چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
پنج شنبه ۳۰ مرداد ۹۳ | ۰۲:۴۲

معتضد: کودتای ۲۸ مرداد حماقت آمریکا بود

کارشناس تاریخ معاصر طی یادداشتی شفاهی در”نسیم” با اشاره به اینکه اختلافات کاشانی با مصدق جنبه خارجی نداشت، گفت: مصدق تلاش کرد با کارت حزب توده آمریکا را بترساند، لذا به حزب توده آزادی داد.


خسرو معتضدخسرو معتضد، کارشناس تاریخ معاصر، طی یادداشتی شفاهی به تبیین نقش دو تن از فعالان ملی شدن صنعت نفت در ایران پرداخته و زوایای مختلفی از واقعه کودتای 25 و 28 مرداد را در ایران بررسی نموده است. وی برخلاف برخی از مورخان معتقد است که مصدق در کودتای 28 مرداد نقشی نداشته و از وی و آیت الله کاشانی به عنوان دو قهرمان ملی یاد می‌کند.متن یادداشت شفاهی وی بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به نظر من دکتر محمد مصدق در جریان براندازی دولت خود هیچ دخالتی نداشت؛ برخلاف بسیاری در خارج و داخل کشور که علیه آیت الله کاشانی صحبت می کنند و برخی عنوان می‌کنند وی از عوامل سقوط دکتر مصدق بوده است، من چنین نظری را نمی پذیرم؛ در میان رهبران انقلاب و جنبش ها اختلافات زیادی رخ می دهد، این اختلافات ممکن است سلیقه ای، فکری و… باشد.
ایت الله کاشانی نقش بسیار مهمی در به ثمر رساندن جنبش ملی کردن صنعت نفت داشته است؛ آیت الله کاشانی این جنبش را مذهبی کرد؛ این جنبش به لطف اقدامات آیت الله کاشانی هم ملی و هم مذهبی شد و وارد جامعه گردید.
در ابتدا صحبت از استیفای حقوق ایران بود؛ همان طور که در مجلس چهاردهم دولت ایران و مردم زیر بار روسیه نرفتند و ایستادگی کردند و نفت را به روسیه ندادند، قرار بود در خصوص نفت جنوب که در زمان استبداد در دوران بی خبری ایران به دست مظفرالدین شاه داده شد، بررسی شود تا استیفای حقوق شود؛ بعد از مدتی این مسئله جدی شد.
دانشمندان، افراد تحصیل کرده، کارشناسان نفت و… این مسئله را عنوان می‌کردند تا زمانی که کمیسیونی در مجلس شورای ملی شامل 18 نفر تشکیل شد تا به این مسئله رسیدگی کند؛ انگلیس دریافته بود چه گنج پر بهایی در دستش است؛ بر اساس قراردادی به نام گس-گلشائیان قرار بود نفت ایران را تا 1993 تمدید کند و حتی قصد داشت بیش از 1993 اضافه کند.
انگلیس برنامه ریزی کرده بود که قرارداد ادامه پیدا کند تا نفت ایران در اختیارش باشد؛ در نتیجه زیر فشار مردم کمیسیونی در مجلس تشکیل شد؛ در این زمان آیت الله کاشانی در تبعید لبنان بود؛ بعد از تیراندازی به شاه، از فرصت استفاده کردند و به دلیل مبارز بودن آیت الله کاشانی، وی را تبعید کردند؛ بعد از آزاد شدن انتخابات، مردم به آیت الله کاشانی رأی دادند و وی نماینده مردم شد.
آیت الله کاشانی از روزی که به ایران بازگشت جنبه ملی کردن نفت را مورد حمایت قرار داد؛ استقبال از آیت الله کاشانی با جمعیت 100 هزار نفری بود در حالی که جمعیت تهران در آن زمان یک میلیون نفر بود؛ اختلافات آیت الله کاشانی با مصدق جنبه خارجی نداشت و قصد براندازی مصدق نیز در برنامه کاشانی نبود؛ اختلاف بین رهبران انقلاب فرانسه، رهبران انقلاب الجزیره، رهبران انقلاب روسیه و… نیز وجود داشته است.
دکتر محمود کاشانی درباره حزب توده اغراق نمی کند؛ کسانی که می گویند حزب توده نمی توانست شورش کند سواد کمی دارند؛ در افغانستان دو حزب پرچم و خلق وجود داشت؛ این دو حزب کودتا کردند در حالی که اعضای این احزاب 5 هزار نفر بود؛ 5 هزار نفر کشوری 17 میلیونی را به مدت 20 سال به بدبختی کشاندند؛ ترس محمود کاشانی از حزب توده درست است.
حزب توده بعدها اعلام کرد که روش برخورد این حزب با مصدق درست نبوده است؛ مصدق نیازی به پول، مقام و… نداشت؛ من مصدقی نیستم ولیکن تائید می کنم مصدق نه تنها خدمت بزرگی به ایران کرده است بلکه جنبش ملی کردن نفت که آیت الله کاشانی سهم عمده ای در آن داشت، رهبری کرد.
آیت الله کاشانی جنبش ملی کردن نفت را میان مردم برد و باعث شد بسیاری از مردم علیه انگلیس برخیزند؛ من برخلاف دوستم دکتر کاشانی معتقدم مصدق در جریان 28 مرداد هیچ دخالتی نداشت؛ مصدق هر جا می رفت محبوب می شد؛ در آمریکا نیز مردم هواخواه او شدند؛ جریان 28 مرداد حماقت آمریکا بود که در دام انگلستان افتاد.
آمریکا در سال 1330 طرفدار ایران بود و اگر آمریکا نبود انگلیس به آبادان حمله می کرد؛ در سال 1330 در حکومت دموکرات، هریمن، گریدی و آچسن طرفدار ایران بودند؛ معتقد بودند اگر بر ایران فشار آوردید کمونیست ها بر این کشور مستولی خواهند شد؛ حزب توده مصدق را به عنوان عامل بورژوازی، مهره سیاه آمریکا و انگلیس معرفی کرد و طبق دستور شوروی رفتار می‌کرد.
استالین می میرد و طرفداران او در روسیه از بین می روند و گروه مخالف استالین بر سر کار می آیند که زخم خورده استالین هستند؛ در نتیجه سیاست شوروی در ایران تغییر می کند و حزب توده در ایران به موفقیت دست نمی یابد چرا که بی پدر شده بود.
مرحوم آیت الله کاشانی نه انگلیسی بود و نه عامل کشور دیگری بود؛ از سال 1297 در حال جنگ با انگلستان بوده است؛ در عراق حکم اعدام وی صادر شده بود که به ایران پناهنده شد؛ در دوران رضا شاه نیز به دلیل رک گویی چندان مورد توجه نبود؛ در سال 1313 با مفتی اعظم فلسطین علیه انگلیسی ها همکاری می کرد؛ چرا که همواره از انگلستان نفرت داشت به این دلیل که انگلیس ایران را به بدبختی و بیچارگی کشانده است.
در سال 22 دستگیر می شود و به مدت 2 سال در زندان اراک و رشت بوده است؛ آیت الله کاشانی در سال 1330 پشت مصدق بوده است؛ مصدق در زمانی که آیت الله کاشانی در سال 29 بازگشت، در فرودگاه به استقبال ایشان رفت اما بعدها اختلافات پیش آمد.
کمبود بودجه یکی از مشکلاتی است که مصدق با آن مواجه بود؛ به طور مثال آیت الله کاشانی تصمیم بر تشکیل کنگره اسلامی در ایران داشت تا بتواند مسلمانان را جمع کند ولیکن مصدق از نبود بودجه سخن می گفت؛ هیچ یک از این دو شخصیت خیانت کار نبودند؛ این که برخی اذعان دارند آیت الله کاشانی به دنبال پست نخست وزیری یا همکاری با حزب توده بوده است، کذب است.
کاشانی حق خود را ادا کرد و بعد از 28 مرداد مورد بدبینی قرار گرفت؛ در ایران اختلاف بین گروه هایی که با هم کار می کنند تا به هدفی برسند بسیار پیش می آید و این امر یک بیماری است؛ مصدق قربانی توطئه شد؛ چرا که مصدق میهن پرست بود و مملکت خود را دوست داشت و نمی خواست وجهه خود را از بین ببرد و بر سر ملی شدن نفت تا انتها ایستاد.
حزب توده و تندروهای مذهبی به مصدق بسیار حمله کردند؛ تندروهای مذهبی می خواستند در لحظه تمام ایران مذهبی شود؛ این تندروها به آیت الله کاشانی نسبت منحرف می دادند.
در نهایت امریکا تابع انگلیس می شود؛ در آمریکا حزب جمهوری خواه که متحد حزب محافظه کار در انگلستان است، بر سر کار می آید و طرح آژاکس را اجرا می کنند؛ در این طرح اذعان می شود کنار آمدن با مصدق امکان ندارد در نتیجه باید کودتا صورت گیرد.
شخصی به نام کرمیت روزولت به ایران فرستاده می شود، رشیدیان ها که همواره خدمتگذار سفارت انگلیس بودند در اختیار این شخص قرار می گیرند؛ 3 سرهنگ کودتاچی به ایران می آیند که متخصص کودتا هستند؛ در شب 25 مرداد سرهنگ نصیری را به منزل مصدق می فرستند تا او را به مکانی نامعلوم ببرد. به اندازه ای این کودتا احمقانه بود که نمی دانستند بعد از گرفتن مصدق او را به کجا ببرند؛ سرهنگ نصیری نامه عزل مصدق را به وی می دهد در حالی که رسم بر این بود تنها نامه نصب فرد جدید داده می شد که نشانه عزل فرد قبلی نیز بود؛ مصدق بعد از دریافت نامه دستور توقیف نصیری را می دهد و نصیری خود را به ستاد ارتش معرفی می کند؛ در نتیجه کودتای مسخره 25 مرداد که طراح آن امریکا بود، از بین می رود.
به قبرس تلگراف می زنند که چه کنند؛ دولت آمریکا دستور خروج افراد را می دهد؛ تلگراف به دلیل عدم حضور فرد مسئول به کرمیت روزولت نمی رسد؛ تلگراف به امضای ژنرال والتر بیدل اسمیت، معاون وزارت خارجه آمریکا، است؛ در تلگراف نوشته می شود ایران را ترک کنید موضوع شاه تمام شده است.
ارنست پرون شب هنگام از طریق بی سیم به شاه که در رامسر بوده است، خبر می دهد؛ شاه در ویلای خود در کلاردشت بوده است؛ سوار هواپیمای کوچکی به نام فاخته می شود، به رامسر می آید؛ از رامسر با طیاره پیچگراپ که در سفر سال 1328 در آمریکا خریداری شده بود، به عراق می روند.
آیت الله کاشانی رهبر سیاسی بوده است؛ مصدق تنها در تلاش بود با کارت حزب توده آمریکا را بترساند، لذا به حزب توده آزادی عمل می دهد؛ بازپرس دادسرای تهران حکمی بر این مبنا صادر می کند که حزب توده خلاف مشروطه نیست و اقدامی علیه مشروطه انجام نداده است؛ حشمت الله قضائی، دادستان کل کشور، و عبدالعلی لطفی این نظر را تائید می‌کنند ولیکن مصدق این قانون را اجرا نمی‌کند.
آیت الله تهرانی علنی در جنوب تهران، علیه این عمل مصدق اعلامیه می دهد؛ درگیری بسیاری ایجاد می شود؛ کاشانی رسما در ردیف مبارزان مخالفان مصدق قرار می گیرد؛ عده ای در 10 یا 12 مرداد به منزل کاشانی حمله می کنند و فردی به نام حدادزاده را می کشند؛ تیراندازی می شود و رئیس کلانتری به شدت مجروح می شود.
در نتیجه با این درگیری ها مردم می گویند حزب توده همه کاره است در حالی که چنین نبود؛ تظاهرات روز 30 تیر سال 32 تظاهرات حزب توده می شود؛ جمعیتی که دولت فراهم می کند از 10 هزار نفر کمتر می شود، حزب توده در غروب آن روز 50 هزار نفر را می آورد؛ آمریکا نیز به این امر آب و تاب می دهند؛ خبرنگار آمریکایی از تهران اطلاع می دهد که 100 هزار کمونیست در خیابان های تهران رژه رفتند.
این مسئله سبب وحشت آمریکا می شود؛ در مرداد ماه آیزنهاور اذعان می کند تحمل توده ای شدن ایران را نداریم؛ در 4 مرداد کرمیت روزولت وارد ایران می شود؛ به کمک ژنرال نورمن شوارتز یک میلیون دلار پول وارد ایران می کند؛ 75 هزار دلار خرج می شود.
اشرف پهلوی به تهران می آید و با شاه ملاقات می‌کند و می‌گوید شب رادیو لندن را گوش دهید؛ در ساعت 12 به زبان انگلیسی اعلام می کند اینجا لندن است ببخشید اینجا لندن ساعت 12 است؛ می گوید این ببخشید به معنای این است که دولت انگلیس و دولت آمریکا اجازه می دهند دولت زاهدی را بر سر کار آورید.

ثبت نظر

نام:
رایانامه: (اختیاری)

متن: