دوشنبه 07 آوریل 14 | 15:35

پژواکی که خط نفاق را روشن کرد

در ماه هاي پاياني سال 92 شاهد ادعاهايي از سوي اعضاي مجمع روحانيون مبارز همچون آقايان: موسوي خوئيني ها، موسوي تبريزي، موسوي بجنوردي، دعايي و … بر عليه شهيد مظلوم لاجوردي بوديم. وجه اشتراك اين سخنان نسبت دادن بركناري شهيد لاجوردي به امام است (كه همانگونه كه در جوابيه هاي ياران شهيد لاجوردي آمد بر خلاف نص صريح موجود در صحيفه امام است ) و نيز تاييدي بر برخي ادعاهاي ضد انقلاب در خصوص نقض حقوق زندانيان در دوره وي!


محمد علي اماني- «بعضى می‌خواهند آن دوران را تخطئه کنند، آن آدم‌ها را تخطئه کنند، آن جهت‌گیرى را و آن مسیر را که امام بزرگوار و حکیم و بنده بصیر الهى آن مسیر را معین کرده بود تخطئه کنند؛ براى اینکه می‌دانند که هر ذره‌اى و هر نقطه‌اى از این حوادث، براى ملت ایران فراموش نشدنى است و تأثیرات بزرگِ سازنده‌اى دارد.» اين بخشي از جملات هشدارآميز رهبر معظم انقلاب اسلامي، در سفر به سرزمين شهادت و ايثار و در آغازين روزهاي سال جاري است. اين هشدار در حالي است كه كمتر از ده روز قبل از آن نيز «فراموشی»، «تحریف» و «تغییر ماهیت» را خطرهايي در كمين «اصل حادثه انقلاب اسلامی» دانسته بودند.

 

يكي از مصاديقي كه مي توان براي اين هشدار يافت، هجمه مكرر برخي مدعيان خط امام به يكي از محوري ترين سربازان امام خميني است. در ماه هاي پاياني سال 92 شاهد ادعاهايي از سوي اعضاي مجمع روحانيون مبارز همچون آقايان: موسوي خوئيني ها، موسوي تبريزي، موسوي بجنوردي، دعايي و … بر عليه شهيد مظلوم لاجوردي بوديم. وجه اشتراك اين سخنان نسبت دادن بركناري شهيد لاجوردي به امام است (كه همانگونه كه در جوابيه هاي ياران شهيد لاجوردي آمد بر خلاف نص صريح موجود در صحيفه امام است ) و نيز تاييدي بر برخي ادعاهاي ضد انقلاب در خصوص نقض حقوق زندانيان در دوره وي!

 

 

اين ادعاها در حالي است كه بازديد كنندگان مختلف از زندان در همان مقطع زماني بارها كذب بودن اين سخنان را اعلام كرده بودند و حتي گاهي از ميزان رأفت اسلامي در برخورد با زندانيان متعجب مي گشتند. به عنوان نمونه شهيد محمد منتظري پس از بازديدش از زندان اوين (در حالي كه در آن مقطع زماني در جناح مخالف شهيد بهشتي بود) به صراحت ادعاهاي مطرح شده بر عليه مسئولان زندان را رد كرد و شايد همين شهامت بود كه زمينه بازگشت او به خط اصيل انقلاب را مهيا كرد. هيچ يك از عناصر ضدانقلاب نيز در ابتداي انقلاب نتوانست شواهد و اسنادي مبني بر صحت اتهامات ارائه نمايد.

 

اما احياي آن ادعاهاي ضدانقلاب در اين مقطع زماني و در حالي كه بسياري از علمداران اصلي مبارزه با نفاق به ديدار معبود شتافته اند ، نيز به مداقه دارد. در ريشه يابي اين اقدام هماهنگ دو سوال به نظر مي رسد. نخست آنكه چه ويژگي در شهيد لاجوردي سبب اين حد از نگراني اين گروه از وي گرديده است و مخدوش شدن چهره سردار مبارزه با نفاق، چه منفعتي براي آينده سياسي اين گروه خواهد داشت؟

 

سوال دوم آن است كه چرا اين ادعاهاي خالي از صحت همزمان با ادعاهاي دشمنان ايران اسلامي در خصوص مسائل حقوق بشر مطرح گرديده و پژواك صداي آنها در داخل گرديده است؟ پاسخ اين دو سوال شايد رمز هشدارهاي اخير رهبري را آشكارتر سازد.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: