پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
پنج شنبه ۰۴ تیر ۸۸ | ۰۱:۳۴

نامه ای به یک مورخ

آقاي شهبازي! كانديداي محبوب شما و اعوان و انصار حامي او از چند ماه پيش از انتخابات انواع تهمت ها و هتاكي ها را به رئيس جمهور رسمي كشور و وزراي كابينه او روا داشتند. “رمال”، “دروغگو”، “خرافاتي”، “ديكتاتور”و… و ده ها تهمت و اهانت ديگر كه تا انتخابات و پس از آن صدها بار تكرار شد. چرا اين اهانت هاي مكرر در مكرر شما را بر آن نداشت كه مانند نامه‌ي سرگشاده اي به نامزد مورد علاقه تان بنويسيد و او را از “رفتارهاي ناهنجار و بي‌اخلاق” بر حذر داريد و به “ملتهب” نمودن “جامعه” هشدار دهيد و به نقد عقلاني دولتمردان توصيه كنيد؟!


میرحسین موسوی . عبدالله شهبازی

میرحسین موسوی . عبدالله شهبازی

آقای شهبازی سلام
نامه ی شما به دكتر حدادعادل را خواندم. فارق از این كه در این انتخابات من به احمدی نژاد رای دادم و هنوز هم او را بهترین گزینه می دانم و در این مورد قطعا با شما اختلاف نظر دارم نقدهایی به نوشته ی اخیر شما دارم كه در ادامه می آورم. البته امیدوارم متهم به آنوسی و تازه مسلمان و جدید الاسلام و بهایی مخفی بودن نشوم!
آقای شهبازی!
در طول نامه تان به دكتر حداد بارها به تلویح یا تصریح كانال های اطلاعاتی ایشان را محدود و به اصطلاح راه های اطلاعاتی ایشان را كانالیزه فرض كرده اید. ایشان را فردی سیاستمدار و خود را محقق نامیده اید.
“…شاید به این دلیل که “کانال‌های اطلاعاتی” من بسته نیست؛ شاید به این دلیل که من احدی از آحاد مردم و در متن جامعه‌ام و کسی از طریق بولتن‌ها و نظرسنجی‌های آنچنانی تغذیه و هدایتم نمی‌کند. من محققم و جنابعالی دولتمرد. من مشغله‌ام تنها و تنها در حوزه تخصصم است و فرصت کافی برای کاوش دقیق و پیگیری حوادث، با چشم و گوش خود، دارم.”
و این گونه تلویحا گفته اید كه دكتر حداد فرصت كافی برای كاوش و پیگیری حوادث با چشم و گوش خود را ندارد.

آقای شهبازی!
طبق آمار رسمی از مجموع 46 میلیون نفر واجد شرایط شركت در انتخابات تنها حدود یازده میلیون نفر در تهران و شهرهای بزرگ ساكت هستند و 35 میلیون باقی مانده در شهرهای كوچك و روستاها زندگی می كنند. حتما می‌دانید كه اگر همه‌ی دو میلیون نفری كه در شهر تهران به جناب میرحسین رای داده اند هم این روزها به خیابان آمده باشند چه جمعیتی در خیابان های پایتخت پراكنده شده است! جمعیتی كه می تواند امر را بر هر رهگذر ساده ای مشتبه كند كه در انتخابات تقلب شده است!!
چند روستای كشور را از نزدیك دیده اید؟ به جز شیراز و تهران به كدام یك از شهرهای كشورمان سفر كرده اید؟ قبل و بعد از انتخابات، اخبار انتخاباتی كدام یك از شهرها را از نزدیك دنبال می كردید؟ از استقبال مردم شهرهای تبریز و اصفهان و مشهد در آخرین سفر دكتر احمدی نژاد پیش از انتخابات به این شهرها كسی كه آن جا حضور داشته گزارشی به شما داده است؟ اگر یك نفر كه در این اجتماعات حضور داشته است برای شما از این اجتماعات گزارش داده باشد دیگر این گونه با یقین “شهادت” به “کودتای انتخاباتی” نمی دهید! حساب روستاها و شهرهای كوچك هم به جای خود.
“من در متن جامعه هستم. به روشنی و با یقین دیدم که اکثریت مردم به مهندس موسوی رأی دادند و به همین دلیل روز شنبه، 23 خرداد، سراسر ایران در حیرت بود.”!
آقای شهبازی!
شاید “كانال های اطلاعاتی” تان به لحاظ تنوع نگاه بسته نباشد. (و البته تاكید می كنم كه شاید!) اما قطعا به لحاظ گسترگی پوشش محدود است. چطور به خود جرات می دهید كه این گونه با اطمینان از حیرت سراسر ایران پس از  انتخابات سخن بگویید؟!
آقای شهبازی!
اگرچه در اوایل این نامه، خود را “محقق” و “متخصص”ی معرفی كرده اید-والبته این گونه است- كه برای اثبات ادعاهای خود به دنبال “فاكت” می گردد، اما در پایان نامه نشان داده‌اید كه حیرتی كه با اعلام نتایج انتخابات به مردم نسبت داده اید سرگردانی خودتان است. سرگردانی از این كه مردم به فردی اعتماد كرده اند كه از لحاظ شما “قابل اعتماد نیست”!
“باور کنید، احمدی‌نژاد گزینه مطلوبی نیست. احمدی‌نژاد امروزه در میان مردم ایران منفور است.”
بله. آقای حداد باید باور كند كه شما می پندارید احمدی‌نژاد در میان مردم ایران منفور است!!
“احمدی‌نژاد نه تنها چهره رقابت‌های انتخاباتی و مناظره‌های تلویزیونی را با رفتارهای ناهنجار و بی‌اخلاق خود زشت کرد و جامعه را ملتهب نمود…”!!
آقای شهبازی!
كاندیدای محبوب شما و اعوان و انصار حامی او  از چند ماه پیش از انتخابات انواع تهمت ها و هتاكی ها را به رئیس جمهور رسمی كشور و وزرای كابینه او روا داشتند. “رمال”، “دروغگو”، “خرافاتی”، “دیكتاتور”و… و ده ها تهمت و اهانت دیگر كه تا انتخابات و پس از آن صدها بار تكرار شد. چرا این اهانت های مكرر در مكرر شما را بر آن نداشت كه مانند نامه‌ی سرگشاده ای كه به خاطر چند دقیقه صحبت منطقی دكتر حداد به او نوشتید نامه ای هم به نامزد مورد علاقه تان بنویسید و او را از “رفتارهای ناهنجار و بی‌اخلاق” بر حذر دارید و به “ملتهب” نمودن “جامعه” هشدار دهید و به نقد عقلانی دولتمردان توصیه كنید؟!
“به نامه استاد شجریان بنگرید که خود را از همان “خس و خاشاک‌”هایی می‌داند که احمدی‌نژاد به ایشان توهین کرد. برادرم، آقای حداد! من نیز از همان “خس و خاشاک”ها هستم زیرا به میرحسین موسوی رأی دادم. میلیون‌ها نفر از مردم ایران از همان «خس و خاشاک‌ها» هستند.”
البته من هم می توانم خود را خس و خاشاك بدانم و بنامم!! چرا كه من هم در اولین راهپیمایی دوستداران آقای موسوی در خیابان آزادی شركت كردم! از شما كه خود را محقق می دانید بعید است كه برای اثبات مدعایتان به نامه‌ی خواننده‌ای بیاویزید كه معلوم نیست چگونه خود را “خس و خاشاك” قلمداد كرده است! شاید استاد شجریان هم بانك و مغازه ی مردم را آتش زده است! یا با نیروهای حافظ امنیت مردم درگیر شده است!
محقق گرامی!
یك بار دیگر حرف های رئیس جمهور در میدان ولی عصر درباره ی آشوب گران و خس و خاشاك را بخوانید. شاید بتوانید “فاكت”ی برای اثبات خس و خاشاك معرفی كردن رای دهندگان به میرحسین موسوی در سخنان رئیس جمهور بیابید!
جناب آقای شهبازی!
برای نجات اندیشمندان و روشنفكران و هنرمندان شهرنشین از حلقه ی بسته ی كتاب های كور كننده و اطرافیان كر كننده هیچ راهی جز خروج از شهرهای بزرگ نیست! رفتن به سمت شهرهای كوچك و روستاهای دور افتاده. شهرها و روستاهایی كه اسمشان هم برای ما مركزنشین ها غریب است. روستاها و شهرهایی كه برج عاج نشینان شهرهای بزرگ به سختی می توانند زندگی در آن ها را تخیل كنند.
آقای شهبازی!
این جا و در دود و داد میان ساختمان های سر به فلك كشیده ی پایتخت، رای دادن روستانشینان سختی كشیده برای نخبگان شهری سخت است. شیاطین اینجا بیشتر هستند!

  1. احمدی
    ۴ تیر ۱۳۸۸

    احسنت … پاسخ بسیارزیبایی بود … البته همه میدانند که تقلب در انتخابات بهانه ای برای برپایی آشوب بود… همه متوجه ی منظور رییس جمهور از خس و خاشاک هستند وبا سفسطه کردن سخنان ایشان بازهم دنبال بهانه برای آشوب هستند. آشوبی که آقای هاشمی در نامه ی ادبانه شان به مقام معظم رهبری لو داده بودند … برای ما مقام وموقعیت وجایگاه اجتماعی وسیاسی ودینی وغیره ی افراد مهم نیست ، بلکه مهم عقیده و ایمان قلبی آنان به ایران اسلامی ، ولایت پذیری ، و دوستی با دوستان ولایت وایران اسلامی و دشمنی با دشمنان ولایت وایران اسلامیست،برای مردم مهم است … آنانیکه خودرا دوستدار ایران اسلامی میدانند اما همکلام وهمگام با دشمنان داخلی وخارجی ایران اسلامی هستند بدانند که خیلی زود جایگاه خود را بین آحاد ملت ایران از دست داده و سرنوشتی شوم برای آنها رقم خواهد خورد… راستی سوال جالبی کردند این برادر بزگوار !!! با توجه به اینکه منظور رییس جمهور از خس وخاشاک ، اراذل و اوباشی بوده که دست به تخریب وغارت و سوزاندن اموال عمومی ومساجد میزنند وبه مهد کودک رفته و مادر و فرزندی را به شهادت میرسانند، مگر آقای شجریان و یا آقای شهبازی با اینان بوده اند که خود را جزو این خس وخاشاک میدانند !!!!!!!!؟

  2. شهبازی
    ۴ تیر ۱۳۸۸

    با سلام
    امیدوارم فکر نکنید همه شهبازی ها اینطوری اند. من هم شهبازی هستم و مخالف افکار تک بعدی و … هستم و بنا به دلایل مختلف و با بررسی های فراوان به دکتر احمدی نژاد رای دادم.

  3. رضا
    ۵ تیر ۱۳۸۸

    باسلام
    من یک دانشگاهی هستم برای ارجاع دادن در نامه ام به اصل منبع رجوع می کنم اگر این برادر عزیز محقق به اصل سخنرانی رئیس جمهور محبوب مراجعه می نمود چنین نمی نوشت. لذا نمره این محقق عزیز زیر 10 است.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: