوری که حال اتحادیه اروپا به جز دو نیروی جنگی 1500 نفری و یک ناتوی ورشکسته، توان میدانی دیگری برای دفاع از خاک خود ندارد. ناتو نیر برای نخستین بار در تاریخ خود دست گدایی به سوی مسکو دراز کرده است و درباره آینده خود از وزیر دفاع روسیه نظر خواسته است. این در حالی است که ارتش‌های سابقا قدرتمند اروپایی مثل فرانسه و آلمان نیز پیش از این به سطح نیروهای ضربت تقلیل یافته بودند و در جنگ‌های کلاسیک قابلیت لازم را ندارند. اروپا هیچگاه چنین حقیر به نظر نرسیده بود.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: