پنج شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳ | ۰۷:۰۰

ماجرای نامه دختر دانشجو به قرائتی درباره ازدواج

حجت الاسلام قرائتی در سخنرانی شب قدر در مسجد دانشگاه تهران با بیان اینکه امروز مشکل جامعه ما یا ناشی از غفلت است و یا به خاطر شهوت گفت: راه حل غفلت نماز است و مشکل شهوت هم با ازدواج حل می شود.


به گزارش تریبون مستضعفین حجت الاسلام قرائتی در سخنرانی شب قدر رمضان در مسجد دانشگاه تهران با بیان اینکه مشکل جامعه ما یا ناشی از غفلت است و یا به خاطر شهوت گفت: راه حل غفلت نماز است و مشکل شهوت هم با ازدواج حل می شود.

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی

سخنران مراسم احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان در مسجد دانشگاه تهران پس از بیان فضائل حضرت امیرالمؤمنین (ع) گفت: بعضی عروسها می گویند اگر بخواهیم وضو بگیریم لاک و آرایشمان خراب می شود، نماز را قربانی و زندگی را با حذف نماز آغاز می کنند، این زندگی نمی تواند برکت داشته باشد. گاهی زندگی را با دروغ آغاز می کنیم، چند روز پیش ستاد اقامه نماز بودم، دختر و پسری پیشم آمدند، داماد مهریه هزار سکه ای را قبول کرده بود، گفتم شغلت چیست؟ گفت کارمندم. گفتم تو تا آخر عمرت هزار سکه می توانی پیدا کنی؟ به عروس گفتم چرا زندگی را مصنوعی درست می کنید؟ آخرش
توانستیم آنها را قانع و مهریه را تا 313 تا کم کنیم. هزار سکه مهریه مثل این است که بگوید من تا یک ربع دیگر کوه هیمالیا را می جویم.
حجت الاسلام قرائتی با اشاره به چشم و هم چشمی های فراوان و ساختگی بودن بسیاری از برنامه ها و مراسمات ابتدای زندگی گفت: اگر کارهایمان روی عقل نباشد زندگیهایمان هم نکبت خواهد شد، می بینید دختری هست که لیسانسش را گرفته است خودش را برای اینکه فوق لیسانس بگیرد به چند هزار جوان دیگر هم نشان داده است اما حالا کار گیرش نمی آید، شوهر هم گیرش نمی آید. هر چی شوهر آمد گفت می خواهم درس بخوانم.

امام جماعت مسجد دانشگاه تهران سپس به بیان خاطره ای از نامه یک دانشجوی دختر دانشگاه به او درباره ازدواج پرداخت و گفت: دختر دانشجویی به من نامه نوشت و گفت خداوند چهار نفر را لعنت کند، پدرم، مادرم، استاد و مشاورم را. خواستگارهای زیادی در پیش دانشگاهی و سال اول و دوم دانشگاه داشتم، پدر و مادر و استاد و مشاورم گفتند اول لیسانس و فوق لیسانست را بگیر. آنها را رد کردم، الان چند سال است که فوق لیسانسم را گرفتم اما دیگر خواستگار ندارم و از حق طبیعی ازدواج محروم مانده ام، خداوند این چهار نفر را لعنت کند.

حجت الاسلام قرائتی با بیان اینکه نباید در چنین شبی درباره این مسائل سخن بگوید گفت: چون اهم مشکلات جامعه اینهاست من مجبورم در این باره حرف بزنم، مشکل جامعه یا غفلت است یا شهوت. باید نماز بر پا شود تا غفلت از بین برود و ازدواج آسان شود تا جوانها بیمه شوند و از شهوت آسیب نبینند. با غیر از این دو تا هم نمی شود. دیروز فردی به من زنگ زد و گفت من می خواهم دو میلیارد کار خیر کنم، به او گفتم برو پنجاه تا جوان را داماد کن، من در کارت دخالت نمی کنم اما اگر از من بپرسی می گویم کار خیر برای جامعه ما یا ازدواج است یا بر پا داشتن نماز.

حجت الاسلام قرائتی سپس به نقد نظام آموزش عالی پرداخت و گفت: چرا کاری کردیم که دختر و پسر ما این همه به سمت گرفتن لیسانس هجوم می آورند، اگر اشتباه نکرده باشم آقای رییس جمهور می گفت تا دو سال دیگر هفت میلیون فوق لیسانس بیکار خواهیم داشت، دانشگاه های ما باید درسی به جوانها بدهند که او بعدش بتواند با آن کاری بکند. درس باید به درد بخورد، خیلی وقتها جوانها تحصیلات بالایی دارند اما کاربردی نیست، مثل آخوندهایی که خیلی بیشتر از بقیه می دانند اما نمی توانند حرف بزنند.

حجت الاسلام قرائتی گفت: متأسفانه ما خیلی از وقتها چیزهایی می خوانیم که هیچ جا به درد نمی خورد، در حوزه می خوانیم گوشت خرگوش حلال است یا حرام، مگر الان مشکل ما گوشت خرگوش است؟ در دانشگاه یا مدرسه می خوانیم کوه هیمالیا چند متر است، انگار می خواهد از هیمالیا برود بالا. فقط یک سری محفوظاتی برای نمره گرفتن است، ولی در عمل دین کمرنگ است و ازدواج هم نیست، خط را گم کرده ایم.  برای همین است که تمام دعاها مستحب است بجز دعای «اهدنا الصراط المستقیم»، روزی ده بار واجب است به بهانه نماز این دعا را تکرار کنیم.

  1. ALEN
    ۲۹ تیر ۱۳۹۳

    یه بار رفتم خواستگاری…
    دختره گفت من میخوام دکترا بگیرم…

    دفعه بعد رفتم خواستگاری یکی دیگه…دختره گفت اول خواهر بزرگترم باید ازدواج کنه و بعد من!!!

    الان هم توی وضعیتی هستم که یه در جهنم، جلومه و یه در دیگه اش پشت سرم…
    توی احادیث نگفته بودن که جهنم دوتا در داره!!!

    آهااااااااااااااااااااااااااای علمای اسلام…به داد اسلام برسید.
    آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای علمای اسلام…به داد جوان ها برسید.

  2. محمدرضا
    ۳۱ تیر ۱۳۹۳

    جوان24 ساله ای هستم.مدتهاست تصمیم به ازدواج دارم.سربازی ندارم.رتبه دو رقمی کنکور سراسری ارشد هستم.به لحاظ کاری هم هیچ مشکلی ندارم.
    چند جا اقدام کرده ام برای خواستگاری.می گویند دخترمان میخواهد درسش را بخواند.اصلا نمی پرسند کی هستی؟چه کاره ای؟
    من که هرجور باشه زن میگیرم ولی دلم به حال این دخترها و خانواده شان میسوزد…

    • ALEN
      ۱۰ مرداد ۱۳۹۳

      جالب اینکه خیلی از این دخترها به فساد میافتن!!!

      حتی دخترهایی که خانواده های متدین دارن متاسفانه دچار کمبود شدن و پنهانی فساد میکنن.

      لااقل یه خوبی داره و اون اینکه من و امثال من وقتی بچه دار بشیم این دیده ها و تجربه ها رو به کار میگیریم و نمیذاریم بچه هامون قربانی بشن…
      هم دخترم و هم پسرم رو جوری تربیت میکنم که زود ازدواج کنن و به کمال برسن.
      باشد که خدا از سر تقصیرات ما بگذرد…

  3. ندا
    ۱۲ فروردین ۱۳۹۴

    شماها چرافقط دخترا رو میگین اونوقت؟؟پسرا هارو نمیگین که همش دخترا رومسئول میدوتید…شماهااصلا وضع مالی خانواده ها رودرنظرگرفتید..چطور جهازبدن؟؟پدرومادردخترا چرابایدجهازبدن..اصلا خودتونو دیدید که چقدر دخترای مردمو بدبین میکنید به ازدواج بارفتارتون توخیابون و کوچه یاحتی داستانهایی که دخترا ازاذیت شدن مادراشون توازدواج میشنون یاازدوستاشون میشنون که چه زندگی دارن..همش به دخترا خورده میگیرید..یکمم فلشو طرف خودتون بگیرید..رتبه دورقمی به چه درد زندگی میخوره..اخلاق مهمه..دختریکه میخواد درس بخونه چرانبایدبخونه؟؟کمال فقط مال آقایونه؟؟

  4. ناشناس
    ۱۹ خرداد ۱۳۹۴

    ندا جان درسته هزینه جهاز و عروسی هم برای دخترا هم برای پسرا سر به فلک کشیده،12سال درس خوندیم،دانشجوهم شدیم خداروشکر،من عاشق درس خوندنم اما نمیشه گفت ازدواج مانع درس خوندنه،به قول آقای قرائتی مطالب درست حسابی که بدرد زندگی بخوره که یاد نمیدن!متراژ هیمالیا و…
    بعدشم قبول کن خانواده های دختر اکثرا سخت میگیرن که درس دخترم تموم شه،به نظر من باید بگن وقتی دختروپسرامون به فساد کشیده شدن.
    کجای دین ما این گفته؟
    کمال هم فقط مال و تحصیلات نیست،اما این بنده خدا میگه من بعضی شرایط اولیه رو دارم.

  5. عدنان
    ۲۲ تیر ۱۳۹۴

    من مرد سی و یک ساله هستم و بیست سال که دیابتی ام آن هم نوع یک، تا تونستم هجده ساله دیپلم تجربی گرفتم و بخاطر ضعف بینایی خانه دار شدم و حالا از جشم پزشک فوق تخصص برگه ی از کار افتادگی دارم، آیا بیمارانی که از کار کردن محرومند باید مستقیم قبرستون برند با اینکه برای کنترل دیابت زیر نظر متخصص هستم و آقام قبول کرده که زندگی ام را به عهده بگیره ولی جون نمی تونم کار کنم کسی قبول نمی کنه باهام ازدواج کنه، آیا سهممون از دنیا فقط قبرستونه، جه اشکال داشت یک زن شاغل باهام زندگی کنه مگه حرامه، خرجم که با آقامه، فقط خانم دیگه از من انتظار کار کردن نداشته باشه ولی مهم در کارکردن زن، کار کردن دربین خانمها (مثل حوزه و…) و به دور از چشمان نا محرم و با رعایت حجاب کامله، حالا که احتمال ازدواجم خیلی خیلی پایینه اینو بگم که به نظر من برای فهمیدن میزان ایمان بانوان همین بس که اکثر خانمها با یک دستور الهی مخالفند هر چند هم به بقیه دستورات الهی پایبند باشند و آن داشتن بیش از یک زن و این ملاک خوبی برای فهمیدن میزان ایمانشان هست البته ملاک هایی مثل خوش اخلاقی و… هست اما مهمترینش حرفی که بالا زدم انگار آدما می خوان بعد ازمرگ خوبی کنن ( فتربصّوا انّا معکم مّتربّصون)

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: