پنج شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸
شنبه ۱۱ مرداد ۹۳ | ۰۹:۲۲

مجازت دسته‌‌جمعی در غزه

آنچه امروز در فلسطین رخ می دهد، در حقیقت نه به حماس ربطی دارد، نه به راکت‌ها، نه به «سپر انسانی» یا تروریسم یا تونل‌ها. بلکه به کنترل دائمی اسرائیل بر سرزمین و زندگی فلسطینی‌ها مربوط است. این چیزی است که نتانیاهو واقعاً می‌گوید، و اکنون اذعان دارد که «همیشه» درباره‌اش سخن گفته است. آنچه در اسرائیل رخ می‌دهد، به سیاست تغییرناپذیراسرائیل در طول چندین دهه مربوط است که براساس آن خودگردانی، آزادی و حاکمیت از مردم فلسطین سلب می‌شود.


به گزارش تریبون مستضعفین +Behza d E مقاله‌ای از راشد خالدی که در «نیویورکر» منتشر شده را ترجمه کرده و در صفحه شخصی‌اش در پلاس منتشر کرد.
 راشد خالدی (ترجمه: +Behzad E.   مقابله و ویرایش: +Amir K)بنیامین نتانیاهو سه روز پیش از اینکه جنگ کنونی را در غزه شروع کند، کنفرانسی خبری در تل‌آویو برگزار کرد. او در این کنفرانس براساس آنچه Times of Israel منتشر کرده، گفته است «گمان می‌کنم حالا مردم اسرائیل حرف همیشگی‌ام را می‌فهمند: هیچ وضعیتی تحت هیچ توافقی وجود ندارد که بتوان در آن، کنترل امنیتی منطقۀ کرانۀ باختری رود اردن را واگذار کرد.»
ارزشش را دارد که وقتی نتانیاهو با مردم اسرائیل صحبت می‌کند، به حرف‌هایش به دقت گوش بسپاریم. آنچه امروز در فلسطین رخ می دهد، در حقیقت نه به حماس ربطی دارد، نه به راکت‌ها، نه به «سپر انسانی» یا تروریسم یا تونل‌ها. بلکه به کنترل دائمی اسرائیل بر سرزمین و زندگی فلسطینی‌ها مربوط است. این چیزی است که نتانیاهو واقعاً می‌گوید، و اکنون اذعان دارد که «همیشه» درباره‌اش سخن گفته است. آنچه در اسرائیل رخ می‌دهد، به سیاست تغییرناپذیراسرائیل در طول چندین دهه مربوط است که براساس آن خودگردانی، آزادی و حاکمیت از مردم فلسطین سلب می‌شود.کاری که اسرائیل در غزه می‌کند، مجازات دسته‌جمعی است. مجازات غزه است، به این دلیل که نپذیرفته است که گتویی(۱) مطیع باشد. مجازاتی است از سر خشم از اتحاد فلسطینی‌ها، از حماس و بقیۀ گروه‌هایی که به محاصرۀ اسرائیل و تحریکاتش (بعد از اینکه اسرائیل بارها از نیروهای سرکوبگر در مقابل تظاهرات غیرمسلحانه استفاده کرد) با مقاومت مسلحانه یا غیرمسلحانه پاسخ می‌دهند. علی‌رغم سال‌ها آتش‌بس، محاصرۀ غزه هیچ‌گاه لغو نشد.

همان‌طور که از کلمات خود نتانیاهو برمی‌آید، اسرائیل به کمتر از تسلیم بی‌قیدوشرط فلسطینی‌ها به فرمانبرداری از اسرائیل رضا نمی‌دهد. اسرائیل فقط «دولتی» فلسطینی را می‌پذیرد که از آن، همۀ ویژگی‌های دولتی واقعی گرفته شده باشد: کنترل امنیتش، مرزهایش، آسمانش، مرزهای دریاییش، به‌هم‌پیوستگی مرزهای خاکیش، و درنتیجه حاکمیتش. شیادی بیست‌وسه‌سالۀ «فرایند صلح» ثابت کرده است که این چیزی است که اسرائیل با رضایت کامل واشنگتن ارائه می‌کند. هر زمانی که فلسطینی‌ها دربرابر این تقدیر اسفناک مقاومت کرده‌اند، اسرائیل آن‌ها را به‌خاطر دهن‌کجیشان مجازات کرده است. چیز جدیدی نیست.

مجازات فلسطینی‌ها به‌خاطر وجود داشتنشان، پیشینه‌ای طولانی دارد. قبل از اینکه حماس و راکت‌های ابتداییش به لولوخورخوره‌های اسرائیل، و غزه به زندان بدون سقف و کیسه‌بکس و آزمایشگاه تسلیحاتی اسرائیل تبدیل شوند، سیاست اسرائیل همین بوده است. در 1948، اسرائیل به نام تشکیل دولتی با اکثریت یهودی در سرزمینی که 65% مردمش عرب بودند، هزاران نفر بیگناه را کشت و صدهاهزار نفر دیگر را متوحش کرد و کوچاند. در 1967، بازهم صدهاهزار نفر دیگر را کوچ داد و قلمروی را اشغال کرد که بعد از 47 سال، هنوز بیشترش را در کنترل دارد.

اسرائیل در 1982 با هدف اخراج سازمان آزادی‌بخش فلسطین و ریشه‌کن کردن ملی‌گرایی فلسطینی، به لبنان هجوم برد و هفده‌‌هزارنفر نفر از مردم را که بیشترشان غیرنظامی بودند، به قتل رساند. از اواخر دهۀ هشتاد میلادی، وقتی فلسطینی‌های تحت اشغال عموماً با پرتاب سنگ و تظاهرات عمومی قیام کردند، اسرائیل ده‌هاهزار نفر از فلسطینی‌ها را بازداشت کرده است: از 1967، بیش از هفتصدوپنجاه‌هزار نفر در اسرائیل زندان رفته‌اند، عددی که امروز برابر 40% جمعیت مردان بزرگسال است.  بعضی‌ها از شکنجه گزارش کردند، که درستی این ادعا را گروه‌های حقوق‌بشری‌ مانند بیتسلم ثابت کرده‌اند. در طول انتقاضۀ دوم که در سال 2000 شروع شد، اسرائیل مجدداً به کرانۀ باختری حمله کرد (البته هیچ‌وقت هم کاملاً از آنجا خارج نشده بود). اشغال و استعمار سرزمین فلسطین بدون هیچ ضعفی، در طول «فرایند صلح» دهۀ نود ادامه یافت، و تا امروز ادامه دارد، و در در امریکا در بحث [ِ فلسطین]، همچنان زمینۀ بحرانی و ناعادلانه نادیده گرفته می‌شود و در مقابل، بحث تقریباً همیشه محدود می‌شود به «دفاع از خود» اسرائیل و مسئولیت تحمیلی به فلسطینی‌ها – امریکا مسئولیت رنجی را که فلسطینی‌ها می‌برند، بر گردن آن‌ها می‌اندازد.

طی هفت سال اخیر یا بیشتر، اسرائیل نوار غزه را محاصره کرده است، به آن دائماً حمله کرده است و مردمش را آزار داده است. بهانه‌ها تغییر می‌کنند: آن‌ها حماس را انتخاب کردند، آن‌ها مطیع نبودند، آن‌ها از به‌رسمیت‌شناختن اسرائیل سرباز زدند، آن‌ها راکت پرتاب کردند، آن‌ها تونل‌هایی ساختند که تا محاصره را دور بزنند، و دلایل مشابه. اما این بهانه‌ها گمراه‌کننده‌اند، زیرا این حقیقت گتوهاست: گتو مقابله خواهد کرد. [غزه به‌راستی گتو است؛] موقعیتی که در آن  یک‌میلیون‌وهشتصدهزارنفر در 363 کیلومتر مربع – یک‌سوم مساحت شهر نیویورک – زندانی شده‌اند، بدون کنترل بر مرزها، تقریباً بدون دسترسی ماهیگیران به دریا (براساس توافق اسلو، دسترسی به سه کیلومتر از بیست کیلومتر مجاز شناخته شده است)، بدون هیچ راهی به داخل یا خارج، با هواپیماهای بی‌سرنشین که صبح و شب بالای سرشان در پروازند. در سویتو و بلفاست مردم بیکار ننشستند، و در غزه نیز چنین نیست. ممکن است از حماس یا بعضی روش‌ه%:.7-DB

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: