پنج‌شنبه 17 آوریل 14 | 09:10
در همایش «تصویر قلم» مطرح شد:

سانسورچی‌ها انقلاب را از سینما حذف کرده‌اند

اگر سینمای ما طبیعی بود، بسیاری از فیلم ها در آن ساخته می شد. متاسفانه این روزها بحث تخریب در سینمای ایران اوج گرفته است. ما در فیلم های خود جنگ و شهیدی را روایت می کنیم که شناسنامه سیاسی و اعتقادی ندارد، وصیت نامه ندارد. در واقع تمام تلاش خود را می کنیم که شناسنامه سیاسی و اعتقادی آن ها را باطل کنیم.


 در میزگردی که با حضور علیرضا رضاداد، مسعود ده‌نمکی و وحید جلیلی در همایش «تصویر قلم» برگزار شد به دغدغه‌های سینمای انقلاب و جایگاه مفاهیم ارزشی در فیلم‌ها اشاره شد که جلیلی از فیلمسازان سانسورچی‌ گفت که مسایل مهم انقلاب را از سینما حذف کرده‌اند.

 نشست ردیابی اندیشه‌های سید شهیدان اهل قلم؛ شهید آوینی در آثار 20 ساله سینمای داستانی و مستند ایران در همایش «تصویر قلم» شامگاه 26 فروردین‌ماه با حضور علیرضا رضاداد، مسعود ده نمکی و وحید جلیلی برگزار شد.

در ابتدای این نشست علیرضا رضاداد با اشاره به این که زمینه پژوهش درباره اندیشه‌های آوینی در سینمای ما سخت است، گفت: این مابحث متاخر بر پژوهش های انجام شده نیست. بیشترین مستنداتی که در دست است، مطالب مکتوب است که از خود شهید آوینی باقی مانده و کمتر پژوهش طبقه بندی شده‌ای از آن دوران ارائه شده است. مطالبی نیز از نگاه او به سینمای داستانی گفته شده که متاسفانه آن نیز خیلی طبقه بندی شده نیست، به همین دلیل بخش اعظم مباحث ما ذوقی بوده و متکی بر دریافت های شخصی است.

وی ادامه داد: آنچه که در سینمای ایران در رابطه با فیلم سینمایی وجود دارد، پژوهش های موضوع‌محور است. 2 سال پیش تحقیقاتی را باید انجام می دادم که در این تحقیقات متوجه شدم خلا بزرگی در سینمای ایران وجود دارد. من این موضوع را در جشنواره عمار مطرح کردم. پژوهش های عمده سینمای ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی تنها موضوع محور است به همین دلیل نیازمند پژوهش های رویکرد محور هستیم. باید بدانیم که نگاه موضوع محور ما را فریب می دهد و گاه مغرور می‌کند به همین دلیل باید از چنین نگاهی فاصله بگیریم. برخی از مباحث ما دچار یک جور نگاه شخصی و ذوقی شده و این مسئله بیشتر به این خاطر است که فاقد مستندات رویکردمحور هستیم.

رضاداد با بیان این مطلب که از سه محور می توان دیدگاه شهید آوینی را به سینمای آرمانی ایران استخراج کرد، توضیح داد: محور اول، رویکرد اشراقی در آثار سینمایی است که اگر فرصت این شهید بزرگ بیشتر بود به نقاطی در سینما می‌رسیدیم که این نگاه اشراقی در آن دیده می شد. این نگاه بعدها در سینمای ایران با نام‌های مختلفی از جمله سینمای معناگرا و یا معنوی معرفی شد. مولفه دوم در نگاه شهید آوینی به موثر بودن آثار اشاره دارد که شاهد مثال های او در سینمای آرمانی ایرانی و غیر ایرانی وجود دارد که با تاثیرگذاری ارتباط مستقیم دارد. مولفه بعدی متعهد بودن و مخاطب‌پذیر بودن است که این مولفه ها از دیدگاه شهید آوینی در سینمای آرمانی به خوبی دیده می شود.

مسعود ده نمکی در ادامه این نشست گفت: اسمی که برای این مراسم انتخاب شده است، خود سوال برانگیز است. دیگر ردی از آن اندیشه‌ها در آثار مستند و داستانی نمی‌بینیم مگر ادا و اطوار برخی از افراد در تولید فیلم. تاثیرگذاری اثر در سینمای ایران بسیار مهم است و آثار شهید آوینی بسیار تاثیرگذار بود، به طوری که مخاطب خارجی نیز بدون شناخت کافی از جنگ ایران و عراق از این آثار تاثیر می گرفت. این تاثیرگذاری از همان نفسی برمی‌گردد که این آثار از او نشات گرفته است. هرچند خیلی از افراد به دنبال ساخت فیلم با نگاه آوینی هستند اما چنین تولیداتی چندان تاثیرگذار نیست، چرا که فردی مانند شهید آوینی پشت این آثار نیست، حتی آثاری که بعدا با نام روایت فتح ساخته شد نیز آن تاثیر و نفوذ گذشته را ندارد.

وی ادامه داد: باید شهید آوینی شد که اثری مانند آثار او را تولید کرد؛ آثاری که تاثیری خاص بر فطرت مخاطب داشته باشد. من چنین ردیابی را در سینمای ایران ندیده ام چرا که بسیاری از ما چنین تکامل معنوی را به دست نیاورده ایم.

وحید جلیلی نیز با اشاره به این که یکی از مهمترین نکات درباره سینمای داستانی شهید آوینی بحث نشانه‌شناسی است، توضیح داد: بحث نشانه شناسی انقلاب اسلامی یا جامعه بعد از انقلاب در آثار شهید آوینی به خوبی دیده می شود. اما این سوال را می توان از سینمای ایران که تمام بقا و آبروی خود را مدیون انقلاب اسلامی است، پرسید که در کجا از انقلاب حرف زده است. سینمای قبل از انقلاب چیزی برای افتخار نداشت و یک سینمای ضعیف، سخیف و کثیف شاهنشاهی بود و بعد از انقلاب به حیات تازه رسید. شهید آوینی در یکی از نوشته‌های خود می‌گوید سینمای ایران به واقعیت جامعه ایرانی توجه نمی‌کند، همان سینمایی که سفارش واقع‌گرایی است و لولویی به نام آرمان گرایی را هدف قرار داده است.

وی ادامه داد: زمانی که به دستاورد سینما نگاه می کنیم، متوجه می شویم که واقعیت جامعه ایرانی در سینمای ایران آن گونه که باید بازتابیده نشده است. اینکه شهید آوینی می گوید برخی آثار از کنار انقلاب اسلامی گذشته است به این معنا است که انقلاب یک واقعیت مهم در چند صد سال اخیر است. به عنوان مثال ما 16 هزار شهید ترور داریم که راجع به آن هیچ فیلمی ساخته نشده است، آن هم در سینمایی که تمام آن دولتی است. طی 30 سال گذشته تعداد بسیاری از سیاستمداران و مردم عادی در کوچه و خیابان کشته شده اند اما بازتابی از این اتفاقات در سینمای ایران دیده نمی شود.

وی با اشاره به اینکه برخی از المان ها همواره در سینمای هالیوود مورد توجه قرار می گیرد، گفت: مگر ما چقدر به کلیسا رفته ایم و یا تا چه اندازه با فضای یک کلیسا از نزدیک آشنا شده ایم، اما آنقدر کلیسا در فیلم های خارجی دیده می شود که ما نیز آن را به خوبی می شناسیم، این درحالی است که بسیاری از غربی ها خیلی کم به کلیسا می روند. آن وقت در سینمای ما طی 35 سال گذشته چند صد هزار بار نماز جمعه در سراسر کشور برگزار شده است، اما هیچ کدام از این نماز جمعه‌ها اجازه ورود به سینمای ایران را نداشتند. هرچند آرمان های انقلاب واقعی بوده و تمام آن محقق شده است اما واقعیت آرمانی و آرمان های واقعی به سینمای داستانی راه پیدا نکرده است.

علیرضا رضاداد با بیان این که مطلب ده نمکی در رابطه با نفس قدسی و رسیدن به درجه و مرتبه در هنرمند درست است، گفت: شهید آوینی در سال 72 شهید شد، او در سال 71 داوری جشنواره فیلم فجر را برعهده داشته است. او تنها به تعدادی از فیلم ها در جشنواره دوره یازدهم اشاره می کند و آن را همسو با انقلاب می داند که البته فراوانی این نگاه بعدها در آثار ابراهیم حاتمی کیا و بعد مجید مجیدی دیده می شود. در واقع فیلم های این دو کارگردان به مولفه های شهید آوینی نزدیک تر است. به گونه ای که فیلم های این دو کارگردان به بهره مندی از واقعیت های جامعه نزدیک‌تر است.

مسعود ده نمکی بیان کرد: اگر می خواهیم نگاه شهید آوینی به سینما را بررسی کنیم، باید ببینیم تا چه اندازه منقتدان مسلمان ما از نگاه شهید آوینی بهره برده اند. بچه مسلمان‌های ما از حوزه نقد غفلت کرده اند و سبک نگاه شهید آوینی را رعایت نمی کنند. اگر اندیشه های آوینی را به خوبی بخوانیم، متوجه می شویم که پیش از هرچیز این سیاستمداران فرهنگی هستند که نیازمند آشنایی با نگاه این شهید هستند تا بتوانند مهندسی فرهنگی مناسبی را انجام دهند.

وی ادامه داد: اندیشه های آوینی شرط لازم برای نقد در سینما است، اما کافی نیست. اگر شهید آوینی مجالی پیدا می کرد، حرف های زیادی را در حوزه سینمای داستانی داشت که می توانست بیان کند. باید بچه مسلمان‌ها را وارد سینما کرد تا دست به تولید بزنند اما متاسفانه در بسیاری مسائل به خصوص حوزه کتاب های آموزشی با کمبود مواجه هستیم. به گونه ای که در حال حاضر در دانشگاه ها کتاب های اوایل انقلاب در حال تدریس است.

کارگردان فیلم سینمایی «اخراجی ها» گفت: زمانی که سینما دارای مخاطب است باید حقوق مخاطب نسبت به سینما و حقوق سینما نسبت به مخاطب رعایت شود. بعد از گذشت بیش از 30 سال از انقلاب اسلامی، هنگامی که چنین نشست هایی برگزار می شود باید کتابی هم برای ارائه وجود داشته باشد.

جلیلی نیز در ادامه بیان کرد: اگر آوینی حرف می زد دغدغه روز انقلاب را داشت. او این اعتقاد را در گفتار و رفتار خود نیز دنبال کرده است که نمونه آن شهادت این هنرمند بود، هنرمندی که جانش را برسر عملش گذاشت. مباحث نظری برای شهید آوینی حکم یک پمپ بنزین را داشت نه یک پارکینگ. نگاه آوینی به سینما نوعی سینمای واقعیت‌گرای آرمان‌گرا است، او از مبانی نظری استفاده می کند و ذوق فلسفی دیدن را دارد.

وی ادامه داد: اگر فیلمی مانند «آژانس شیشه ای» و «اخراجی ها» ساخته می شود و مورد استقبال قرار می گیرد باید با مهندسی معکوس به این نتیجه رسید که برای این فیلم ها چه اتفاقی افتاده است که فیلم «آژانس شیشه ای» تبدیل به یک اثر سینمای ایده آل در سینمای ایران شده است. البته در کنار آن مجموعه شرایطی هم فراهم شده که برخی از فیلم ها ساخته نشود. اگر این سینما طبیعی بود باید بسیاری از فیلم ها ساخته شود. این روزها ما تنها منتقد فیلم داریم نه منتقد سینما. منتقد سینما خلاهای سینما را می بیند و ما به نقد سینما نیاز داریم.

جلیلی در ادامه گفت: یکی از ویژگی های سینمای ایران سانسور است و ما به سینمای ضد سانسور نیازمندیم. تا امروز در ایران 200 هزار شهید داشتیم که هرکدام از این افراد مادر داشتند. چند فیلم درباره مادران شهدا ساخته شده است. انقلاب اسلامی بزرگترین گنجینه درام را برای سینمای ایران به ارمغان آورده است که می توان از آن استفاده کرد. در کدام کشور یک کاسه بشقاب‌فروش رئیس جمهور می شود؟ (اشاره دارد به شهید رجایی) آیا داستانی از این درام تر وجود دارد؟ چرا نباید از چنین ظرفیت های درامی در سینما استفاده کرد؟ به عنوان مثال امریکا بن لادن را در یک عملیات می گیرد، هنوز یک سال نشده فیلم آن توسط یک کارگردان زن ساخته می شود. اما در ایران، 33 سال از حادثه هفتم تیر می گذرد اما انگار نه انگار. بحث نشانه شناسی در سینمای ایران بسیار با اهمیت است. به عنوان مثال فیلم سینمایی «اخراجی ها» به خوبی توانسته نشانه شناسی بعد از انقلاب را نشان دهد اما امروز در سینمای ایران از مسجد تنها مناره ها دیده می شود. این در حالی است که مسجد یک مکان اجتماعی است، اما از نظر سینماگران این مسائل کمتر مورد توجه قرار می گیرد. به عنوان مثال نشانه شناسی بعد از انقلاب در سینمای ایران تنها محدود به عکس آقا و امام در کلانتری ها است.

علیرضا رضا داد در بخشی دیگری از این نشست، درباره جشنواره بین المللی فیلم فجر و انقلاب اسلامی گفت: از نظر من جشنواره فیلم فجر مثل یک فیلم است. کسانی تلاش می کنند تا ساخته شود، البته نقدهایی هم به آن وارد است. در شرایطی که یک جشنواره برگزار می شود، عملکرد ما و دوستان ما در معرض ارزیابی قرار می گیرد. در جشنواره سی و دوم اعلام کردم که با فعالیت هایی که بعد از 6 سال همکاری خودم در سینما رخ داده بود، موافق نبوده و نگاه منتقدانه داشتم. اما به دلیل زمان کم سعی کردم تا هیچ تغییری انجام ندهم، به غیر از چند تغییر کوچک. یکی از اشتباهاتی که در سینمای ایران طی این چند سال رخ داد ایجاد تغییرات مختلف در بخش های جشنواره از جمله گرایش به سینمای دینی و معنوی، حذف جایزه فیلمنامه اقتباسی و … بود.

وی ادامه داد: من معتقدم هرگونه تغییری در جشنواره نیازمند تامل جدی است و ما این تغییرات را به دوره بعد موکول کردیم. مطالبی که آقای حاتمی کیا در رابطه با جشنواره فیلم فجر مطرح کردند، قابل توجه است، البته من خود را متخصص برگزاری جشنواره می دانم و در این زمینه مدعی هستم چرا که تا امروز 12 دوره از جشنواره های فیلم فجر را برگزار کرده ام و به خوبی می دانم سیاست های تشویقی ما چگونه است، به همین دلیل جشنواره فیلم فجر را بدون تغییر برگزار کردیم و تنها توجه به مسائلی بود که چندان اولویت ما قرار نگرفته بود.

دبیر سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر بیان کرد: اگر بتوانیم جشنواره متناسب و در شان انقلاب برگزار کنیم بسیار مهم و این وظیفه ما است، اما مسئله‌ای که باید درباره آن صحبت کرد این است که آیا ما تنها یک جشنواره می‌خواهیم که فیلم‌هایی با رویکردهای مختلف در آن به نمایش درآید یا جشنواره‌ای می‌خواهیم که در آن تنها فیلم‌های انقلابی به نمایش درآید. البته از پایان جشنواره فیلم فجر تا امروز چند گروه پژوهش هایی را در این زمینه آغاز و طرح‌های مختلفی را دسته‌بندی کرده اند. علاوه بر آن یک جشنواره نه تنها دهه به دهه بلکه سال به سال باید تغییر کند. جشنواره بین المللی فیلم فجر نمی تواند سیاستگذاری دائم داشته باشد، چرا که هر دبیر با حضور خود تلاش می کند برای دوره بعدی تغییراتی را ایجاد کند اما رویکرد همه ما رویکرد انقلابی است و در همین زمینه قدم برمی داریم.

مسعود ده نمکی نیز گفت: همیشه می گوییم آزادی برای همه است، اما زمانی که افرادی مانند من وارد میدان می شوند از دو جبهه به آنها حمله می شود. بچه های انقلابی در هر حوزه ای که وارد شدند حرف‌هایی زدند که بسیار تاثیرگذار بوده و مخاطب را جذب کرده است. این درحالی است که هر زمان مخالفان ما با ما جنگیدند در برابرمان کم آوردند. بچه‌های انقلابی بدانند کارهایی که می‌سازید با استانداردهای سینمای ایران هیچ فرقی نمی کند، آن دسته از منتقدان که از فیلم های شما شکایت می کنند خود نیز در کارنامه کاریشان فیلمی مانند «بن هور» و یا آثاری از اسپیلبرگ نساخته اند بلکه آثار آنها نیز در سطح سینمای ایران و همان در سطح آثار شما کار کرده‌اند. نباید از کسانی که توجهی به مسائل انقلابی ندارند توقع ساخت فیلم‌های انقلابی داشت. البته به برخی از بچه حزب اللهی ها نقد داریم که چرا این افراد برای کسانی کف می زنند که نزدیک به آثار انقلابی هم نشده اند.

وی بیان کرد: اگر بچه مذهبی ها با اراده وارد میدان نشوند و تحت تاثیر رسانه ها قرار گیرند، چیزی نمی گذرد که به سمت دین بی خطر می روند و در فیلم های خود تنها آخوندهایی را نمایش می دهند که در خانه، یک کور را شفا می دهند و حتی به فکرشان هم نمی رسد که آخوندی را به تصویر کشند که به جنگ رفته و یا در بطن جامعه وارد می شود.

جلیلی در ادامه این نشست گفت: سینمای سانسورچی سینمایی است که اگر بخواهند قبل از ساخت یک فیلم یک پلان از فیلم و یا بخشی از فیلمنامه را حذف کنند از زمانی که امضای مدیر مربوطه خشک نشده است، رسانه ها از آن خبر دارند و اخبار منتشر می شود اما همان فیلمساز که در دوره فعالیتش کل انقلاب اسلامی را سانسور کرده هیچ اعتراضی به چنین سانسوری ندارد. این گروه از افراد در برابر بزرگترین واقعیت های انقلاب اسلامی چشم خود را بسته‌اند. کسانی که کل تاریخ انقلاب و دفاع مقدس را سانسور کرده اند، خود سانسورچی ترین آدم ها در تاریخ سینمای ایران هستند.

وی ادامه داد: بعد از گذشت 20 سال، تازه امسال در فیلم سینمایی «چ» برای اولین بار نام امام آورده شده است. بعد از گذشت این همه سال از انقلاب باید تعارف را کنار بگذاریم. کار سختی است که ببینیم طی این سالها چگونه انقلاب از سینمای ایران سانسور شده است. البته بسیاری از نهادها نیز در این زمینه بی تقصیر نبوده اند، به عنوان مثال حوزه هنری که نماینده سازمان تبلیغات اسلامی است، افتخار می کند که در اوج جنگ نرم، بزرگترین قرارگاه انقلابی را در اختیار کسانی گذاشته است که هیچ اعتقادی به جنگ نرم ندارند، افرادی که ارادت بسیاری به سران فتنه دارند. یا بنیاد روایت فتح درباره فتنه هالیوود چند فیلم را با همکاری برخی فیلمسازان فعال در ماجرای فتنه می سازد و یا جواد شمقدری به برخی از هنرمندان پول می دهد تا فیلم ضد انقلابی بسازند.

جلیلی در پایان گفت: اگر سینمای ما طبیعی بود، بسیاری از فیلم ها در آن ساخته می شد. متاسفانه این روزها بحث تخریب در سینمای ایران اوج گرفته است. ما در فیلم های خود جنگ و شهیدی را روایت می کنیم که شناسنامه سیاسی و اعتقادی ندارد، وصیت نامه ندارد. در واقع تمام تلاش خود را می کنیم که شناسنامه سیاسی و اعتقادی آن ها را باطل کنیم.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: