دوشنبه 17 مارس 14 | 10:28

چهره‌های تأثیرگذار هنری 92 به انتخاب کیهان

هنر ایران زمین در سال 92 لحظات و موقعیت‌هایی پر فراز و نشیب؛ برمدار بیم و امید و همراه با تردید و تردد را گذراند. اما هر چه بود –بدون شک- حاشیه‌های آن، غلیظ‌تر و شدیدتر از متنش بود. برخی هنرمندان، فقط درگیر حواشی بودند، عده‌ای هم سر در گریبان و بی تفاوت نسبت به پیرامون خود، روزگار را گذراندند! با این حال، بودند هنرمندانی هم که با عبور از پرتگاه حاشیه و غبار بی تفاوتی، با هنر خود به مبارزه با بی هنری ‌‌‌ها برخاستند و ذوق خدادادی که در وجودشان دمیده شده را، نه برای نام و نان که چون چراغی برای روشن کردن راه، جلا بخشیدند.


از این جنس هنرمندان البته کم نبود، اما در میان آن ها، تعداد انگشت شماری، با حوادث مماس‌تر بوده و با آثار خود به مسائل روز جامعه «حساسیت هنری» نشان دادند. این افراد عبارتند از:

ابراهیم حاتمی کیا؛ حرف آخرش را زد!

فیلم «چ» که این روز‌‌‌ها با تیتر «آخرین حرف حاتمی کیا در سینما» اکران شده است، اگرچه به وقایع 35 سال قبل می‌پردازد، اما حرف فیلم، پاسخی به مسائل امروز ماست. این روز‌‌‌ها همه از بازگشت حاتمی کیا به سینمای خویش –سینمای دفاع مقدس- می‌گویند. اما به واقع، این یک بازگشت نیست، بلکه یک جهش به جلو و رو به آینده است. به روز بودن و آینده نگری، خصیصه اصلی و منحصر به فرد سینمای حاتمی کیا است. مهم ترین عاملی که سبب شده تا او به یک کارگردان مولف و صاحب سبک و نگره‌ای متفاوت، ملقب شود، برخورداری از افق دید گسترده و تبلور حال و آینده در فیلم هایش است. حاتمی کیا، حتی وقتی به تاریخ و به دیروز می‌نگرد، باز هم امروز و فردا را نمایش می‌دهد. درست مثل «چ»؛ فیلمی درباره بزرگمردی به نام مصطفی چمران و وقایعی که 35 سال پیش در پاوه رخ می‌داد. همه آنچه در این فیلم رخ می‌دهد، گویی به امروز می‌پردازد؛ از اختلافات و کشمکش ‌‌‌ها میان دوستان تا حمایت اسرائیل از دشمنان. از نقش منجی گرای ولایت تا بن بست مذاکره و راه چاره مقاومت.

ویژگی مهم دیگر فیلم «چ» توجه به قهرمان پردازی با الهام از اسطوره‌های حقیقی است. سینمای امروز ایران بیش از هر زمانی نیازمند قهرمان است؛ قهرمان‌هایی که هم برخاسته از حقیقت و واقعیت باشند و هم تجلی روح و هویت ملی این سرزمین. سینمای آمریکا هم متکی قهرمانان است. هالیوود با قهرمان هایش هم تجارت می‌کند و هم کشورش را کنترل می‌کند. اگر امروز در آمریکا، سینما در کنار تسلیحات نظامی، به ابزاری کارآمد برای حفظ امنیت کاخ سفید تبدیل شده، به خاطر قهرمان سازی است. مزیتی که فیلمسازان ایرانی نسبت به همکاران خود در آمریکا دارند این است که آن ‌‌‌ها فاقد قهرمان ملی به معنای واقعی هستند و مجبورند اسطوره‌های جعلی بسازند اما اینجا سرزمین قهرمانان است؛ مثل چمران، مثل اصغر وصالی و …

و شاخصه دیگری که به واسطه آن حاتمی کیا را موثرترین سینماگر ایران در سال 92 معرفی می‌کند، ارتقای سطح استاندارد ساختاری و فنی سینمای ایران است. فقط کافی است سکانس سقوط هلی کوپتر حمل مجروحان زخمی فیلم چ را در نظر بگیریم تا عمق خدمت این فیلم به ارتقای سطح استاندارد سینمای ایران را بهتر درک کنیم.

بدون تردید، ابراهیم حاتمی کیا یکی از جریان سازترین فیلمسازان تاریخ سینمای ایران بوده است. فیلمسازی که با حدود 30 سال فعالیت در عرصه سینما، با ثبت آثاری منحصر به فرد و بحث برانگیز، به کارگردانی مولف و صاحب سبک تبدیل شده است. حاتمی کیا یکی از پدیدآورندگان سینمای نوین ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی بود. سینمایی که هنوز هم زنده ترین و پویاترین جریان سینمایی ایران محسوب می‌شود؛ سینمای دفاع مقدس. سینمایی که یکی از دلائل وجودش، حضور و ظهور امثال ابراهیم حاتمی کیا بود.با این حال، طی یک ماه گذشته، حاتمی کیا از موقعیت یک فیلمساز فراتر رفته و تبدیل به نمادی از مقاومت فرهنگ بومی – انقلابی در برابر مناسبات وارداتی غالب بر سینما شده است. هم أثر اخیر او «چ» و هم آنچه درباره فرهنگ، هنر و سینما بیان می‌کند، سخن دل همه دلسوختگان هنر ارزشی و معترضان به غرب زدگی است. اتفاقی که با واکنش منفی جریان‌هایی که از وضع موجود سینما منفعت می‌برند مواجه شده است. هم باندهای خزنده و مافیایی که نمایندگانشان در همه دولت ‌‌‌ها صحنه گردان سینما بوده‌اند و نیز دست اندرکاران دولت کنونی، رفتارهای اخیر حاتمی کیا را نمی‌پسندند و در رسانه‌های خود نیز به طور آشکار به وی حمله می‌کنند.

نرگس آبیار؛ حماسه ساز زنان ایران

نرگس آبیار، نمونه هنرمندان بی حاشیه و سر به زیری است که همه حرف ‌‌‌ها و فریادهای خود را با آثارشان بیان می‌کنند. «شیار 143» دومین فیلم ساخته شده توسط آبیار است، اما یک گام بلند در کارنامه این فیلمساز زن محسوب می‌شود. فیلمی که هم خیلی از هنرمندان و اهل فن را مجذوب خود کرد و از آن مهم تر، بهترین فیلم جشنواره فجر امسال از نگاه مردم شد. «شیار 143» با وجود برخی ضعف‌های ساختاری و محتوایی اما به خاطر زنده کردن بخش مغفول و مهجوری از جامعه ما یک کار «بزرگ» و «مهم» شناخته می‌شود. مادرانی که سال ‌‌‌ها منتظر بازگشت فرزند خود از جبهه بودند، قهرمان‌های گمنامی هستند که خانم آبیار با فیلم خود، غبار روزگار را از چهره این ستاره ‌‌‌ها کنار زد. نرگس آبیار متولد سال 1349 است و فعالیت هنری خودش را با نوشتن داستان شروع کرد و سپس به کارگردانی فیلم کوتاه و مستند روی آورد. «شیار 143» دومین فیلم بلند سینمایی این کارگردان، پس از «اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیک‌تر هستند» است.

آبیار در گفت وگویی با روزنامه کیهان درباره ساخت فیلم «شیار 143» گفته بود: «من از منظر زنانه به جنگ پرداخته ام که شاید تا به حال کمتر به آن در این حوزه پرداخته شده است. هم چنین سعی کرده ام نگاهی انسانی و در عین حال اجتماعی به موضوع جنگ داشته باشم. سعی کرده ام نگاهم فارغ از هر نوع شعار و کلیشه‌ای باشد و همان واقعیت جنگ را بیان کنم. نشان بدهم جنگ به ما تحمیل شد و مردان ما برای دفاع به جبهه ‌‌‌ها رفتند. و البته انسان‌های زیادی در طول جنگ رنج بردند. اما این رنج از آن‌‌‌ها انسان‌های ارزشمندی ساخته است.»

کامران نجف زاده؛ ژورنالیست هنری

نجف‌زاده، دیگر از حد یک خبرنگار و گزارشگر تلویزیونی فراتر رفته و تبدیل به یک هنرمند شده است. برخی از آثار او که در بخش‌های مختلف خبری سیما می‌بینیم، ارزش یک فیلم کوتاه را دارند. کامران از همان دوران نوجوانی که نوشتن را در نشریاتی چون کیهان بچه ‌‌‌ها و آرمان و صفحه مدرسه همین روزنامه کیهان آغاز کرد، علاقه زیادی به متفاوت بودن داشت و سعی می‌کرد یک جور دیگر بنویسد. درآمیختن احساس و عاطفه با نگاه مکاشفه گرانه به واقعیت‌های اجتماعی، شیوه نوشتن و گزارشگری او شد. از سال 81 هم که در واحد مرکزی خبر مشغول شد، همین شیوه را وارد صوت و تصویر کرد. اجازه دهید تا کامران نجف‌زاده را مبدع سبک «ژورنالیسم هنری» در ایران بدانم و بنامم.

نجف‌زاده امسال هم خیلی فعال بود و هم اینکه گزارش هایش بازتاب مسائل و مصائب روز اجتماعی بود. او به طرف ماجراهایی می‌رود که کمتر خبرنگاری در ایران به سراغشان می‌رود. مثل تهیه گزارش در یک معدن و رفتن به همراه کارگر‌‌‌ها به عمق زمین، جایی که هر لحظه بیم فروریختنش می‌رفت. و یا گزارش «بچه‌های شین آباد» که از نظر نزدیک شدن و برقراری پیوند عاطفی و دلی با موضوع، منحصر به فرد بود.

به همین دلائل، به نظر می‌رسد که «کامران نجف زاده» شایسته انتخاب به عنوان برترین شخصیت تلویزیونی سال باشد.

امیر حسین فردی؛ نبرد با گرگ ها

انتخاب امیرحسین فردی به عنوان چهره برتر و تأثیرگذار سال در عرصه ادبیات داستانی و رمان نویسی، صرفا به خاطر نوشتن رمان «گرگ سالی» نیست. مرحوم فردی طی 30 سال حضورش در جامعه ادبی ایران، بانی بسیاری از کار‌‌‌ها و فعالیت‌هایی شد که به شکوفایی بیشتر این عرصه مدد رساند. البته این حضور سازنده به سال‌های پیش از انقلاب و دوران تبدیل مسجد جوادالائمه(ع) به سنگر مبارزه و استعدادیابی بر می‌گردد. مسجدی که به همت امیرحسین فردی، زمینه ساز حضور و ظهور ده ‌‌‌ها هنرمند و نویسنده شد. پس از انقلاب نیز، همین رسالت در حوزه هنری پی گیری شد. تبدیل کردن «کیهان بچه ها» به پایگاهی برای اوج گیری ادبیات کودک و نوجوان و پرورش نسل جدیدی از اهل قلم هم دیگر خدمت مرحوم فردی به فرهنگ و هنر ایران بوده است. جشنواره انتخاب کتاب سال شهید حبیب غنی پور هم که همین چند روز پیش، دوره اخیرش برگزار شد، از یادگاری‌های او محسوب می‌شود. محفلی که به عنوان یک جایزه ادبی مستقل و مردمی، نزد اهل ادب شناخته می‌شود. ضمن اینکه هیچ نویسنده‌ای به اندازه مرحوم فردی، دغدغه و تلاش برای نوشتن درباره انقلاب را نداشت. «سیاه چمن»، «کوچک جنگلی»، «آشیانه در مه»، «اسماعیل» و «گرگ سالی» عنوان رمان‌های فردی است که همه آن ‌‌‌ها به نوعی به وقایع انقلاب اسلامی می‌پردازند. به همین دلایل است که از امیرحسین فردی به عنوان پدر ادبیات داستانی انقلاب یاد می‌شود.

«گرگ سالی» روایتی واقع گرایانه و افشاگرانه درباره وضعیت زندگی مردم یک روستا در دوران قبل از انقلاب است. به بیان بهتر، آنچه دراین رمان ترسیم شده، برگرفته از واقعیت‌هایی است که خود مرحوم فردی در روستای زادگاهش «قره تپه» دیده و از نردیک لمس کرده بود. داستان رمان «گرگ سالی» درباره جوانی مبارز است که پس از فرار از دست نیروهای ساواک به منطقه سبلان پناه می‌برد و در آنجا با گرگ‌های آدمخواری که آمریکایی‌‌‌‌ها برای اصلاح نژاد گرگ‌های ایرانی به آن منطقه فرستاده‌اند، درگیر می‌شود. فردی قبلا درباره مضمون اصلی این داستان گفته بود: «پیش از انقلاب مجتمع اقتصادی کشاورزی مغان دست آمریکا و اسرائیلی‌‌‌‌ها بود. در رمان آمده که اطراف این محل، گرگ‌های بسیاری وجود دارد، آمریکایی‌‌‌‌ها آن گونه که دوست دارند دست به اصلاح نژاد این گرگ‌‌‌‌ها می‌زنند، اما این گرگ‌های اصلاح نژادی توسط آمریکایی‌‌‌‌ها مبدل به گرگ‌های آدمخوار می‌شوند و زندگی را بر مردم منطقه تنگ می‌کنند. درواقع، این گرگ‌‌‌‌ها همان اهدافی را بیان می‌کنند که نظام و تفکر آمریکایی در ایران پی گیری می‌کرد و آن نابودی کسانی است که مخالف سیطره و سیاست آمریکایی‌‌‌‌ها در سرزمین ما بوده‌اند.»

«گرگ سالی» آخرین رمان این نویسنده بود که در سال 92 منتشر شد. این أثر درواقع، ادامه رمان «اسماعیل» محسوب می‌شود. فردی قصد داشت تا یک سه گانه ادبی را با محوریت شخصیت اسماعیل خلق کند. او مشغول نوشتن سومین جلد این مجموعه بود که پنجم اردیبهشت امسال از بین ما رفت. روحش شاد!

هادی باغبانی؛ شهید شاهد شر شیطان

هادی باغبانی هنرمند جوان عرصه مستندسازی بود که در حین تولید فیلم مستندی در سوریه به شهادت رسید. او قصد داشت تا با زبان هنر، شیطان را رسوا کند، اما با شهادت -این هنر بزرگ مردان خدا- ره صد ساله را یک شبه طی کرد؛ هم در نقطه اوج حقیقت ایستاد و هم با خون خود، به جای هزاران فریم تصویر، و صد‌‌‌ها فیلم، چهره شرور باطل را رسوا ساخت. هم از این رو، شهید هادی باغبانی به عنوان تأثیرگذارترین هنرمند عرصه مستند در سال 92 شناخته می‌شود.

شهید هادی باغبانی در سال 1362 در روستای دار بدین روشن بهنمیر، از توابع شهرستان بابلسر متولد شد. وی دارای مدرک کارشناسی در رشته علوم ارتباطات اجتماعی بود و به خاطر علاقه‌ای که به کار مستندسازی داشت، در همین زمینه نیز مشغول فعالیت شد. در کارنامه فعالیت‌های این هنرمند، همکاری با اتحادیه رادیو تلویزیون‌های اسلامی، صداوسیما، حوزه هنری و روایت فتح، ثبت شده است. با شروع درگیری در کشور سوریه، باغبانی از سوی مرکز مستندسازی حقیقت به آن کشور اعزام شد تا به ثبت وقایع بپردازد. وی روز 28 مرداد امسال، در مناطق حاشیه‌ای شهر دمشق توسط گروهک تروریستی و تکفیری موسوم به جبهه النصره به شهادت رسید. پیکر این شهید در گلزار شهدای امامزاده ابراهیم (ع) شهرستان بابلسر به خاک سپرده شده است. شهید باغبانی دارای یک دختر سه ساله با نام رضوانه است.

سید علی فاطمی، مستندساز و همکار شهیدباغبانی در گفت وگویی با روزنامه کیهان، هادی باغبانی را «ارتش یک نفره» توصیف کرده و گفته بود: هادی “کارگردان تصویربردار” بود و این قابلیت را داشت؛ می‌فهمید سوژه چیست، می‌فهمید موضوع چیست، به دوربین و تشکیلات آن مسلط بود. قاب و زاویه نور را درک می‌کرد. می‌شد که یک نفری برود یک جایی یک کاری را پوشش دهد و با محتوایی که قابل خروجی گرفتن باشد برگردد.

او همچنین درباره علت حضور شهید باغبانی در بحران سوریه به عنوان مستندساز، بیان کرده بود: «هادی مطلقا نگاه تکلیفی داشت. مطلقا وظیفه خودش می‌دانست که بیاید و این کار را انجام دهد. فقط هادی نبود، همین الان هم دوستان زیادی هستند. ما مدت‌هاست که می‌رویم و خیلی ‌‌‌ها دلشان می‌خواهد به سوریه بروند. اوضاع آن‌جا هم طوری نیست که بگویند جاه طلبی وادارت کرده بروی. نه پول می‌دهند، نه جایزه و نه پست و مقام. عمده بچه‌هایی که به سوریه می‌روند گمنام هستند؛ برخی حتی اسمشان را در تیتراژ فیلم ‌‌‌ها نمی‌زنند. هادی رفته بود که واقعیت‌‌‌‌ها را تصویر کند. تکلیف را درک کرده بود و می‌خواست به این روش به مردم جهان بفهماند؛ به این شکل که آگاهی مردم جهان را افزایش دهد و این آگاهی باعث اعتلای حق شود.»

حامد زمانی؛ صدای زمانه

شاید کمتر هنرمندی به ویژه در حوزه موسیقی یافت شود که به اندازه «حامد زمانی» با هنر خویش نسبت به مسائل روز جامعه واکنش نشان داده باشد. مثل ترانه‌های «مرگ بر آمریکا» و «گزینه‌های روی میز» او که بازتاب دهنده بخش مهمی از واقعیت ‌‌‌ها و موقعیت‌های امروز جامعه ما هستند. زمانی که فقط 25 سال سن دارد، با تکیه بر نیروی ایمان و دوری از حواشی مخربی که در کمین خواننده ‌‌‌ها هستند توانسته به نشانه ای برای موسیقی انقلاب تبدیل شود. آثار این خواننده، گویای آن هستند که پرداختن به شرایط زمانه و پاسخگویی به حوادث روز جامعه اگر بر پایه ساختاری وزین و منسجم صورت گیرد، موجب اعتلای هنرمند و راه یافتن او به دل مردم می‌شود. همچنان که امروز، حامد زمانی این گونه است و بدون هیچ تردید و شکی، اویکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین شخصیت های عرصه موسیقی ایران در سال 92 بود.

زمانی در مراسم راهپیمایی روز 22 بهمن در اصفهان درباره ترانه «گزینه‌های روی میز» گفته بود: آهنگ «گزینه‌های روی میز»، هشت گزینه ملت ایران را به رخ می‌کشد و هفت اتفاق بهمن ۵۷ را اعلام می‌کند.ما این آهنگ را اجرا می‌کنیم و قضاوت با مردم جهان است که قضاوت کنند گزینه‌های روی میز چه کسی پوشالی‌تر است.

او همچنین درباره آهنگ «مرگ بر آمریکا» هم این گونه سخن گفته بود: من با شعار مرگ بر آمریکا جان می‌گیرم و امیدوارم که این آهنگ مرهمی روی زخم‌‌‌‌ها و دردهایی باشد که آمریکا در سال‌های گذشته روی دل مردم ایران قرار داده است.

حامد زمانی ده ‌‌‌ها ترانه دیگر در قالب پاپ و با درونمایه مذهبی و انقلابی خوانده است. از دیگر آثار او می‌توان به «زینت آسمون»، «حضرت مهتاب»، «چشم مجنون»، «ما ایستاده ایم»، «رسولان راز خورشید»، «فصل رسیدن»، «ایران سربلند» و … اشاره کرد. آلبوم آثار زمانی هم قرار است اوائل سال آینده منتشر شود.

محمدمهدی سیار؛ ترانه‌های آسمانی

سیار، یک هنرمند بی حاشیه و به دور از همه ادا و اطوارهای رایج نزد جماعت اهل ترانه و شعر و موسیقی است. با این حال، او را به واسطه خلق ترانه‌هایی متناسب با شرایط روز کشور باید موثرترین ترانه سرای سال کشور انتخاب کرد. شعر ترانه‌های «مرگ بر آمریکا» و «گزینه‌های روی میز» که حامد زمانی خوانده است را سیار سروده است. ویژگی مهم ترانه‌های سیار این است که ضمن سادگی و جذابیت، فاخر و مبتنی بر اصول کلاسیک شعر فارسی هستند. آخرین ترانه سروده شده توسط این شاعر، «چشم مجنون» نام دارد که در وصف اسوه ملی ما، شهید محمدابراهیم همت خلق شده است.

سیار 30 سال سن دارد و تاکنون کتاب‌هایی چون «حق السکوت» و «بی خوابی عمیق» از او منتشر شده است. کتاب «حق السکوت» او در سال 90 به عنوان بهترین کتاب شعر بیست و نهمین جایزه انتخاب کتاب سال جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. وی همچنین دانشجوی دکترای رشته فلسفه در دانشگاه تربیت مدرس است.

رودخوانی عنوان تازه ترین کتاب سیار است که به زودی منتشر خواهد شد. وی در گفت وگو با کیهان درباره کتاب جدید خود گفته بود: سومین مجموعه شعر من با عنوان «رودخوانی» تا اواخر سال زیر‌چاپ می‌رود. این کتاب شامل مجموعه شعر نیمایی و غزل و برخی قالب‌های دیگر است.

این ترانه سرا درباره اثر تازه خود گفت: از جمله ویژگی‌های این کتاب این است که متن کامل شعر «مرگ بر آمریکا» هم که قبلا بخش‌هایی از آن توسط «حامد زمانی» خوانده شده بود در این کتاب منتشر خواهد شد. این مجموعه ماحصل سه سال شعر گفتن من است که مضامین مختلفی را در بر می‌گیرد.

وی افزود: قصد داریم که رونمایی این کتاب تنها به تهران و محیط‌های نخبگانی محدود نشود و یک مراسم رونمایی مردمی در محل تولد خودم در شهر فسا برگزار کنیم.

سیار همچنین در گفت وگو با سایت جهان گفته است: به نظر من در عصر حاضر و در ایران امروز، طبیعی ترین آفرینش هنری که یک هنرمند می‌تواند داشته باشد و از جان و دل هنرمند برخاسته باشد هنر انقلاب است. یعنی محال است هنرمند واقعی، نسبت خودش را با تاریخ و زمانه خودش نخواهد روشن کند. منظور من از هنر طبیعی این است که هنرمند نسبت به آنچه در عالم درون و برون او اتفاق می‌افتد، واکنش و عکس العمل طبیعی نشان دهد. در انقلاب اتفاق‌های زیادی صورت گرفته و فضایی ایجاد شده است که هیچ هنرمندی و در هیچ کجای جهان نمی‌تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد و نسبت خود را با آن مشخص نکند. در واقع هنر انقلاب اسلامی، طبیعی ترین شکل هنر در میان جریانهای هنری است؛ بر خلاف تصوری که برخی از رسانه ‌‌‌ها و یا برخی آثار هنری به ظاهر منتسب به هنر انقلاب و فاقد محتوا و جنبه هنری، ساخته‌اند و بر خلاف برخی افراد که پازلهایی ساخته‌اند و می‌گویند هنرانقلاب نیاز به سفارش دارد، نیاز به تنفس مصنوعی دارد، نیاز به سفارش از بالا دارد یا نیاز به حرکت دادن هنرمند بر خلاف میلش دارد.مگر ممکن است صد‌‌‌ها هزار نفر در این کشور در ده سال شهید شوند و هنرمند نسبت به آن بی تفاوت باشد.البته من نمی‌گویم حتما باید شعر دفاع مقدسی گفت اما معتقدم در لحن هنرمند و پس زمینه اثر او، همه خونهایی که ریخته شده و رنجهایی که قبل و بعد از انقلاب کشیده شده است در آثار هنری باید بروز و ظهور داشته باشد. البته اگر هنرمند خودش را سانسور نکند و دیگران سانسورش نکنند!

علیرضا قزوه؛ شاعر اعتراض

قزوه که این روز‌‌‌ها به شاعر اعتراض شناخته می‌شود، امسال مجموعه شعر «انگشتری سوم خاتم» را منتشر کرد. این کتاب، شامل اشعار عاشورایی قزوه است که طی دو سال گذشته سروده شده اند. نکته جالب این است که قزوه از توزیع نذری این کتاب در برخی مساجد و هیئت ‌‌‌ها خبر داده بود. کتاب قبلی او «چمدان‌های قدیمی» نیز در نمایشگاه کتاب امسال با استقبال خوبی از سوی مردم مواجه شد.

او همچنین امسال، پس از درگذشت مرحوم امیرحسین فردی به عنوان رئیس مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری منصوب شد و فعالیت‌های تازه‌ای را در این نهاد آغاز کرد. راه اندازی دفتر ادبیات فارسی زبانان با هدف ایجاد اتحاد میان شاعران فارسی گوی جهان، دیگر فعالیت قزوه در سال 92 بود.

قزوه همچنین طرحی برای حمایت از شاعران را در دست اجرا دارد. او چندی پیش درباره این طرح گفته بود: «در اینجا این سؤال مطرح است که آیا جز این است که امثال آقای احمد عزیزی‌‌‌‌ها و عباس خوش‌عمل‌‌‌‌ها درگیر درمان و هزینه درمان بیماری خود هستند و بیمه‌ای هم ندارند و فرزندان معنوی حافظ و مولانا هستند، نمی‌توانند حق‌التألیف آن‌‌‌ها را در کمترین قیمت‌‌‌‌ها در یک صندوقی ریخته و دریافت کنند؟ لایحه‌ای تنظیم شده و از سوی وزارت ارشاد به مجلس ارائه شده تا پس از تصویب، این صندوق شکل بگیرد اما با توجه به اینکه با کمیسیون فرهنگی مجلس هم صحبت کردم، تاکنون هیچ رسانه‌ای نتوانسته این صحبت بنده را به خوبی منعکس کند.اگر این لایحه از سوی وزارت ارشاد به مجلس ارائه و تصویب شود که کتاب‌هایی که حق‌التألیف به آن‌‌‌ها تعلق نمی‌گیرد حدود پنج درصد از پشت جلد در صندوقی جمع شود، همه نویسندگان، شاعران و کسانی که مشکل خواهند داشت، این صندوق می‌تواند پاسخگوی آن‌‌‌ها باشد.»

اعتراض و افشاگری قزوه درباره خانه شاعران ایران از دیگر فعالیت‌های این شاعر در سال 92 بود که به آگاهی جامعه درباره این تشکیلات به ظاهر ادبی کمک کرد. قزوه در یک مراسم از سوءاستفاده مدیران خانه شاعران از بیت المال و فعالیت‌های باندی و جناحی در آن تشکیلات سخن گفته بود.

سید ابوالقاسم حسینی از شاعران دفاع مقدس در آئین بزرگداشت قزوه در فرهنگسرای ابن سینا گفته بود: «ایشان حلقه اتصال شاعران کشور بودند و استعدادهای زیادی کشف کردند. قزوه در پرورش شاعر از هیچ کمکی دریغ نمی‌کند و این عملش شاعران زیادی را تحویل جامعه داده است. باید اعتراف کرد که اگر قزوه نبود بدون شک ادبیات انقلاب یک چیزی کم داشت. این بزرگوار از تمام ظرفیت‌های موجود استفاده می‌کند و توانمندی‌های خوب را می‌شناسد.»

محمدحسین نیرومند؛ ترسیم سبکی جدید در کاریکاتور

محمدحسین نیرومند، به خاطر ابداع سبکی جدید در کاریکاتور و برپایی نمایشگاهی از آثار با موضوع مسائل روز جهان،نگارش کتابی قابل تأمل درباره هنر و داوری در جایزه بزرگ «مرگ بر آمریکا» به عنوان تأثیرگذارترین چهره سال در عرصه هنرهای تجسمی معرفی می‌شود.

نمایشگاه آثار جدید محمدحسین نیرومند با سبک ترکیبی گرافیک و کاریکاتور در گالری عالی حوزه هنری برپا شده و تا پایان سال ادامه دارد..

او در گفت‌وگو با کیهان درباره این نمایشگاه گفت: در این نمایشگاه که «خداحافظی» نام دارد، حدود 60 أثر جدید من که طی سه سال اخیر خلق شده به نمایش درآمده است. موضوع این آثار سیاسی است و به مضامینی چون بیداری اسلامی، خیزش‌های انقلابی خاورمیانه و آمریکا می‌پردازد.متأسفانه این گونه موضوعات و به ویژه آمریکا، از سوی هنرمندان ما مغفول واقع شده‌اند، این درحالی است که آمریکا همچنان شیطان بزرگ و نمود استکبار است. به همین دلیل تصمیم گرفتم که به این موضوعات بپردازم.

نیرومند همچنین درباره سبک آثار این نمایشگاه توضیح داد: کاریکاتور یک هنر مضمون گراست و فرم در آن چندان دیده نمی‌شود. در این آثار تلاش کردم تا فرم را در خدمت محتوا قرار دهم تا بیشتر به چشم بیاید. نتیجه این تلاش این شده که کارهایم شبیه به گرافیک شده اما جوهره‌اش کاریکاتور است. در واقع، سبک این آثار، ترکیبی از کاریکاتور و گرافیک است.

نیرومند همچنین امسال کتابی با عنوان «مدیریت چشم مخاطب» نوشت و منتشر کرد که أثر قابل توجهی به خصوص برای هنرمندان هنرهای تجسمی و تصویری است.

گفتنی است، محمد حسین نیرومند کاریکاتوریست، مدرس دانشکده هنرهای زیبا و صدا و سیما، دارنده جایزه ویژه یومیوری شیمبون ژاپن۱۳۶۸، نشان عالی تجسمی کشور۱۳۸۸ و لوح درجه یک هنری۱۳۹۱ است. وی همچنین سردبیر و مدیر مسئول اسبق کیهان کاریکاتور، دبیر دوره‌های اول و سوم دوسالانه بین‌المللی کاریکاتور تهران و نویسنده کتاب‌های «طنز مصور»، «کلاه به سرهای ابوغریب»، «قصه‌های جنگ»(کمیک استریپ در چهار جلد)، «دستورالعمل‌های ایده یابی برای فیل آبی»و…است.

فرهاد عظیما؛ پویانمایی آخرالزمان

«پیام راشل کوری» عنوان یک انیمیشن (پویانمایی) فاخر و تماشایی است که توسط هنرمند جوانی به نام «فرهاد عظیما» ساخته شده است.نکته مهم درباره این کارتون، ساختار بسیار قوی و خوش ساخت آن است که مخاطب را دچار حیرت می‌کند.

«پیام راشل کوری2» به روایت نبرد ایران و اسرائیل می‌پردازد. رژیم صهیونیستی دست به حماقت زده و تصمیم می‌گیرد ایران را هدف موشک باران قرار دهد. اما این فرصت باعث می‌شود که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه شر اسرائیل را کم کرده و قدس شریف را نجات دهد. این کارتون با تکنیک سه بعدی و توسط بخش خصوصی ساخته شده است و مدتی است که فروش اینترنتی آن آغاز شده است.

انیمیشن «پیام راشل کوری 2» همچنین موفق به کسب جایزه بهترین دستاورد فنی از چهارمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار شده و تاکنون مورد استقبال فراوان مخاطبان ایرانی و بین‌المللی قرار گرفته است.

فرهاد عظیما، کارگردان «پیام راشل کوری2» درباره انگیزه اش از ساخت این پویانمایی می‌گوید: «ما سعی بر آن داشتیم که جنگ آخرالزمان را شبیه سازی کنیم.جهانی که در آن صهیونیسم از بین رفته است و سربازان اسلام در حال پیروزی کامل بر دشمن هستند.این یعنی جهانی بدون صهیونیسم!»

او همچنین درباره استقبال از این أثر در خارج از کشور گفت: «تقریبا از خیلی از کشورهای دنیا،از جمله کشورهای اروپایی،آمریکا،نیوزلند،کشورهای منطقه و بسیاری از نقاط مختلف جهان تماس‌هایی در این ارتباط داشته ایم و از تولید این انیمیشن استقبال کرده اند.بسیاری از ایرانیان خارج از کشور نیز با ما تماس گرفته‌اند و این انیمیشن را نقطه عطفی در تولید کارهایی از این قبیل در ایران دانسته اند.ما نیز نمی‌خواهیم که این کار،آخرین کار ما باشد و واقع بینانه به دنبال ادامه راه هستیم.»

عظیما معتقد است: «نباید خودمان را دست کم بگیریم و بنشینیم و بگوییم که همه چیز با پول حل خواهد شد.امام خمینی(ره) قدرت مالی و یا بدنی بالایی نداشت،اما با فکر خود توانست کل دنیا را متحول کند و هنوز بعد از گذشت بیست و اندی سال از رحلت ایشان،دنیا با اشتیاق مراسم سالگرد ایشان را از ایران پیگیری می‌کند.این یعنی ما می‌توانیم.»

به راستی که نسل جوان متعهد و انقلابی ایران با تکیه بر توانایی و استعداد خود قادر به انجام بسیاری از کارهای به ظاهر نشدنی است. «پیام راشل کوری2» که یکی از بهترین پویانمایی‌های تاریخ سینمای ایران است، شاهدی بر این توانایی است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: