دوشنبه 10 فوریه 14 | 10:53

ایران و مصر؛ 2 انقلاب و هفت اختلاف

سه سال پیش سرنگونی رییس جمهوری سه دهه گذشته مصر، انقلابی را در سرزمین فراعنه رقم زد که با وجود همزمانی با سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اختلاف های بسیاری با آن دارد.


زبانه ناآرامی های پنجم بهمن ماه سال 1389 دامن «حسنی مبارک» رییس جمهوری سه دهه گذشته مصر، را آنچنان در بر گرفت که چند هفته بعد در بیست و دوم بهمن ماه سرنگون شد؛ روزی که یادآور پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 است.

با این همه، انقلاب تازه مصر با آنچه 35 سال پیش در ایران رخ داد، متفاوت است. مهمترین این تفاوت ها در هفت بند خلاصه می شود:

1- رهبری

هدایت انقلاب مصر بر عهده فرد خاصی نبود و حتی «محمد مرسی» نخستین رییس جمهوری این کشور پس از انقلاب، نتوانست جایگاه خود میان گروه های گوناگون را به خوبی تثبیت کند اما رهبری امام خمینی (ره) از جنس دیگری بود. این رهبری ویژگی هایی داشت؛ بسیار متفاوت از آنچه در مصر شاهد بوده ایم.

الف) تداوم رهبری

طی سال ها حکومت نظامیان بر مصر به ویژه در دوران مبارک، اخوان المسلمین چندین رهبر به خود دید که فشارهای دولتی از یک سو و رقابت های پنهان درونی از سوی دیگر فرصت کافی برای مطرح شدن کامل آنان در سطح جامعه را نداد. همچنین به دلیل ویژگی های دیکته شده فرهنگی به مصریان مبنی بر دوری گزیدن مردم عادی از بازی های سیاسی و حزبی، حتی هواداران و دلبستگان این گروه اقبال چندانی به رهبران اخوان نشان ندادند. پس از پیروزی انقلاب نیز هیچ یک از چهره های این گروه نتوانستند اجماع بیشتر مردم را به دست آورند.

در مقابل، امام خمینی (ره) جایگاهی بی بدیل در قلب مردم و عرصه سیاست یافتند و با کاریزمای بالای شخصی خود (فرهمندی)، هدایت یکدست بخش اجرایی و مدیریتی کشور را بر عهده داشتند.

ب) نگاه جامعه به جایگاه روحانیت، مرجعیت و ولایت فقیه

در فقه شیعی، بر پایه احادیث و آیاتی مانند آیه 59 سوره نساء، امامان به عنوان «اولی الامر منکم»، پس از خدا و پیامبر اکرم (ص) هدایت جامعه اسلامی را بر عهده می گیرند و پس از آنان نیز فقها و مراجع این وظیفه را بر دوش می کشند. از این منظر، گفته های روحانیان و مراجع برای شیعیان اهمیتی ویژه دارد.

2- زمینه چینی ایدئولوژیکی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و تبلیغاتی برای انقلاب

از سال 1342 کم کم پایه های فکری انقلاب میان جامعه ایرانی رسوخ کرد به طوری که طی 2سال آخر، فرهنگ انقلابی میان مردم جای خود را پیدا کرده بود. مبارزان به طور گسترده ابزارهای تبلیغاتی و رسانه ای مانند نوارهای ضبط سخنرانی ها، شبنامه ها، دیوار نوشته ها و منابر را برای رساندن پیام انقلاب به مردم به خدمت گرفته بودند. حضور امام (ره) در خارج از کشور نیز فرصت رساندن صدای انقلاب به دیگر نقاط جهان را فراهم آورد.

همچنین اقدام های کلیدی مانند تعیین نوع حکومت جایگزین نظام پادشاهی، دگرگونی نمادها حتی در پرچم، ترکیب تقریبی دولت موقت و متن پیش نویس قانون اساسی در دوران تبعید امام (ره) به ویژه در پاریس صورت گرفت و اطلاع رسانی به افکار عمومی در این زمینه، با تاخیر چندانی همراه نبود به طوری که پس از تشکیل دولت موقت در شانزدهم بهمن ماه، ابتدا همه پرسی درباره نظام رخ داد و سپس دیگر دوره های انتخاباتی مانند ریاست جمهوری، مجلس و…؛ امری که در مصر اتفاق نیفتاد.

3- ویژگی های مذهبی و اجتماعی انقلاب

گرچه سالها خفقان سیاسی و مشکلات اقتصادی و شکاف طبقاتی، مردم و گروه های مصری را به میدان کشاند و صحنه های برگزاری نماز جماعت و صدای شعارهای الله اکبر آنان در رسانه ها منتشر شد، اما رهبران اخوان نتوانستند همه گروه های اسلامگرا و مهمتر از آن، مردم مسلمان را همراه خود نگه دارند. اختلاف آنان با گروه های چپگرا، لیبرال و مسیحی آنچنان عمیق بود که سرانجام به دودستگی و دوپارچگی مطلق انجامید و درگیری های خونینی را به دنبال داشت. در حالی که انقلاب ایران از مساجد و تکایا پا گرفت و سپس 98 درصد مردم از اقوام و مذاهب گوناگون زیر پرچم آن گرد آمدند و جمهوری اسلامی را فریاد زدند.

4- حضور نخبگان سیاسی و گروه های فکری در انقلاب

بسیاری از نخبگان سیاسی و گروه های فکری در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی نقش داشتند و دستکم نظر خود را به وسیله نمایندگان یا رسانه ها درباره آن اعلام کردند. پیش نویس قانون اساسی به دست شماری از تحصیلکردگان متعهد در غرب نوشته و از عده ای دیگر از آنان در ساختار سیاسی استفاده شد. در مقاطع بعدی نیز باور امام (ره) به نظام مشورتی و مشارکتی را شاهد بودیم؛ نکته ای که اخوان المسلمین و حتی دولت موقت کنونی، از آن چشم پوشید و به نارضایتی های سیاسی و حزبی دامن زد.

5- جانشینی نهادهای انقلابی، همراهی نیروهای نظامی و پرهیز از خشونت

پس از پیروزی انقلاب ایران بدنه بخش نظامی و امنیتی همانند دیگر نهادهای دولتی و شرکت های خصوصی پالایش و اتهام های بازماندگان رژیم بررسی شد. از سوی دیگر، گرچه بسیاری از نیروهای ارتشی در جریان راهپیمایی ها به طور مسلح به مردم پیوستند اما این امر خشونت افسارگسیخته و غیرقابل مدیریت را پدید نیاورد زیرا پس از پیروزی انقلاب، مردم بسیاری از سلاح های خود را تحویل دادند. همچنین از همان آغاز، وظیفه حفاظت از امنیت نقاط کلیدی را به نیروهای انقلابی سپردند. پس از مدتی نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج پا به میدان گذاشتند و به رویارویی با برخی آشوب آفرینی ها در گوشه و کنار کشور پرداختند که با پشتیبانی آشکار و نهان کشورهای غربی شکل می گرفت.

برخلاف ایران که «محمدرضا پهلوی» و مهره های اصلی دولت او در آستانه انقلاب، کشور را ترک کردند، مبارک و بسیاری از دولتمردان او در مصر ماندند و حتی در انتخابات ریاست جمهوری اجازه رقابت یافتند. از سوی دیگر در دوره ناآرامی های پیش از انقلاب و با وجود درگیری های شدید نیروهای امنیتی با مردم، ارتش راه بی طرفی را در پیش گرفت اما تیرماه امسال نقش اصلی را در برکناری مرسی از قدرت بازی کرد و اینک نیز زمزمه های نامزدی فرمانده آن در انتخابات ریاست جمهوری به گوش می رسد.

6- سیاست خارجی و ارتباط با غرب و شرق

امام (ره) حتی سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، بر استقلال کشور از قدرت های غرب و شرق تاکید داشتند. همچنین روشنگری های ایشان درباره توطئه های جاری در فلسطین آنچنان بود که موضوع رژیم صهیونیستی را به مشکل نخست جهان اسلام بدل ساخت. مردم نیز در تظاهرات خود با شعارها و پارچه نوشته هایی ارتباط نظام شاهنشاهی با این رژیم و وابستگی آن به کشورهای غربی را محکوم می کردند.

بنابراین از آغاز انقلاب، خط کشی روشن و شفافی بدون مصلحت اندیشی های سیاسی و پنهان کاری های احتمالی در این زمینه صورت گرفت و قانون اساسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر این پایه گذاشته شد.

از سوی دیگر، تلاش ها برای پاسخگویی به نیازهای داخلی بدون وابستگی به کمک های مالی و نظامی غرب دگرگونی هایی بنیادین در عرصه اقتصادی و علمی پدید آورد که البته در این میان، تحریم های غرب علیه تهران به این جریان سرعت بیشتری بخشید.

این، در حالی است که با وجود انتقادهای مردم مصر از روابط گرم مبارک و صهیونیست ها و حتی چندین بار اشغال سفارت آن رژیم در قاهره، مرسی به همان راه رفت؛ سفیر تعیین کرد و با تصمیم های خود در حوزه مسائل منطقه ای مانند ناآرامی های سوریه، محور مقاومت را نادیده گرفت. وی همچنین برای امضای قراردادهای نظامی با آمریکا و دیگر کشورهای غربی و نیز دریافت وام 4 میلیارد و هشت میلیون دلاری صندوق بین المللی پول کوشش بسیاری کرد که البته بی نتیجه ماند.

7- میزان الگوبرداری و همانندی با دیگر انقلاب ها

استاد شهید «مرتضی مطهری» در کتاب «پیرامون انقلاب اسلامی» درباره ویژگی های این انقلاب نوشته است: «اگر قرار باشد نظیری برای انقلاب اسلامی ایران پیدا کنیم، شاید بتوانیم انقلاب صدر اسلام را مثال بزنیم».

«تدا اسکاچپول» نویسنده آمریکایی کتاب «دولت ها و انقلاب های اجتماعی»، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در مقاله ای با عنوان «حکومت تحصیلدار و اسلام شیعه در انقلاب ایران» اعتراف می کند این رویداد، نظریات او درباره علل انقلاب های اجتماعی را «زیر سوال برده است».

وی تاکید می کند انقلاب های فرانسه و روسیه ساخته نشدند بلکه پیش آمدند اما انقلاب اسلامی ایران با توجه به شرایط موجود ساخته شد و فقط یک پیشامد نبود.

او می نویسد: «انقلاب اسلامی به دنبال پیروی از برنامه های انقلاب دموکراتیک فرانسه یا برنامه های سوسیالیستی انقلاب روسیه نبود بلکه فراهم آوردن و استقرار جامعه ای مستحکم و نوین را بر پایه مکتب پویا و سازنده اسلام پیگیری می کرد که مطابق با تحولات و پیشرفت های شگرف علمی و فنی قرن بیستم باشد». به عقیده او، علل بروز انقلاب ایران با آنچه در فرانسه و روسیه رخ داد، اختلاف های زیادی دارد.

مصر گرچه الگویی مانند انقلاب ایران را در اختیار داشت و سالها خفقان دوران مبارک را تجربه کرده و چهره های سیاسی و مذهبی مخالف را در زندان ها دیده بود اما به واسطه یک جرقه کوچک در تونس و نه به دنبال زمینه چینی های ایدئولوژیک لازم بین مردم، به هم ریخت. فاصله زمانی چندانی هم بین انقلاب 2 کشور نبود. در حالی که انقلاب ایران با پیشینه ای 15 ساله پس از شهادت فرزند امام خمینی (ره) در سال 1356 چهره ای تازه یافت و مجالس ترحیم وی به صحنه تظاهرات مردمی و کشتارهای دنباله دار رژیم طی یک سال و نیم بعد و سرانجام سرنگونی نظام ختم شد.

** فاصله 2 انقلاب ایران و مصر

بررسی هفت تفاوت مهم 2 انقلاب، برخی دلایل وضع کنونی مصر را آن هم با وجود گذشت فقط سه سال از آغاز خیزش های مردمی روشن می کند. اخوان المسلمین بدون توجه به الگوی در دسترس انقلاب اسلامی ایران و حتی با چشم پوشی از اقدام های میانه روها در تونس، گامی برای زمینه سازی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در ذهن مردمی که به ناگاه به خیزش و جوشش درآمده بودند، برنداشت و برخی خواسته های آنان در زمینه های سیاست داخلی و خارجی را بی پاسخ گذاشت. این جریان که در زمان مبارک و حتی پس از آن، بدون رهبر فرهمندی بود در دوران انقلاب نیز به دلیل تصمیم های نادرست برخی بزرگان و تک روی آنان نتوانست گروه ها و مردم مسلمان مصر را با خود همراه کند و قاطعانه در برابر مخالفان بایستد.

همچنین برخی ساختارهای دست نخورده زمان مبارک پس از انقلاب، همچنان قدرت و انسجام خود را طی 2سال حضور اخوان در صدر قدرت حفظ کردند و انقلاب را به خارج از مسیر خود سوق دادند. بنابراین انقلاب مصر نتوانست همه جنبه های نظام را در بر گیرد و از همان نقاط آسیب دید.

اینک نیز به نظر می رسد راه رهایی مردم مصر از ناآرامی های روزمره پس از انقلاب، اجماع آنان گرد یک فرد، جریان یا چارچوبی ساختارمند از باورها، آرمان ها، واقعیت ها و انتظارها باشد.

شاید در این میان، بایسته های وجود یک رهبر واحد با فرهمندی (کاریزمای) لازم و البته دلخستگی ناشی از کشتارها و ناآرامی هایی که در دولت های نظامی پیشین به سرعت سرکوب می شد، برخی مصریان را به سوی تکرار خواسته ارتشیان برای سپردن قدرت به فرماندهان سوق داده است؛ امری که با توجه به آگاهی و بیداری جامعه مصر طی سه سال گذشته و نیز تلاش اخوان برای باز پس گیری قدرت، باز هم بعید است به پایان تنش ها و درگیری ها بینجامد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: